Print Friendly, PDF & Email
 
یكی از استثنایی‌ترین انسان های تاریخ پس از انبیاء عظام و ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ بود. او شاهكاری از خداوند خالق در جهان خلقت بود كه توانست در عصر حاضر به مسلمانان قدرت، شهامت، و استقلال عطا كند و نعمت وجود بابركت این بزرگ مرد تاریخ بود كه همگان را متوجه اسلام كرد. او چون خورشیدی فروزان، روشنی‌بخش راه مردم آزاد و حقیقت طلب برای شناختن اسلام راستین و ایستادگی در برابر ستمگران جهان بود. او همه عمر پربار خود را وقف كوشش، مبارزه و جهاد در این راه كرد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در احیای مكتب الهی اسلام نقش یكتا و بی مانندی داشت و زنگاری را كه طی قرون و اعصار متمادی آیینه تابناك اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را به حق تیره و تار می نمود، از سیمای روشن آن زدود، زنگاری كه استعمارگران، طاغوتیان و فرعونیان بر چهره این مكتب انسان‌ساز و تعالی‌بخش كشیده بودند تا نگذارند كه انوار درخشان آن در راه آزادی خواهی مسلمانان و آزادی خواهی جهان پرتو افكن شود.
از دید امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ عوامل موجده و یا پدید آورنده نهضت همانا علت مبقیه و یا استمرار آن است به گونه ای كه انحراف نهضت از اهداف خود منجر به آن می شود كه از انقلاب صرفاً نامش می ماند. از این رو است كه امام ـ رحمه الله علیه ـ به عواملی از قبیل انحراف از ارزش های اسلامی و اخلاقی، اختلاف و تفرقه، بی تفاوتی سیاسی، خودباختگی در مقابل فرهنگ غرب، سوء مدیریت، وابستگی و تحریف تاریخی آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی اشاراتی دارند كه به بررسی بعضی از آن ها می پردازیم.


۱٫ انحراف از ارزش های اسلامی و اخلاقی: امام خمینی بر این اعتقادند كه یكی از عوامل شكست انقلاب اسلامی، تقلیل اهداف نهضت به اهداف مادی، جایگزین شدن ضد ارزش ها به جای ارزش ها و اعتقادات، تحریف آرمان ها و ارزش ها و گرایش به راحت طلبی و تجمل گرایی است. امام خمینی ضمن هشدار در این ارتباط می فرمایند: «مگر این انقلاب برای این بوده است كه یك خانه ای به مردم بدهد، یك كسب و كاری برای مردم ایجاد بكند این انقلاب برای خدا بوده و برای اسلام.»[۱] به همین جهت امام ـ رحمه الله علیه ـ غفلت از مقصد را مایه توقف نهضت می دانند. از سوی دیگر امام انحراف فرهنگی و اخلاقی را نیز از عوامل شكست انقلاب قلمداد نموده و معتقد بودند رواج شهوترانی و فساد اخلاقی در جامعه و بویژه در دانشگاه ها و نفوذ فرهنگ بیگانگان در جامعه، موجب آن می شود كه مردم از آرمان های انقلاب غفلت نمایند.
۲٫ اختلاف و تفرقه: امام خمینی ـ رحمه الله ـ یكی از عوامل شكست انقلاب را بروز اختلاف و تفرقه در میان انقلابیون و نیز جدایی بین دولت و ملت می دانند و معتقدند كه ایجاد تفرقه بین اقشار مختلف ملت و بسط و ربط اختلافات جزیی، راهی به بازگشت اجانب است. امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقد بودند تفرقه و عدم تفاهم ملت و روحانیون موجب عدم تداوم انقلاب می شود و می فرمایند: «اگر بخواهند این ملت را… تحت سلطه بیاورند باید مردم را از این روحانیون جدا كنند.»[۲] ایشان مهم ترین آفت انقلاب را انزوای روحانیت و كنار گذاشته شدن آنان از صحنه جامعه می دانند.
۳٫ بی‌تفاوتی سیاسی: امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ دلسردی و كنار رفتن انقلابیون از صحنه پس از وقوع انقلاب را از آسیب های انقلاب بر می شمردند و توده های مردم را از بی تفاوتی و دلسردی نسبت به نهضت، پرداختن به گرفتاریهای شخصی و عدم پاسداری از ثمرات انقلاب و خون شهیدان بر حذر می دارند.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ عدم دخالت اقشار جامعه در مسایل سیاسی و عدم نظارت ملت بر كار های مسوولین مملكت و عدم گوشزد نمودن اشتباهات آنان را از آفات انقلاب اسلامی می دانند و با تاكید بر این كه یاس، از جنود ابلیس است توصیه می نمودند كه انقلابیون نبایستی یاس به خود راه دهند.[۳]
۴٫ خود باختگی: امام ـ رحمه الله علیه ـ تاكید بر اهمیت تبلیغات در صدور انقلاب و معرفی حقیقت اسلام ناب محمدی معتقد بودند كه مهمترین آفت انقلاب، ضعف روحیه مردم در اثر تبلیغات سوء و منفی غرب علیه انقلاب است و انقلاب در صورت بی محتوایی و خودباختگی در مقابل فرهنگ و تبلیغات شرق و غرب با شكست مواجه می شود. از این رو با تاكید بر ضرورت هوشیاری در مقابل تبلیغات بیگانگان مردم را از گوش دادن به تبلیغات غرض‌آلود و دلسرد كننده دشمنان انقلاب و اسلام برحذر می دارند.[۴] ایشان بر این اعتقادند كه ابرقدرتها با به كارگیری دستگاه های تبلیغاتی و دروغ‌پردازی بر ضد ملت ایران و كوچك جلوه دادن مسایلی كه به نفع ایران است و بزرگ جلوه دادن مسایلی كه به ضرر ایران است، قصد تخریب آثار انقلاب را دارند.
۵٫ تحریف آرمان ها و ارزش ها: امام خمینی ـ رحمه الله ـ ضمن تاكید بر ضرورت بیدار نگه داشتن نسلهای آینده، معتقدند باید این نهضت را ثبت كنیم تا سرمشق جوامع و نسل های آینده گردد. لازم است برای بیداری نسل های آینده و جلوگیری از غلط نویسی مغرضان، نویسندگان متعدد با دقت تمام به بررسی دقیق تاریخ این نهضت اسلامی بپردازند و قیام ها و تظاهرات مسلمین ایران را در شهرستان های مختلف با تاریخ و انگیزه آن ثبت نمایند تا مطالب اسلام و نهضت روحانیت سرمشق جوامع و نسل های آینده شود.[۵]
با عنایت به آن چه گذشت می توان استفاده نمود كه امام دیدگاهی بسیار عمیق در مورد انقلاب اسلامی داشتند و بر بعد معنوی و الهی انقلاب تاكید بسیاری داشتند. به همین جهت ضمن قایل شدن اهداف معنوی و مقاصد اسلامی برای نهضت، زمینه اصلی بروز قیام را سیاست اسلام زدایی شاه می دانستند. تذكر این نكته ضروری است كه اسلامی بودن قیام به هیچ عنوان از دید امام ـ رحمه الله ـ منافات با پرداختن به مسایلی مادی و رفاهی نداشت، از این رو بود كه امام مسوولین مملكتی را توصیه به رسیدگی به وضع محرومان می كردند. همچنین اسلامیت نظام مانع از اهتمام به جمهوریت نظام نمی گردید كه در این ارتباط اصرار ایشان بر اعطای آزادی های فردی و جمعی شاهدی بر این مدعاست. به هر حال گرچه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ بر تحكیم پایگاه ام‌القری و بنای حكومت اسلامی در یك كشور تاكید داشتند، ‌امام محبوس ماندن قیام در یك كشور را آسیبی عمده برای انقلاب می دانستند و بر ضرورت صدور آرمان ها و ارزش های انقلاب و بیدارسازی و آگاهی ملل مسلمان جهان از طریق بازسازی و نوسازی داخلی و اهتمام به تبلیغات خارجی و اتكال به ذات مقدس باری تعالی تاكید می نمودند. امید آن كه اندیشه های آن امام ـ رحمه الله علیه ـ روشنایی بخش محافل علمی و دانشگاهی و بویژه نظریه پردازان انقلاب باشد.[۶]
۶٫ جریان نفاق: امام خمینی رضوان الله علیه در برخورد با گروه ها و طیف های مختلف سیاسی چه بسا مواضعی را بر می گزید كه سر آن حتی بر نزدیك ترین یاران و همراهان وی مخفی بود. او با عدم پذیرش حركت های الحادی و گروه های ظاهراً انقلابی ملحد و عدم تایید آنان و نیز به شمار نیاوردن آن ها در زمره متحدان مبارزان اسلامی،هر چند از دید ظاهر بخشی از نیرو های به اصطلاح چریكی مخالف نظام را از دست می داد، اما با شناخت و باور عمیق خود نسبت به ماهیت پوچ، خائنانه و بی ریشه گروه ها، عطایشان را به لقای نكبت‌بارشان بخشید تا خود در آینده به راه های انحرافی كه رفته اند اعتراف كنند. موضع گیری های صریح و كوبنده امام در برابر جریان های الحادی صرفاً بار مبارزه با آن ها را نداشت، بلكه به نحوی زمینه رشد را به جریان های نفاق نیز سد می كرد و برای آنان نیز هشدار بود. مواجهه امام با جریان نفاق بسی حساس تر و دقیق تر بود، به همان اندازه كه جریان نفاق پیچیده عمل می كرد، امام نیز با آنان به نحوی پیچیده و ظریف عمل نمود. جریان نفاق با حركت مسلحانه به اسم اسلام و تحت شعارهای قرآنی و تمسك به نهج البلاغه ولی با اهداف مادی و قدرت‌طلبانه به پیش می رفت، كه امام ـ رحمه الله علیه ـ با تیزبینی و ژرف‌نگری، انحراف آنان را تشخیص داد.
موضع امام ـ رحمه الله علیه ـ در قبال خط نفاق با موضع علنی ایشان در قبال خط الحاد متمایز بود. با این كه ایشان پس از بررسی های لازم به ماهیت غیراسلامی خط نفاق پی برده بود، ولی از آن جا كه امام ـ رحمه الله علیه ـ رهبری نكته‌سنج و زمان‌شناس بود و به پیامد های امور توجه داشت، ‌در قبال خط نفاق صرفاً به عدم تایید اكتفا كرد. زیرا خط نفاق چنان وجاهت و مقبولیت یافته بود كه كمتر كسی در آن روزگار می توانست خیانت و دورویی آنان را باور كند. ذكاوت و كاردانی امام ـ رحمه الله ـ آن ها را به اتخاذ شیوه ای واداشت كه كمترین لطمه را به اتحاد یاران ایشان وارد آورد و در عین حال سند روشن‌بینی و شناخت عمیق وی از جریان ها باشد. شهید استاد مطهری ـ رحمه الله علیه ـ در خصوص ژرف‌نگری امام ـ رحمه الله علیه ـ در ارتباط با جریان نفاق فرمود: همه ما لغزیدیم جز امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ[۷] كه این جمله حكایت از این دارد كه نگرش امام ـ رحمه الله علیه ـ به مسایل نفاق چقدر ریشه ای و عمیق بوده است.
۷٫ راحت طلبی: از عوامل حاكمیت و رشد اسلام آمریكایی روحیه راحت‌طلبی و عافیت‌خواهی است. راحت‌طلبی، حالتی را در انسان ایجاد می كند كه اندك اندك، همه مفاهیم اعتقادی او را دگرگون می سازد. انسان راحت‌طلب مفاهیم دین را به گونه ای توجیه و تفسیر می كند كه با هواهای او در تزاحم نباشد و تكلیفی برایش ایجاد و ایجاب نكند و با عافیت‌طلبی او كمترین تصادمی نداشته باشد. این گروه دانسته یا ندانسته، مفاهیمی را از دین تغییر می دهند یا حداقل توجیه می كنند.
دستوراتی چون امر به معروف و نهی از منكر، جهاد، ظلم ستیزی و… كه با عافیت‌طلبی آنان در تزاحم است به سادگی توجیه و كنار گذاشته می شود. انقلاب اسلامی نیز از آغاز با این قشر آسیب‌زای عافیت‌طلب روبرو بوده است. در شروع نهضت، برخی برای فرار از مسوولیت، به توجیه دین دست زده و با تمسك به روایاتی ضعیف و یا تحریف معنوی روایات صحیح، چنان وانمود كردند كه وظیفه ای به جز سكوت ندارند.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در طول نهضت، بارها از دو خط راحت‌طلبی و ایثار سخن گفتند و تضاد و ناسازگاری این دو را بازگو نمودند. اسلام عافیت‌طلبان را اسلام غیراصیل و امریكایی خواندند: «از صدر اسلام تا كنون دو طریقه، دو خط بوده است: یك خط، خط اشخاص راحت‌طلب كه تمام همشان به این است كه طعمه ای پیدا بكنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی كه مسلمان بودند، می كردند، اما مقدم بر هر چیزی در نظر آن ها راحت‌طلبی بود…»[۸] امام ـ رحمه الله علیه ـ پیشینه این تفكر را در صدر اسلام شناساند و از كسانی كه به امام حسین ـ علیه السلام ـ پیشنهاد زندگی راحت و صلح با یزید را می دادند، به عنوان راحت‌طلبان یاد كرد و ادامه این طرز تفكر را در قیام امت مسلمان ایران، چنین به تصویر كشید:
«از اول نهضت اسلامی ما شاهد اشخاصی (بوده ایم) كه به این وضع بوده اند. راحتی را بر هر چیزی مقدم می داشته اند، تكلیف را این می دانستند كه نمازی بخوانند و روزه ای بگیرند و بنشینند در منزلشان ذكری بگویند… اسلام را خلاصه كرده بودند در…»[۹]
به طور كلی، در منطق این گروه، ایستادگی در مقابل ظلم و امریكا، حماقت و دیوانگی است و همراهی و همگامی با امریكا و ایادی آن، «نهایت دینداری،» است. هر چند كه این دینداری به آن جا برسد كه بسیاری از ملاكها و معیارهای اصیل دینی به فراموشی سپرده شود و در نتیجه، اسلامی كه دل‌خواه امریكا است حاكم گردد.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در این بیانات، پس از افشای چهره عافیت‌طلبان، روش آنان را با روش مروجان و طرفداران اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ چنین مقایسه می كند:
«با مراجعه به تاریخ، می بینیم كه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ‌ و ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ و پیروان راستین آن ها از اول، خودشان را برای مقابله با ظلم و ستم آماده كرده بودند و از اول توجه داشتند كه این مقابله زحمت دارد، شهادت دارد.»[۱۰]
امام ـ قدس سره ـ راه هایی را جهت حفظ روحیه ایثار و فداكاری و در نتیجه حفظ اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نشان دادند كه در این بعد، از مهمترین آن ها توجه به سابقه های افراد در خط ایثار و شهادت و یا عافیت است امام ـ رحمه الله علیه ـ در این زمینه هشدار دادند «من مجدداً به همه مردم و مسوولین عرض می كنم كه حساب این گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین كوته‌نگر دیروز به صحنه برگردند من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان ببیفتد. نگذارید پیشكسوتان شهادت و خون، در پیچ و خم زندگی روزمره فراموش شوند.»[۱۱]
۸٫ رفاه طلبی و تجمل گرایی: رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی كه از وابستگی و تعلق به مظاهر زندگی دنیا نشات می گیرد تا بدان جا انسان را به پیش می برد كه جز رسیدن به رفاه و تجمل، به چیز دیگری نمی اندیشد، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ درباره این گروه به اباذر می فرمایند: به زودی كسانی از امت من خواهند بود كه در دامن نعمت ها به دنیا می آیند و رشد می كنند همتشان غذاهای رنگارنگ و نوشابه های مختلف است. اینان را با سخن تمجید و ستایش می كنند اینان بدترین امت من هستند.[۱۲]
چنین انسانی حاضر است همه ارزش های اصیل اسلامی را برای رسیدن به رفاه و تجمل از دست بدهد هر اندازه روح رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی در او رخنه كند، به همان نسبت از اسلام ناب فاصله گرفته و به اسلام امریكایی نزدیكتر می شود رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی آثار و پیامد های زیانباری را به دنبال دارد. قطعاً جامعه ای كه به سوی رفاه و تجمل در حركت است، اهل مبارزه با دشمن و مبارزه با وابستگی ها نیست، لذا امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ مرفهین بی‌درد و برخورداران بی‌تعهد را مروج اسلام آمریكایی دانسته و بر این باور بودند كه اگر روزی رفاه طلبی و تجمل گرایی به عنوان یك ارزش درآید دیگر نخواهیم توانست بدون خوف و هراس، با دشمنان استقلال و آزادی محرومان و مستضفان بجنگیم.
«آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان، با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند، و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه‌گذاران و حرفهای بی‌درد، با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند.»[۱۳]
۹٫ زراندوزی و تكاثرطلبی: از دیگر آسیب های انقلاب اسلامی، زراندوزی و تكاثرطلبی و قرار گرفتن سرمایه‌داران در مناصب كلیدی كشور است. امام خمینی ـ رحمه الله ـ در طول مبارزات خویش، نسبت به این طبقه حساسیت فوق العاده داشتند، امام ـ رحمه الله ـ پس از اعلام موضع اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در برابر زراندوزان همراهی آنان را با نیروهای انقلابی، حزب‌الله محال دانسته و می فرمایند، «ثروتمندان هرگز به خاطر تمكین مالی خود، نباید در حكومت حكمرانان و اداره كنندگان كشور اسلامی نفوذ كنند.»[۱۴] و در جایی دیگر می فرماید: «خدا نیاورد آن روزی را كه سیاست مسوولین كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومین و روآوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند «معاذالله» كه این با روش و سیره انبیا و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ سازگار نیست.»[۱۵]
۱۰٫ ذلت پذیری: ذلت و خواری واژه ای است كه در تصور هر انسانی، محكومیت و نفرت پدید می آورد ولی در عین حال، برخی از افراد و جوامع به خاطر علل و عواملی همانند حسب مال، مقام، جان، وصیت و ترس و… تن به ذلت می دهند و به توجیه وضع نابهنجار خود می پردازند.
روشن است در چنین حالتی بسیاری از ارزش های انسانی و مكتبی جای خود را به ضدارزش ها و آن چه در جهت روحیه ذلت‌پذیری است می دهد.
اسلام، عزت را برازنده انسان مسلمان می داند و به هیچ وجه به پویندگان راه خود اجازه نمی دهد كه عزت و كرامت خود را از دست بدهد و ذلت را بپذیرد. از دیدگاه اسلام، كسانی كه تن به ذلت و خواری داده و با دشمن سازش می كنند، فرسنگ ها با اسلام ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فاصله دارند، پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه وآله و سلّم ـ می فرماید: «آن كه با رضایت و خرسندی زیر بار ذلت رود و آن را بپذیرد از ما اهل بیت نیست و پیوندی با ما ندارد.»[۱۶] امام خمینی، كه مبلغ اسلام ناب محمدی بود و بازگشت به آن را تنها راه حل مشكلات جهان اسلام می دانست، ذلت‌پذیری و سازش با شرق و غرب را خیانت به اسلام و مسلمین می دانست، می فرماید: «هر كس در هر مقام كه خیال سازش با شرق و غرب را داشت، بی‌محابا بدون هیچ ملاحظه ای او را از صحنه زمان بردارید كه سازش با شرق و غرب خودباختگی نسبت به اسلام و مسلمین است.[۱۷]
۱۱٫ تحجر و مقدس‌مابی: امام خمینی در مقاطع گوناگون، خطر انسان های متحجر و مقدس مآب را گوشزد نمود و تندترین حملات را علیه آنان دارد و از آنان به عنوان مخالفان اسلام ناب و مروجین اسلام آمریكایی یاد كرده است و از حوزویان خواستار مقابله با آنان شده است «در حوزه های علمیه، هستند افرادی كه علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند، امروزه عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند كه گویی وظیفه ای جز این ندارند، خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق، در حوزه های علمیه كم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فكر این مارهای خوش خط و خال كوتاهی نكنند. این ها، مروج اسلام آمریكایی اند و دشمن رسول الله، آیا در برابر افعی ها نباید، اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟»[۱۸]
۱۲٫ التقاط: از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ یكی دیگر از اندیشه هایی كه موجب ضربه زدن به پیكر اسلام و حاكمیت و رشد اسلام آمریكایی است، اندیشه «التقاط» است.
التقاط، در حقیقت نشات گرفته از عدم پای بندی به اسلام است. در اندیشه انسان التقاطی اسلام دینی نیست كه به طور كامل پاسخ گوی نیازهای مادی و معنوی بشر باشد، از این روی كسانی كه دارای این اندیشه و طرز فكرند با سلیقه خود، بخشی از اسلام اصیل و بخشی از مكتب های دیگر را گرفته و با هم ضمیمه كرده و مجموع آن را به نام اسلام به جامعه اسلامی عرضه می كنند.
چنین اندیشه ای، در تاریخ اسلام، نمونه های فراوان دارد، امام خمینی ـ رحمه الله ـ اسلام التقاطی را اسلام آمریكایی می داند، «طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها، دقیقاً باید روی مبانی اسلام مطالعه كنند و شعارهای گروه های منحرف را كنار گذارند و اسلام عزیز راستین را جایگزین تمامی كج‌اندیشی ها نمایند این دو دسته خود باید بدانند كه اسلام خود مكتبی است غنی كه هرگز احتیاجی به ضمیمه كردن بعضی از مكاتب به آن نیست و همه باید بدانند كه التقاطی فكر كردن خیانتی بزرگ به اسلام و مسلمین است كه نتیجه و ثمره تلخ این نوع تفكر در سال های آینده روشن می گردد.»
«با كمال تاسف گاهی دیده می شود كه به علت عدم درك صحیح و دقیق مسایل اسلامی، بعضی از این مسایل را با مسایل ماركسیستی مخلوط كرده اند و معجونی به وجود آورده اند كه به هیچ وجه، با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست.[۱۹]
سرشك سپیده، ویژه نامه روزنامه رسالت
خرداد ۱۳۸۰، ص ۶ و ۷

پی نوشت:
[۱]. صحیفه نور، ج۱۳، ص ۲۹٫
[۲]. همان، ج ۱۲، ص ۱۰۷٫
[۳]. حضور، ش ۲۶، ص ۸۰٫
[۴]. صحیفه نور، ج ۱۶، ص ۴۷ و ۱۸۴٫
[۵]. حضور، ش ۲۶، ص ۸۲٫
[۶]. همان، ص ۸۳٫
[۷]. حوزه، ش ۱، ص ۱۲٫
[۸]. سحیفه نور، ج ۱۵، ص ۴۵٫
[۹]. همان منبع.
[۱۰]. حوزه، ش ۴۵، مرداد و شهریور ۷۰، ص ۱۲۴٫
[۱۱]. حوزه، ش ۴۵، ص ۱۲۶٫
[۱۲]. حكیمی محمد رضا الحیاه، ج ۳، ص ۲۲۸٫
[۱۳]. صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۳۵٫
[۱۴]. حوزه، ش ۴۵، ص ۱۲۹٫
[۱۵]. همان منبع.
[۱۶]. بحار الانوار مجلسی، ج ۷۷، ص ۱۶۲٫
[۱۷]. حوزه، ش ۴۵، ص ۱۳۰٫
[۱۸]. همان، ص ۱۳۱٫
[۱۹]. صحیفه نور، ج ۱۲، ص ۲۳٫

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی