Print Friendly, PDF & Email

چکیده

جامعه شیعه از بدو ایجاد تاکنون در سایه هدایت و سرپرستی معصومان (علیهم السلام) به حرکت تکاملی و رو به رشد خود ادامه می دهد و اقامه کلمه توحید و ایجاد بستر بندگی و جاری شدن عبودیت خدای متعال در تمامی شئون حیات را هدف نهایی خود قرار داده است. در میان مقاطع تاریخی سیر تکاملی جامعه شیعی، نهضت عاشورا، انقلاب اسلامی و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) سه مقطع بسیار حساس، کلیدی و تأثیرگذار محسوب می شوند. عاشورا محورتاریخ خداپرستی و کانون جوشان محبت و عواطف شیعی و الهام بخش تمام مبارزات خداپرستانه است. جامعه مهدوی و ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فداه) نیز نقطه آمال و آرمان های بزرگ و تاریخی جامعه شیعی و ثمره و محصول تمام مجاهدت ها و تلاش های انبیاء و اولیاء و پیروان آنان است.
دراین میان انقلاب اسلامی به عنوان بزرگ ترین و موفق ترین حرکت اجتماعی جامعه شیعه از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است و به عنوان حلقه واسطه این دو نهضت عظیم عمل می نماید.
انقلاب اسلامی ازیک سو ریشه در نهضت عاشورا و حماسه کربلا دارد و فرهنگ حماسی عاشورا اعم از ایثار، شهادت طلبی، شجاعت، وفاداری و فداکاری، ظلم ستیزی و عزت مداری و ولایت پذیری تام، الهام بخش و دستورالعمل آن محسوب می گردد و از سویی دیگر چشم به عصر ظهور و تشکیل جامعه مهدوی دارد.
انگیزه های این انقلاب عظیم، انگیزه های حسینی و عاشورایی است و زمینه سازی برای ظهور منجی بشریت و آخرین ذخیره الهی را وجهه همت خود قرار داده است. این آرمان عظیم سختی ها و دشواری ها و موانع بزرگی را در پیش روی دارد که انقلاب اسلامی با الهام از فرهنگ عاشورا به مبارزه با این موانع پرداخته است و در جهت آماده سازی مقدمات ظهور عمل می نماید. در واقع می توان چنین گفت که انقلاب اسلامی جلوه ای از عاشورا و طلیعه آغاز صبح امید و ظهور صغرای حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

واژگان کلیدی:

عاشورا،فرهنگ انتظار، جامعه مهدوی، جامعه شیعی، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مقدمه

اقامه کلمه توحید و ایجاد بستر بندگی خدای متعال و عبادت حضرت حق در تمامی شئون حیات، فلسفه تحقق انقلاب اسلامی و محقق شدن جامعه اسلامی و تمدن اسلامی بر پایه ارزش ها و باورهای اسلامی، هدف بزرگ انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی تحولی بسیار بزرگ در قرون و اعصار اخیر و انفجار نور و تبلور وعده الهی «یخرجهم من الظلمات الی النور» (قرآن کریم، سوره مبارکه بقره، آیه ۲۵۷) و بشارت دهنده پیام معنویت و حیات طیبه برای انسان سرگشته در سراب تمدن مادی است.
این انقلاب عظیم بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از حیات طیبه آن کارآمدی خود را اثبات نموده و تأثیرهای عمیق اجتماعی و تاریخی از خود به جای گذاشته و مسیری نو و نورانی برای تاریخ و بشریت تعریف نموده و سریع و شتابان به سمت فتح قله های جدید و اهداف و آرمان های مقدس در حرکت است.
این پیدایش و ظهور قدرتمند و حرکت سریع رو به جلو و دستاوردهای کلان به دلیل آن است که این انقلاب از یک سو ریشه در عاشورا و حماسه حسینی و از سویی دیگر چشم به عصر ظهور دارد و منتظر جامعه مهدوی است. در واقع انقلاب اسلامی به عنوان حلقه واسطه میان مکتب عاشورا و فرهنگ انتظار عمل می نماید و با الهام از حماسه عظیم عاشورا،پای در جاده انتظار و حرکت به سمت جامعه مهدوی دارد و در پی زمینه سازی برای تحقق آن آرمان و آرزوی بزرگ و وعده حتمی الهی است. انقلاب اسلامی آمیخته ای از رنگ سرخ حسینی و رنگ سبز مهدوی است که شروع آن با نام مقدس حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) و حفظ تداوم و رشد آن با نام مبارک حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) می باشد.
این نوشته کوتاه برآن است که در حد بضاعت خود به بررسی نسبت های میان این سه مقوله و حلقه واسطه بودن انقلاب اسلامی نسبت به دو مقوله دیگر بپردازد.
این بحث در چهار فصل تنظیم گردیده است و شایان ذکر است که مقصود از انتظار دراین نوشته اعم از فرهنگ انتظار، عصر ظهور و جامعه مهدوی است.

فصل اول: عاشورا،انقلاب اسلامی و عصر ظهور سه مقطع از درگیری تاریخی جبهه حق علیه و باطل و تاریخ تکاملی جامعه شیعه

۱-ملاحظه این مقاطع در جریان درگیری تاریخی جبهه حق علیه باطل

از ابتدای خلقت حضرت آدم (علی نبینا) و آله و علیه السلام) و تمرد و سرپیچی شیطان (همان،آیه ۳۱) از دستورالهی، دو جبهه حق و باطل به سرپرستی خدای متعال و طاغوت ایجاد شده است. قرآن کریم در آیه الکرسی به وجود این دو جبهه تصریح می نماید و خدای متعال و مؤمنان را دریک جبهه و طاغوت و کافران را در جبهه مقابل جای می دهد(همان، آیات ۲۵۵- ۲۵۷)
در این آیه شریفه به آثار و پیامدهای این دو سرپرستی نیز اشاره می گردد که محصول ولایت خدای متعال و جبهه حق را نور و سعادت و محصول ولایت طاغوت و کفر را ظلمت و شقاوت معرفی می نماید.
این درگیری محدود به عرصه ها و حوزه های خاص نمی باشد و وسعت و دامنه آن تمام تاریخ را پوشانده است. این رویارویی دائمی است و از ابتدای خلقت انسان تا برپایی حکومت جهانی حق و محو باطل ادامه خواهد داشت.
علت این درگیری دائمی آن است که در نظام هستی که به صورت نظام مند و به هم پیوسته خلق گردیده است، اصطکاک و تقابل اختیارها و اراده ها درباره یکدیگر امری ضروری و طبیعی است و هرکدام از دو جبهه نور و ظلمت که قصد توسعه و گسترش فعالیت های خود را داشته باشد، لزوماً دامنه گسترش حرکت مقابل را ضیق و تنگ می نماید و «وسعت حکومت» یکی «محدودیت حاکمیت» دیگری را به دنبال خواهد داشت؛ لذا این دو جریان از آنجا که از مواضع و اهداف خود عدول نخواهند نمود، درگیری برای حاکمیت حق و حقیقت و توسعه بندگی و در مقابل تلاش برای حاکمیت شیطان و پرستش اهواء به صورت دائم و همه جانبه ادامه خواهد داشت. (جمعی از نویسندگان، ۱۳۶۷، ۶)
دراین میان آنان که شدیدترین اختیار را در مسیر نور یا ظلمت نموده اند، سرپرستی و ولایت سایر افراد هم جهت خود را برعهده می گیرند و اساسی ترین تأثیر را در جهت دادن به حرکت سایر انسان ها و میسر حرکت جامعه انجام می دهند.
نمونه های این تقابل را می توان در رویارویی و جهاد پیامبران بزرگ الهی با مشرکان و پرچم داران جبهه طاغوت مشاهده کرد. صفحات تاریخ درگیری حضرت موسی (علیه السلام) با فرعون و ابراهیم (علیه السلام) با نمرود و پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را با جبهه مشرکان قریش و دیگر دشمنان به تصویر کشیده است و ائمه طهار (علیهم السلام) هرکدام با طواغیت زمان خود درگیری بوده اند.
با این نگاه نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی و قیام حضرت مهدی( عجل الله تعالی فرجه الشریف) سه مقطع از درگیری تاریخی جبهه حق علیه باطل است که هر سه حرکت دارای اهداف مشترک می باشند.
نهضت عاشورا سنگین ترین و خونین ترین نبرد مقدس دراین درگیری دائمی است که برای اقامه حق،امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح انحراف عمیق در جامعه اسلامی مبنی بر جدایی دین از ولایت و دینداری بدون امامت و پذیرش سلطنت برای سرپرستی جامعه اسلامی و…برپا گردیده است و همواره محور و الگو و الهام بخش مبارزات جبهه حق علیه باطل بوده است.
انقلاب اسلامی نیز پرچمدار جبهه حق در مقطع زمانی رنسانس و ظهور مدرنیته و حاکمیت و سیطره کامل تمدن مادی و هجوم همه جانبه آن به دین، ارزش ها و اعتقادها و طرد و انزوای دین و دینداران از عرصه های حیات اجتماعی بشر بود.
این انقلاب با انگیزه های الهی و ایمانی و تلاش برای آزادی جامعه خود و مسلمین و در نهایت کل بشریت از یوغ بندگی تمدن مادی و جبهه باطل و مقابله با اهداف توسعه طلبانه آنان و با هدف توسعه شعار لا اله الاالله و جریان توحید و بندگی خدای متعال به وقوع پیوست.
انقلاب و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) نیز به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهری، حلقه ای است از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود و قیام حضرت آخرین حلقه از مجموعه حلقه های مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان بر پا بوده و مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تحقق بخش ایدئال همه انبیاء و اولیاء و مردان مبارزه در راه حق است. (مطهری، ۱۳۷۳، ۶۸)

۲-ملاحظه این مقاطع در سیر تکاملی جامعه شیعی

انقلاب اسلامی یکی از حلقه های تکامل جامعه شیعی تا رسیدن به سرمنزل مقصود و تحقق دولت عدل علوی به دست آخرین پرچمدار این جامعه می باشد. از این منظر انقلاب اسلامی برآیند حرکت تکاملی جامعه شیعی است ؛ که این حرکت نیز در درون جبهه حق و در جهت ادامه نهضت انبیاء عظام (علیهم السلام) و به عنوان طلایه دار اسلام ناب و اصیل قرار دارد.
رشد و تکامل جامعه شیعی در اینجا به معنای بلوغ جامعه شیعه می باشد که بلوغ و رشد همه جانبه ظرفیت های روحی، فکری و عملی را شامل می شود و کمال این بلوغ به بلوغ در ولایت پذیری تعریف می گردد. براساس این دیدگاه تمامی تحولات و سیر رشد جامعه شیعه براساس سرپرستی و ولایت امامان معصوم(علیهم السلام) صورت گرفته است و این ولایت هم اکنون نیز در وجود امام زمان (علیه السلام ) ظاهر و متجلی است.
دراین تحلیل سیر و حرکت تکاملی جامعه شیعه از منظر رشد اجتماعی و ظرفیت سازی برای تشکیل حکومت و نظام الهی که مقدمه تشکیل نظام جهانی حضرت بقیه الله الاعظم می باشد مورد بررسی قرار می گیرد.
جامعه شیعی در سیر رشد و تکامل و بلوغ ظرفیت های آن از بدو ایجاد هسته اولیه تا کنون مراحلی را پشت سر گذاشته است که به اختصار به آن اشاره می شود.
رشد استعدادها و بلوغ ظرفیت های جامعه شیعی محصول سرپرستی و ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) می باشد و هریک از امامان بزرگوار (علیهم السلام) در زمان حیات دینوی خود سرپرستی جامعه شیعی را به عهده داشته اند و تمامی مساعی خود را در جهت رشد و توسعه ظرفیت های شیعیان و هویت کلی جامعه شیعی به کار می برده اند.
محصول سرپرستی و ولایت معصومان(علیهم السلام) تکامل شیعیان و جامعه شیعی و بلوغ ظرفیت های عاطفی، روحی، علمی و عملی جامعه شیعه بوده است.
تلاش برای رشد و توسعه ظرفیت های «روحی و عاطفی» گام اول و مهم امامان معصوم (علیهم السلام) در سیر تکاملی جامعه شیعی بوده است. از آنجا که گرایش ها و جهت گیری ها و بینش فکری خاص و موضع گیری ها ریشه در نظام تمایلات دارد،توسعه ظرفیت های روحی و عاطفی – که گرایش ها و جهت گیری ها بر آن اساس صورت می گیرد- مهم و بسیار کلیدی است.
دراین جهت بخش مهمی از فعالیت ها و گفتارهای معصومان (علیه السلام) به این موضوع مهم اختصاص دارد و در روایات تأکیدی فراوان نسبت به حب و بغض فی الله و محبت اهل بیت (علیهم السلام) و آثار دنیوی و اخروی آن و در مقابل تبری نسبت به دشمنان آنان صورت گرفته است ؛که این حب و بغض ها مهم ترین عامل
در پرورش روحی شیعیان می باشد.
به جرئت می توان عنصر محوری در این زمینه را قیام عاشورا و شهادت حضرت سید الشهدا و اصحاب با وفایش دانست ؛ این واقعه عظیم، ظرفیت تمایلات شیعه را بسیار بالا برد و محبت و گرایش به اهل بیت (علیهم السلام) را عمیق و دائمی نمود و برای همیشه عواطف و گرایش های جامعه شیعه را حول این محور مقدس جمع آوری و سازماندهی کرد. به دلیل اهمیت این عنصر تأثیر گذار ائمه اطهار( علیهم السلام) بیشترین اهتمام را به اقامه مجالس عزاداری سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)داشته اند.
در کنار اهتمام و تلاش برای ظرفیت سازی روحی و عاطفی شیعیان و تقویت بعد گرایشی و جهت گیری جامعه شیعی، امامام معصوم (علیهم السلام) همواره در پی اعتلای بعد «علمی و فرهنگی» شیعیان و تقویت قوه تفکر وبینش آنان بوده اند ؛ که نقطه اوج این حرکت را باید در تلاش علمی و فرهنگی سه امام بزرگوار امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) و تأسیس یک مرکز بزرگ علمی در مدینه و نظام مند نمودن معارف شیعه و ارائه آن در حد یک مکتب و ایدئولوژی و تربیت شاگردان قوی و مبرز در رشته های مختلف علمی جستجو نمود.
اما ظرفیت سازی «رفتاری و عملی» حلقه مکمل ظرفیت سازی روحی و عاطفی وفکری و فرهنگی بوده است که به دست ائمه اطهار(علیهم السلام) دنبال می شده است و می توان آن را به معنی تولی تام و صبر و بصیرت و انسجام رفتار و عمل جامعه شیعه در پذیرش ولایت و موضع گیری و اقدام مناسب و آمادگی برای دوران جدایی و غیبت امام زمان (علیه السلام) تعریف نمود.
کم شدن انشعابات ایجاد شده و توقف آن در جامعه شیعه و ایجاد فرهنگ انتظار و عدم تردید در وجود حضرت ولی عصر (اروحنا فداه)بعد از انتظار طولانی و اطاعت و تولی نسبت به ایشان در عصر غیبت و پذیرش ولایت فقیه به عنوان حاکم نظام اسلامی و نایب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جمله آثار ارتقاء ظرفیت های جامعه شیعه می باشد.
دراین میان متغیر اصلی، ظرفیت سازی «روحی و عاطفی» است که حول محور عاشورا وحضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ایجاد شده است و نظام علمی و نظام رفتاری جامعه شیعه ریشه در آن پایگاه و کانون محبت و تمایلات دارد.
جامعه شیعه در عصر غیبت در سایه سرپرستی مستقیم حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) ازمرحله رشد و بلوغ و تربیت فردی، پا به مرحله رشد و بلوغ اجتماعی و سازمانی می گذارد و با رشد کمی و کیفی به سوی تشکیل حکومتی دینی حرکت می کند.
دولت صفویه اولین دولت شیعی است که علمای شیعه درآن حضور پیدا کردند و در واقع نوعی حکومت دینی شیعی در قالب تعامل میان سلطان و فقیه محقق گردید. و نهضت مشروطیت نیز که در آغاز نهضت عدالت خواهی بود،نشان دهنده مقطعی از بلوغ جامعه شیعی است که در آن قدرت ایجاد انقلاب و تغییرات اجتماعی در پرتو انگیزه های ایمانی به دست مردم و علمای شیعه به تصویر کشیده می شود.
اما انقلاب اسلامی نماد تکامل و بلوغ چشم گیر جامعه شیعی در ابعاد مختلف روحی،فکری و عملی است که درآن شاهد قیام فراگیر با انگیزه های دینی و ایمانی تحت رهبری ولایت فقیه به عنوان نایب امام زمان (علیه السلام) و تشکیل حکومت دینی و حفظ و استمرار آن هستیم.
ملاحظه این سیر حرکت تکاملی روشن می سازد که جامعه شیعی با نفی «خلافت» و «سلطنت» به پذیرش «ولایت» روی آورده است و طی مراحل خاص تاریخی و با سرپرستی ائمه اطهار(علیهم السلام) به رشد و بلوغ در ولایت پذیری و تولی تام روحی، فکری و عملی رسیده است.
در واقع جامعه شیعه بعد از مرحله اول که مرحله رشد و بلوغ فردی و تربیت انسان مؤمن و موحد می باشد، پا به مرحله دوم یعنی مرحله جامعه پردازی و تشکیل حکومت و ایجاد جامعه اسلامی گذارده است و شعار حکومت دینی و جامعه الهی سر داده است که نشانه بلوغ در دینداری و توسعه تولی به دین و ائمه اطهار(علیهم السلام) است.
دراین مقطع انقلاب اسلامی و حکومت دینی بعد از طرح شعار پرستش اجتماعی دین و لزوم حکومت دینی و اراده جامعه براساس دین، با نفی اندیشه های
مادی و تمدن سکولار، شعار جهانی سازی الهی و ایجاد تمدن الهی و خدا محور را سر داده است.
حال با این مقدمات می توان به این نتیجه رسید که می توان عاشورا، انقلاب اسلامی و جامعه مهدوی را به عنوان سه مقطع رشد تکاملی جامعه شیعی مورد بررسی قرار داد و قیام عاشورا به عنوان نمونه ور شد حرکت و بلوغ فردی و انقلاب اسلامی را به منزله حرکت اجتماعی و انقلاب مهدوی را به منزله حرکت جهانی و تمدنی ملاحظه نمود.

فصل دوم: نسبت متقابل عاشورا و انتظار

میان عاشورا و فرهنگ انتظار و تحقق جامعه مهدوی نسبت های خاصی وجود دارد که اشاره به آنها ما را در نتیجه گیری بهتر از بحث یاری می رساند.

۱- قیام مهدوی بزرگ ترین نمونه شبیه سازی شده عاشورا در مقیاس جهانی

اگرچه در انتهای فصل اول از نهضت عاشورا و قیام امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفایش به عنوان حرکت در مقیاس فردی یاد کردیم، اما این حرکت به ظاهر کوچک با سپاهیان اندک و این جنگ یک روزه خود به تنهایی محور تاریخ است و تاریخ خدا پرستی و بندگی خدای متعال براین محور می چرخد و تمام تل%D


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی