Print Friendly, PDF & Email

برگرفته از ماهنامه خواندنی شماره ۸۸، سال چهاردهم، شهریور و مهر ۱۳۹۴، ص ۶ تا ۷

[…]
روابط ایران و انگلیس، همیشه تحت تاثیر کودتای شوم ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ از سوی بریتانیا و آمریکا علیه ملت، مردم ایران و حکومت ملی بوده و هست و لذا بایسته بود که دست‌کم دولت بریتانیا به خیانت‌ها و جنایتهای تاریخی خود علیه ایران خستو  می‌شد (اقرار می‌کرد) و پیآمدهای آن را می‌پذیرفت.  در زیر فشرده‌ای از سیاهه مهمترین جنایات امپراتوری بریتانیا علیه کشور و ملت ایران آورده شده است:

همگامی با روسیان در تحمیل قرارداد گلستان به ملت و مردم ایران در سال ۱۱۹۲ خورشیدی ( ۱۸۱۳ میلادی )
همگامی با روسیان در تحمیل ننگنامهٔ ترکمانچای و تجزیهٔ کامل قفقاز ( یک اسفندماه ۱۲۰۶ / ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ )
تجزیهٔ افغانستان از ایران ( قرارداد پاریس ۱۳ اسفند ۱۲۲۵ / ۴ مارس ۱۸۵۷ )
تجزیهٔ مکران و بلوچستان ( ۱۲ شهریور ۱۲۵۰ / ۴ سپتامبر ۱۸۷۱ )
تجزیهٔ سیستان ( ۱۲۵۱ خورشیدی / ۱۸۷۲ میلادی )
همیاری با روسیان در تجزیهٔ سرتاسر سرزمینهای خوارزم و فراررود ( آسیای میانه ) در ۲۳ آذر ۱۲۶۰ / ۱۴ دسامبر ۱۸۸۱)
تجزیهٔ سلیمانیه ازایران با همکاری روسیان
تجزیهٔ خانقین
قرارداد ۱۹۰۷ میان انگلستان و روسیه و بخش کردن ایران به مناطق نفوذ
قرارداد محرمانه ۱۹۱۶ میان انگلیس و روس برای محو کامل استقلال ایران و بخش کردن کشور به دو منطقهی نفوذ انگلستان و روسیه
یورش نظامی به ایران در جریان جنگ جهانی اول همراه با دولت روس . در نبرد جهانی یکم، ایران اعلام بیطرفی کرده بود . دراثر این یورش نظامی، نیمی از جمعیت ایران در اثر عملیات مستقیم جنگی و یا قحطی و بیماری از میان رفت .
یورش نظامی به ایران در جنگ جهانی دوم همراه با دولت روس و با پشتیبانی دولت آمریکا .
در اثر اشغال درازمدت ایران، بخش بزرگی از جمعیت کشور در اثر عملیات نظامی، قحطی و بیماری از میان رفت . صنایع کشور مورد بهرهبرداری بیرحمانه و خرابکارانه قرار گرفت و راهها و وسایل ارتباطی زمینی کشور مورد بیرحمانهترین بهرهبرداری نیروهای اشغالگر قرار گرفت .
کودتا علیه دولت قانونی به همراهی دولت آمریکا و سکوت توام با رضای اتحاد شوروی در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲
تجزیه‌ی بحرین
حمایت کامل از حکومت متجاوز عراق در هشت سال نبرد تحمیل شده به ملت ایران
مشارکت در تحریم‌های ظالمانه علیه ایران و […]
قطع‌رابطه‌ی سیاسی ایران با انگلستان در دوران  دولت ملی دکتر مصدق

اقدام به قطع رابطه با دولت انگلستان آخرین و شدیدترین عملی بود که دولت ایران در مقابل کارشکنیها و روش غیردوستانه‌ی انگلستان پس از ملی شدن صنعت نفت به آن مبادرت نمود. قبلا بعضی اقدامات به شرح زیر در این زمینه به عمل آمده بود:

شهریور ۱۳۳۰ ممنوع نمودن بانک انگلیس و خاورمیانه از تصدی‌گری معاملات ارزی.
مهر ۱۳۳۰ اخراج کارمندان انگلیسی شرکت سابق از ایران.
دی ۱۳۳۰ انحلال کنسولگریهای انگلیس در نه شهرستان.
بهمن ۱۳۳۰ امتناع از موافقت با انتصاب رابرت هنکی (Hankey) به سمت سفیر انگلیس در ایران به جای سر فرانسیس شپرد (shepherd).
بهمن ۱۳۳۰ بستن شعب شورای فرهنگی بریتانیا در شهرستانها (اصفهان و مشهد و تبریز).
از آنجا که بر دکتر مصدق آشکار گردید که انگلستان از دشمنی علیه ایران دست برنمیدارد، روز ۲۴ مهر ۱۳۳۱ که قرار بود اولین جلسهی مجلس شورای ملی بعد از تعطیل تابستان تشکیل شود،  وی قصد داشت لایحه‌ی مفصلی را که در توضیح تصمیم خود دایر بر قطع رابطه با انگلستان تهیه نموده بود به مجلس تقدیم کند، ولی جلسه به علت عدم حصول اکثریت رسمیت نیافت و دکتر مصدق لایحهی مزبور را همان روز به وسیله‌ی رادیو منتشر کرد.
قسمتی از لایحه متضمن شرح مفاد پیام مشترک و جوابگویی به آن بود و مخصوصا این نکته را تاکید میکرد که برخلاف اظهارات دولتین [انگلیس و آمریکا] هیچگونه سوءتفاهمی برای دولت ایران نسبت به مضمون پیام حاصل نشده است زیرا کاملا روشن است که غرامتی که دولت انگلستان به نام شرکت سابق از ایران مطالبه میکند نه فقط از بابت بهای تاسیسات است بلکه شامل خسارات ناشیه از الغای قرارداد امتیاز یعنی جبران عدمالنفع نیز میباشد، و حال آنکه در هیچیک از کشورها که صنایع خود را ملی کردهاند پرداخت غرامت برای الغای قراردادهای خصوصی سابقه ندارد و اینگونه قراردادها حتی وقتی هم که نافذ باشند (و البته دولت ایران قرارداد امتیاز را نافذ نمی‌داند) به صرف ملی شدن صنعت مربوطه اعتبار و اثر خود را از دست می‌دهند.

و اما آنچه در ضمن لایحه در مقام توجیه تصمیم دولت ایران به قطع‌رابطه با انگلستان ذکر شده بود این است که از همان ابتدا که دولت ایران اقدام به ملی کردن نفت نمود، دولت انگلستان و شرکت سابق شروع به یک سلسله کارشکنی‌ها، تحریکات علیه دولت ایران در داخل و خارج کشور، ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور به دست عمال خود کردند و دولت انگلستان ایران را به سزای اینکه از یکی از حقوق اولیهی خود استفاده کرده بود به اعمال زور توسط نیروهای زمینی، دریایی و هوایی خود که در دور و نزدیک مرزهای ایران متمرکز بود تهدید نمود؛ سپس حالت مظلومیت به خود گرفت و با تبلیغات دامنهدار تا توانست کوشید که ملت ایران را در انظار جهانیان مردمی غاصب و متعدی معرفی کند، ضمنا به مراجع بینالمللی شکایت برد، حال آنکه دولت ایران از ابتدا حاضر به انجام یگانه تعهد خود یعنی پرداخت غرامت به شرکت سابق بوده و کرارا برای ترتیب این امر از شرکت سابق دعوت کرده بود. بعد از آن هم که رای دیوان لاهه صادر گردید دولت انگلستان در عوض اینکه از پیشنهاد ایران دایر به تعیین طریقهی عادلانهای برای پرداخت غرامت استقبال کند روش خود را که عبارت از تحریکات به وسیله‌ی ایادی خود علیه دولت به منظور برگرداندن اوضاع به حال سابق بود تغییر نداد، بلکه حربهی دیگری به کار برد و با قوتی هرچه تمامتر فشار و تضییقات اقتصادی و مالی علیه ایران اعمال نمود و بدون اعتنا به حقوق بینالمللی و منشور ملل متحد ضمن پیام مشترک به این تجاوز علنی اعتراف کرد. بدین‌ترتیب دولت انگلستان هیچگاه در فکر حل اختلاف به طریق عادلانه نبوده بلکه تمام هم خود را مصروف بر این داشته است که «به طفره و تعلل دفع‌الوقت کند تا وضعی برای ملت ما پیش آید که آخرین رمق اقتصادی خود را هم از دست داده تسلیم مطامع آن دولت شود.»

دکتر مصدق در گزارش مورخ ۲۵ شهریور خود به مجلس شورای ملی اشاره به امکان قطع رابطه با انگلستان نموده بود و گزارش مزبور به طوری که قبلا گفته شد مورد تصویب قرار گرفت. اینک دکتر مصدق ضمن لایحه‌ی موردبحث با یادآوری گزارش مزبور چنین گفت :

روابط سیاسی بین دولتها فقط وسیله‌ای است برای حفظ دوستی و همکاری متقابل، و چنانچه این نتیجه حاصل نشود و این روابط سیاسی فقط وسیله‌ی حفظ منافع و مطامع یک طرف قرار گیرد، مصلحت ایجاب می‌کند که با قطع روابط به تحریکات و تشبثات روزافزون خاتمه داده شود. در همان موقع که گزارش اخیر به عرض مجلسین رسید به استحضار نمایندگان محترم رسانیدم که اگر دولت انگلیس روش فعلی خود را ادامه دهد، معلوم خواهد شد که مناسبات آن دولت با ما دوستانه نیست و در این صورت ملت ایران جز قطع رابطه‌ی سیاسی با دولت انگلستان چاره‌ای ندارد.

در تاریخ ۳۰ مهرماه ۱۳۳۱ وزیر خارجهٔ ایران ضمن یادداشتی خطاب به سفارت انگلیس با اظهار تاسف، تصمیم دولت ایران را به قطع رابطه سیاسی با دولت انگلستان اعلام و موجبات اخذ این تصمیم را به این صورت بیان نمود:

هرگاه دولت انگلستان به منظور ملت و دولت ایران که منحصرا در صدد استیفای حقوق تضییع شدهٔ خود بوده و هست توجه عادلانه و مطابق با انصاف و دوستی مبذول داشته بود، هرگز روابط بین دو دولت به این مرحله نمی‌رسید؛ ولی متاسفانه دولت متبوع شما در این امر که برای ما حیاتی است نه‌تنها کمک به حل اختلاف نکرد بلکه با حمایت غیرقانونی از شرکت سابق مانع از حصول نتیجه گردید، به علاوه بعضی از مامورین رسمی آن دولت نیز به واسطهی تحریکات و مداخلات ناروای خود مشکلاتی به قصد اخلال در نظم و آرامش کشور فراهم ساختند.

در پایان این نامه دولت ایران اظهار امیدواری کرده بود به اینکه دولت انگلستان در روش خود تجدیدنظر کند و در مقام ایجاد حسن تفاهم برآید. در آن صورت دولت ایران با علاقه به حسن رابطه با همهٔ کشورها، اقدام به تجدید روابط سیاسی خواهد نمود.

پی‌نوشتها در دفتر مجله موجود است.

نوشتن دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی