Print Friendly, PDF & Email

 

نویسنده : سردنیس رایت
ترجمه: دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی
ادبیات انگلیسی بیش از ادبیات هر کشور دیگری از سفرنامه ها درباره ایران قاجاری غنی است.(۵۳۰) علت آن ساده است و از این واقعیت مایه می گیرد که در آن دوران بریتانیا بیش از هر قدرت دیگری، جز روسیه تزاری، به ایران توجه داشته است. کمپانی هندشرقی و جانشین آن، حکومت انگلیسی هند، ایران را با چشمانی عقاب مانند از پایگاههایشان در کلکته و بمبئی زیر نظر داشتند و در جستجوی اطلاعاتی درباره کشور، زمامداران و نقشه های زمینی آن بودند. بسیاری از مأموران رسمی آن – خواه کشوری و خواه لشکری- در ایران خدمت کرده یا به سراسر این کشور سفر کرده بودند؛ همچنان که افراد ماجراجوی مستقل نیز دست به چنین کاری زده بودند. برخی از آنان با تاریخ ایران آشنایی داشتند و به زبان فارسی که در آن هنگام در دستگاه اداری هند رواج داشت سخن می گفتند. چند تن از آنان کتابهایی نوشته اند که امروز منبع ارزشمندی برای تاریخنگاران در همه زمینه ها به شمار می رود.( ۱)
یکی از نخستین کتابها از این دست، از اسکات وارینگ (E. Scott Waring) دانشمند و پژوهشگری است که در دستگاه اداری بنگال در کمپانی هند شرقی خدمت می کرده و در ۱۸۰۲ به علت ناخوشی و نیز کنجکاوی، چهارماه در شیراز و پیرامون آن به سر برده بود. کتاب وی که در ۱۸۰۷ منتشر شد، نخستین مطالعه جدی از سوی یک انگلیسی در دوران قاجار بود. عنوان دور و دراز کتاب گویای مطالب آن است:
سفری به شیراز از راه کازرون و فیروزآباد با اشاره هایی گوناگون به رفتارها، مراسم، قوانین، زبان و ادبیات ایرانیان که تاریخ ایران از مرگ کریم خان تا فروپاشی دودمان زندیه به آن افزوده شده است.
ترس از خطر فرانسویان برای هند و در نخستین سالهای حکومت قاجار باعث نخستین مأموریت جان مالکوم (John Malcom) به ایران در ۱۸۰۰ و ورود سر هارفورد جونز (Sir Harford Jones) به تهران در فوریه ۱۸۰۹ به منظور برقراری روابط دیپلماتیک دائم با دربار قاجار و مذاکره درباره پیمان اتحاد شد. هر دو درباره مسافرت و تجربه هایشان در ایران کتاب نوشته اند.(۲)
جیمز موریه (James Morier) شهروند بریتانیا که حتی یک قطره خون انگلیسی در رگهایش نبود، همراه هارفورد جونز و به عنوان منشی او به تهران سفر کرد. آنان چهار ماه را در راهی که در آن زمان راه عادی به شمار می رفت، گذارندند: با کشتی از دماغه امید نیک گذشتند و به بمبئی رفتند؛ سپس با کشتی به سوی خلیج فارس و بوشهر رفتند و پس از مدتی توقف از راه شیراز و اصفهان و از جاده های مال رو و طاقت فرسا به تهران رسیدند. موریه در اواخر ۱۸۰۹ دوباره بار سفر بست و همراه میرازابوالحسن شیرازی فرستاده ایران راهی لندن شد. آن دو از راه زمینی به تبریز و ترکیه رفتند و سپس سوار کشتی شدند و مدیترانه را تا بندر فالموث (Falmouth) پیمودند. موریه و میرزا ابوالحسن در ۱۸۱۱ همراه با سر گور اوزلی (Sir Gore Ouseley) جانشین جونز به تهران بازگشتند – این بار پس از یک سفر دریایی طولانی. موریه شرح این مسافرتها را در دو سفرنامه عالی آکنده از اطلاعاتی درباره ایران و ایرانیان و همراه با نقاشیهایی از خودش، توصیف کرده است. یکی از این نقاشیها “گور مادر سلیمان” را نشان می دهد که به تشخیص موریه آرامگاه کوروش بزرگ بوده است؛ جایی که دنبال آن می گشته اند.
موریه ناظری بسیار دقیق بود و از تجربه های ایرانی خود در نوشتن داستان “حاجی بابا” بهره گرفت. او ایرانیان را دوست نمی داشته و در هر دو کتابش آنان و به ویژه میرزا ابوالحسن را که نام “میرزا فیروز” بر وی نهاده، مورد تمسخر قرار داده است. از دید او نفوذ پیشوای مذهبی در قم به اندازه ای است که “بسیاری بر این باورند که می توان قدرت شاه را نابود کند و رعایای وی را وادار سازد که فرمانهای شاه را بی ارزش شمارند.”( ۳) داستانهایی که موریه پس از آن نوشته است، این روزها در اروپا خوانندگان بسیار دارد.
دو تن دیگر از اعضای هیأت اوزلی نیز درباره مأموریت خود کتاب نوشته اند: ویلیام پرایس (William Price) و ویلیام اوزلی (W. Ouseley) برادر وزیر مختار که خاورشناسی دانشمند بود. شخص اخیر بر این باور نادرست که فسا محل پاسارگاد باستانی است و در آن شهر آثار گور کوروش را خواهد یافت، از شیراز به فسا رفت. چند سال بعد یک انگلیسی دیگر به نام رابرت کرپورتر(R. Ker Porter) دسترس، محل دقیق پس از مطالعه دقیق همه آثار کلاسیک در دسترس، محل دقیق پاسارگاد را یافت و بدین سان حدسیات جیمز موریه را تأیید کرد.
کرپورتر با یک شاهزاده خانم روسی پیوند زناشویی بسته بود و هنگامی که در روسیه به نقاشی اشتغال داشت، از سوی همسرش تشویق شده بود که از ایران دیدن کند و تابلوهایی از تخت جمشید و دیگر بناهای باستانی بکشد. او در سپتامبر ۱۸۱۷ پترزبورگ را ترک کرد و دو سال در ایران ماند و تابلوهای دقیقی از تخت جمشید و دیگر اماکن باستانی کشید. او به عنوان کاشف گور داریوش یکم در نقش رستم و نخستین اروپایی که متوجه نقوش برجسته ساسانی در طاق بستان شده و از محل دور افتاده کاخهای ساسانی و ایلخانی در تخت سلیمان پیرامون یک دریاچه آتشفشانی دیدنی در کردستان دیدن کرده است، شهرت دارد.
کتابهای مصور موریه، اوزلی و پورتر علاقه عمومی را به گذشته باستانی ایران جلب کرد و همچنین اطلاعات با ارزشی درباره یادمانهای تاریخی که اکنون نابود شده است، در اختیار همگان گذاشت. بر عکس، اندک شمار کتابهای کوچک مسافرانی نیمه فراموش شده که گاهی گوشه هایی از تاریخ را برای کارشناسان فاش کرده اند، چندان خریدار نداشته است. از جمله این کتابها شرح ملاقات رابرت کاتن مانی (R.C. Money) با میرزا ابوالحسن خان در ۱۸۲۴، و کتاب مشترک توماس آلکوک و تی. بی. آرمسترانگ T. Alcock & T.B. Armstrong به نام آقا و نوکر است درباره کشته شدن گریبایدوف وزیر مختار روسیه و اعضای سفارتش در ۱۸۲۹ در تهران که چند روز پیش از ورود نویسندگان کتاب به پایتخت ایران روی داده بوده است. درباره این رویداد، جورج فاولر (G.Fowler) ماجراجوی مرموزی که در آن هنگام در تبریز بوده با تفصیل بیشتری نوشته است.
چند سال پیش از این رویداد، یک جهانگرد مستقل دیگر به نام جیمز بیلی فریزر (J. Balilie Fraser) بیست و هشت ساله از ایران دیدن کرده بود. وی پس از آنکه از یافتن کاری مناسب در هند نومید شد، در ۱۸۲۱ تصمیم گرفت از راه بوشهر و تهران، گردش کنان به میهنش باز گردد. در قم با لباس مبدل وارد حرم حضرت معصومه(علیهاالسلام) شد؛ ولی در مشهد با کمک یک دوست روحانی تبدیل به یک مسلمان واقعی شد و توانست وارد حرم شود و بی آنکه کسی مزاحمش شود، طرحهایی بکشد. فریزر پس از شش هفته اقامت در مشهد رهسپار غرب شد و از راه ترکمن صحرا به استرآباد (گرگان) رفت و سپس در امتداد ساحل دریای خزر به اردبیل و تبریز و ارومیه سفر کرد. فریزر پس از کمابیش هشت ماه اقامت در ایران در ۱۸۲۳ به خانه اش در بلندیهای اسکاتلند رسید. سپس ده سال بعدی را در رفت و آمد میان اسکاتلند و لندن گذراند و هفت کتاب بزرگ شامل سفرنامه و داستان نوشت که همه آنها، جز یکی، زمینه ایرانی دارد. “سفرنامه خراسان” در سالهای ۱۸۲۱ و ۱۸۲۲ و “سفرها و ماجراها در ایالات ایرانی ساحل جنوبی دریای خزر” در برگیرنده اطلاعاتی گرانبها درباره منطقه ای است که در آن هنگام برای دنیای خارج تقریباً ناشناخته بوده است. پس از آن، فریزر دو سفرنامه با عنوان “سفر زمستانی از قسطنطنیه به تهران” و “سفرهایی در کردستان و میانرودان و نقاط دیگر” درباره دومین مسافرتش به ایران نوشت. چندین سال بعد، این کتابها از آن رو که “تصویری راستین از همه جنبه های زندگی مدرن ایرانی” به دست داده بود، مورد ستایش لرد کرزن قرار گرفت.( ۴)نخستین داستان تخیلی فریزر به نام “قزلباش” و دنباله آن به نام “ماجراجوی ایرانی” نیز که پیرامون زندگی نادرشاه بافته شده و گفته می شود بر پایه ترجمه فریزر از خاطرات یکی از اطرافیان نادر بوده است، خوانندگان بسیار پیدا کرد.
در ۱۸۳۳ لرد پالمرستون (Palmerston) وزیر خارجه بریتانیا که از سیاستهای توسعه طلبانه روسیه به هراس افتاده بود، از فریزر خواست به ایران و میانرودان سفر کند و درباره فعالیتها و نفوذ روسیه در آن نقاط گزارشی محرمانه بنویسد. فریزر نزدیک به هجده ماه به این مأموریت خسته کننده پرداخت و کمابیش ده هزار میل را بر پشت اسب گذراند. در بازگشت به انگلستان در ۱۸۳۵ دو سفرنامه یاد شده را نوشت، و نیز دو داستان رمانتیک با زمینه ایرانی، افزون بر آن، روایتی مفصل درباره حضور سه شاهزاده قجر که در ۱۸۳۶ به لندن آمده بودند، به رشته تحریر درآورد.
هنری لایارد (H.Layard) که به علت کشفیات باستانی اش در نمرود و نینوا شهرت به دست آورده است، از بسیاری جهات به فریزر شباهت داشت. او ماجراجو و جهانگردی تیزبین بود که استعداد گردآوری اطلاعات و کنجکاوی درباره گذشته و زمان حال را داشت. وی که از زندگی در یک دفتر وکالت دعاوی در لندن حوصله اش سر رفته بود، در بیست و دو سالگی تصمیم گرفت بخت خود را در سیلان بجوید؛ جایی که در آن بستگانی داشت. از این رو همراه دوستی مسن تر به نام ادوارد میتفورد به آهستگی در خاور نزدیک و میانه به سفر پرداخت. لایارد می گوید دلبستگی اش به خاور زمین از خواندن کتاب هزار و یک شب در دوران کودکی برانگیخته شده است. رفته رفته که بزرگتر شد، هر کتاب و سفرنامه ای که درباره خاور زمین به دستش می رسید، می خواند: کتابهای فریزر (که با او دیدار کرد)، جان مالکوم، موریه و دیگران مانند جیمز باکینگهام بنیانگذار روزنامه کلکته و کلادیوس ریچ (C.Rich) نماینده مقیم جوان کمپانی هندشرقی در بغداد که در ۱۸۲۱ از بیماری وبا در شیراز درگذشته و فریزر بر سر گور او مرثیه ای ایراد کرده بود.
لایارد هیچ گاه به سیلان نرسید. به محض اینکه او و میتفورد در نیمه ۱۸۴۰ از بغداد به همدان رسیدند، از یکدیگر جدا شدند. میتفورد راهی سیلان شد و در آنجا به دستگاه اداری پیوست و چند سال بعد بازنشسته شد و شرح جالبی درباره سفرش به ایران نوشت؛ در حالی که لایارد به اصفهان رفت و در آنجا با چند تن از خانهای بختیاری آشنا شد و با کمک آنان بیش از یک سال در دل سرزمین بختیاری به سر برد و رؤسای هر دو شاخته این ایل بزرگ با وی همانند یک مهمان محترم رفتار کردند. سپس به بغداد برگشت و توجه خود را بر کاوشهای باستانی در تپه بزرگی که در سر راهش به ایران در نزدیکی دجله دیده بود، متمرکز ساخت. بعدها لایارد نماینده در مجلس عوام و سفیر در ترکیه شد. کتاب “ماجراهای اولیه در ایران، عیلام و بابل” نوشته او روایتی منحصر به فرد از زندگی در میان بختیاریها به دست می دهد.
چنان که پیشتر گفته شد، خطر احتمالی فرانسویان برای هند زمینه ساز پیمان اتحاد ایران و انگلیس به نام قرار داد تهران در ۱۸۱۲ شد. یکی از پیامدهای آن، فرستاده شدن هیأتها و مستشاران نظامی از هند و انگلستان به ایران برای آموزش دادن ارتش ایران و گردآوری اطلاعات زمین شناسی درباره این کشور بود. ستوان هنری پاتینجر( H. Pottiger که در ۱۸۴۳ با لقب سرهنری پاتینجر نخستین فرماندار هنک کنگ شد) در پوشش یک تاجر اسب هندی سرتاسر بلوچستان را گشت و درباره این منطقه ناشناخته کتابی در چهارصد صفحه زیر عنوان “مسافرت در بلوچستان و سند” نوشت، در حالی که سروان جان مکدونالد کینر (J. M. Kinneir که بیشتر به نام سرجان مکدونالد وزیر مختار بریتانیا در ایران در سالهای ۶۳۰- ۱۸۲ شناخته می شود) در کتاب “یادداشتهایی درباره اوضاع جغرافیایی امپراتوری ایران” اطلاعاتی را که اعضای گوناگون سومین هیأت زیر نظر مالکوم در ایران در ۱۸۱۰ به دست آورده بودند، گردآوری کرد.
در ۱۸۲۹ دولت عثمانی بر پایه پیمان آدریانوپل (ادرنه) با بی میلی بندرهای خود در دریای سیاه را به روی کشتیهای بیگانه گشود و راه زمینی به نسبت کوتاهی از ترابوزان به تبریز و تهران فراهم کرد. در ۱۸۳۵ هنگامی که هنری الیس (H. Ellis) مأمور شد به مناسبت آغاز سلطنت محمدشاه تبریکات دولت بریتانیا را به وی تقدیم کند، این راه را برگزید. چارلز استوارت (C.Stuart) یکی از اعضای هیأت او، درباره ماجراهای این سفر و شخصیت هایی که با آنان دیدار کرده اند و دیگر موضوعات در “یادداشهای اقامت در شمال ایران” نوشته است. کشتی حامل هیأت به نام پلوتو شاید نخستین کشتی بخاری انگلیسی بود که در ترابوزان لنگر انداخت. یک سال بعد، آخرین هیأت نظامی انگلیسی که بر پایه مفاد پیمان تهران به ایران می رفت و در بر گیرنده هشت سرجوخه تفنگدار به فرماندهی سروان ریچارد ویلبراهام (R. Wilberaham) بود، همین راه را تا تبریز پیمود. پس از آن، هم ویلبراهام و هم مکدونالد یکی از درجه داران عضو هیأت درباره این سفر کتاب نوشتند. مکدونالد همانند فریزر و بیشتر کسانی که درباره ایرانیان کتاب نوشته اند، درباره شخصیت ملی و رسوم ایرانیان نظر خوبی نداشته اند و آزادانه نظرهای انتقادآمیز خود را به رشته تحریر درآورده اند. با این همه، از دید یک منتقد ایران معاصر، کتاب این سرجوخه فرودست با عنوان روایت شخصی از سفر نظامی در ترکیه و ایران “بسی بهتر از کتابهایی است که نویسندگان برتر در سده نوزدهم نوشته اند”.(۵۳۵)
مأموریت فریزر در ایران در ۱۸۳۴ یکی از نخستین حرکتها در “بازی بزرگ” بود. کسان دیگری که در همان زمان در این بازی درگیر شدند و شرح سفرهایشان به ایران را نوشته اند، دو تن از افسران کمپانی هند شرقی به نامهای آرتور کانالی ( A. Conolly که بعدها در بخارا کشته شد) و آلکساندر برنز (A. Burnes که در ۱۸۴۱ در کابل کشته شد) بوده اند. هر دو توجه خود را به مرزهای شمال خاوری ایران متمرکز ساخته و همانند فریزر درباره عشایر ترکمن در آن منطقه نوشته اند. توجه به این منطقه استراتژیک در سراسر دوران قاجار همچنان پابرجا ماند و در دهه های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ افسران اطلاعاتی دیگری به آن منطقه سفر کردند. در میان کسانی که بعدها کتاب نوشتند می توان از اچ. سی. مارش (H.C. Marsh) و النتاین بیکر (V. Baker) چارلز مک گریگور (C. MarGregor) و چارلز استوارت (C. Stewart) یاد کرد. “داستان سفر به ایالت خراسان و مرز شمال باختری افغانستان” نوشته مک گریگور به ویژه از لحاظ جزئیات نقشه برداری و توصیف و نقاشیهایش از دژ بزرگ و طبیعی کلات نادری در خور توجه است؛ همان دژی که فریزر بی آنکه آن را ببیند، درباره اش نوشته بود و به کرزن نیز در ۱۸۸۹ اجازه ورود به آن داده نشده بود.(۶)
از کسانی که بیشتر به ایرانیان دلبسته بود تا نقشه برداری از کشورشان و آثار باستانی آن، ادوارد گرانویل براون (E.G Browne) بود که بعدها به عنوان یک دانشمند ایران شناس شهرت یافت و چنان محبوبیت و احترامی نزد ایرانیان به دست آورد که هیچ انگلیسی دیگری نتوانسته بود به آن دست یابد. دلبستگی او به ایران، همانند کرزن، از هنگامی که دانش آموز مدرسه ایتون بود، پدید آمد. براون در دانشگاه کمبریج گذشته از پزشکی، زبانهای شرقی را پیش از آنکه در بیست و شش سالگی در ۱۸۷۷ به ایران سفر کند، آموخت. کتاب “یک سال در میان ایرانیان” او از نظر شناخت شیوه تفکر ایرانیان و ادبیات ایران شباهتی به دیگر سفرنامه ها ندارد و پیش درآمد کتابهای بعدی براون درباره تاریخ، ادبیات، مطبوعات و سیاست ایران بوده است.
یک سال پس از عزیمت براون، کرزن که در آن هنگام عضو جوان مجلس عوام بود، وارد ایران شد. سال پیش از آن، او یکی از نخستین کسانی بود که با راه آهن نوساز ماورای خزر سفر کرده و به این نتیجه رسیده بود که آن راه آهن کنترل عملی بر خراسان را در اختیار روسیه می گذارد. اینک با این هدف که اوضاع ایران را برای خودش مطالعه کند (و چند مقاله برای روزنامه تایمز لندن بنویسد) از در پشتی به ایران پا نهاد و یک بار دیگر در قطار ماورای قفقاز نشست و از پایانه آن کناره خاوری دریای مازندران رهسپار عشق آباد در ترکمنستان زیر اشغال روسیه شد. در آن شهر چند اسب کرایه کرد و از مرز قوچان وارد خاک ایران و سپس راهی مشهد و تهران شد. خواندن کتاب دو جلدی “ایران و قضیه ایران” او نه تنها به عنوان یک سفرنامه مصور، بلکه به علت پرداختن موشکافانه آن به تاریخ کشور، دولت و آثار تاریخی آن برای هر پژوهنده در زمینه ایران قاجاری لازم است.
پرسی سایکس (Percy Sykes) از ناظران پرشور صحنه ایران بود. او به عنوان افسر سوار نظام انگلیس مقیم هند در ۱۸۹۳ سفری پر دامنه به ایران کرد و بار دیگر در ۱۸۹۴ به گردآوری اطلاعات برای سازمان جاسوسی انگلیس در هند پرداخت. تصمیم حکومت هند به گشایش کنسولگری در کرمان و گماردن سایکس به عنوان نخستین کنسول درآن شهر، بخشی از بازی پیشی جستن از روسها در منطقه ای بود که چه از دید منافع استراتژیک و چه از دید بازرگانی برای حکومت انگلیسی هند اهمیت داشت. سایکس با دست کشیدن از خدمت نظامی، در اوایل ۱۸۹۵ به کرمان رفت و ده سال در آن شهر ماند و سپس به سر کنسولی بریتانیا در مشهد که مهمترین پایگاه شنود بریتانیا در کنار مرز روسیه در آسیای مرکزی بود، رسید. سایکس تا ۱۹۱۳ در مشهد ماند و در این مدت سرگرم خنثی کردن توطئه های پرسن دابیژا سرکنسول روس بود. او در جریان هر دو مأموریت خود در کرمان و مشهد به سفرهای بسیار رفت که شرح آنها را همراه با مسائل دیگر با دقت فراوان در کتاب “ده هزار میل سفر در ایران” توصیف کرده است.
سایکس دو کتاب دیگر هم درباره ایران نوشته است: “افتخار عالم تشیع” و دو جلد “تاریخ ایران” که چند بار مورد بازنگری قرار گرفته و تجدید چاپ شده است و هنوز یکی از کتابهای سودمند درباره تاریخ طولانی ایران به شمار می رود. سایکس، بر خلاف بسیاری از هم میهنانش، ایرانیان را دوست می داشت و ستایش می کرد.
الا سایکس (Ella Sykes) خواهر سرپرسی، در کرمان با او می زیست و دو سال به عنوان خانم خانه به برادرش خدمت می کرد. الا همراه او به همه جا می رفت و یکی از انگشت شمار زنان انگلیسی – و نه نخستین زن- بوده که به ایران سفر کرده و مشاهداتش را به رشته تحریر درآورده و منتشر کرده است. در کتاب “در سراسر ایران یک وری بر پشت اسب” شرح روشنی از زندگی در کرمان و پیرامون آن آمده است. چه بسا او نخستین زن اروپایی بوده که در آنجا دیده شده بوده است
نخستین زن انگلیسی که درباره ایران نوشت، لئونوراشیل (Leonara Sheil) ایرلندی تبار بود که در ۱۸۴۹ به عنوان نوعروس جاستین شیل وزیر مختار بریتانیا به ایران سفر کرد. کتاب تیزبینانه و پر مایه او به عنوان “نگاهی به زندگی و روشها در ایران” که در ایران با نام “خاطرات لیدی شیل” منتشر شده است، در برگیرنده داستان جالبی از سفر زن و شوهر جوان از راه آلمان، لهستان، روسیه به تفلیس و ایروان و تبریز با راه آهن، کالسکه و تخت روان همراه با دو زن خدمتکار ایرلندی، یک آشپز فرانسوی و یک سگ کوچک تری یر اسکاتلندی است. گرچه، بهتر از همه، کتاب خانم بیشاپ (ایزابلا برد Isabella Bird) است: زنی میانسال، سرکش و بیوه که برای دیدن کوچ زمستانی ایل بختیاری در ژانویه ۱۸۹۰ از بغداد به تهران و سپس به اصفهان رفته و از میان کوهستانهای سخت گذر بختیاری و کردستان گذشته و به دریاچه وان رسیده و سرانجام از ترابوزان سوار کشتی شده و به انگلستان بازگشته است.
درست برعکس آن، سفرنامه لیدی الادیوراند (E. Durand) با عنوان “گردش پاییزی در غرب ایران” است که نُه سال بعد همراه با همسرش که در آن هنگام وزیر مختار بریتانیا در ایران بود به سفر پرداخت. در این سفر یک مستخدمه شخصی و انبوهی آشپز و نوکر خواسته های او را برآورده می ساختند.
بسیاری کسان دیگر هم بوده اند که درباره سفرهایشان به ایران نوشته اند و در این نوشتار کوتاه نامی از آنان به میان نیامده است: افسرانی از هند مانند توماس لامسدن (T. Lumsden) و جان جانسون (J. Johnson) کارمندان کشوری حکومت هند مانند رابرت بینینگ (R.B.M. Binning) (که کرزن کتاب او را “آخرین کتاب به راستی خوبی که درباره ایران نوشته شده است” می داند) و ادوارد داستاک (E. Stack) مبلغان مذهبی مانند جوزف ولف (J.Wolff) و هنری استرن (H.A. Stern) که هر دو خارجی بودند ولی به تابعیت انگلستان درآمده بودند؛ دیپلماتهایی مانند ادواردایستویک (E.B Eastwick) کسانی که دست اندر کار تعیین مرز و کشیدن خط تلگرافی هند و اروپا بودند، مانند فردریک گلد اسمید (F.J. Goldsmid) و ارنست فلایر (A. Floyer) و مسافرانی عادی همچون جواشیم استاکلر (J.H. Stocqueler) آرتور آرنولد و ساویچ لندور (A.H. Savage Landor) اینان و بسیاری کسان دیگر که نامشان در اینجا نیامده است، کمک فراوانی به دانش و آگاهی غرب از ایران کرده اند و با همه غرض ورزیهایشان، منبع گرانبهایی از اطلاعات درباره ایران در دوران قاجار از خود به جا گذاشته اند.
فهرست سفرنامه ها و کتابهایی که مأموران سیاسی و اطلاعاتی و مسافران عادی انگلیسی در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم درباره ایران نوشته اند:
– آرمسترانگ، تی. بی. خاطرات سفر به میدانهای جنگ اخیر روسیه و ترکیه، لندن ۱۸۳۱
– آرنولد، آرتور، مسافرت در سرتاسر ایران با کاروان، ۲ جلد، لندن ۱۸۷۷
– آلکوک، توماس، مسافرتهایی در روسیه، ایران، ترکیه و یونان در سالهای ۲۹-۱۸۲۸، لندن ۱۸۳۱
– استاک، ادوارد، شش ماه در ایران، ۲ جلد، لندن ۱۸۸۲
– استاکلر، جواشیم هیوارد، پانزده ماه سفر زیارتی در جاده های مالرو خوزستان و ایران در سالهای ۳۲-۱۸۳۱، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۲
– استرن، هنری، غروب آفتاب در شرق، با یادداشتهایی توراتی، تاریخی و آماری درباره اشخاص و اماکن که در خلال مأموریتی نزد یهودیان ایران و کردستان و میانرودان تهیه شده است، لندن ۱۸۵۴
– استیوارت، چارلز ادوارد، در سراسر ایران با لباس مبدل، لندن ۱۹۱۱
– استوارت، چارلز، یادداشهای اقامت در شمال ایران و ایالات مجاور آن در ترکیه، لندن ۱۸۵۴
– اوزلی، سرویلیام، مسافرت در کشورهای گوناگون شرقی بویژه ایران، ۳ جلد، لندن ۲۳-۱۸۱۹
– ایستویک، ادوارد، خاطرات سه سال اقامت یک دیپلمات در ایران، ۲ جلد، لندن ۱۸۶۱
– باکینگهام، جورج سیلک، سفرهایی به آشور، مادو پارس، لندن ۱۸۲۹
– براون، ادوارد. ج.، انقلاب ایران ۱۹۰۹-۱۹۰۶، لندن ۱۹۱۰ ( به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ تاریخ ادبی ایران، ۴ جلد، کمبریج ۱۹۲۴-۱۹۰۲ (به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ یک سال در میان ایرانیان، لندن ۱۸۹۳ (به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ شرح مختصری از رویدادهای اخیر ایران، لندن ۱۹۰۹
ـــــــــــــــ تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت، ۳ جلد، کمبریج ۱۹۱۴ ( به فارسی ترجمه شده است)
– برنز، آلکساندر، سفر بخارا، ۳ جلد، لندن ۱۸۳۴
– بریجز، سر هارفورد جونز، شرح مذاکرات سفارت اعلیحضرت پادشاه انگلستان در دربار ایران در سالهای ۱۸۱۱- ۱۸۰۷، لندن ۱۸۳۴
– بینینگ، رابرت، یادداشتهای سفر به ایران و سیلان و نقاط دیگر، ۲ جلد، لندن ۱۸۵۷
– بیشاپ، ایزابلا، مسافرت به ایران و کردستان، ۲ جلد، لندن ۱۸۹۱
– بیکر، والنتاین، ابرهایی در شرق، لندن ۱۸۷۶
– پاتینجر، هنری، مسافرت در بلوچستان و سند، لندن ۱۸۱۶ (به فارسی ترجمه شده است)
– پرایس، ویلیام، یادداشتهای روزانه سفارت انگلیس در ایران، لندن ۱۸۳۲
– پورتر، رابرت کر، مسافرت در گرجستان، ایران، ارمنستان، بابل قدیم و نقاط دیگر در سالهای ۱۸۱۷، ۱۸۱۸، ۱۸۱۹، ۱۸۲۰، ۲ جلد، لندن ۱۸۲۱
– جانسون، جان، سفر به انگلستان از راه ایران، گرجستان، روسیه، لهستان و پروس در سال ۱۸۱۷، لندن ۱۸۱۸
– دیوراند، لیدی الا، گردش پاییزی در غرب ایران، لندن ۱۹۰۲
– ریچ، کلادیوس، تفصیل اقامت در کردستان و شرح دیدار از شیراز و تخت جمشید، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۶
– ساویج لندور، آرنولد، از این سو به آن سوی سرزمین مورد طمع، ۲ جلد، لندن ۱۹۰۲
ـــــــــــــــ سایکس، الا کنستانس، ایران و مردمان آن، لندن ۱۹۱۰
ـــــــــــــــ داستانهایی شاهنامه یا افسانه های کهن ایران، لندن ۱۹۰۱
ـــــــــــــــ سرتاسر ایران یک وری بر پشت اسب، لندن ۱۸۹۸
– سایکس، سرپرسی، ده هزار میل مسافرت در ایران، لندن ۱۹۰۲ (به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ افتخار عالم تشیع، لندن ۱۹۱۰ ( به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ تاریخ ایران، ۲ جلد، لندن ۱۹۱۵ (به فارسی ترجمه شده است)
– شیل، مری لئونورا، نگاهی به زندگی و روشها در ایران، لندن ۱۹۵۶ (با عنوان خاطرات لیدی شیل به فارسی ترجمه شده است)
– فلایر، ارنست، بلوچستان کشف نشده، لندن ۱۸۹۲٫
– فاولر، جورج، سه سال در ایران با ماجراهای سفر به کردستان، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۸
– فریزر، جیمز بیلی، سفر زمستانی از قسطنطنیه به تهران، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۸ ( به فارسی ترجمه شده است)
– علی نیمرو ماجراجوی بختیاری، داستانی از لرستان، ۳ جلد، لندن ۱۸۴۲ (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ شرح مسافرت به خراسان در سالهای ۱۸۲۱ و ۱۸۲۲، لندن ۱۸۲۵
ـــــــــــــــ روایت تاریخی و توصیفی ایران از نخستین دورانها تا زمان حاضر، ادینبورگ ۱۸۳۴
ـــــــــــــــ داستان اقامت شاهزادگان ایرانی در لندن و ماجراهای متعاقب آن، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۸
ـــــــــــــــ قصه های کاروانسرای؛ داستان خان، فیلادلفیا، ۱۸۳۳ (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ عقاب سیاه؛ داستان ترکمنی، لندن ۱۸۴۴ (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ قزلباش، داستان خراسانی، ۳ جلد، لندن ۱۸۲۸ (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ ماجراجوی ایرانی، ۳ جلد، لندن ۱۸۳۰، (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ مسافرتها و ماجراها در ایالات ایرانی در کرانه جنوبی دریای مازندران، لندن ۱۸۲۶
ـــــــــــــــ سفرهایی در کردستان، میانرودان و نقاط دیگر شامل توصیف بخشهایی از این سرزمینها که هنوز اروپاییان کشف نکرده اند، ۲ جلد، لندن ۱۸۴۰
– کانالی، آرتور، سفر زمینی از انگلستان به شمال هند از راه روسیه، ایران و افغانستان، ۲ جلد، لندن ۱۸۳۴
– کرزن، جورج ناتانیل، ایران و قضیه ایران، ۲ جلد، لندن ۱۸۹۲ (به فارسی ترجمه شده است)
– گلداسمید، فردریک جان، ایران شرقی: شرح مسافرت هیأت مرزی ایران در سالهای ۷۲-۱۸۷۰، ۲ جلد، لندن ۱۸۷۶
– تلگراف و مسافرت: شرح تأسیس و گسترش ارتباطات تلگرافی بین انگلستان و هند، لندن ۱۸۷۴
– لامسدن، توماس، مسافرت از میراث در هند تا انگلستان از راه افغانستان، ایران، ارمنستان، گرجستان، روسیه، اتریش، سوئیس و فرانسه در سالهای ۲۰- ۱۸۱۹، لندن ۱۸۲۲
– لایارد، هنری، ماجراهای اولیه در ایران، عیلام و بابل، ۲ جلد، ۱۸۸۷ (به فارسی ترجمه شده است)
– مارش، هیپیسلی کانلیف، سفری به دیار اسلام: مسافرت به ایران و افغانستان و هند از راه مشهد، هرات و قندهار، لندن ۱۸۷۷
– مالکوم، سرجان، تاریخ ایران، ۲ جلد، ۱۸۱۵ (به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ طرحهایی از ایران، ۲ جلد، لندن ۱۸۲۸
– مانی، رابرت کاتن، خاطره هایی از یک گردش در ایران در سالهای ۱۸۲۴ و ۱۸۲۵، لندن ۱۸۲۸
– مکدونالد، رابرت، روایت شخصی از سفر نظامی در ترکیه و ایران، لندن ۱۸۵۹
– مکدونالد کینر، جان، یادداشتهایی درباره اوضاع جغرافیایی امپراتوری ایران، لندن ۱۸۱۳
– مک گریگور، چارلز، شرح مسافرت در ایالت خراسان و سرحد شمال غربی افغانستان در سال ۱۸۷۵، ص جلد، لندن ۱۸۷۹
– موریه، جیمز، مسافرت در ایران، ارمنستان و آسیای صغیر تا قسطنطنیه در سالهای ۱۸۰۸ و ۱۸۰۹، لندن ۱۸۱۲
ـــــــــــــــ دومین مسافرت به قسطنطنیه از راه ایران، ارمنستان و آسیای صغیر در سالهای ۱۸۱۰ و ۱۸۱۶، لندن ۱۸۱۸
ـــــــــــــــ سلیمان، یک داستان ایرانی، لندن ۱۸۱۷ (داستان تخیلی)
ـــــــــــــــ سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، ۳ جلد، لندن ۱۸۲۴ (داستانی تخیلی که به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ ماجراهای حاجی بابا در انگلستان، ۲ جلد، لندن ۱۸۲۸ (داستانی تخیلی که به فارسی ترجمه شده است)
ـــــــــــــــ میرزا، ۳ جلد، لندن ۱۸۴۱ (داستان تخیلی
ـــــــــــــــ سهراب گروگان، ۳ جلد، لندن ۱۸۳۲ (داستان تخیلی)
– والستون، رابرت گرانت، تاریخ ایران از ابتدای قرن نوزدهم تا ۱۸۵۸، لندن ۱۸۶۶ (به فارسی ترجمه شده است)
– وارینگ، ادوارد، سفری به شیراز از راه کازرون و فیروزآباد، لندن ۱۸۰۷
– ویلبراهام، ریچارد، مسافرت در ایالات ماوراء قفقاز متعلق به روسیه تا کرانه های جنوبی دریاچه وان و ارومیه در پاییز و زمستان ۱۸۳۷، لندن ۱۸۳۹
– ولف، جوزف، شرح مأموریت در بخارا در سالهای ۴۵- ۱۸۴۳، ۲ جلد، لندن ۱۸۴۵
– سفرها و ماجراهای جوزف ولف، به کوشش آلفردگتی، لندن ۱۸۶۱
– هالینگبری، ویلیام، روزنامه سفر هیأت سرجان مالکوم به دربار ایران در سالهای ۱۷۹۹، ۱۸۰۰و ۱۸۰۱، کلکته ۱۸۱۴ (به فارسی ترجمه شده است)

پی نوشت ها :

۱٫ نگاه کنید به کتابهای:
E.Ehlers.Iran aBibliographic Research Survey,Munich 1980 and Shoko Okazaki and Kinji Eura,Bibliography Qajar Persia,Osaka,1985
۲٫ برای نمونه نگاه کنید به:
J.A.Lerner,’’British Travellers Accounts as a Source for Qajar Shiraz’’Bulletin of the Asia Institute,Pahlavi University,Shiraz 1976,No.1-4
۳٫ نگاه کنید به کتاب شناسی آخر مقاله که شامل سفرنامه ها و دیگر کتابها درباره ایران است و نگارنده شخصاً گردآورده است.
۴٫ جیمیز موریه، ماجراهای حاجی بابای اصفهانی، لندن ۱۸۲۴، صفحه ۳۲۶
۵٫ جورج ناتانیل کرزن، ایران و قضیه ایران، ۲ جلد، لندن ۱۸۹۲، جلد یکم، صفحه ۲۴
۶٫ سیروس غنی، ایران و غرب: کتاب شناسی انتقادی، لندن ۱۹۸۷، صفحه ۲۳۲
۷٫ کرزن، پیشین، جلد دوم، صفحه ۲۲

منبع: یزدان پرست، حمید؛ (۱۳۸۸) نامه ایران: مجموعه مقاله ها، سروده ها و مطالب ایران شناسی، تهران، اطلاعات، چاپ نخست.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی