Print Friendly, PDF & Email

هرگاه عزاداری‌ها رنگ و بوی سیاستِ الهی بگیرند، گره از کارها باز خواهد شد؛ امام خمینی‌ از این سرمایه‌ فرهنگ تشیّع، استفاده کرد و به محرّم و عاشورا که حیات مذهب شیعه را رقم زده بود، تکیه نمود؛ به همین دلیل، هم قیام 15 خرداد در محرّم شکل گرفت و هم عزاداری محرّم سال 1357 به تظاهراتی تبدیل شد که ضربه‌ آخر را بر رژیم وارد کرد و شاه را از کشور فراری داد. حتی سال‌ها بعد و در دوران فتنه‌ 88، این نور عاشورا بود که طومار فتنه را در هم پیچید و حماسه‌ 9 دی را رقم زد.

سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی در مصلای قم با سخنرانی حجت‌الاسلام صدوق/ ۷

/ اگر ایمان اجتماعی ارتقاء پیدا کند، جامعه دینی به علم و قدرت مطلقه متصل می‌شود

هرگاه عزاداری‌ها رنگ و بوی سیاستِ الهی بگیرند، گره از کارها باز خواهد شد؛ امام خمینی‌ از این سرمایه‌ فرهنگ تشیّع، استفاده کرد و به محرّم و عاشورا که حیات مذهب شیعه را رقم زده بود، تکیه نمود؛ به همین دلیل، هم قیام ۱۵ خرداد در محرّم شکل گرفت و هم عزاداری محرّم سال ۱۳۵۷ به تظاهراتی تبدیل شد که ضربه‌ آخر را بر رژیم وارد کرد و شاه را از کشور فراری داد. حتی سال‌ها بعد و در دوران فتنه‌ ۸۸، این نور عاشورا بود که طومار فتنه را در هم پیچید و حماسه‌ ۹ دی را رقم زد.
سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی هم‌زمان با ایام ماه مبارک رمضان، هر روز بعد از نماز ظهر و عصر در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار می‌شود.
 سلسله نشست‌های گفتمان انقلاب اسلامی از آغاز ماه مبارک رمضان، با حضور اقشار مختلف مردم در مصلای قدس شهر مقدس قم برگزار می‌شود.
این نشست‌ها پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری و با محوریت موضوعاتی همچون جهاد کبیر، اسلامیت انقلاب، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و منزلت زن و خانواده در اسلام و نظام و با ارائه و سخنرانی حجت الاسلام صدوق از استادان و فضلای حوزه علمیه قم برگزار می‌شود و شرکت در این برنامه برای عموم مردم آزاد است.
یکی از ویژگی‌های این سلسله نشست‌ها دوطرفه بودن آن است، به نحوی که حضار در هر جای بحث می‌توانند نسبت به مسائل مطروحه نظر خود را ارائه کنند.
در ادامه خلاصه و مهم‌ترین محورهای جلسه هفتم سلسله نشست‌های «گفتمان انقلاب اسلامی» را از نظر می‌گذرانید:
۱٫ باید توجه داشت که رژیم شاه و سایر قدرت‌های بین‌المللی قبل از آغاز انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶، نظام سلطنتی را در شرایطی مطلوب و ایده‌آل ارزیابی می‌کردند. افزایش قیمت نفت، گسترش صنعت مونتاژ و به تبع آن رونق در بازار، وضعیت اقتصادی خوبی را ایجاد کرده بود و از نظر فرهنگی، دستگاه توانسته بود فرهنگ غرب را در تمامی سطوح و لایه‌های جامعه رسوخ دهد که اوج این روند را می توان در برگزاری جشن هنر مشاهده کرد. در بعد سیاسی نیز سلطه‌ی رژیم بر تمامی صنوف و اقشار از جمله دانشگاهیان، نظامیان، نخبگان و… سایه افکنده بود. طیف مبارزین مذهبی نیز پس استفاده از شیوه‌های مختلف مبارزه به بن‌بست رسیده بودند و سایر متدینین، محمدرضا پهلوی را بمثابه تنها پادشاه شیعه در جهان می‌دانستند که حتی به برخی مظاهر مذهبی از جمله زیارت و عزاداری و… عمل می‌کند. بنابراین مجموع شرایط سیاسی، فرهنگی، اقتصادی کشور از نظر داخلی و خارجی، به ثبات رسیده و ایران به جزیره‌ی ثبات غرب ملقّب شده بود. حتی اربابان شاه برای او مأموریت‌های خارجی تعیین می‌کردند و ارتش پهلوی در سرکوب انقلابیون ظفار و جنگ ویتنام مشارکت داشت و رژیم طاغوت عملاً به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شده بود. در واقع قیام حضرت امام خمینی در چنین شرایطی آغاز شد، اما هیچ‌یک از قدرت‌های داخلی و خارجی علی‌رغم وضعیت مطلوب خود، نتوانستند مانع از پیروزی آن در سال ۱۳۵۷ شوند.
این در حالی است که سرنگونی یک حکومت در زمانی کوتاه، از نظر معادلات سیاسی هنگامی اتفاق می‌افتد که تمامی قدرت‌های داخلی و خارجی با یکدیگر هماهنگ شده باشند. به عنوان نمونه امریکا برای ساقط‌کردن صدام، همراهی تمامی قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای از قبیل روسیه، چین، انگلستان، فرانسه، شورای امنیت، عربستان، امارات، مصر و… را جلب کرد و هیچ قدرت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی را به عنوان معارض در برابر خود نمی‌دید و به همین دلیل بود که توانست در مدتی کوتاه، نظام صدام را سرنگون کند. اما زمانی که قدرت‌های مطرح جهانی و منطقه‌ای درباره‌ی یک کشور نزاع داشته باشند، تغییر قدرت حاکم در آن کشور شکلی فرسایشی پیدا می‌کند و پیروزی قاطعی حاصل نمی‌شود همان‌طور که این وضعیت در اوکراین، سوریه، فلسطین، بوسنی هرزگوین و… قابل مشاهده است. بنابراین دستیابی به قدرت و تغییر حاکمیت در دنیای امروز، تابع شرایط داخلی و خارجی در عرصه‌ی قدرت است که اغماض از آن ممکن نیست. اما در زمان آغاز انقلاب اسلامی نه تنها هماهنگی بین قدرت‌ها برای سرنگونی شاه وجود نداشت بلکه قدرت‌های داخلی سرکوب شده بودند و همه‌ی قدرت‌های خارجی نیز یا در ثبات سلطنت شاه ایفای نفش می‌کردند و یا با قیام حضرت امام(قدس‌سره) موافق نبودند. حتی حزب بعث عراق که به عنوان یک قدرت مخالف با شاه، عرض‌اندام می‌کرد و درگیری نظامی کوتاهی نیز با ایران پیدا کرده بود، با شدت‌گرفتن قیام در سال ۱۳۵۷ امام را از کشور عراق اخراج کرد! بنابراین کسی فکر نمی‌کرد که نهضت اسلامی بتواند با تکیه بر قدرتی غیرمتعارف برای جهانیان، دولت مرکزی را به چالش بکشد چون هیچ قدرت جهانی و بین‌المللی و منطقه‌ای با حضرت امام همراه نبود بلکه همگی با حرکت ایشان مخالفت می‌کردند.
 بنابر توضیحات قبلی، نحله‌ها و جریان‌های معارض رژیم نیز هر یک به راه خود می‌رفتند و نه تنها بر محور حضرت امام جمع نمی‌شدند، بلکه اختلاف در نحوه‌ی ادامه‌ی مبارزه و یأس از پیروزی بالا گرفته بود و راه حضرت امام نیز در نزد دیگران به عنوان نهضتی کور و پر ابهام تحلیل می‌شد. متدینین نیز دچار پراکندگی شده بودند و گروهی مشغول مقابله با بهائیت شده بودند و عدّه‌ی زیادی از مبارزین، موفقیت قیام را مشروط به کار فرهنگی در جهت روشنگری برای آحاد ملّت می‌دانستند و قشر سنّتی نیز مشغول تبلیغ متداول در منابر و مساجد بودند و در واقع مشی امام مورد توجه کسی قرار نمی‌گرفت. در چنین شرایط داخلی و خارجی بود که اولین نشانه‌های انقلاب اسلامی در زمستان سال ۱۳۵۶، آشکار شد بدون آن‌که یک هسته‌ی مقاومت چریکی و پارتیزانی به رژیم ضربه بزند یا حزبی تشکیل شود و رسانه‌ها به کمک نهضت بیایند و در هماهنگی با رهبران آن به انعکاس اخبار قیام بپردازند. یعنی حضرت امام در هنگام آغاز انقلاب نه صاحب قدرت نظامی بود و نه قدرت رسانه‌ای و مطبوعاتی در اختیار داشت و نه یک قدرت داخلیِ متناسب با عرف بین‌الملل از او تبعیت می‌کرد.
۲٫ در واقع تنها قدرت امام خمینی (قدس‌سره) ایمان واقعی و اسلام نابی بود که در قلوب مردم ایران جای گرفته بود زیرا نور امام حسین و محبت به خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام در دل‌های همه‌ی اقشار و اصناف و خواصّ و عوامّ جامعه‌ی ایرانی جریان داشت. این امر مشترک در میان ملّت ایران، به فرهنگی فراگیر تبدیل شده بود که مردم برای آن هزینه می‌کردند و با صرف اموال شخصی خود در راه زیارت، عزاداری‌ها، منابر، روحانیت، مدّاحان، مساجد، کتب دینی و…، باعث تعمیق و تداوم آن می‌شدند.
باید توجه داشت که تشریع دین اسلام و اتمام نعمت بر بشریت توسط خدای متعال، به این معناست که آیات الهی دیگر از سنخ امور طبیعی همانند عصای موسی و ناقه‌ی صالح و… نیستند بلکه آیات الهی پس از بعثت پیامبر اسلام صلّی‌الله‌علیه‌وآله سنخی انسانی خواهند داشت و لذا بزرگترین آیه و نشانه و معجزه‌ی خدا، وجود مبارک نبی‌اکرم و جانشیان ایشان است. یعنی به جای آن‌که مردم برای نزول آیه و معجزه، همانند گذشته منتظر شرایط خاص باشند، آیات انسانی بمثابه آیات دائمی هستند که بندگان با ملاحظه‌ی مداومِ رفتارها و موضع‌گیری‌ها و اخلاق و منش و زندگی روزمره‌ی آنان، همواره به انفعال و عجز می‌افتند. در واقع انسان برای آن‌که تسلیم دستگاه الهی شود و ایمان بیاورد و سپس به مناسکی مانند روزه، خمس، جهاد، حج و… تن دهد، باید از نظر روحی متأثر شده و خضوع و رقّت قلب پیدا کند. لذا خدای متعال، آیه‌ی وجود مبارک پیامبر و امیرالمؤمنین و فرزندان‌شان‌علیهم‌السلام را به امّت اسلامی و خصوصاً ملّت ایران عطا کرد و محبّین اهل‌بیت چه در محضر ائمّه و چه در حرم‌های آن بزرگواران دائماً تصرف دستگاه الهی و جریان اراده‌ی الهی را می‌چشند و به عجز می‌افتند و قلوب‌شان دچار رقّت می‌شود.
 در این میان، محرّم و عاشورا بزرگترین آیه‌ی توحیدی برای دعوت به خدای متعال و ذخیره‌ای الهی برای پیشبرد امت اسلام در طول تاریخ است؛ حتی امّت‌های دینی در قبل از بعثت پیامبر نیز به وسیله‌ی این نور هدایت شدند و با یادآوری آن مصائب بزرگ بوده که انبیاء سلف از امتحانات پیچیده عبور می‌کردند. لذا امام خمینی (قدس‌سره) به سرمایه‌ی فرهنگ تشیّع که در طول تاریخ شکل گرفته بود، اتّکا کرد و به محرّم و عاشورا که حیات مذهب شیعه را رقم زده بود، تکیه نمود. به همین دلیل، هم قیام ۱۵ خرداد در محرّم شکل گرفت و هم عزاداری محرّم سال ۱۳۵۷ به تظاهراتی تبدیل شد که ضربه‌ی آخر را بر رژیم وارد کرد و به پیروزی انقلاب قطعیت بخشید و شاه را از کشور فراری داد. حتی سال‌ها بعد و در دوران فتنه‌ی ۸۸، این نور عاشورا بود که طومار فتنه را در هم پیچید و کشور را پس از هشت ماه، از لبه‌ی پرتگاه نجات داد و حماسه‌ی ۹ دی را رقم زد. در واقع شیعیان و محبّین در تمام وجوه مدیون اباعبدالله‌الحسین و قیام عاشورا هستند و هرگاه عزاداری‌ها رنگ و بوی سیاست الهی بگیرند، گره از کارها باز خواهد شد؛ اما اگر مساجد و تکایا و حسینیه‌ها و نمازهای جمعه در خدمت مبارزه با کفر و شرک قرار نگیرند و به بخشی از زندگی مادّی روزمره تبدیل شوند، مشکلات جدیدی پدید خواهد آمد.
 از این‌رو، حضرت امام برای استدلال بر قیام خود به نهضت پیامبر و نهضت اباعبدالله‌الحسین استناد می‌کرد و طرف مقابل خود را تابع منش یزید و از یزیدیان می‌دانست و پس از ساقط‌کردن پهلوی نیز در مقابل شرق و غرب قرار گرفت و به مواجهه با قدرت‌های کافر پرداخت. در واقع فرهنگ شهادت‌طلبی و عزّت‌خواهی و شعار هیهات منّا الذله، مخصوص دستگاه انبیاست که قدرت خود را در ایمان مردم می‌بیند زیرا اگر یک ملّت به حقائق عالم ایمان بیاورد و به اهل‌بیت و زیارات و محرّم و عاشورا و رمضان و فاطمیه باور داشته باشد، مجرایی برای جریان قدرت الهی قرار می‌گیرد و همانند قدرت الهی، شکست‌ناپذیر خواهد شد. بنابراین مشکلاتی که در جامعه‌ی دینی پدید می‌آید، مستند به ضعف ایمان است و اگر ایمان اجتماعی ارتقاء پیدا کند، به علم و قدرت مطلقه و نامحدود متّصل شده و به «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» عینیت می‌بخشد.
۳٫  حضرت امام (ره) این معانی والا را به متن زندگی مردم ایران وارد کرد و ملت نیز بر سر تحلیل‌های رهبر خود ـ که از علم وحیانی و روح قرآن و روایات منبعث می‌شد ـ ایستاد و هنگامی که تصوّر می‌شد فاصله‌ی زمانی طولانی با صدر اسلام موجب دفن فرهنگ مبارزات الهی شده است، نهضت در مدّتی بسیار کوتاه و به نحوی غیرقابل پیش‌بینی به پیروزی رسید. زیرا آن فرهنگ مقدس در قلوب مردم ایران بمثابه امّت محمّد و آل محمّد علیهم‌السلام جریان داشت و آن تعلّق و ارادت قلبی به آستان مقدس معصومین، با انقلاب اسلامی حیات تازه‌ای یافت و حتی اقشار به ظاهر غیرمذهبی و مرفّه و غوطه‌ور در زندگی مدرن را دگرگون و متحوّل کرد و همگان را بر محور حضرت امام خمینی گردآورد و یک قدرت بزرگ برای ایشان فراهم نمود. این حقیقت مبارک، امری بود که امریکا و اروپا، دستگاه‌های جاسوسی آنها، شاه، متخصصین، دانشگاهیان و روشنفکران از تحلیل آن عاجز بودند و تشیّع، دینداری و تدیّنِ مردم ایران و حضور عمیق و نهادینه‌ی روحانیت در میان آنان، مقوله‌ای بود که در محاسبات آنان نمی‌گنجید. حتی گفته می‌شد که سازمان‌های جاسوسی قدرت‌های بزرگ، چندین تئوری جامعه‌شناسی را مورد استفاده قرار دادند تا قیام ملّت را کنترل کنند اما توفیقی به دست نیاوردند چرا که مذهب حقه و تشیّع ناب برای مادّیون و اهل دنیا قابل تحلیل نیست. یعنی انقلاب با تکیه به فرهنگ قرآن بر اساس تفسیر اهل‌بیت و به نور امام حسین پیروز شد؛ یعنی همان آیه‌ی دائمی خدای متعال که در طول قرن‌های متمادی، با پذیرش فرهنگ تشیع توسط جامعه‌ی ایران تداوم یافته و در عزاداری‌های ملّت منعکس شده بود. زیرا ملّتی که اشک برای مصائب آل‌الله را بمثابه یک فرهنگ سرلوحه‌ی زندگی خود قرار می‌دهد، به راحتی و با قلبی خاشع و عقلی خاضع برای مذهب اهل‌بیت و آرمان‌های آن جان‌فشانی می‌کند که این ویژگی به ملت ایران به عنوان امّت محمّد و آل محمّد علیهم‌السلام منحصر بوده و هست؛ شیعیانی که در روایات، افضل از حواریون حضرت عیسی دانسته شده‌اند و به حضرت موسی با عنوان برترین امّت دینی در طول تاریخ معرفی گشته‌اند. این همان امّت موعود است که هنگام بی‌وفایی اعراب به آن حضرت در موضوع وصایت امیرالمؤمنین و مهجوریت قرآن کریم، توسط خدای متعال به نبیّ‌اکرم وعده داده شد تا دین ناب به آن امّت منتقل شود: «من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه أذلّه علی المومنین أعزّه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل‌الله و لایخافون لومه لائم ذلک فضل‌الله یوتیه من یشاء»
 البته این بدان معنا نیست که این ایمان الهی و این ظرفیت عظیم در معرض کید و مکر دستگاه ابلیس قرار نگرفته باشد بلکه از ابتدای نهضت مشروطه و  با آغاز مبارزات بزرگوارانی همانند شیخ شهید فضل‌الله نوری، آیت‌الله مدرس، آیت‌الله کاشانی و… تا قیام پانزده خرداد و سپس شعله‌ورشدن انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶، موجی از توطئه‌ها و حیله‌ها برای انحراف و شکست پرچمداران توحید شکل گرفت و شبهه‌ها و هجمه‌های گوناگونی بر سر آنها باریدن گرفت و از سوی قائلین به مبارزه‌ی مسلحانه و مبارزه‌ی پارلمانتاریستی، خیزش ملت ایران به رهبری امام خمینی نهضتی کور تلقی می‌شد که مشخص نیست راه به کجا می‌برد و مسیر آن روشن نیست. متدینین ضعیف‌الایمان نیز دچار تردید بودند و حضرت امام را نسبت به خون‌هایی که در مسیر پیشرفت نهضت بر زمین می‌ریخت، تخطئه می‌کردند، ولی امام بزرگوار مسئولیت این خون‌ها را با یقین نورانی و پولادین خود به عهده می‌گرفت زیرا به خوبی می‌دانست که جز با بذل خون و جان و ایثار و فداکاری، نمی‌توان امّت اسلامی را از چنگال کفر و نفاق بیرون کشید و مطمئن بود که دنیاپرستان حتی یک روز دست از سر مومنین برنمی‌دارند و از انواع خشونت‌ها و فاجعه‌آفرینی‌ها مضایقه نمی‌کنند؛ همان‌طور که شیعه در طول تاریخ همواره در معرض فشار و کشتار و قتل و غارت و تبعید و شکنجه بوده و این روند تا ظهور حضرت ولی‌عصر ادامه خواهد داشت. این در حالی است که در آن زمان و حتی امروز نیز برخی متدینین ساده‌لوح تصور می‌کنند که دشمنانی چون امریکا و انگلیس و… مسیحی و از اهل کتاب هستند اما پاسخی در برابر این پرسش ندارند که این حجم از عناد و غیظ و خشونت نسبت به شیعیان و محبین اهل‌بیت، از چه اعتقاد و دین و باوری نشأت می‌گیرد؟!

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی