Print Friendly, PDF & Email

عملیات ام الحسنین (ع)

عملیات ام الحسنین  در جنوب کرخه نور در منطقه حمیدیه و با هدف انجام عملیات انحرافی برای اجرای طرح عملیات فتح المبین و تجزیه قدرت فرماندهی دشمن آغاز شد.

عملیات ام الحسنین (س) ، یک عملیات انحرافی موفق

برای این که عراق باز نتواند با تمرکز نیرو و با خیال آسوده از جبهه‌هایی چون « چزابه » حرکاتی غر قابل پیش بینی انجام دهد و برای تجزیه قدرت فرماندهی و تصمیم‌گیری دشمن ، از سوی فرماندهان خودی تصمیم به اجرای یک عملیات انحرافی در جبهه های مختلف – بجز منطقه عملیاتی فتح المبین – گرفته شد .
چند طرح مورد نظر بود ، امر به دلایلی تنها طرح «ام الحسنین (س) » به اجرا گذاشته شد . این عملیات در سه مرحله طی روزهای ۲۴، ۲۵ و ۲۶ اسفند ماه ۱۳۶۰ در محور حمیدیه – کرخه کور ( نور) انجام شد و طی آن نیروهایی از ایران با شیوه‌های چریکی که تا آن زمان به کار گرفته نشده بودند در جنوب کرخه ضرباتی به دشمن وارد آوردند .
لطمات و آسیب‌های ایران در این عملیات بسیار ناچیز بود ، اما دشمن بیش از ۸۵۰ تن کشته ، زخمی و اسیر داد و ۱۵ دستگاه تانک و نفربر و ۷ قبضه خمپاره انداز آنها منهدم شد .

*****************************

در منطقه سید جابر ،بچه های شهید چمران مستقر بودند،سید جابر در جنوب حمیدیه و در کنار رودخانه کرخه نور قرار داشت.عمده نیروهای دشمن ،در آن طرف رودخانه یعنی جنوب مستقر بودند . در آن حوالی دشمن  سیل بندی احداث کرده بودکه از جاده خرمشهر شروع می شد و تا جنوب رودخانه تداوم می یافت.روبه روی سید جابر ،دشمن یک نعل اسبی داشت که فاصله اش با رودخانه حدود چهارصد متر بود. حدود دو گردان دشمن در حوالی نعل اسبی و اطراف آن مستقر بودند.

قرار شد ما در این محور عملیاتی داشته باشیم،البته یک عملیات ایذایی برای فریب دشمن. هدف اصلی،عملیات فتح المبین بود. در غرب اهواز تیپ زرهی دشمن مستقر بود که در پاتک ها از آن استفاده می کرد.

هدف ما ،جلب توجه این تیپ و کشاندن آن به طرف خودمان بود تا در محور فتح المبین نیروها با فشار کمتری بتوانند عملیات انجام دهند. کل کار اطلاعاتی این عملیات که به ام الحسنین معروف شد بر عهده سپاه خوزستان بود.فرماندهی عملیات را علی هاشمی برعهده داشت.

کار شناسایی و جمع آوری  اطلاعات حدود ۴۵ روز طول کشید.حاج علی برای نام گذاری عملیات به برادر روحانی که در جمع بود گفت دوست دارم این عملیات به نام حضرت زهرا(س) نام گذاری شود،القاب یا کنیه های حضرت را برایم بگو، حاج آقا گفتند حضرت زهرا القاب زیادی دارند و شروع به نام بردن از القاب حضرت کردند تا رسید به نام ام الحسنین(س) ،حاجی گفت این خیلی جالبه ! هم اسم بی بی فاطمه زهرا(س) روی آن است و هم نام امام حسن(ع) و امام حسین(ع). رمز عملیات را فاطمه الزهرا(س) گذاشتند.توان ما دراین عملیات سه گردان رزمی بود.

برای اینکه عراق باز نتواند با تمرکز نیرو و با خیال آسوده از جبهه هایی چون چزابه ،حرکاتی غیرقابل پیش بینی انجام دهد وبرای تجزیه قدرت فرماندهی و تصمیم گیری دشمن ،از سوی فرماندهان خودی تصمیم به اجرای یک عملیات انحرافی در جبهه های مختلف ،به جز منطقه  عملیاتی فتح المبین گرفته شد.چند طرح مورد نظر بود اما تنها طرح ام الحسنین (س) به اجرا گذاشته شد.این عملیات در سه مرحله طی روزهای ۲۴و۲۵و۲۶  اسفندماه ۱۳۶۰ در محور حمیدیه کرخه نور انجام گرفت.وطی آن نیروهای ایران با شیوه چریکی که تا آن زمان به کار گرفته نشده بودند ،در جنوب کرخه ضرباتی به دشمن وارد آوردند.لطمات و آسیب های ایران در این عملیات بسیار ناچیز بود،اما دشمن بیش از ۸۵۰ کشته ،زخمی واسیر دادو ۱۵ دستگاه تانک و نفربر و ۷ قبضه خمپاره انداز آنها منهدم شد.

فردای آن روز دشمن تک سنگینی کرد ،چنان که حتی از رودخانه کرخه هم عبور کرد و لشکر ۶ زرهی عراق درگیر ماجرا شد و این همان چیزی بود که در اهداف عملیات بود،جنگ سختی درگرفت کانون جنگ،منطقه عملیاتی سید جابر بود.

برگرفته از کتاب نبردهای دشت آزادگان نوشته محمدامین پوررکنی

نتایج عملیّات

۱۵ دستگاه تانک و نفربر.
تعدادی سلاح سبک و سنگین.
۱۰ دستگاه خودرو.
۷ قبضه خمپاره‌انداز.
تعداد کشته و زخمی دشمن:۷۰۰ نفر.
تعداد اسرا:۱۵۰ نفر.
صدام به تصور حمله گسترده، مقدار زیادی از نیروهایش را به این منطقه عملیّاتی اعزام می‌کند تا جلوی حرکت احتمالی را سد کند. با حرکت جدید تا حد زیادی ابتکار عمل از دست بعثیان خارج می‌شود. ماهواره‌های آمریکایی با فیلمبرداری از منطقه، بار دیگر توجه صدام را به جبهه‌های دزفول و شوش جلب می‌کنند و از تمرکز سنگین قوای ایران در این منطقه خبر می‌دهند. صدام که تا آن لحظه با وجود اقدامات فراوان نمی‌تواند ایران را از عملیّات منصرف کند، آخرین تیرترکش را رها می‌سازد و دست به حمله می‌زند.

خلاصه گزارش عملیات

نام عملیات : ام الحسنین (ع)
زمان اجرا : ۲۴/۱۲/۱۳۶۰ ساعت ۰۰/۱ بامداد
تلفات دشمن : ۸۵۰
مکان اجرا : کرخه کور (نور)،سوسنگرد
رمزعملیات: یاپنج تن آل عبا
ارگانهای عمل کننده : سپاه پاسداران اتقلاب اسلامی
اهداف : انجام عملیات انحرافی برای اجرای طرح عملیات فتح المبین و تجزیه قدرت فرماندهی دشمن
وسعت منطقه عملیاتی: ۲۰ کیلومتر مربع
تجهیزات منهدم شده دشمن: ۱۵ دستگاه تانک ونفربر، تعدادی زیادی سلاح سبک وسنگین ، ۱۰ دستگاه خودرو نظامی، ۷ قبضه خمپاره انداز ،
تعداد کشته وزخمی های دشمن: ۷۰۰ نفر
تعداداسراء دشمن: ۱۵۰ نفر
غنائم بدست آمده از دشمن : تعداد سلاح سبک ونیمه سنگین، تعداد خودرو وموتورسیکلت

نقشه عملیات

عملیات امام علی(ع)
این عملیات در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ در شمال کرخه وغرب سوسنگرد توسط سپاه پاسداران وستاد جنگهای نامنظم شهید چمران انجام شد.

آزاد سازی تپه های الله اکبر
روز ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ یک روز بزرگ در تاریخ جنگ بود . نیروهای سپاه پاسداران و ارتش ، به طور مشترک و همزمان از سه محور ، نخستین حمله هماهنگ خود را به اجرا گذاشتند .این عملیات با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش در منطقه الله اکبر به اجرا درآمد .دو عملیات یکی در سوسنگرد و دیگری در شمال کرخه و غرب سوسنگرد انجام شد تا عملیات اصلی در چهار محور فرعی در شمال رود کرخه ، بر روی تپه های الله اکبر صورت پذیرد . پس از انجام عملیات امام علی (ع) که با هدف آزاد سازی این تپه های مهم در منطقه ای به وسعت یکصد کیلومتر مربع انجام شد ، پس از عقب راندن دشمن از محور شمال و شمال غرب سوسنگرد ، نیروهای خودی با رها کردن آب رودخانه وحشی کرخه در حدفاصل این رود تا تپه های معروف الله اکبر ، از پیش روی مجدد دشمن جلوگیری نموده و طی چند مرحله تک و گریز ، آن ها را از روستای هوفل تا رو به روی روستای سید خلف پس زدند .

نیروهای صدام تلاش کردند تا با ساخت سد خاکی ، علاوه بر خشک کردن زمین ، به به خط پدافندی خود ثبات و وسعت دهند ، تا آنکه با پایان فصل زمستان و بارندگی ، منطقه شمال کرخه به مرور خشک شد و نیروهای ایرانی مجددا خط پدافندی خود را تا رو به روی روستای سید خلف پیش بردند. دشمن نیز در سه مرحله تلاش کرد تا مواضع از دست داده را باز پس گیری و اشغال کند ، اما در تمامی تلاش های خود ناکام ماند .

در عملیات امام علی (ع) ، دو گردان از لشگر ۹۲ زرهی اهواز (ارتش) ، دو گردان پیاده از سپاه و دو گردان از ستاد جنگ های نا منظم شهید دکتر چمران حضور داشتند .

با این حمله تپه های الله اکبر ، منطقه شحیطیه و اراضی شمال سوسنگرد آزاد شدند . همچنین با عملیاتی که نیروهای تحت امر سپاه بخ طور همزمان در غرب سوسنگرد و به منظور پشتیبانی عملیات اصلی انجام دادند دشمن را تا سه کیلومتری سوسنگرد عقب راندند .

طی این عملیات ۲۵ دستگاه تانک و نفر بر از تجهیزات و جنگ افزارهای دشمن منهدم و ۲۰ دستگاه تانک و نفر بر از آنها به غنیمت رزمندگان ایرانی در آمد . همچنین در این عملیات ۳۰۰ تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده و یا به اسارت نیروهای خودی در آمدند .

در این عملیات یک گردان زرهی عراق به نام الکندی تماما به غنیمت نیروهای خودی در آمد و دشمن توانست تنها یک تانک خود را از مهلکه نجات دهد .

دستاوردها:
۱۰۰ کیلومتر از اراضی شمال سوسنگرد آزاد شد.

توضیحات :
در تاریخ ۳۱/۲/۱۳۶۰ عملیاتی با نام امام علی (ع) در شمال کرخه و غرب سوسنگرد اجرا شد. در محور اصلی این عملیات که در شمال کرخه روی تپه‌های الله اکبر به اجرا درآمد، دو تیپ ویک گردان از سپاه با یک گردان از لشگر ۹۲ زرهی و یک گردان از ستاد جنگ‌های نامنظم از جناح چپ و یک گردان از سپاه با یک گردان از لشگر ۹۲ اهواز از جناح راست به تپه‌های الله اکبر دشمن حمله کردند. همزمانی این عملیات با عملیات غرب سوسنگرد سبب تجزیه‌ی دشمن در دو طرف کرخه شد. نیروهای ایران موفق شدند در تپه‌های الله‌اکبر تلفات و خسارات فراوانی را به عراق تحمیل کنند و بخشی از مناطق اشغالی را آزاد کنند و دشمن به ناچار ۶ کیلومتر عقب‌نشینی کرد.

در نتیجه طی این عملیات نزدیک ۱۰۰ کیلومتر مربع از اراضی شمال سوسنگرد از جمله‌های تپه‌های الله اکبر و شمیطیه آزاد شدند.

خلاصه گزارش عملیات

نام عملیات : امام علی (ع)
زمان اجرا : ۳۱/۲/۱۳۶۰
مکان اجرا : منطقه عمومی شوش و سوسنگرد و تپه های الله اکبر در شمال رود کرخه
تلفات دشمن : ۳۰۰ نفر کشته ، زخمی و اسیر
ارگان های عمل کننده : سپاه ، ارتش و ستاد جنگ های نا منظم
اهداف عملیات : آزاد سازی تپه های الله اکبر و عقب راندن دشمن از شمال و شمال غربی شهر سوسنگرد

نقشه عملیات

عملیات امام مهدی (عج)

این عملیات در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ با هدف عقب راندن دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد انجام شد. این عملیات به منظور انهدام دشمن در غرب سوسنگرد تا روستای احیمر طراحی شد سپاه و بسیج با پشتیبانی ارتش حمله را آغاز کردند. دو ساعت بعد یعنی در ساعت ۱۰ صبح عملیات با موفقیت انجام شد. و رزمندگان که نمی خواستند در مواضع جدید استقرار یابند به عقب بازگشتند.

آغاز عملیاتهای غیر کلاسیک محدود :
پس از آنکه فرماندهان ایرانی دریافتند که با جنگهای کلاسیک و شیوه‌های شناخته شده نمی‌توان کاری را از پیش برد ، طرح عملیاتهای چریکی و غیر کلاسیک را به اجرا گذاشتند .
نخستین گام در این راستا ،در ۲۶ اسفند ماه ۱۳۵۹ و پس از دو ماه از آخرین تهاجم ناموفق ایران به قوای عراق برداشته شد .
براساس طرحی به نام «امام مهدی (عج)» که توسط شهید حسن باقری طراحی شده بود مقرر شد تا برادران سپاه با استعداد ۲۰۰ حمله‌ور و با سلاحهای معمولی و آر – پی – جی ،‌از چهار محور به نیروهای عراقی در غرب سوسنگرد حمله کنند.
حمله در ساعت ۷ و۳۰ دقیقه صبح آغاز شد . دشمن غافلگیر شده و عملیات با سرعت غیر قابل تصوری پیش می رفت .
با انهدام یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه دشمن ، نیروهای خودی به پیروزی رسیدند . اما به علت عدم تجربه کافی نیروها در این گونه عملیاتها و فقدان نیروی جایگزین برای تثبیت مواضع آزاد شده ، پس از گذشت یکی دو روز ، عراقیها به مواضع پیشین خود بازگشتند .
با این وجود ، پس از گذشت ۶ ماه از جنگ و هجوم همه جانبه ارتش عراق به خاک ایران ، نخستین پیروزی روحیه بخش برای رزمندگان ایرانی به دست آمد . در جریان این عملیات محدود تعدادی ۱۶۸ تن کشته و زخمی و اسیر شدند . همچنین ۱۳ تن از نیروهای عمل کننده سپاه پاسداران به شهادت رسیدند. و این چنین سرآغاز عملیاتهای (‌محدود )غیر کلاسیک جنگ ، با موفقیت به اتمام رسید.
« اسحق عزیزی » طراح این عملیات که فرمانده گردان بود و بعدها به شهادت رسید ، توانست در حالی که عراقیها در مجاورت دیوارهای شهر سوسنگرد ، حضور داشتند – با کندن چندین کانال ،‌رزمندگان را از زیر خانه‌های شهر عبور داده و به نقاط مشخصی ، در کنار اردوی دشمن برساند . در عملیات «تپه‌های الله اکبر» که دو ماه پس از عملیات امام مهدی (عج )انجام شد، همین طرح با پیروزی اجرا گردید .

**********************************************
در اوایل سال ۱۳۶۰ طرح عملیات حضرت مهدی (عج) تهیه شد. بر اساس این طرح می بایست رزمندگان اسلام مرکب از تیپ ۳ لشگر ۹۲ زرهی ارتش به همراه یک گردان از سپاه پاسداران و یک گردان از گروه جنگهای نا منظم شهید چمران به هدف تصرف و تأمین تپه «الله اکبر» تک نمایند. همچنین تیپ ۲ احتیاط نیروی زمینی ارتش در جنوب و تیپ یک آن لشگر به پدافند در مواضع خود در جنوب غربی اهواز ادامه دهند، و نیروهای زرهی پس از یگانهای پیاده وارد عمل شوند.

سرانجام در ساعت ۴ بامداد روز ۳۱ اردیبهشت، عملیات آغاز شد. توپخانه رزمندگان اسلام آتش انبوه خود را بر روی مواضع دشمن گشود. غرش توپها در دل شب، شادی رزمندگان اسلام و وحشت فریب خوردگان عراقی را به دنبال داشت. آتش انبوه به مدت ۳۰ دقیقه اجرا شد و سپس با شدتی کمتر ادامه یافت.

پس از اجرای آتش تهیه در ساعت ۴ بامداد روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ رزمندگان اسلام که تا نزدیکی مواضع دشمن پیشروی کرده بودند، تکبیر گویان به سنگرهای عراقیها هجوم برده و دشمن را غافلگیر کردند.

نبرد رزمندگان اسلام تا ساعت ۱۲ همان روز با شدت تمام ادامه داشت و در آن ساعت یگانها به تحکیم مواضع خود پرداختند تا آمادگی لازم را جهت مقابله با پاتک احتمالی دشمن داشته باشند.

نظر شهید دکتر چمران این بود که همان روز تپه شهیطیه از وجود دشمن پاک شود اما در ساعات اولیه بعد از ظهر همان روز نیروهای دشمن در زمینهای غرب الله اکبر، آماده پاتک شدند

زمین در غرب ارتفاع الله اکبر به نحوی بود که پس از یک دشت کوچک، با شیب ملایم از شرق به غرب مرتفع تر می شد و زمین مناطق غربی به مناطق شرقی تسلط داشت. بنابراین اگر تیپ ۳ زرهی به صورت جبهه ای از این منطقه عبور می کرد و به سمت غرب پیشروی می نمود بایستی تلفات احتمالی را می پذیرفت که در آن شرایط چنین امکانی وجود نداشت، اما اگر تپه «شهیطیه» و دامنه جنوبی تپه های «رملی» در شمال منطقه به تصرف نیروهای خودی درمی آمد آنها می توانستند از جناح شمالی، دشمن را تعقیب کنند و تا حوالی آبادی جابر حمدان در ۱۵ کیلومتری غرب الله اکبر پیشروی کنند؛ اما عکس العمل دشمن در تپه شهیطیه مانع از عمل نیروهای اسلام شد و با وجود تصرف و تحکیم تپه الله اکبر تصرف تپه شهیطیه در اولین روز حمله امکان پذیر نشد.

نظر شهید دکتر چمران این بود که همان روز تپه شهیطیه از وجود دشمن پاک شود. تیپ ۳ زرهی لشگر ۹۲ داوطلب شد تا این منطقه را از وجود دشمن پاک کند. اما در ساعات اولیه بعد از ظهر همان روز نیروهای دشمن در زمینهای غرب الله اکبر، آماده پاتک شدند، در چنین شرایطی نگهداری تپه الله اکبر برای رزمندگان اسلام ارزش حیاتی تری از تپه شهیطیه داشت.

در ۵ خرداد رزمندگانی از گروه جنگهای نامنظم شهید چمران برای تصرف تپه شهیطیه اعزام شدند. آنها توانستند این مأموریت را با موفقیت به انجام رسانند در نتیجه تپه تصرف شد. پایان این عملیات که به مدت ۶ روز به طول انجامید در روز ۵ خرداد ماه ۱۳۶۰ اعلام شد. این عملیات پس از گذشت تقریباً ۸ ماه از آغاز جنگ فتح البابی برای رزمندگان اسلام شد و سد دفاعی دشمن را که روز به روز مستحکمتر می شد شکست. در طی عملیات یاد شده صدها نفر از افراد دشمن به اسارت درآمدند و ۲۸۰ نفر از آنها کشته و صدها نفر زخمی شدند؛ همچنین تعداد زیادی از تجهیزات و وسایل آنها منهدم شد.


نقش«دایی همت»در عملیات امام مهدی(عج)

یکی از کسانی که در دفاع مقدس نقش‌آفرینی کرد، «فتح الله همتی» معروف به «دایی همت» بود که پل چوبی جاده سوسنگرد ـ بستان را ساخت. این پل ۸۵ متری که بعدها به پل «دایی همت» معروف شد، برای عملیات امام مهدی (عج) خیلی کمک‌مان کرد.
جهاد، جهاد مردمی بود و همه دست به کار شده بودند تا خوب دفاع کنند؛ یکی از کسانی که در دفاع مقدس نقش‌آفرینی کرد، «فتح الله همتی» معروف به «دایی همت» بود که پل چوبی جاده سوسنگرد ـ بستان را ساخت. این پل اولین راه بین رودخانه در جبهه‌های حق علیه باطل بود.

«کاظم پدیدار» از رزمندگان و حماسه‌سازان سوسنگرد  نحوه ساخت پل «دایی همت» را روایت می‌کند:

عراقی‌ها در ماه‌های ابتدایی جنگ تحمیلی دور تا دور سوسنگرد، موضع گرفته بودند.

ما پشت رودخانه در پدافند بودیم و عراقی‌ها مقابل ما بودند؛ برای انجام برخی مأموریت‌ها باید با قایق به آن طرف رودخانه می‌رفتیم؛ قبل از اجرای عملیات «امام مهدی(عج)» در اسفند ۱۳۵۹ و حضور گسترده نیروها در منطقه، امکان عبور از رودخانه با قایق وجود نداشت و باید برای جابجایی گسترده نیروها کاری می‌کردیم.

دایی همت از خرم‌آباد به منطقه اعزام شده بود که نجار هم بود، گفت «باید یک پل روی رودخانه بزنیم»؛ عرض رودخانه تقریبا ۸۵ متر بود؛ او برای ساخت پل، سیم بوکسل آورد و از این طرف رودخانه به آن طرف کشید و شروع کرد به ریختن بتن روی زمین تا سیم بوکسل محکم در زمین نگه دارد. آب رودخانه هم زیاد بود و با قایق می‌رفتیم و سیم بوکسل را جابه‌جا می‌کردیم.

هنگامی که دایی همت کار می‌کرد، دشمن بمب و گلوله به طرف ما می‌ریخت؛ هنوز سیم بوکسل کاملاً وصل نشده بود که خمپاره‌ای در اطراف ما به زمین خورد و تعدادی از ما مجروح شدیم؛ یک سرباز هم از ناحیه دستش مجروح شد اما در هر صورت این سیم به دو طرف وصل شد.

برای ساختن پل، تخته‌های سه متری درست کردیم و دایی همت و بچه‌ها این تخته‌ها را با سیم به هم وصل کردند؛ بالاخره این پل ۸۵ متری ساخته شد و برای اینکه روی آب خیلی تکان نخورد، غواص‌هایی داخل رودخانه رفتند و این پل را از پایین با سیم بوکسل به کف رودخانه وصل کردند.

این پل در عملیات‌های متعددی از جمله «امام مهدی(عج)» مورد استفاده قرار گرفت؛ بعدها هم که صدامی‌ها از ما فاصله گرفتند، یک پل خاکی در آنجا ساخته شد.

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : امام مهدی (عج)
مدت اجرا : ۲ روز
زمان اجرا : ۲۶/۱۲/۱۳۵۹
تلفات دشمن :۱۶۸
ارگانهای عمل کننده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
اهداف عملیات : عقب راندن دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد


نقشه عملیات


عملیات بازی دراز

عملیات بازی دراز در محور سر پل ذهاب – ارتفاعات بازی دراز به صورت نیمه گسترده در تاریخ ۱/۲/۱۳۶۰ به فرماندهی مشترک انجام شد.

پیشینه
ارتفاعات سخت‌گذر بازی دراز با قله‌های بلند و شیب‌های تند و بریدگی‌های ممتد از اهمیت ویژه‌ای در منطقه مرزی استان کرمانشاه برخوردار است این ارتفاعات به مثابه عرضه بزرگی درون مثلث قصرشیرین _ گیلان غرب_ سرپل ذهاب واقع شده‌است و برمنطقه تسلط کامل دارد نیروهای عراقی در روزهای آغازین جنگ از بازی دراز برای دیده بانی استفاده می‌کرد اما ویژگی‌های این ارتفاعات موجب شد با فعالیتهای مهندسی روی آن جاده سازی شود و یگانهای عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزایش سلطه بر قصرشیرین سرپل ذهاب را نیز زیر دید خود بگیرند.
برای گرفتن این امتیاز مهم از نیروهای عراقی پس از سه ماه کار نیروهای شناسایی سپاه پاسداران، قرارگاه مقدم غرب سپاه پاسداران و ارتش نخستین عملیات نیمه گسترده را در این منطقه طرح ریزی کردند که با نام عملیات بازی دراز در تاریخ ۱۳۶۰/۲/۱ آغاز شد و به مدت ۸ روز طول کشید و طی آن نیروهای ایرانی و عراقی بارها به تک و پاتک متقابل پرداختند. نیروهای عراقی با استفاده از پشتیبانی هوایی یگانهای خود را حمایت می‌کردند اما رزمندگان ایرانی از جاده و حمایت هوایی کافی و پشتیبانی آتش محروم بودند در نتیجه نتوانستند روی تمام هدف‌ها مستقر شوند، با وجود این، از بین قله‌های منطقه سه قله آن را اشغال و تثبیت کردند و تنها در تثبیت قله ۱۱۵۰ و یکی از قله‌های ۱۱۰۰ ناکام ماندند. در این عملیات هوانیروز ارتش نقش بسزایی ایفا نمود و طی آن خلبان علی‌اکبر شیرودی به شهادت رسید.

نام بازی دراز نامی است پرآوازه که بسیار از آن شنیده ایم . ارتفاعاتی به مثابه عارضه بزرگی درون مثلث قصرشیرین ـ گیلان غرب و سرپل ذهاب که بر منطقه تسلط کامل دارد.
دشمن در روزهای آغازین جنگ از بازی دراز برای دیده بانی استفاده می کرد اما ویژگی این ارتفاعات موجب شد با فعالیت های مهندسی روی آن جاده سازی شود و یگان های عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزایش سلطه بر قصرشیرین سرپل ذهاب را نیز زیر دید خود بگیرند. برای گرفتن این امتیاز مهم از دشمن پس از سه راه کار نیروهای شناسایی سپاه قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش نخستین عملیات نیمه گسترده را در این منطقه طرح ریزی کردند که با نام عملیات بازی دراز در تاریخ ۱/ ۲ /۱۳۶۰ آغاز شد و به مدت ۸ روز طول کشید و طی آن نیروهای خودی و دشمن با رها به تک و پاتک متقابل پرداختند.
ارتفاعات سخت‌گذر بازی دراز با قله‌های بلند و شیب‌های تند و بریدگی‌های ممتد از اهمیت ویژه‌ای در منطقه مرزی استان کرمانشاه برخوردار است این ارتفاعات به مثابه عرضه بزرگی درون مثلث قصرشیرین _ گیلان غرب_ سرپل ذهاب واقع شده‌است و برمنطقه تسلط کامل دارد نیروهای عراقی در روزهای آغازین جنگ از بازی دراز برای دیده بانی استفاده می‌کرد اما ویژگی‌های این ارتفاعات موجب شد با فعالیتهای مهندسی روی آن جاده سازی شود و یگانهای عراق در آنجا مستقر شوند و ضمن افزایش سلطه بر قصرشیرین سرپل ذهاب را نیز زیر دید خود بگیرند.
برای گرفتن این امتیاز مهم از نیروهای عراقی پس از سه ماه کار نیروهای شناسایی سپاه پاسداران، قرارگاه مقدم غرب سپاه پاسداران و ارتش نخستین عملیات نیمه گسترده را در این منطقه طرح ریزی کردند که با نام عملیات بازی دراز در تاریخ ۱۳۶۰/۲/۱ آغاز شد و به مدت ۸ روز طول کشید و طی آن نیروهای ایرانی و عراقی بارها به تک و پاتک متقابل پرداختند. نیروهای عراقی با استفاده از پشتیبانی هوایی یگانهای خود را حمایت می‌کردند اما رزمندگان ایرانی از جاده و حمایت هوایی کافی و پشتیبانی آتش محروم بودند در نتیجه نتوانستند روی تمام هدف‌ها مستقر شوند، با وجود این، از بین قله‌های منطقه سه قله آن را اشغال و تثبیت کردند و تنها در تثبیت قله ۱۱۵۰ و یکی از قله‌های ۱۱۰۰ ناکام ماندند. در این عملیات هوانیروز ارتش نقش بسزایی ایفا نمود و طی آن خلبان علی‌اکبر شیرودی به شهادت رسید.

شرح عملیات :

جبهه غرب به خاطر طبیعت کوهستانی که دارد اصلاً ماهیت جنگ در آن متفاوت است . در این جبهه (ایلام و کرمانشاه) عراقی ها توانستند با تصرف شهرها و ارتفاعات مرزی ایران یک کمربند دفاعی در برابر دشت بی دفاع بغداد تشکیل دهند . ارتفاعات بازی دراز در غرب شهر سرپل ذهاب مهمترین ارتفاعی بود که دشمن در جبهه غرب در اختیار داشت زیرا از یک سو بر دشت و شهر سرپل ذهاب و پادگان ابوذر (مهمترین پادگان مرزی در جبهه غرب) و راههای ارتباطی آن کاملاً مسلط بود و از سوی دیگر یک مانع طبیعی عالی برای دفاع عراق از شهر های قصرشیرین و خانقین محسوب می شد . به همین دلایل بود که نبردهای سختی برای آزادسازی این ارتفاعات در گرفت که عملیات بازی دراز یکی از مهمترین آنها می باشد .
در این عملیات که یکی از اولین تجربه های بزرگ همکاری مشترک سپاه و ارتش در سایه بی اعتمادی روزافزون به شخص بنی صدر بود ، نیروهای عمل کننده از شمال و جنوب دشت ذهاب به ارتفاعات بازی دراز یورش بردند . عکس العمل عراق برای حفظ ارتفاعات منجر به یک نبرد شدید چند روزه گردید و عاقبت نیروهای ایران موفق به آزادسازی قله های جنوبی ارتفاعات شدند اما قله های شمالی همچنان در دست دشمن باقی ماند . ضمن اینکه عدم آزادسازی پخش شمالی بازی دراز باعث شد تا نیروهای ایران برای کاهش تلفات از بخشی از غرب دشت ذهاب عقبنشینی کنند .

عملیات غرور آفرین
اوایل اردیبهشت ماه یادگار حماسه و عملیات غرور آفرین (بازی دراز) است و این عملیات درحالی صورت گرفت که رژیم بعثی با هجوم همه جانبه به سمت کشور و اشغال ارتفاعات مهم و حساس بازی دراز بر شهرستان‌های قصرشیرین، گیلان‌غرب و سرپل‌ذهاب تسلط یافته و تمام تحرکات این مناطق را زیرنظر داشت.
بیش از سه ماه طرح و نقشه دلاوران سپاه اسلام در قرارگاه مقدم غرب (نجف اشرف) و جان برکفان ارتش جمهوری اسلامی برای عملیات بازی دراز، از اول اردیبهشت‌ماه به مدت هشت روز در قالب نیمه گسترده برگزار شد.
پشتیبانی خوب خلبانان جان برکف هوانیروز کرمانشاه و در راس آنها شهید علی‌اکبر شیرودی سبب پیروزی رزمندگان دلیراسلام شد ولی به علت حجم گسترده پشتیبانی هوایی و پشتیبانی آتش دشمن دستیابی به دوقله ۱۱۵۰ و ۱۱۰۰متری میسر نشد.
در این عملیات غرورآفرین ۵۴ تانک و نفربر دشمن، ۳ فروند هواپیما، دو چرخبال و دو دستگاه ادوات مهندسی دشمن منهدم و ۱۲ دستگاه تانک و نفربر و ۵ دستگاه ادوات مهندسی آنان به غنیمت گرفته شد.
در عملیات حماسه ساز بازی دراز همچنین یک هزار و ۵۰۰ نفر از لشکر دشمن کشته و زخمی شد و ۷۰۰ نفر از آنان به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
اما پایان این عملیات در روز هشتم اردیبهشت ۱۳۶۰ با شهادت خلبان تیز پرواز هوانیروز کرمانشاه، کبری نشین همیشه پیروز شهید علی ‌اکبر (قربان) شیرودی همراه بود و اثبات این جمله معروف که مردان بزرگ با شهادت خود زودتر به معبود می‌رسند.
همه ساله همرزمان شهدا از سراسر کشور در این ایام با صعود به ارتفاعات بزرگ و معروف بازی دراز و برگزاری مراسم زیارت عاشورا یاد و خاطره رشادت‌های همرزمان خود را گرامی می‌دارنددراین مراسم همچنین ایثارگران، جانبازان، دانشجویان، امدادگران خواهر و برادر، فرماندهان سپاه، ورزشکاران و دانش آموزان از شهرستانهای مختلف استان های کرمانشاه، همدان ، تهران ، مشهد، و جمعی از جانبازان و رزمندگان شهرستان الیگودرز  و سایر نقاط کشور برای گرامیداشت یاد و خاطره شهدای بازی دراز و این عملیات حضور داشتند که به صورت جمعی به ارتفاعات بازی دراز صعود کردند. در این صعود سراسری چندین تن از فرماندهان نظامی به بازگویی خاطرات و چگونگی شرح عملیات آزادسازی پرداختند.
شهید والا مقام و عارف به معارف ایثار و شهادت، شهید دکتر بهشتی، برای بسیجیان و عاشقان چه زیبا بیان کرده است:
عرفان واقعی، خانقاهش در بازی دراز است.

شناسنامه  عملیات
نام عملیات :بازی دراز
زمان اجرا :۱ تا ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۶۰
محل نبرد : غرب سرپل ذهاب
نوع عملیات: نیمه گسترده
فرماندهی: مشترک
سازمان: مشترک
تجهیزات منهدم شده نیروهای عراقی: ۵۴ دستگاه تانک و نفربر ۳ فروند هواپیما ۲ فروند هلی‌کوپتر ۲ دستگاه ادوات مهندسی
غنائم جنگی ایران: ۱۲ دستگاه تانک و نفربر ۵ دستگاه ادوات مهندسی
تعداد تلفات نیروهای عراقی: ۱۵۰۰ نفر کشته و زخمی ۷۰۰ نفر اسیر

عملیات بدر +موسیقی عملیات بدر

بعد از عملیات خیبر، دشمن علاوه بر سازماندهی سپاه های اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشکیل فرماندهی شرق دجله و رده های مواضع پدافندی در سراسر منطقه جنوب کرد و در مسیر آب راه ها و در داخل نیزارها کمین هایی قرار داد تا در صورت هجوم نیروهای ایرانی، نقش هشدار دهنده و تاخیری داشته باشند و از نزدیکی نیروهای شناسایی به خط دشمن نیز ممانعت به عمل آورد و به منظور زیر نظر داشتن هرگونه تحرک و داشتن دید کلی بر هور و اطراف آن دکل های متعددی را نصب کرد. گذشته از کمین و نصب دکل ها، در آب راه ها موانع قابل ملاحظه ای ایجاد کرد که گذشتن از آن ها بسیار سخت و بلکه غیر ممکن می نمود. بعد از این موانع، سیل بندی هم مشرف بر آب به عرض ۱۲ متر و ارتفاع ۲ متر احداث کرده و بر روی آن سنگرهای متعددی تعبیه، که از سه جهت، دارای دید کافی بر روی آب بود.

در حالی که دستیابی به یک جناح از دشمن در شمال بصره و قطع جاده مهم بصره – العماره، که می توانست منطقه مانور مناسبی را برای عملیات های آینده به سمت بصره و یا العماره باز نموده و دروازه جدیدی را برای ورود به مناطق خشکی جدید بگشاید، هم چنان به عنوان یک هدف مهم تلقی می شد؛ عواملی هم چون تجربیات به دست آمده از عملیات خیبر در خصوص الزامات پشتیبانی و تاکتیکی و عملیات آبی و خاکی، جبران بسیاری از نواقص و کمبودهای مهندسی موجود در عملیات مذکور، در اختیار داشتن جزایر مجنون به عنوان مناطق واسط و سرپل که امکان تمرکز نیروها و انتقال تجهیزات به جلو را تسهیل می نمود، موجب شدند منطقه غرب هورالهویزه مجدداً برای انجام عملیات بزرگ بعدی انتخاب گردد.

اهداف عملیات

دستیابی و تسلط بر جاده العماره – بصره و نیز راهیابی به مرکز اصلی هورهای غرب دجله – که استان های ناصریه، بصره و العماره را احاطه کرده است – و هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود.

هم چنین تسلط بر شرق دجله همراه با انهدام نیرو از جمله اهداف این عملیات بود. هم چنین، پاکسازی پاسگاه های ترابه، بلال، ابولیله و نیز روستاهای البیضه، الصخره، پَد خندق و انهدام پل های العزیر، خندق و … در حد شمالی منطقه عملیات؛ و پاکسازی روستاها و انهدام پل هایی همچون جوبیر و … در حد جنوبی منطقه در دستور عملیات بود.

منطقه عملیات

منطقه عملیات در غرب هورالهویزه واقع است که از شمال به ترابه و زجیه و از جنوب به القرنه و کانال سوئیب محدود می گردد. این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: یک خشکی در قسمت غربی که حداقل عرض آن ۲ کیلومتر در زجیه و حداکثر عرض آن ۸ تا ۹ کیلومتر در عزیر و الهاله می باشد و ۲ هور بزرگ (هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب) این خشکی را احاطه نموده اند.

طول منطقه عملیات از ترابه تا الهویدی حدود ۵۰ کیلومتر می باشد. زمین آن از جنس خاک رس نمکی و به حالت گرد است. در نزدیکی سیل بندهای هور نیز با نشست آب، منطقه حالت باتلاقی به خود می گیرد.

هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می شود که ۴/۳ خشکی منطقه در شرق رودخانه واقع است. جاده حساس و مهم بغداد – بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.

وسعت کل منطقه عملیات اعم از خشکی و هور ۱۰۰۰ کیلومتر مربع می باشد که ۲۵۰ کیلومتر مربع آن خشکی و مابقی آن هور می باشد، دراین منطقه یکی از بزرگ ترین ذخایر نفت عراق موجود می باشد که دولت عراق مشغول بررسی و نقشه برداری آن شده بود.

استعداد دشمن

از منطقه قلعه صالح تا نهر سوئیب تحت فرماندهی نیروهای شرق دجله بود. استعداد و نحوه گسترش یگان های دشمن به صورت زیر بود:

الف – فرماندهی دفاع الاهوار؛ از قلعه صالح تا الکساره:

دو گردان کماندویی یوسف و عبدالله از لشکر ۱۰٫

تیپ ۲ کماندویی سپاه چهارم .

ب – لشکر ۳۵ پیاده؛ از منطقه الکساره تا نهر روطه.

تیپ ۴۲۹ پیاده با پیاده با ۳ گردان .

تیپ ۹۴ پیاده با ۳ گردان.

قاطع القادسیه، خالد، الصنادیه، صدام، دینار الثانی.

دو گردان کماندویی الفیحا و محمد قاسم از لشکر ۵ مکانیزه.

نیروهای کماندو الشیبانی.

۴ گردان تانک .

۵ گردان توپخانه.

ج- فرماندهی نیروهای دفاع از بصره، از نهر روطه تا نهر سوئیب :

تیپ ۹۳ پیاده با ۳ گردان.

تیپ ۷۰۳ پیاده با ۳ گردان.

قاطع الشهید .

یک گردان تانک.

یک گردان توپخانه.

د- لشکر ۳۱ پیاده ، از نهر سوئیب تاپاسگاه طلائیه:

تیپ ۱۱۸ پیاده.

تیپ ۴۹ پیاده.

تیپ ۶۰۵ پیاده.

سه گردان توپخانه.

نیروهایی که دشمن حین عملیات برای پاتک وارد منطقه کرد نیز عبارت بودند از:

لشکر ۱۰ زرهی با تیپ های ۱۷ و ۴۲ زرهی و ۲۴ مکانیزه.

لشکر گارد ریاست جمهوری با تیپ های ۱ مکانیزه، ۲ زرهی، ۳ نیروی مخصوص و ۴ زرهی.

لشکر ۴ پیاده کوهستانی با تیپ های ۵، ۱۸ و ۲۹ پیاده.

لشکر ۶ زرهی با تیپ های ۱۶ و ۳۰ زرهی و ۲۵ مکانیزه.

لشکر ۱ مکانیزه با تیپ های ۲۷ مکانیزه، ۳۴ زرهی و ۵۱ مختلط.

لشکر ۵ مکانیزه با تیپ های ۲۰ و ۱۵ مکانیزه.

تیپ های ۶۵، ۶۶ و ۶۸ نیروی مخصوص.

تیپ ۱۰ زرهی.

قوای خودی

نیروهای عمل کننده در منطقه تحت پوشش سه قرارگاه عملیاتی و با فرماندهی مرکزی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم به شرح زیر تشکیل گردیده بود:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر ۲۵ کربلا.

لشکر ۱۴ امام حسین علیه السلام.

لشکر ۵ نصر.

لشکر ۷ ولی عصر (عج).

تیپ ۱۵ امام حسن علیه السلام.

تیپ ۱۸ الغدیر.

تیپ ۲۱ امام رضا علیه السلام.

گردان های ویژه شهید صدر.

گروه ۲۲ توپخانه (۲ گردان).

گروه ۴۰ توپخانه رسالت (۱ آتشبار).

لشکر ۷۷ پیاده ارتش.

محدوده عملیاتی قرارگاه نجف: از منطقه ترابه تا آب راه نینوا .

قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب علیه السلام.

لشکر ۳۱ عاشورا.

لشکر ۸ نجف اشرف.

لشکر ۲۷ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.

تیپ مستقل ۴۴ قمربنی هاشم علیه السلام.

لشکر ۲۱ پیاده ارتش با ۹ گردان پیاده، ۲ گردان مکانیزه و ۳ گردان تانک.

لشکر ۲۸ پیاده ارتش.

گردان های ۳۲۷، ۳۵۰، ۳۴۷، القارعه، ۳۹۷، ۳۷۲، ۳۶۴ و ۳۴۳ توپخانه.

محدود عملیاتی قرارگاه کربلا: از جنوب خط حد قرارگاه نجف تا شمال پَد الهویدی

قرارگاه نوح تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر ۴۱ ثارا… .

تیپ احمد ابن موسی.

محدوده عملیاتی قرارگاه نوح: از پد الهویدی تا کانال سوئیب.

هم چنین، دو قرارگاه ظفر ۱ و ۲ تحت نظر قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم برای قرارگاه های نجف و کربلا منظور شده بود:

الف – قرارگاه ظفر ۱

از سپاه، تیپ ویژه شهدا

از ارتش، تیپ ۱ از لشکر ۲۳ نوهد

ب – قرارگاه ظفر ۲

از سپاه، تیپ مستقل ۳۳ المهدی (عج)

از ارتش، تیپ مستقل ۵۵ هوابرد (۴)

در مجموع، نیروهای عمل کننده سپاه عبارت بودند از: ۳۴۵/۳۱ بسیج، ۹۶۴/۱۳وظیفه و ۱۷۰۱۰ پاسدار.

طرح عملیات

برای انجام عملیات، منطقه مورد نظر به دو محور شمالی و جنوبی تقسیم شد. محور شمالی به قرارگاه نجف، و محور جنوبی به قرارگاه کربلا واگذار شد.

قرارگاه نجف از شمال البیضه تا امتداد آب راه جمل، و قرارگاه کربلا از شمال، مقابل آب راه جمل و روستای نخیره در شرق دجله؛ و از جنوب، منطقه القرنه (خط الهاله) وارد عمل می شدند. قرارگاه نوح علیه السلام نیز ماموریت داشت ضمن تصرف پدافندی و گسترش در آن محور، به سوی پل زردان پیشروی کند و سپس کانال سوئیب را شکافته و آب را به سمت بصره جاری نماید.

هم چنین به دو قرارگاه فرعی ظفر و نجف ۲ ماموریت های جداگانه ای به صورت احتیاط و نیز انجام عملیات فریب واگذار شد. به این ترتیب که قرارگاه ظفر می باید آماده می شد تا در صورت امکان به طریق هلی برد از العزیز به طرف شمال – در غرب روخانه دجله – حرکت کند. نجف ۲ نیز ماموریت اجرای آتش روی جاده العماره – بصره و شمال پل العزیر به عهده داشت.

شرح عملیات

عملیات در ساعت ۲۳ روز ۲۰/۱۲/۱۳۶۳ با اسم رمز مبارک یاالله، یاالله، یاالله و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهرا، یا فاطمه الزهراسلام‌الله‌علیه آغاز گردید و در همان ساعات اولیه، تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد.

در منطقه قرارگاه کربلا، لشکرهای ۸ و ۳۱ به سرعت خود رابه خط دوم دشمن رسانده و در ساعت ۲ بامداد پس از پاکسازی این خط که دارای تعدادی مین پراکنده نیز بود، به سمت دجله حرکت نمودند. تیپ ۴۴ نیز پس از شکستن خط اول، سریعا یک گردان ۱۱۰ نفری انفجار را به همراه مواد لازم از روی جاده خاکی جوبیر به سمت پل فرستاد و در ساعت ۰۲:۳۰ اعلام کرد که پل بتونی جوبیر را از دوطرف منهدم نموده است.

در منطقه قرارگاه نجف، به علت وجود چند کمین در فاصله زیادی از خطوط اول دشمن، موج دوم نیروها که می بایست از آبراه های اصلی حرکت کنند با این کمین ها درگیر و در نتیجه متوقف شدند و تا ساعاتی بعد مشغول پاکسازی منطقه گردیدند.

یکی از یگان های قرارگاه نوح نیز در قسمت پَد الهویدی و سیل بند اول دشمن به سیم های خاردار و موانع دشمن برخورد کرد و سپس با تعویض محور و حل مشکلات در ساعت ۳ بامداد خط اول را شکسته و پاکسازی پَد الهویدی را تا ساعت ۰۳:۲۰ به پایان رساند و سپس به سمت داخل پیشروی کرد.

در آغاز روشنایی صبح (ساعت ۶) قرارگاه نجف پاکسازی خط اول خود را به جز البیضه به اتمام رساند در حالی که واحدهایی از لشکرهای ۷، ۵ و ۱۴ روی خط دوم درگیر بودند. در این میان، نیروهای لشکر ۲۵ به علت طولانی بودن مسیر خود تا صبح به هدف نرسیده و به عقب بازگشتند. منطقه ترابه نیز به طور کامل پاکسازی گردید.

پس از الحاق نیروهای قرارگاه کربلا در خطوط اول و دوم، لشکر ۱۷ از سمت شمال به سمت دجله اقدام به پدافند به سمت شمال نمود و واحدهایی از لشکرهای ۸ و ۳۱ به کنار دجله رسیدند.

در منطقه قرارگاه نوح نیز لشکر ۴۱، پَد الهویدی و سیل بند اول را پاکسازی کرد.

با شروع روشنایی صبح، پاتک های دشمن نیز آغاز شد. فشارهای ممتد دشمن در طول روز اول منجر به بازپس گیری پَد الهویدی و رخنه محدود در چند محور دیگر گردید. در شب دوم، واحدهایی از قرارگاه نجف در محور چهارراه دوم پَد خندق و جنوب آن وارد عمل شدند. لیکن با مقاومت دشمن مجبور شدند به مواضع قبلی خود بازگردند. در این میان، قرارگاه کربلا موفق شد منطقه پیشرفتگی رودخانه دجله و جنوب جوبیر(کیسه ای) را تصرف و تامین نماید. هم چنین، واحدهایی از این قرارگاه موفق شدند خود را به دجله رسانده و ضمن وارد آوردن ضربات موثری بر دشمن، رو به جنوب پدافند نمایند.

با شروع روشنایی صبح روز دوم، پاتک های دشمن با شدت بیشتری آغاز گردید و تا پایان این روز موفق به تصرف سیل بند دوم و الصخره و رخنه در برخی نقاط سیل بند اول در جنوب و شمال پَد خندق گردید.

در منطقه قرارگاه کربلا، پاتک های دشمن عمدتاً از منطقه الهاله به سمت همایون انجام شد که پس از انهدام تعدادی تانک و نفربر و به گل نشستن تعدادی دیگر، دشمن بدون نتیجه عقب نشست.

در روز سوم عملیات، با بمباران هوایی دشمن تعدادی از واحدهای قرارگاه نجف در وضع نامناسبی قرار گرفتند. چهار راه پَد خندق نیز به دست دشمن افتاد و نیروهای خودی در ۶۰۰ متری شرق این چهار راه مستقر گردیدند.

در شب و روز چهارم عملیات، واحدهای قرارگاه نجف در شمال چهارراه پَد خندق به دلیل عدم الحاق به جنوب و نیز فشار دشمن، به مواضع اولیه خود عقب نشینی کردند. هم چنین یکی از واحدهای قرارگاه کربلا از خط صفین ۳ به سمت شمال تک نمود که در بعضی از محورها تا جاده خندق پیشروی کرد، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه و نیز عدم الحاق با نیروهای قرارگاه نجف مجبور شد به خط صفین ۳ باز گردد. سپس، پاتک های شدید دشمن به خط پدافندی صفین ۳ آغاز شد. در این پاتک ها، دشمن نتوانست رخنه ای در خط پدافندی مذکور ایجاد کند.

در شب پنجم، قرارگاه کربلا با نیروهای باقی مانده خود به غرب دجله تک نمود. اگر چه این قرارگاه توانست ضمن انهدام نیروهای دشمن مستقر در شرق برگراه، قسمت اعظم پل ابوعران را تخریب کند، لیکن با فشارها دشمن از سمت شمال، جنوب و جنوب شرقی تا صبح روز پنجم (۲۵/۱۲/۱۳۶۳) مجبور شد منطقه غرب دجله رابه جز سیل بند غربی – در داخل کیسه ای – را تخلیه کند.

با روشنایی صبح روز پنجم پاتک های دشمن با شدت تمام آغاز گردید و تا بعد از ظهر این روز دشمن موفق به ایجاد رخنه در کناره شرقی دجله و برهم زدن آرایش پدافندی خودی گردید. آتش توپخانه دشمن نیز از این روز شدت گرفته و خطوط اول و دوم و سیل بند عقب آب راه ها را مورد هدف قرار داد.

با روشنایی صبح روز ششم، پاتک های دشمن ادامه یافت که در ساعت ۱۰ صبح خط صفین ۳ به طور کامل به پشت جاده النهیر، جمل ۳ منتقل شد. با فشار دشمن و پراکندگی واحد های خودی وضعیت خط بسیار نامساعد بود. بر همین اساس و به دلیل عدم تضمین برای حفظ خط پَدافندی شمال منطقه با توجه به این که در صورت شکستن خط فوق، تمامی نیروهای منطقه درخطر انهدام قرار می گرفتند، تصمیم گرفته شد عقب نشینی شود. این عقب نشینی از ساعت ۵ بعد از ظهر ۲۶/۱۲/۱۳۶۳ آغاز شد و تا ساعت ۱۰ شب به پایان رسید و پل پَد چهارم در چند نقطه منهدم و قطع گردید. منطقه ترابه و پَد خندق تا ۷۰۰ متری شرق چهار راه پَد در دست نیروهای خودی باقی ماند.

در شب ۲/۱/۱۳۶۴ دشمن به روستای ترابه پاتک کرد که با دادن ۱۶ اسیر و تعدادی تلفات مجبور شد عقب نشینی کند.

نتایج عملیات

طی عملیات بدر علاوه بر تلفات سنگین که به دشمن وارد شد، بیش از ۵۰۰ کیلومتر مربع از منطقه هور از جمله روستاهای ترابه، لحوک، نهروان، فجره و نیز جاده خندق به طول ۱۳ کیلومتر، که فاصله آن با جاده العماره بصره ۶ کیلومتر است، به تصرف نیروهای خودی درآمد.

لازم به ذکر است که پس از این عملیات، عراق با استفاده از پشتیبانی هوایی و موشکی خود به حملات گسترده به شهرها و مناطق مسکونی و نیز کشتی های حامل نفت ایران مبادرت ورزید.

تلفات و خسارات وارده به دشمن

تلفات و خسارات وارده به دشمن طی عملیات بدر به شرح ذیل می باشد:

کشته و زخمی شدن بیش از ده هزار نفر.

به اسارت در آمدن ۳۲۰۰ نفر.

انهدام ۲۵۰ تانک و نفربر

انهدام ۴۰ قبضه انواع توپ.

انهدام ۲۰۰ خودرو.

انهدام ۶۰ قبضه انواع خمپاره انداز.

انهدام ۱۵ دستگاه مهندسی.

انهدام ۴ هواپیمای PC – V .

انهدام ۲ هواپیمای میگ و سوخو.

انهدام ۴ هلی کوپتر.

به غنیمت گرفته شدن ۵۰ قبضه انواع خمپاره انداز.

به غنیمت گرفته شدن ۲ دستگاه رازیت.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بدر (آبی – خاکی)

زمان‌ اجرا: ۲۰/۱۲/۱۳۶۳

مدت اجرا : ۸ روز

تلفات‌ دشمن‌:۱۸۲۰۰ (کشته، زخمی‌ و اسیر)

رمز عملیات: یا فاطمه الزهرا (س)

مکان‌ اجرا: منطقه‌ هورالهویزه – جبهه جنوبی در شرق بصره عراق

ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با همکاری‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات: دست اندازی و تسلط بر جاده بصره – العماره عراق ، راهیابی به مرکز اصلی هورهای غرب رودخانه دجله و انهدام نیروهای ارتش عراق در ادامه اهداف عملیات خیبر

نقشه عملیات

موسیقی عملیات بدر


نماهنگ عملیات بدر


عملیات الی بیت المقدس + نماهنگ عملیات

در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.


اهداف عملیات

مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

–         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.

–         آزاد سازی حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

–         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.

–         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

–         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:

–         لشکر ۶ زرهی؛ از جنوب رودخانه کرخه تا هویزه.

–         لشکر ۵ مکانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

–         لشکر ۱۱ پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های ۲۲، ۴۸، ۴۴ مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

–         لشکر ۳ زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند که در مجموع تمامی یگان هایی که در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

–         لشکر ۵ مکانیزه؛ شامل: تیپ های ۲۶ و ۵۵ زرهی و تیپ های ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.

–         لشکر ۶ زرهی؛ شامل: تیپ های ۱۶ و ۳۰ زرهی و تیپ  ۲۵ مکانیزه .

–         لشکر ۳ زرهی؛ شامل: تیپ های ۶،۱۲ و ۵۳ زرهی و تیپ ۸ مکانیزه .

–         لشکر ۹ زرهی؛ شامل: تیپ های ۳۵ و ۴۳ زرهی و تیپ ۱۴ مکانیزه .

–         لشکر ۱۰ زرهی؛ شامل: تیپ های ۱۷ زرهی و ۲۴ مکانیزه .

–         لشکر ۱۱ پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان ۴۴، ۴۸ و ۴۹ پیاده و سه تیپ تحت امر ۴۵ ، ۱۱۳ و ۲۲ پیاده.

–         لشکر ۱۲ زرهی؛ شامل: تیپ های ۴۶ مکانیزه و ۳۷ زرهی.

–         لشکر ۷ پیاده؛ شامل: تیپ های ۱۹ و ۳۹ پیاده.

–         تیپ مستقل ۱۰ زرهی.

–         تیپ های مستقل ۱۰۹، ۴۱۹، ۴۱۶، ۹۰، ۴۱۷، ۶۰۱، ۶۰۲، ۶۰۵، ۶۰۶، ۴۰۹، ۲۳۸ و ۵۰۱ پیاده.

–         تیپ های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروی مخصوص.

–         تیپ های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی.

–         تعداد ۳۰ گروهان کماندو.

–         تعداد ۱۰ قاطع جیش الشعبی (هر قاطع ۴۵۰ نفر).

–         گردان تانک مستقل سیف سعد.

–         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

–         توپخانه دشمن نیز از ۵۳۰ قبضه توپ در انواع مختلف تشکیل شده بود که به طور تقریبی عبارت بود از ۳۰ گردان.

طرح عملیات

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

۱-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

۲-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

۳-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).

شرح عملیات

سرانجام عملیات بیت المقدس در ۳۰ دقیقه بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.

شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.

عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:

مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های ۴۳ بیت المقدس و ۴۱ ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحکامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحرکات دشمن در جاده مذکور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حرکت و وجود با تلاق در کنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمرکز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق کنند.

الحاق کامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور کار عملیات شب دوم قرار گرفت که با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیکن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این که سرانجام پس از ۵ روز، جاده اهواز – خرمشهر از کیلومتر ۶۸ تا کیلومتر ۱۰۳ تثبیت و کلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.

عملیات در این مرحله در ساعت ۲۲:۳۰ روز ۱۶/۲/۱۳۶۱ آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.

دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشکر های ۵ و ۶ خود را به عقب کشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یکی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشکرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی که از ساعات اولیه روز ۱۸/۲/۱۳۶۱ آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را که از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای که توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز ۱۹/۲/۱۳۶۱ عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.


مرحله چهارم عملیات از ۱ تا ۴ خرداد ۱۳۶۱:

سرانجام  در ساعت ۲۲:۳۰ اول خرداد ۱۳۶۱ تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از ۲۸۳۰ نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یکان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا کردند.

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه کربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاک گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب و قایق اقدام به فرار کردند که تعدادی از این قایق ها توسط تکاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه ۳ بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند.

در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.

در ساعت ۱۲ قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که ۲۴ ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت ۲ بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از ۳۵ روز پایداری و مقاومت در ۴ آبان ۱۳۵۹ به اشغال دشمن درآمده بود، پس از ۵۷۸ روز (۱۹ ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت ایران اسلامی را که مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور کرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شکر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اکبر سردادند.


نتایج

–     طی عملیات بیت المقدس ۵۰۳۸ کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین ۱۸۰ کیلومتر از خط مرزی تامین شد.

–         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.

–         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.

–         عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.

–         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.

میزان انهدام یگان های دشمن

لشگر ۳ زرهی و لشگرهای ۱۱ و ۱۵ پیاده: ۸۰ درصد.

لشگرهای ۹ و ۱۰ زرهی: ۵۰ درصد.

لشگر ۷ پیاده: ۴۰ درصد.

لشگر ۵ مکانیزه و لشگرهای ۶ و ۱۲ زرهی: ۲۰ درصد.

تیپ های ۹، ۱۰ و ۲۰ گارد مرزی: ۱۰۰ درصد.

تیپ ۱۰۹ پیاده: ۶۰ درصد.

تیپ های ۶۰۱، ۶۰۲، ۴۱۶، ۴۱۹ پیاده: ۵۰ درصد.

تیپ های ۳۱، ۳۲ و ۳۳ نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

عملیات بیت المقدس در نگاه رسانه های جهان

نگاهی به اخبار و گزارش های منعکس شده از خبرگزاری ها، شبکه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شکست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان کرده اند مطلب ذیل که با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر.
عملیات پیروز بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین کننده ای بر پیکر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را که درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از کارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی انگلیس که در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می کرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شکستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سکوت خود را بکشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱ یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام کند: «از زمانی که خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن کرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد که ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون کشیده شد.»
در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی که با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره کرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند که عراق «تلویحا به شکست خود اعتراف کرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یک اطلاعیه کوتاه ضمن آن که از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام کرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است بندر خرمشهر را ترک کرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی کرده اند. این خبرگزاری افزود که عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یکشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.»
همین اطلاعیه تلکس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افکار عمومی عراق رسانده شد: «یک سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است که نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن که تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار کامل دفع کردند… صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یک جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاکتیکی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت کامل انجام داده اند.
این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد که خبرگزاری آمریکایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف کرده و نوشت:» … سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی که در آنها شکست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی کشورهای جنوب خلیج فارس نیز که همواره از صدام حمایت می کردند، اکنون به واهی بودن دعاوی حکام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افکار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شکست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود کرد. رادیو دولتی صدای امریکا پس از پنج شبانه روز سکوت و امتناع از انعکاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشکلات تدارکاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و کاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل کرد.
روزنامه  گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق که ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق می کوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند.»
همچنین وزیر امور خارجه آمریکا «الکساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریکا نگران کننده است و منافع غرب خصوصا آمریکا را در منطقه به خطر انداخته است.»


نماهنگ عملیات بیت المقدس


عملیات بیت المقدس۲

عملیات بیت المقدس ۲ با رمز یا زهرا (س) در محور ارتفاع قمیش – سلیمانیه به صورت گسترده در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۶۶ به فرماندهی سپاه انجام شد.
این عملیات که تا دوم بهمن همان سال به طول انجامید درمنطقه عمومی ارتفاعات قمیش و سلیمانیه آغازشده بود . فرماندهی عملیات یادشده را که ازنوع تک گسترده بود، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عهده داشت . درحالی که تلاش های ایران برای یافتن ضمانتی درجهت دستیابی به حقوق خود در مفاد قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت به نتیجه ای نرسیده بود رزمندگان سپاه اسلام برآن شدند تا ضمن یک عملیات گسترده درمنطقه ای کوهستانی و سرد دشمن بعثی را درمنگنه ای جنگی قراردهند . دراین عملیات رسته های پیاده، زرهی وتوپخانه ایران حضور داشتند و عراق نیز رسته های پیاده، زرهی، کماندویی و گارد را نیز به همراه داشت . در عملیات بیت المقدس ۲ بیش از ۲۵۰۰ نفر از افراد دشمن کشته و یا زخمی شدند . همچنین در این میان ۷۸۵ نفر از افراد دشمن به اسارت نیروهای خودی در آمدند . بر اثر این عملیات تعداد ۱۵ تانک و نفربر دشمن منهدم و بیش از سی تانک و نفربر و همچنین ادوات سنگین و سبک و مهندسی دشمن نیز به غنیمت نیروهای اسلام در آمد .
این عملیات دومین عملیات لشکر ۱۰ (بعد از عملیات والفجر ۴) در طول هشت سال دفاع مقدس در منطقه غرب کشور در فصل زمستان بود،‌که بعضی روزهای آن دما به ۲۰ درجه زیر صفر هم می‌رسید عقبه لشکر در این عملیات از اهواز به سنندج و پادگان امام علی (علیه السلام) منتقل شد و گردانها جهت سازماندهی و آموزش به “اردوگاه قائم مابین شهر میاندوآب و مهاباد ” منتقل شدند .
قرارگاه تاکتیکی لشکر در موقعیت صف “پشت ارتفاعات قشن ” دائر شد و کارهای شناسایی را شروع نمود . نیروهای لشکر در این عملیات می بایست از رودخانه قله چولان عبور می کردند و ادامه مسیر تا زیر ارتفاعات قمیش که پوشیده از برف بود را ادامه میدادند . با کمک تیم راپل پادگان امام علی (علیه السلام) تهران (تیم برادر میرجانی) در شرایط بسیار سخت و خطرناک، و بصورت ابتکاری، با سیم بکسل و ابزارهای لازم پلی را بر روی رودخانه خروشان نصب نمودند نظر به اینکه احداث پل به صورت ضربتی و با حد اقل امکانات صورت گرفته بود (در زیر پای دشمن) و طول آن به بیش از ۲۰۰ متر می‌رسید و ارتفاع تا لبه آب رودخانه بیش از ۴۰ متر بود جهت رعایت احتیاط ظرفیت عبوری را حداکثر ۱۰ نفر مشخص نمودند و ۱۰ نفر ۱۰ نفر از پل عبور می کردند و همین مسئله باعث طولانی شدن عبور گردانها از پل می شد .
احداث این پل باعث شد تا یکی از یگانهای همجوار لشکر (لشکر ۳۱ عاشورا) جهت عبور گردانهایش از این پل استفاده نماید . لشکر در این عملیات در ۲ مرحله وارد عمل شد و جمعا ۱۱ گردان پیاده و ۱۲ گردان پشتیبانی رزم وارد عمل کرد و اهداف از پیش تعیین شده را تصرف نمود و بعد از تثبیت اهداف تصرف شده،‌حدود یک ماه پدآفند منطقه را به عهده داشت. از شهدای شاخص لشکر در این عملیات می توان به شهید اجمد آجرلو، شهید علی اصغر صادقی، شهید محسن درودی و شهید محمد صادق رفعت اشاره نمود . د ر این عملیات گردان حضرت علی اکبر (ع) با استعداد ۲ گروهان نصر و فجر و دسته ویژه وظیفه تک به منتهی الیه ارتفاع قمیش و نیز تامین موقعیت های ظفر را بعهده داشت. از شهدای شاخص گردان در این عملیات می توان به شهید سرافراز مهدی عین اللهی، شهید بزرگوار یوسفعلی جلالی، شهید عزیز رحمن کیان، شهید عزیز مصطفی اعتصامی و.. اشاره نمود. در طی همین عملیات بود که برادر جانباز حسین بخشی زاده قطع نخاع شده و برادر مصطفی بابایی نیز بشدت از ناحیه سر مجروح شده به افتخار جانبازی نائل آمدند.
نیروی زمینی سپاه‌پاسداران به عبور از موانع طبیعی و مصنوعی بسیار سخت از قبیل کوه‌های صعب‌العبور پوشیده از برق رودخانه خروشان قلاچولان میادین متعدد مین، تله‌های انفجاری، سنگرهای کمین و سیم‌های خاردار یورش بی‌امان خود را به موضع دشمن آغاز می‌کنند.عملیات‌ در اوج‌ سرمای‌ زمستان‌ کردستان‌
دسترسی‌ به‌ ارتفاع‌ «گرده‌رش» با عملیات‌ نصر۸ میسر شد و امکان‌ عبور از رودخانه‌ «قلعه‌چولان» و ورود به‌ غرب، پیشروی‌ به‌ سمت‌ شمال‌ و جنوب‌ منطقه‌ را فراهم‌ آورده‌ بود، ضمن‌ آنکه‌ با عملیات‌ نصر۴ و تصرف‌ شهر «ماووت» نیز امکان‌ اجرای‌ عملیات‌ در جناح‌ چپ‌ منطقه، شامل‌ شرق‌ رودخانه‌ قلعه‌ چولان‌ پدید آمده‌ بود.این‌ نتایج‌ سبب‌ گردید تا شرایط‌ لازم‌ برای‌ اجرای‌ عملیات‌ بیت‌ المقدس‌۲ در شمال‌ سلیمانیه‌ فراهم‌ شود.

عملیات‌ بیت‌ المقدس‌۲ با رمز «یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)» در ساعت‌۱ و۱۵ دقیقه‌ ۲۵ دی‌ ماه‌۱۳۶۶ برای‌ آزادسازی‌ ارتفاعات‌ غرب‌ شهر ماووت‌ عراق‌ درمنطقه‌ای‌ به‌ وسعت‌۱۳۰ کیلومترمربع‌ آغاز شد و در سخت‌ترین‌ وضعیت‌ جوی‌ در میان‌ برف‌ و سرما توسط‌ یگان‌های‌ سپاه‌ ادامه‌ پیدا کرد. یگان‌های‌ خودی‌ علاوه‌ بر مشکلاتی‌ که‌ برای‌ استقرار داشتند، هنگام‌ پیشروی‌ و رسیدن‌ به‌ مواضع‌ دشمن‌ نیز با دشواری‌های‌ بسیاری‌ مواجه‌ بودند، چنان‌ که‌ رزمندگان‌ مسیرهای‌ طولانی‌ را به‌ مدت‌۶ تا۸ ساعت‌ در میان‌ برف‌ و کوهستان‌ طی‌ می‌کردند و تراکم‌ برف‌ در برخی‌ محورها سبب‌ گردیده‌ بود تا نیروها علاوه‌ بر دشمن، به‌ نوعی‌ با طبیعت‌ و سرمای‌ کشنده‌ منطقه‌ نیز مبارزه‌ کنند. عملیات‌ بیت‌ المقدس‌۲ در دو مرحله‌ طرح‌ریزی‌ شده‌ بود. در مرحله‌ اول‌ قرار بود ارتفاعات‌ «یولان»، «دست‌هرمدان»، یالهای‌ «کوجارو» و «الاغلو» تصرف‌ شده‌ و سپس‌ در مرحله‌ دوم‌ پیشروی‌ به‌ سوی‌ کوه‌های‌ «مرکبه» و «قیوان» ادامه‌ پیدا کند.

این‌ عملیات‌ گر چه‌ در مرحله‌ دوم‌ متوقف‌ گردید، اما نتایج‌ خوبی‌ را برای‌ رزمندگان‌ اسلام‌ به‌ همراه‌ داشت. در بیت‌ المقدس‌۲ بیش‌ از۴۰ ارتفاع‌ از جمله‌ «اورال»، «کلاله»، «هرمدان»، «بین‌ دورا»، «شیخ‌ محمد» و یولان‌ و چند روستای‌ منطقه‌ آزاد شد و دهها دستگاه‌ تانک‌ و نفربر، ده‌ها قبضه‌ خمپاره‌انداز و ضدهوایی، ده‌ها دستگاه‌ خودروی‌ نظامی‌ و مهندسی‌ و۲ رادار رازیت‌ منهدم‌ شد. عراق‌ در این‌ عملیات‌۵ تیپ‌ و گردان‌ خود را از دست‌ داد و تعداد کشته‌ و زخمی‌ها و اسرای‌ دشمن‌ بالغ‌ بر۵۴۰۰ نفر بود.

غنایم‌ این‌ عملیات‌ عبارت‌ بود از ۱۵ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر زرهی،۷۶ قبضه‌ خمپاره‌انداز و۱۷ قبضه‌ توپ‌ ضدهوایی،۷۵ دستگاه‌ خودرو، تعداد زیادی‌ انواع‌ دستگاه‌های‌ مخابراتی، مقدار زیادی‌ انواع‌ سلاح‌ سبک‌ و مهمات.

موقعیت منطقه
نیروی زمینی سپاه‌پاسداران به عبور از موانع طبیعی و مصنوعی بسیار سخت از قبیل کوه‌های صعب‌العبور پوشیده از برق رودخانه خروشان قلاچولان میادین متعدد مین، تله‌های انفجاری، سنگرهای کمین و سیم‌های خاردار یورش بی‌امان خود را به موضع دشمن آغاز می‌کنند.

عرض این رودخانه ۴۰ متر است که رزمندگان در برودت بالای منطقه غرب از میان آبهای خروشان آن عبور می‌کنند. درحالی که براثر بارندگی شدید، رودخانه قلاچولان طغیان کرده بود و ۵/۱ متر برف نیز منطقه را سفیدپوش کرده بود.

***
با هجوم رزمندگان اسلام، نیروهای عراقی مستقر در ارتفاعات مشرف بر شهر ماووت، پس از دادن تلفات زیاد و انهدام چندین دستگاه تانک و نفربر، تداد زیادی دستگاه‌های مهندسی، ۴۰ دستگاه خودرو، ۲۰ قبضه خمپاره‌انداز، راه فرار را درپیش می‌گیرند. یگان مهندسی ـ رزمی با توجه به موقعیت کوهستانی منطقه و بالطبع صعب‌العبور بودن آن، در عملیّات نصر ۸ برای تدارک رزمندگان جاده‌ای را احداث کرده بود از نیروهای عمل‌کننده در عملیّات بیت‌المقدس ۲ با استفاده از آن جاده، از توان رزمی بالاتری برخوردار می‌شدند.

قوای اسلام پس از درهم‌کوبیدن تیپهای ۸۳ و ۶۰۳ پیاده، گردان یکم تیپ ۴۱۲، یک گردان تانک، یکم تیپ ۸۱، کماندویی لشکر ۳۹ و گردان ۵۳ توپخانه عراق، موضاع آنها را تسخیر می‌کنند که تعداد زیادی کشته، زخمی و اسیر از آنها برجای‌می‌ماند. بدین‌ترتیب، دشمن از ارتفاعات غربی مشرف بر شهر ماووت عقب رانده می‌شود.

رزمندگان اسلام با حمله به نیروهای دشمن در دشت‌جنوبی ماووت و شکستن خطوط دفاعی آنها، تا عمق سه کیلومتری پیشروی و تعدادی از نیروهای دشمن را کشته و زخمی می‌کنند و نفرات باقیمانده از دشمن به مناطق اطراف می‌گریزند. طی تهاجم رزمندگان اسلام در این دو محور، علاوه بر کشته و زخمی‌شدن ۱۵۰۰ نفر و اسارت ۵۵۰ تن از جمله ۳۰ افسر و ۱۰۰ درجه‌دار دشمن، ۲۹ ارتفاع، ۵ روستا و ۱۱۰ کیلومتر مربع از سرزمینهای عراق آزاد می‌شود. با روشنایی هوا،‌اهداف از پیش تعیین شده در این عملیّات، حاصل می‌شود و سربازان شکست‌خورده عراق چشم امید خود را به آسمان می‌دوزند تا با کمک نیروی هوایی مانع پیروزی قوای اسلام شوند، امّا بارش برف مانع پرواز هر هواپیمایی می‌شود.

زمندگان اسلام پس از دفع هر نوع تحرکی از سوی دشمن، به تثبیت موقعیت خود می‌پردازند. با وارد شدن نیروهای کمکی به منطقه، مقدمه هجوم دوباره فراهم می‌آید. مرحله‌دوّم عملیّات دومین مرحله این عملیّات در تاریخ ۲۷/۱۰/۶۶ و در شرایط سخت سرما و یخبندان منطقه به مرحله اجرا درمی‌آید و در ساعات اولیه، تیپ ۱ کماندویی از سپاه یکم، تیپ ۳ نیروی مخصوص گارد ریاست جمهوری و گردان کماندویی از لشکر ۴۱ عراق مورد تهاجم سخت قرار می‌گیرند و ضربات جبران ناپذیری بر آنها وارد می‌آید.

در این مرحله دره مهم قامیش همراه با ارتفاعات ۱۱۰۰، ۱۱۵۵، ۱۲۸۶، ۱۸۳۷ و ۱۷۸۷ آزاد می‌شوند و علاو بر ۲۰۰۰ کشته و زخمی، ۲۰۰ تن دیگر به اسارت رزمندگان در‌می‌آیند که بدین ترتیب از ابتدای عملیّات، تلفات ارتش عراق به ۳۵۰۰ کشته و زخمی و تعداد اسرا به ۷۵۰ تن می‌رسد.

مرحله‌ سوّم رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران پس از پاتکهای عراق در مرحله دوّم این عملیّات در شرایط سخت سرما و یخبندان منطقه با قلبی مملو از عشق و اراده‌ای پولادین از رودخانه عریض و خروشان ذاب‌الصغیر و دیگر موانع می‌گذرند و بر دشمن یورش می‌برند و طی نبردی بی‌امان بیش از ۵۰۰ تن از نیروهای دشمن را کشته یا زخمی می‌کنند و تعداد ۱۵۰ نفر از آنها را به اسارت درمی‌آورند. طی این حمله، قله ۱۷۷۵ از ارتفاعات ویسی، و یال ارتباطی و قله ارتباطی ویولان به ویسی آزاد می‌شوند. شهر قلعه‌دیزه عراق به همراه روستاهای گناو، عسیاوی و کنگاوی در دید مستقیم رزمندگان و جاده اصلی پاسگاه گناو به قلعه‌دیزه در تیررس آنها واقع می‌شود.

همچنین چند روستا و ارتفاع مهم کرکوک (مرتفع‌ترین قله منطقه) به تصرف رزمندگان در می‌آیند و نیز رزمندگان موفق می‌شوند مقادیر قابل توجهی جنگ‌افزار و وسایل تدارکاتی و نظامی را به غنیمت بگیرند و بخش زیادی از آنها را منهدم سازند. دشمن شکست خورده به خاطر شرایط نامساعد جوّی موفق نمی‌شود از نیروی هوایی خود استفاده کند و تنها امید و اتکایش به نیروهای پیاده است که با جمع‌آوری نیروهای پراکنده، چند پاتک پیاپی را به اجرا در می‌آورد.

تمام پاتکهای دشمن با مقابله و عکس‌العمل ضد‌پاتک رزمندگان دفع شده و دشمن پس از دریافت ضربات سخت، به عقب رانده می‌شود. درحالی که نیروهای عراق به خاطر تحمل تلفات و خسارات متعدد، ناتوان و فرسوده است و فرصت هرگونه تعرض و تصمیم‌گیری از آنها سلب‌شده‌است، رادیو بغداد دم از پیروزی می‌زند و به نیروهای عراقی که تا عمق ۴۰ کیلومتری خاک خود عقب نشسته‌اند درود می‌فرستد. این تمجیدها و تحسین‌ها، نمی‌تواند روحیه از دست‌رفته سربازان وحشت‌زده عراق را بازگداند.


نتایج عملیّات مناطق آزاد‌شده:

آزادسازی بیش از ۴۰ ارتفاع از جمله ارتفاعات اورال، گلاله، هرمدان، بین دورا، شیخ محمّد و یولان. آزادی چندین روستای منطقه. یگانهای منهدم‌شده دشمن: تیپهای ۸۳ و ۶۰۳ پیاده. تیپ ۸۱٫ تیپ ۱ کماندویی از سپاه اول. تیپ ۳ نیروی مخصوص گارد ریاست جمهوری. گردانهای کماندویی لشکر ۴۱٫ گردان کماندویی لشکر ۳۹٫ گردان ۵۳ توپخانه. یک گردان تانک. گردان ۱ از تیپ ۴۱۲٫

تجهیزات منهدم شده دشمن:
دهها دستگاه تانک و نفربر. دهها قبضه خمپاره‌انداز و ضدهوایی. دهها دستگاه خودرو نظامی و مهندسی. غنایم: ۱۵ دستگاه تانک و نفربر. ۷۶ قبضه خمپاره‌انداز. ۱۷ قبضه توپ ضدهوایی. ۷۵ دستگاه خودرو. تعداد زیادی انواع دستگاههای مخابراتی. مقدار زیادی انواع سلاح سبک و مهمات. تعداد کشته و زخمی دشمن: بیش از ۴۵۰۰ نفر. تعداد اسرا: ۹۰۰ نفر.
این عملیات دومین عملیات لشکر ۱۰ (بعد از عملیات والفجر ۴) در طول هشت سال دفاع مقدس در منطقه غرب کشور در فصل زمستان بود ،‌که بعضی روزهای آن دما به ۲۰ درجه زیر صفر هم می رسید.

عقبه لشکر در این عملیات از اهواز به سنندج و پادگان امام علی (علیه السلام) منتقل شد و گردانها جهت سازماندهی و آموزش به “اردوگاه قائم مابین شهر میاندوآب و مهاباد ” منتقل شدند.

قرارگاه تاکتیکی لشکر در موقعیت صف “پشت ارتفاعات قشن ” دائر شد و کارهای شناسایی را شروع نمود . نیروهای لشکر در این عملیات می بایست از رودخانه قله چولان عبور می کردند و ادامه مسیر تا زیر ارتفاعات قمیش که پوشیده از برف بود را ادامه میدادند.

با کمک تیم راپل پادگان امام علی (ع) تهران (تیم برادر میرجانی ) در شرایط بسیار سخت و خطرناک ، و بصورت ابتکاری ، با سیم بکسل و ابزارهای لازم پلی را بر روی رودخانه خروشان نصب نمودند نظر به اینکه احداث پل به صورت ضربتی و با حد اقل امکانات صورت گرفته بود (در زیر پای دشمن ) و طول آن به بیش از ۲۰۰ متر می‌رسید و ارتفاع تا لبه آب رودخانه بیش از ۴۰ متر بود جهت رعایت احتیاط ظرفیت عبوری را حداکثر ۱۰ نفر مشخص نمودند و ۱۰ نفر ۱۰ نفر از پل عبور می کردند و همین مسئله باعث طولانی شدن عبور گردانها از پل می شد.

احداث این پل باعث شد تا یگانهای همجوار لشکر (لشکر ۳۱ عاشورا ) جهت عبور گردانهایش از این پل استفاده نماید . لشکر در این عملیات در ۲ مرحله وارد عمل شد و جمعا ۱۱ گردان پیاده و ۱۲ گردان پشتیبانی رزم وارد عمل کرد و اهداف از پیش تعیین شده را ثصرف نمود و بعد از تثبیت اهداف تصرف شده ،‌حدود یک ماه پدافند منطقه را به عهده داشت .

عملیات نصر ۸ و تصرف ارتفاع گرده‌رش در غرب رودخانه قلعه چولان سرپل زمینه مناسبی را برای انجام عملیات بیت‌القدس ۲ فراهم ساخت. ضمن این که با علمیات نصر۴ و تصرف ماووت نیز امکان اجرای عملیات در جناح چپ منطقه فراهم شد و موفقیت حاصل از سلسله عملیات انجام شده در منطقه شمالغرب سبب گردید تا شرایط لازم برای اجرای عملیاتی بزرگ در شمال سلیمانیه فراهم شود. عملیات بیت‌المقدس۲ در شرایط جوی نامناسب بایستی جوی نامناسب بایستی انجام می‌شد. به علاوه، از نظر وضعیت زمین، عقبه، انطباق روحیه فرماندهان و رزمندگان با محیط شمال‌غرب و مسائلی از این دست، از جمله مشکلات اجرای عملیات بود.

اهداف و طرح مانور:

منطقه عملیاتی بیت‌المقدس۲ در شمال سلیمانیه قرار داشت و شامل منطقه عمومی دشت هرمدان و ارتفاعات ویولان، گوجار، قمیش، دولبشک، الاغلو و ارتفاع آمدین می‌شد. این عملیات به منظور پیشروی به سمت جنوب و غرب منطقه عملیاتی و با هدف نزدیک شدن به شهر سلیمانیه و سد دوکان در منطقه قلعه دیزه طرح ریزی شد.

این اهداف در چند مرحله تحقق می‌یافت. در مرحله اول، باید ارتفاعات ویولان، دشت هرمدان، یال‌های ابتدای ارتفاع گوجار و یال‌های مقابل این ارتفاع که بر ارتفاع و تنگه الاغلو تسلط داشت، و نیز ارتفاعات الاغلو، قمیش و دولبشک به همراه تنگه دولبشک – الاغلو تصرف می‌شد. در مرحله دوم، بنا به وضعیت موجود، نیروها بایستی به طرف ارتفاعات موکبه و قیوان پیشروی می‌کردند؛ و سپس در مرحله سوم، عملیات به سمت دوکان ادامه می‌یافت. البته، مراحل دوم و سوم عملیات، در صورتی انجام می‌شد که وضعیت دشمن و زمان بندی دست‌یابی به اهداف مرحله اول، طبق برنامه‌ تعیین شده پیش‌ می‌رفت و خللی در آن ایجاد نمی‌شد.

سازمان رزم:

وضع خاص جغرافیایی منطقه و وجود رودخانه‌ قلعه چولان میان ارتفاع آمدین و ارتفاعات دولبشک، الاغلو و قمیش، عملاً منطقه عملیات را به دو محور جداگانه تقسیم می‌کرد، به همین دلیل، جهت آماده‌سازی و انجام عملیات در منطقه، دو قرارگاه در نظر گرفته شد.

علاوه بر این، کثرت یگان‌های عمل‌کننده ایجاد می‌کرد، تا هدایت عملیات به طور جداگانه‌ به عهده‌ دو فرمانده و دو قرارگاه گذاشته شود. بنابراین، قرارگاه‌های نجف و قدس برای آماده‌سازی و انجام عملیات بیت‌المقدس۲ انتخاب شدند. قرارگاه نجف در محور قمیش و قرارگاه قدس در محور آمدین، اقدامات خود را آغاز کردند.

در محور آمدین، قرارگاه قدس با استعداد ۴۷ گردان و با یگان‌های زیر کار شناسایی و آماده‌سازی منطقه را آغاز کرد:

لشکرهای ۱۰ سید‌الشهدا، با ۱۵گردان؛ ۲۷ حضرت‌ رسول‌(ص) با هشت گردان؛ ۳۱ عاشورا با هشت گردان؛ ۳۲انصارالحسین با هفت گردان؛ ۵۲ قدس با پنج گردان؛ ۵۷حضرت ابوالفضل(ع) با چهار گردان و تیپ زرهی ۲۰رمضان با دوگروهان تانک خشایار. در محور قمیش نیز، قرارگاه نجف با استعداد ۵۷ گردان و با ترکیبی از یگان‌های زیر اقدامات شناسایی و آماده‌سازی منطقه را آغاز کرد: لشکر‌های ۵نصر با ۱۲گردان؛ ۲۱ امام‌رضا(ع) با ۱۰ گردان؛ ۵۵شهدا، با شش گردان و تیپ‌های۱۲قائم(عج) با پنج گردان؛ ۱۸ الغدیر با پنج گردان؛ ۳۵ امام حسن(ع) با هشت گردان؛ ۴۸ فتح با پنج گردان.

در مجموع، استعداد دو قرارگاه با حضور ۱۵ یگان به ۱۰۴گردان رسید که با توجه به محورهای عملیات، مأموریت هر یک از قرارگاه‌ها و یگان‌ها تعیین شد.

همزمان با تعیین مأموریت یگان‌ها و بررسی جزئیات بیشتر طرح مانور، یگان‌ها، کارشناسایی وضعیت دشمن در منطقه و آماده‌سازی منطقه و نیروها را آغاز کردند. اگر چه آماده‌سازی منطقه و حضور نیروها در محورهای عملیات به دلیل شرایط سخت منطقه به آهستگی صورت می‌گرفت و شرایط مطلوب فراهم نشده بود، اما با وجود مشکلات فراوان، یگان‌ها در ۲۵ دی ۱۳۶۶ آماده عملیات شدند.


وضعیت دشمن:

‌تحرک نیروهای خودی در منطقه فاو و اجرای عملیات بزرگ سالانه در منطقه‌ جنوب، سبب گردید تا دشمن توجه ذهنی و تمرکز نیروهای خود را به منطقه‌‌ جنوب معطوف نماید. وضعیت فصلی در منطقه شمال غرب نیز به گونه‌ای بود که دشمن با توجه به سوابق عملیات‌های پیشین رزمندگان اسلام در این منطقه، امکان عملیات جدی و گسترده را پیش‌بینی نمی‌کرد.

در مجموع این عوامل منجر به غافلگیری دشمن شد. حتی پس از اجرای مرحله اول عملیات، دشمن همچنان از انتقال نیروی متناسب با این عملیات به منطقه امتناع کرد. تنها پس از آغاز مرحله دوم عملیات و با پیشروی به سمت محور اصلی عملیات، دشمن در این منطقه حضور پیدا کرد و تدریجاً به انتقال یگان‌های جدید و یگان‌های احتیاط سپاه یکم و سپاه دوم و همچنین دو تیپ ۶۶ و ۶۸ نیروی مخصوص از لشکر گارد، اقدام کرد. نیروهای دشمن که از ابتدا تا انتهای عملیات به منطقه وارد شدند مجموعاً ۸ تیپ و ۴گردان بودند.

اجرای عملیات:

به رغم مشکلات بسیاری که برای اجرای عملیات در فصل سرما و یخبندان و در میان ارتفاعات صعب‌العبور وجود داشت، تلاش‌های وسیعی به منظور فراهم سازی مقدمات عملیات انجام گرفت. علاوه بر اقدامات شناسایی و طرح‌ریزی عملیات، فعالیت‌های گسترده‌ای برای باز نگاه داشتن جاده در مقابل ریزش برف انجام گرفت. علاوه بر این برای تردد نیروهای لشکرهای ۱۰و۳۱ در محور قمیش، روی رودخانه قلعه چولان پلی نصب شد.

سرانجام پس از استقرار نیروها، عملیات بیت‌المقدس۲ در ساعت۱:۱۵بامداد روز جمعه ۲۵/۱۰/۶۶ با رمز مبارک یا زهرا سلام‌الله علیها آغاز شد. ابتدا یگان‌های قرارگاه نجف و سپس نیروهای قرارگاه قدس در سه محور ویولان، دشت هرمدان و ارتفاع قمیش وارد عمل شدند.

نتایج عملیات در شب اول به شرح زیر بود:

لشکر ۳۲ انصار در محور ماووت تحت امر قرارگاه قدس برای تصرف یال‌های انتهایی قشن وارد عمل شد. اهمیت تصرف و پاکسازی و تأمین این منطقه به دلیل فراهم سازی امکان عبور یگان‌های بعدی به سمت ارتفاع آمدین بود. پیچیدگی و استحکامات موجود در منطقه سبب گردید تا ادامه عملیات در این محور به شب بعد موکول شود.
لشکر ۳۱ عاشورا روی ارتفاع قمیش وارد عمل شد و با استفاده از راه‌کار لشکر ۱۰ سیدالشهدا‌(ع) پیشروی کرد طوری که قبل از روشن شدن هوا، مواضع دشمن در این محور سقوط کرد.
لشکر ۶‌ پاسداران نیمی از ارتفاع ویولان را تصرف کرد. علت اصلی عدم تصرف کامل این ارتفاع، وجود برف زیاد و مشکل تردد نیروها بود.
لشکر ۵ نصر، تیپ ۳۵ امام حسن(ع) و تیپ ۱۸ الغدیر‌ دشت هرمدان را تا ساعت ۹ صبح پاکسازی کردند.
ارتفاع قمیش در محور لشکر ۱۰ به طور کامل تصرف شد و در سمت لشکر ۳۱ قله اصلی آن تصرف نشد و الحاق کامل ایجاد نگردید.

مجموعاً در شب اول به رغم مشکلاتی که در تردد نیروها در میان برف و کوهستان و در مسیرهای طولانی وجود داشت، بخش عمده اهداف مورد نظر تأمین شد.

با روشن شدن هوا عملیات همچنان ادامه یافت. نیروهای دشمن که در محاصره قرار گرفته بودند. بعضاً برای فرار به میان برف‌ها می‌رفتند که جز مرگ یا اسارت سرانجام دیگری نداشتند. در مجموع، عکس‌العمل جدی و قابل توجهی از دشمن‌ مشاهده نشد و همین امر نشانه‌ غافلگیری دشمن نیز بود.

متقابلاً برابر تدبیر فرماندهی قرارگاه نجف برای ورود به تنگه قمیش و پشت سرگذاشتن مواضع دشمن، نیروهای تحت امر این قرارگاه با یک خیز نسبتاً بلند وارد تنگه شدند و بدین ترتیب مواضع دشمن در پشت ارتفاعات قمیش از سمت دهکده، متزلزل شد، ضمن این که نیروهای لشکر عاشورا نیز قبل از ورود نیروهای قرارگاه نجف به داخل تنگه، قلعه اصلی ارتفاعات قمیش را تصرف کردند و در نتیجه نیروهای خودی به طور کامل بر این منطقه مسلط شدند.

موقعیت جدید نیروهای خودی در این منطقه (تنگه قمیش) و تأثیرات ناشی از این وضعیت، منجر به افزایش حساسیت دشمن و در نتیجه افزایش فشار قوای عراقی برای باز پس‌گیری منطقه گردید.

پس از این مرحله‌‌ موفقیت آمیز، لازمه‌ تداوم عملیات تصرف ارتفاعات دولبشک و الاغلو بود که بدین وسیله امکان پیشروی به سمت ارتفاعات موکبه و قیوان فراهم شود. با گذشت زمان و تداوم عملیات نیروهای خودی در شبها و روزهای بعد، در اوضاع جوی بسیار نامساعد و افزایش تدریجی حضور نیروهای دشمن و فشار آنها، ادامه عملیات ضرورتاً نیاز به توان بیشتری داشت و این امر تنها با کسب زمان برای بازسازی یگان‌ها امکانپذیر بود. بنابراین، نیروها در محورهای مختلف به تثبیت منطقه تصرف‌شده اقدام کردند.

در این عملیات ضمن تصرف ارتفاعات آمدین، ویولان، گوجار، قمیش، تپه‌سوزنی و گرده شیلان، امکان تردد نیروهای قرارگاه رمضان به مناطق آزاد‌شده در داخل خاک عراق فراهم شد. در این میان، مجموعاً بیش از ۷۰% از اهداف عملیات تأمین شد. در این عملیات بیش از پنج هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و زخمی و بین ۵۰ تا ۱۰۰% یگان‌های درگیر آن در منطقه منهدم شدند. غنائم به دست آمده در این عملیات نیز قابل توجه بود.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بیت‌ المقدس‌۲
زمان‌ اجرا:
آغاز عملیات     ۲۵/۱۰/۱۳۶۶
پایان عملیات     ۲/۱۱/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌ : ۵۴۰۰(کشته، زخمی‌ و اسیر)
رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)
مکان‌ اجرا: غرب‌ ارتفاعات‌ منطقه‌ عمومی‌ ماووت‌ عراق‌ – محور شمالی‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه
اهداف‌ عملیات: آزادسازی‌ مناطق‌ در دست‌ دشمن‌ و تسلط‌ بر بلندی‌های‌ منطقه‌ با فتح‌ ارتفاعات‌ یولان، دست‌ هرمدان‌ و روستاهای‌ منطقه‌

نقشه عملیات



البوم عکس عملیات

عملیات بیت‌المقدس ۳عملیّات بیت‌‌المقدس ۳ در ساعت یک بامداد تاریخ ۲۴/۱۲/۶۶ با رمز مقدس «یاموسی‌بن‌جعفر(ع)» و با هدف آزادسازی ارتفاعات شمال سلیمانیه و پاسخ به شرارت‌های عراق در بمباران مناطق مسکونی، در منطقه عمومی استان سلیمانیه عراق آغاز می‌شود.
رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران تحت امر قرارگاه نجف با حمایت مؤثر هوانیروز از محور شمال به سمت جنوب و در عمق ۶۵ کیلومتری خاک عراق به نیروهای دشمن هجوم می‌برند و با درهم‌کوبیدن پایگاه‌ها و محل استقرار دشمن، موفق می‌شوند در نخستین ساعات عملیّات، ارتفاعات اصلی گوجار و هلگان را به تصرف درآورند.
رزمندگان اسلام در این حمله موفّق، پس از کشته و زخمی کردن صدها تن از نیروهای عراقی روستاهای گواراده را آزاد می‌کنند و همچنین موفق می‌شوند پس از عبور از رودخانه‌های کاناگوری، کان‌خان، گواراده، کانی‌داوود و ملکان، در ۲۰ کیلومتری شهر سلیمانیه استقرار یابند.
در این تهاجم، علاوه بر انهدام مقادیر قابل توجهی ادوات سنگین و نیمه‌سنگین دشمن، تداد ۱۰۰۰ تن از نفرات دشمن کشته و زخمی می‌شوند و تداد ۶۰ تن از آنها به اسارت درمی‌آیند. همچنین تیپ ۶۰۴ پیاده عراق از سپاه یکم منهدم و یک فروند هواپیما هدف قرارگرفته و سرنگون می‌شود.مرحله دوم عملیّات

رزمندگان نیروی زمینی سپاه‌پاسداران در مرحله دوم این عملیّات با تاریک شدن هوا، هجوم گسترده خود را علیه نیروهای دشمن آغاز می‌کنند، و طی نبردی بی‌امان، ارتفاعات ۱۴۶۰، ۱۴۹۰، ۱۵۲۶، ۱۶۸۰، ۱۷۸۷ را آزاد و پل ارتباطی ارتفاعات اولاغلو و سلسله جبال گوجار را تحت کنترل درمی‌آورند.
واحدهای توپخانه، ضدزره و خط‌شکنان سپاه اسلام، طی این مرحله از عملیّات تعداد دیگری از نیروهای دشمن را به هلاکت می‌رسانند و تعدادی را نیز اسیر می‌کنند. حجم آتشباری قوای اسلام به قدری است که دشمن نمی‌تواند نیروهای پراکنده خود را برای تحرکات و اقدامات بعدی جمع‌آوری کند.

شرح عملیات :
تجارب حاصل از سلسله عملیات های انجام شده در منطقه شمال غرب به ویژه عملیات بیت المقدس ۲، مبین وجود نوعی تناقض بود. بدین معنا به دلیل وجود دورنمای روشن نسبت به آینده، در صورت پیشروی در عمق خاک عراق و غافلگیر شدن دشمن نسبت به نیات و اهداف اساسی ایران در این منطقه، هرگونه «سرعت عمل» در شناسایی، طرح ریزی و اجرای عملیات می توانست مقدمات کسب پیروزی را با به دست آوردن موقعیت های مناسب فراهم سازد.
طرح مانور عملیات
اجرای عملیات روی ارتفاع گوجار بستگی تام به تصرف ارتفاع الاغلو داشت و تصرف الاغلو نیز وابسته به تامین ارتفاع دولبشک بود. به دلیل محدود شدن عملیات به تصرف گوجار، مشکلاتی در طرح ریزی عملیات بروز کرد. به همین دلیل بحث و بررسی مجدد در این زمینه منجر به ارائه طرح ها و پیشنهادهای متفاوتی شد، لیکن با توجه به محدودیت نیرو و امکانات و مهمتر از همه ضرورت تسریع در انجام دادن عملیات، فرمانده کل سپاه مجدداً تصرف گوجار را به عنوان هدف قرارگاه نجف در عملیات بیت المقدس ۳ مورد تاکید قرار داد .بنابر این تدبیر، لشکر ۵ نصر ماموریت داشت تا یال یک گوجار را از گرده هلکان تا پایین صخره یی تصرف و تامین کند. لشکر ۳۱ عاشورا نیز در زیر صخره یی با لشکر ۵ نصر الحاق کند و سپس روی تنگه آمده و خاکریز احداث کند.
همچنین تیپ ۳۵ امام حسن(علیه السلام ) می بایست قبل از بریدگی یال گوجار روی یال اصلی و یال ۲ را تا حداقل سه کیلومتر جلوتر محل جدا شدن یال گاراده تصرف و تامین کند و تیپ ۱۲ قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ) نیز قله گوجار و قسمتی از یال اصلی را تصرف و تامین کنند.برای پشتیبانی هلی کوپتری منطقه، طرح خاصی پیش بینی نشده بود و پشتیبانی هوانیروز تنها به گروه هوانیروز کرمان که به مدت پنج ماه در منطقه فعالیت کرده و فشار زیادی را متحمل شده بود، محدود می شد. استعداد این گروه هوانیروز در منطقه شامل یک هلی کوپتر ۲۰۶، چهار هلی کوپتر ۲۱۴، یک هلی کوپتر کبرا و همچنین یک هلی کوپتر ۲۰۶ از سپاه بود.
اجرای عملیات
زمان آغاز عملیات ساعت یک بامداد ۲۳/۱۲/۱۳۶۶ تعیین شده بود. نیروها از حوالی غروب تدریجاً از مقر خود در دشت هرمدان به سوی نقاط رهایی حرکت کردند. در این حال وضعیت جوی نیز رو به تغییر نهاد و تدریجاً بارش برف آغاز شد. مه غلیظ منطقه را پوشانده و موجب محدودیت دید رزمندگان شده بود که همراه با سرمای شدید و حرکت به سمت قله گوجار سختی شدیدی را به آنها تحمیل می کرد، طوری که نیروهای تیپ ۱۲ قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسیر را گم کردند.
سرانجام به رغم دشواری های موجود، نیروها در کلیه محورها آمادگی خود را برای اجرای عملیات اعلام کردند و در ساعت یک بامداد عملیات با رمز مبارک «یا موسی بن جعفر(علیه السلام)» آغاز شد. نخست نیروهای تیپ ۱۲ و سپس نیروهای لشکر۳۱ با دشمن درگیر شدند. نیروهای لشکر ۵ و تیپ ۳۵ همچنان دچار مشکل بوده و به رغم گذشت نیم ساعت از آغاز عملیات، هنوز با دشمن درگیر نشده بودند .
در ساعت ۱۰/۳ بامداد نیروهای لشکر۳۱ اعلام کردند که ماموریت خود را به طور کامل انجام داده اند. در نزدیکی صبح، لشکر ۵ پس از درگیری با دشمن اعلام کرد که هدف خود را با تصرف هلکان تامین کرده است و درگیری روی صخره یی ادامه دارد.تیپ۱۲ قائم که مسیر خود را گم کرده بود، پس از روشن شدن هوا قله گوجار را تصرف و تامین کرد. نیروهای دشمن در سنگرهای روی گوجار همگی یخ زده بودند و لذا تصرف و پاکسازی آن سنگرها به سهولت انجام گرفت. نظر به اینکه تصرف گرده هلکان دچار مشکل شده بود، از نیروهای ۱۲ قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای کمک به لشکر ۵ نصر استفاده شد.
در زمانی که اهداف هنوز به طور کامل تصرف و تامین نشده بود، اخبار واصله از شنود دشمن به قرارگاه نجف حاکی از انتقال نیروهای کماندویی سپاه پنجم به منطقه و آمادگی آنها برای پاتک بود.با روشن شدن هوا یگان های مستقر روی گوجار تیپ ۳۵ و تیپ ۱۲ درخواست هلی کوپتر کردند تا مجروحان تخلیه شوند و تدارکات و مهمات برای آنها ارسال شود. ولی محدودیت در تعداد هلی کوپتر و فقدان تور برای اسلینک مهمات و تدارکات مانع از تامین درخواست یگان های مذکور شد.با گذشت زمان همچنان تلاش برای تصرف مجدد گرده هلکان و صخره یی متوقف شده و دشمن نیز با توجه به خلاء موجود بین تیپ ۳۵ و لشکر ۳۱ فشار خود را در این محور متمرکز کرده بود. در چنین موقعیتی، تیپ ۱۲ از یال یک گوجار به سمت یال ۲ پیشروی کرد. تخلیه مجروحان و اسلینک مهمات و تدارکات با استفاده از هلی کوپتر مهمترین مشکل یگان ها در روز اول بود که کماکان لاینحل باقی ماند.
در شب دوم عملیات، قرار شد نیروهای تیپ ۳۵ با سرازیر شدن به طرف چپ تا نزدیک گرده هلکان را تصرف و پاکسازی کنند، لشکر ۵ نیز با استفاده از موقعیت تیپ ۳۵، عملیات خود را از آخرین حد تصرف شده به سمت چپ ادامه دهد و با گذشتن از گرده هلکان به سمت صخره یی، در پایین صخره یی با لشکر ۳۱ الحاق کند.ساعت ۲۱ شب۲۳/۱۲/۶۶ عملیات شب دوم آغاز شد، ولی موفقیتی به دست نیامد و تنها لشکر ۵ نصر یکی از تپه های کوهان شتری نرسیده به گرده هلکان را به تصرف خود درآورد.
همزمان با آغاز عملیات در شب دوم، دشمن به گلوله باران شیمیایی در شیارهای دشت هرمدان که عقبه یگان ها بود، اقدام کرد. این مساله بر تعداد مجروحان و مشکلات انتقال آنها افزود.عملیات شب سوم در ساعت یک بامداد ۲۵/۱۲/۶۶ آغاز شد. لشکر ۳۱ عاشورا اهداف خود در صخره یی را تصرف کرد. لشکر ۵ نصر گرده هلکان را تصرف و تامین کرد و تنها راهکار زیر گرده هلکان همچنان مساله داشت و با الحاق نیروها در این منطقه در حدود ساعت ۳۰/۳ بامداد، معضل موجود برطرف شد.

آزادسازی‌ چند ارتفاع‌ بلند در عمق‌ جبهه‌ دشمن‌

عملیات‌ «بیت‌المقدس‌۳» بر پایه‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ فرماندهان‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در جریان‌ عملیات‌ بیت‌المقدس‌- ۲ که‌ دو ماه‌ پیش‌ به‌ انجام‌ رسیده‌ بود- طرح‌ ریزی‌ شد.
اوضاع‌ جو‌ی‌ منطقه‌ کردستان‌ عراق‌ و بلندی‌های‌ صعب‌العبور محور شمالی‌ جنگ، همچنان‌ نامناسب‌ و سرد و یخبندان‌ بود، ولی‌ اهداف‌ برجسته‌ای‌ که‌ در انجام‌ این‌ طرح‌ پیگیری‌ می‌شد، فرماندهان‌ را برآن‌ داشت‌ تا پیش‌ از فصل‌ گرما و حضور دو چندان‌ نیروهای‌ دشمن‌ در منطقه، تکلیف‌ دو ارتفاع‌ مهم‌ و بلند را به‌ منظور گسترش‌ وضعیت‌ جبهه‌ خودی‌ در شمال‌ شرقی‌ «سلیمانیه» روشن‌ سازند.
این‌ دو ارتفاع‌ «الاغلو» و «گوجار» نام‌ داشت، که‌ دسترسی‌ به‌ هر یک، مستلزم‌ دسترسی‌ و تصرف‌ دیگری‌ بود.
ضرورت‌ اصل‌ آفند و ایجاد زمینه‌های‌ مناسب‌ برای‌ آزادسازی‌ شهر و دشت‌ «حلبچه» عراق، با اجرای‌ عملیات‌ «والفجر۱۰ » سبب‌ شد تا این‌ عملیات‌ در سه‌ محور، در تاریخ‌۲۴ اسفند ماه‌۱۳۶۶ با رمز «یا موسی‌ بن‌ جعفر(ع)» آغاز شود.
ساعت‌۱ بامداد نیروها علی‌رغم‌ همه‌ مشکلات‌ و دشواریهای‌ نبرد زمستانی، توانستند با هدایت‌ قرارگاه‌ «نجف» و همزمان‌ با اجرای‌ عملیات‌ «والفجر۱۰» در حلبچه، اهداف‌ مورد نظر را تصرف‌ و تأمین‌ کنند. با وجود آنکه‌ رزمندگان‌ از غروب‌ روز پیش، بتدریج‌ از مقر خود در دشت‌ «هرمدان» به‌ سوی‌ نقاط‌ رهایی‌ حرکت‌ کرده‌ و دچار خستگی‌ راه‌ شده‌ بودند؛ همچنین‌ با توجه‌ به‌ بارش‌ برف‌ و حادث‌ شدن‌ یک‌ مه‌ غلیظ‌ بر منطقه‌ و دامنه‌ها، توانستند قله‌ گوجار را آزاد کنند.
نیروهای‌ عراقی‌ مستقر بر روی‌ این‌ قله‌ همگی‌ در سنگرهایشان‌ یخ‌ زده‌ بودند و بنابراین‌ پاکسازی‌ مواضع‌ آسان‌ صورت‌ گرفت.
در روز دوم‌ عملیات‌ اطلاع‌ حاصل‌ شد که‌ نیروهای‌ تازه‌ وارد کماندویی‌ سپاه‌ پنجم‌ ارتش‌ عراق، قصد دارند به‌ منطقه‌ آزاد شده‌ پاتک‌ کنند، اما علی‌رغم‌ پاتکهای‌ پیاپی‌ و سنگین‌ آنها و نیز مشکلات‌ در ارسال‌ کمک‌ و مهمات‌ و تخلیه‌ مجروحین‌ و شهدا در مواضع‌ خودی، تلاش‌های‌ دشمن‌ و بمباران‌های‌ شیمیایی‌ هواپیماهای‌ عراقی‌ بی‌نتیجه‌ ماند. و در مجموع، با سه‌ شبانه‌ روز درگیری‌ و نبرد سخت‌ با طبیعت‌ خشن‌ و مشکلاتی‌ ناشی‌ از پشتیبانی‌ هوانیروز و نیروهای‌ دشمن، اهداف‌ مورد نظر محفوظ‌ ماند. در عملیات‌ بیت‌المقدس‌۳ ، منطقه‌ای‌ به‌ وسعت‌۴۰ کیلومتر مربع‌ از خاک‌ عراق‌ آزاد و یک‌ فروند هواپیما، تیپ‌۶۰۴ پیاده‌ از سپاه‌ یکم‌ دشمن‌ و شماری‌ سلاح‌ سنگین‌ و نیمه‌ سنگین‌ منهدم‌ و بیش‌ از۱۱۸۰ نفر از نیروهای‌ دشمن‌ کشته‌ و زخمی‌ و اسیر شدند.

    نتایج عملیّات:
مناطق و تأسیسات آزاد شده:
سلسله ارتفاعات گوجار.
ارتفاعات ۲۰۸۰ ملکان.
ارتفاعات سه‌گانه هلگان.
روستاهای گواراده و سومر.
قطع یال ارتباطی گوجار به اولاغلو.
تجهیزات منهدم‌شده دشمن:
یک فروند هواپیما.
مقادیر زیادی سلاح سنگین و نیمه‌سنگین.
یگانهای منهدم‌شده دشمن:
تیپ ۶۰۴ پیاده از سپاه یکم.

غنایم:
تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه‌سنگین.
تعداد کشته و زخمی دشمن:
بیش از ۱۱۰۰ نفر.
تعداد اسرا:
بیش از ۸۰ نفر.

خلاصه گزارش عملیات

نام عملیات : بیت المقدس۳
رمز عملیات : یا موسی بن جعفر (علیه السلام)
منطقه عملیاتی : شمال‌ استان‌ سلیمانیه‌ کردستان‌ عراق‌ – عمق‌ خط‌ شمالی‌ جبهه‌ دشمن‌
محدوده زمانی عملیات: ۲۳/۱۲/۱۳۶۶
مدت‌ اجرا۳ :روز
هدف عملیات : آزادسازی ارتفاعات شمال سلیمانیه عراق ،گسترش‌ وضعیت‌ خطوط‌ خودی‌ در شمال‌ شرقی‌ سلیمانیه‌ عراق‌ و تصرف‌ دو ارتفاع‌ الاغلو و گوجار
نیروهای عمل کننده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
تلفات عراق : کشته و مجروح : ۱۳۰۰ نفر و اسیر۱۰۰ نفر
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
نتایج بدست آمده عملیات :
سلسله ارتفاعات گوجار، ارتفاعات ۲۰۸۰، ملکان و ارتفاعات سه‌گانه‌ی هلگان، روستاهای گواراده و سومر، قطع پل ارتباطی گوجار به اولاغلو به دست رزمندگان اسلام افتاد. تیپ ۶۰۴ پیاده‌ی سپاه یکم عراق در عملیات منهدم شد.

نقشه عملیات


عملیات بیت‌المقدس ۴

عملیات بیت‌المقدس ۴ در تاریخ ششم فروردین ماه ۱۳۶۷ با رمز “یا اباعبدالله(ع)” و با هدف فتح‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ بر سد در بندیخان‌ عراق‌ و تکمیل‌ عملیات‌ والفجر در منطقه‌ عمومی‌ در بندی‌خان‌ عراق‌ – محور شمالی‌ جنگ‌- اجرا شد.عملیات‌ «والفجر۱۰» علاوه‌ بر آزادسازی‌ «حلبچه» و تصرف‌ چند ارتفاع‌ مهم‌ در منطقه، سبب‌ نزدیکی‌ رزمندگان‌ ایرانی‌ به‌ تأسیسات‌ سد «دربندیخان» گردید.
همین‌ امر باعث‌ شد که‌ طراحان‌ جنگ‌ به‌ عملیاتی‌ دیگر در این‌ منطقه‌ و همچنین‌ تصرف‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ سد بیندیشند.
به‌ همین‌ منظور عملیات‌ «بیت‌المقدس‌۴» در ۶ فروردین‌ سال ‌۱۳۶۷ با رمز «یا اباعبدالله(ع)» در منطقه‌ عمومی‌ دربندیخان‌ آغاز شد.هدف عملیات:

تکمیل و تامین جناح چپ منطقه عملیاتی والفجر ۱۰ وپاسخگویی به تجاوز و شرارتهای دشمن جنایتکار در حمله به مناطق مسکونی و نیز به دادخواهی شهدای مظلوم شهرها و روستاهای کردنشین عراق از جمله حلبچه.

موقعیت منطقه:

منطقه مورد نظر برای عملیات، منطقه‌ای کوهستانی است که از شمال به دریاچه دربندیخان و شاخ تمورژیان، از جنوب به دشت مرتکه و ارتفاعات شاخ خشیک و بمو، از شرق به رودخانه زیمکان و کوه بیزل، از غرب به سد دربندیخان و ارتفاعات قاشتی منتهی می‌گردد.

مهمترین ارتفاعات و عوارض این منطقه عبارتند از: شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددکان، دریاچه دربندیخان و دشت تولبی. ارتفاعات مذکور بر اکثر جاده‌های ارتباطی و عقبه خودی و دشمن در منطقه تسلط دارند.

استعداد دشمن

منطقه عملیاتی که در حوزه استحفاظی سپاه یکم قرار داشت، توسط لشکر ۳۶ پیاده، که تیپ‌های ۶۰۲، ۲۳۸، ۱۰۶ و یک گردان تانک و یک گردان کماندویی را تحت امر خود داشت، پدافند می‌شد. یگان‌های تقویت این لشکر نیز به هنگام عملیات بیت المقدس – ۴ عبارت بودند از: تیپ‌های ۳۸ و ۵۰۶ پیاده، ۵۰ زرهی، ۶۸ نیروی مخصوص و گردان مستقل ۷ حراست مرزی.

سازمان رزم خودی

نیروی زمینی سپاه پاسداران ماموریت اجرای عملیات را به قرارگاه فتح واگذار کرد و سازمان رزم به شکل زیر طراحی شد:

  قرارگاه فتح
لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله(ص) با ۶ گردان پیاده
لشکر ۵۷ ابوالفضل(ع) با ۵ گردان پیاده
لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) با ۹ گردان پیاده
تیپ مستقل ۱۸ الغدیر با ۳ گردان پیاده

طرح عملیات بیت‌المقدس ۴

فلش‌های عملیات از شمال به جنوب طراحی شده بود؛ به طوری که نیروهای خودی به پشت دشمن هدایت می‌شدند. به این ترتیب، یگان‌های عملیاتی می‌بایست ضمن شکستن خط و تامین ساحل دشمن، ارتفاعات شاخ سورمر، شاخ شمیران، برددکان و دشت تولبی را تصرف و تامین کنند.

شرح عملیات

به رغم اقداماتی همچون پرتاب منور و گلوله باران منطقه توسط دشمن، که بیانگر هوشیاری او بود، پس از رخنه نیروهای غواص و انتقال نیروهای تک‌ور به ساحل دشمن، عملیات در ساعت ۱ بامداد ۵/۱/۶۷ با رمز مبارک “یا اباعبدالله‌(ع)” آغاز شد. پیچیدگی زمین و جود کمین‌های متعدد در شیارها و ارتفاعات، پیشروی نیروها را کند می‌کرد. حدود ساعت ۴ با شدت گرفتن درگیری، سرعت پیشروی یگانها نیز افزایش یافت.

در حالی که از جبهه خودی خبر می‌رسید نیروها در حال تصرف ارتفاعات شاخ شمیران و نیز پاکسازی دشت تولبی هستند، اخبار شنود از آشفتگی دشمن حکایت داشت؛ به نحوی که شنیده می‌شد نیروهای عراقی به طور مکرر اعلام می‌کنند که در محاصره نیروهای ایرانی قرار گرفته‌اند.

با روشنایی صبح، هواپیماهای خودی وارد عمل گردیده و محل تجمع و جاده مواصلاتی دشمن را بمباران کردند. حدود ساعت ۱۰ نیروهای تک‌ور ضمن جنگ تن به تن با نیروهای عراقی در شاخ شمیران، به پاکسازی این ارتفاعات مبادرت ورزیدند.

با استقرار نیروها در شاخ شمیران، نیروهای عراقی که در یال‌های سمت چپ این ارتفاعات و و نیز ارتفاعات شاخ سورمر مقاومت می‌کردند، متزلزل شده و تعدادی تسلیم و تعدادی هم متواری شدند.

مقارن ظهر، پاتک‌های دشمن از چندین محور به سمت شاخ شمیران آغاز شد، لیکن با وجود تعداد کم نیروهای مستقر در این ارتفاعات، این پاتک‌ها ناکام ماند. همچنین، گزارش می‌شد که دشمن از ساحل دشت تولبی و از طرف برددکان در حال اعزام نیروهای کمکی به منطقه است.

در ساعت ۱۴ اعلام شد که شاخ سورمر نیز به تصرف درآمده و بیش از ۱۰۰ تن از قوای دشمن اسیر شدند. نیروهای عراقی ضمن وارد آوردن فشار زیاد به دو محور دشت تولبی و شاخ شمیران، عقبه خودی را به شدت مورد هجوم آتش کاتیوشا و توپخانه و نیز بمباران شیمیایی قرار می‌داد. در نتیجه، منطقه به مواد شیمیایی الوده شد و یگان‌های عملیاتی سازمان خود را از دست داده و توانشان رو به ضعف نهاد.

برهم زدن سازمان دشمن و پدافند در ارتفاعات مقابل شاخ شمیران از جمله اهداف مهمی بود که موجب شد فرماندهی قرارگاه فتح با وجود خستگی مفرط یگان‌ها، ادامه عملیات در شب دوم را در دستور کار خود قرار دهد. در این مرحله، نیروها می‌بایست ضمن عمل روی ارتفاعات برددکان و پاکسازی و پیشروی در دشت تولبی، خطی را در امتداد یال‌های برددکان به طرف ساحل دریاچه تامین نماید.

در حالی که نیروهای خودی جهت انجام مرحله دوم عملیات آماده می‌شدند، در ساعت ۰۰:۳۰ بامداد ۶/۱/۶۷ عراق پس از گلوله‌باران شیمیایی عقبه یگان‌های خودی در ارتفاعات تمورژنان، از سه محور به سمت شاخ شمیران پاتک کرد و با اجرای آتش سنگین و دقیق روی جاده چم سراژین، آن را کاملاً مسدود نمود و امکان کمک رسانی به نیروهای در خط را به صفر رساند. تا نزدیک صبح نیز تعدادی از مواضع خودی در پایین شاخ شمیران در اختیار دشمن قرار گرفت که با حمله قوای خودی، این مواضع مجدداً به تصرف درآمد.

به این ترتیب، در حالی که ادامه عملیات در شب دوم میسر نشده بود، فرماندهی عملیات با در نظر گرفتن کمبود نیرو و اوضاع ناشی از بمباران‌های شیمیایی دشمن، فرمان پدافند مناسب و قوی از شاخ شمیران را صادر کرد.

نتایج عملیات
تصرف کامل ارتفاعات شاخ شمیران و شاخ سورمر
تصرف قسمتی از دشت تولبی و ارتفاعات برددکان
کشته و زخمی شدن حدود ۵۰۰۰ تن و به اسارت درآمدن ۴۹۸ تن از نیروهای دشمن
انهدام بیش از ۱۵ تانک و نفربر و ۵۰ خودرو
به غنیمت در آمدن ۱۱ تانک، ۵۴ خمپاره، یک دستگاه مهندسی، ۵ قبضه سلاح پدافند هوایی، ۱۴ تیربار، یک دستگاه خودرو حامل تفنگ ۱۰۶ و دو قبضه آرپی‌جی – یازده.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بیت‌ المقدس‌۴
زمان‌ اجرا: ۶/۱/۱۳۶۷
تلفات‌ دشمن: ۱۹۰۰ (کشته، زخمی‌ و اسیر)
رمز عملیات: یا ابا عبدالله (ع)
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ در بندی‌خان‌ عراق‌ – محور شمالی‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: فتح‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ بر سد در بندیخان‌ عراق‌ و تکمیل‌ عملیات‌ والفجر

نقشه عملیات

عملیات بیت المقدس  ۵

عملیات بیت المقدس  ۵ ، با رمز مبارک یا اباعبداللّه الحسین (ع) و با هدف وارد کردن ضربه به سازمان رزمی دشمن در منطقه عمومی پنجوین به مرحله ی اجرا گذاشته شد . در این عملیات ، خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران درهم کوبیده شد و ادوات زرهی آنان مورد هدف قرار گرفت . ارتش اسلام که در شروع عملیات ، با نفوذ به عمق مواضع دشمن ، آن ها را دچار سردرگمی شدید کرده بود ، در بعد از ظهر همان روز با یورش به گردان‏ های دشمن بعثی ، تعداد زیادی از آنان را به هلاکت می ‏رسانند .
رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با عبور از میدان‌های مین، موانع ایذایی و طبیعی به مواضع دشمن هجوم می‌برند و پس از درگیری سخت خطوط مقدم دشمن را درهم می‌کوبند و آنها را وادار به فرار از ارتفاعات مرزی می‌کنند.
در این حمله ، ارتفاعات حساس و مهم منطقه نیز از نیرو های عراقی پاکسازی شدند. در این میان و با حمایت خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش ، در حدود چهل کیلومتر مربع از منطقه عملیاتی پنجوین آزاد شده و تحریکات بعدی دشمن خنثی گردید .

در این حمله ، ارتفاعات حساس و مهم منطقه نیز از نیرو های عراقی پاکسازی شدند. در این میان و با حمایت خلبانان شجاع نیروی هوایی ارتش ، در حدود چهل کیلومتر مربع از منطقه عملیاتی پنجوین آزاد شده و تحریکات بعدی دشمن خنثی گردید . با عملکرد پشتیبانی و مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی .

در این عملیات ، خطوط مقدم دشمن توسط رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران درهم کوبیده شد و ادوات زرهی آن‌ها مورد هدف قرار گرفت. همچنین ارتفاعات ؛ ۱۶۸۰، ۱۸۲۳، ۱۴۷۰، ۱۵۴۰، ۱۵۶۰، ۱۸۳۰ از اشغال ارتش متجاوز صدام آزاد و تمام ارتفاعات غربی پنجوین پاکسازی شد.

ضربه‌ای‌ کاری‌ به‌ سازمان‌ زرهی‌ دشمن‌

در آخرین‌ ماه‌های‌ جنگ‌ هشت‌ ساله‌ ایران‌ و عراق‌ و هنگامی‌ که‌ نیروهای‌ ایران‌ با پیروزی‌ کامل، موفق‌ به‌ پیشروی‌ در خاک‌ دشمن‌ و آزادسازی‌ مناطق‌ و شهرهای‌ مهمی‌ همچون‌ «حلبچه» کردستان‌ عراق‌ شده‌ بودند، یک‌ عملیات‌ انهدامی‌ برای‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ ماشین‌ جنگی‌ ارتش‌ عراق‌ در منطقه‌ عمومی‌ «پنجوین» صورت‌ گرفت.

این‌ منطقه‌ پیوسته‌ صحنه‌ رویارویی‌ قوای‌ خودی‌ و دشمن، از جمله‌ عملیات‌ «والفجر۴» بود. این‌ یورش‌ بی‌امان‌ را نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ فرماندهی‌ و هدایت‌ قرارگاه‌ «رمضان» به‌ اجرا گذاشت. طی‌ این‌ عملیات، یگان‌های‌ عمل‌ کننده‌ خودی‌ در شامگاه‌ ۲۲ فروردین‌ ماه‌ ۱۳۶۷ با رمز «یا اباعبدالله‌ الحسین(ع)» به‌ مواضع‌ نیروهای‌ عراقی‌ حمله‌ برده‌ و طی‌ روزها درگیری‌ و نبرد، ۴۵ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر و صدها خودروی‌ نظامی‌ و ده‌ها قبضه‌ سلاح‌ سبک‌ و نیمه‌ سنگین‌ دشمن‌ را منهدم‌ و به‌ لشکر ۲۷ ارتش‌ عراق‌ تلفات‌ و خسارات‌ چشمگیری‌ وارد آوردند. همچنین‌ در عملیات‌ بیت‌المقدس ۵ تعداد ۳۸۱۰ تن‌ از نیروهای‌ دشمن‌ کشته‌ و زخمی‌ شده‌ یا به‌ اسارت‌ نیروهای‌ خودی‌ درآمدند.

*********************************
در این درگیری، تعدادی از ادوات زرهی دشمن توسط تانک‌های ایرانی مورد هدف قرار گرفته و به آتش کشیده می‌شود و تعدادی نیز به غنیمت رزمندگان درمی‌آید. اجرای آتش سنگین آتشباری ایران، پیروزی رزمندگان را تسریع می‌کند، به طوری که در نخستین ساعات عملیات، ارتفاعات ۱۶۸۰، ۱۸۲۳، ۱۴۷۰، ۱۵۴۰، ۱۵۶۰، ۱۸۳۰ به دست توانای ارتشیان جان برکف آزاد و تعدادی از بعثیان کشته یا زخمی می‌شوند و تعدادی نیز به اسارت درمی‌آیند.

با روشن شدن هوا، هوانیروز و نیروی هوایی نیز وارد عمل می‌شوند و به انهدام امکانات و ادوات زرهی دشمن می‌پردازند و ضربات سنگینی به آنها وارد می‌آورند. در ادامه عملیات، تنگه نال یاری تحت کنترل کامل ارتش اسلام درمی‌آید. در این عملیات، دو تیپ و پنج گردان عراق متلاشی شده و ۴۵ دستگاه تانک و نفربر، تعداد زیادی خودرو و نیز ۲۰ قبضه توپ به آتش کشیده می‌شود.

ارتش اسلام، که در شروع عملیات، با نفوذ به عمق مواضع دشمن، آنها را دچار سردرگمی شدید کرده بود، در بعدازظهر همان روز با یورش به گردانهای ۸ و ۱۸ توپخانه لشکر ۲۷ و گردان صلاح‌الدین، حدود ۸۰۰ نفر از آنها را کشته و زخمی می‌کنند و ۷۵ نفر را به اسارت می‌گیرند.

در این حمله ارتفاعات حساس و مهم ۱۶۷۰ و ۱۳۸۰ معروف به شاخ شوکت در شمال غربی پنجوین مشرف بر شهر نظامی بوبان آزاد می‌شود.

به دنبال آن کلیه ارتفاعات غربی پنجوین از نیروهای عراقی پاکسازی می‌شود. خلبانان شجاع هوانیروز و نیروی هوایی با تهاجم به مواضع و ادوات نیروهای بعث، تلفات و خسارات جبران‌ناپذیری را به آنها وارد می‌آورند و با حمایت شایسته آنها قسمتی از خاک میهن اسلامی و حدود ۴۰ کیلومترمربع از منطقه عملیاتی پنجوین آزاد می‌شود. با عکس‌العمل نیروهای اسلام، تحرکات بعدی دشمن خنثی و امکان هرگونه عکس‌العمل از آنها سلب شده و ناامیدانه در مواضع جدید خود مستقر می‌شوند و رزمندگان اسلام نیز به تثبیت مواضع خود می‌پردازند.

سرتیپ جمالی جانشین وقت فرماندهی نیروی زمینی ارتش:
«رزمندگان اسلام در نخستین ساعات عملیات بیت‌المقدس ۵ به تمامی اهداف خود به طور کامل دست یافتند. ارتشیان اسلام تا ۱۵ کیلومتری عمق خاک عراق پیش رفته و با استقرار سریع بر ارتفاعات مهم منطقه، محورهای تدارکاتی دشمن را در تیررس خود قرار دادند که این اقدام به قرار باقیمانده نیروهای عراقی و اختلال در تدارکات دشمن منجر شده است.»

سرتیپ انصاری فرمانده وقت هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران:
«خلبانان هوانیروز در این عملیات با انجام ۱۹۳ سورتی پرواز در شرایط بسیار سخت و زیر بمبارانهای دشمن وظایف خود را به بهترین وجه انجام دادند.»

نتایج عملیات:
تجهیزات منهدم شده دشمن:
صدها دستگاه خودرو نظامی.
۴۵ دستگاه تانک و نفربر.
ده‌ها قبضه سلاح سبک و سنگین.
یگان‌های منهدم شده دشمن:
۴۰ تا ۸۰ درصد از تیپ‌های ۹۶ و ۴۲۴ از لشکر ۲۷٫
گردان‌های ۱ و ۲ و ۳ از تیپ ۸۶ لشکر ۲۷٫
گردان‌های ۱ و ۳ از تیپ ۳۶ پیاده لشکر ۲ گردان الحارثه از لشکر ۸٫
گردان صلاح‌الدین نقشبندی.
گردانهای ۸ و ۱۸ توپخانه از لشکر ۲۷٫

تعداد کشته و زخمی دشمن: ۳۵۰۰ نفر.
تعداد اسرا:    ۳۱۰ نفر.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بیت‌ المقدس‌ ۵ (ضربتی)
زمان‌ اجرا: ۲۲/۱/۱۳۶۷
مدت عملیات : ۷۸ روز
تلفات‌ دشمن‌: ۳۸۱۰ کشته، زخمی‌ و اسیر
رمز عملیات: یا اباعبدالله‌ الحسین (ع)
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ پنجوین‌ عراق‌ – خط‌ شمالی‌ جبهه‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ ماشین جنگی‌ دشمن‌، تأمین ، ضربه به سازمان رزمی دشمن
نتایج عملیات : تجهیزات منهدم شده دشمن : صدها دستگاه خودرو نظامی – ۴۵ دستگاه تانک و نفر بر – ده ها قبضه سلاح سبک و سنگین .
یگان های منهدم شده دشمن : ۴۰ تا ۸۰ درصد از تیپ های ۹۶ و ۴۲۴ از لشکر ۲۷ – گردان های ۱و۲و۳ از تیپ ۸۰۶ لشکر ۲۷ – گردان های ۱و۳ از تیپ ۳۶ پیاده لشکر ۲- گردان تانک الحارثه از لشکر ۸ – گردان صلاح الدین نقشبندی – گردان های ۸و ۱۸ توپخانه از لشکر ۲۷
تعداد کشته و زخمی دشمن : ۳۵۰۰ نفر
اسراء :۳۱۰ نفر

نقشه عملیات

عملیات بیت المقدس ۶عملیات بیت المقدس۶ در تاریخ ۲۷/۲/۶۷ با رمز «یا امیرالمومنین(ع)» در منطقه عمومی سلیمانیه عراق برای پاسخ به شرارتهای دشمن در خلیج فارس و روستاهای مرزی کشور و با هدف خارج کردن نیروها ی خودی از تیررس دشمن و اشراف بر سّد دوکان آغاز شد.
در این تهاجم، یگانهایی از دشمن از جمله سه تیپ منهدم می شوند و تلفات و خساراتی بر آنها وارد می آید. با حمله نیروهای ایرانی، مواضع رزمندگان از دید و تیررس خارج و سد و شهر دوکان نیز تحت کنترل آنها در می آید. در مرحله اول این عملیات بیش از ۱۳۰۰ تن از نیروهای عراقی کشته و زخمی شده و بیش از ۳۲۰تن اسیر می شوند.مرحله دوم عملیات بیت المقدس ۶
مرحله دوم این عملیات در تاریخ ۲۸/۲/۶۷ در منطقه عمومی ماووت از استان سلیمانیه آغاز می شود و رزمندگان نیروی زمینی سپاه در حالی که دشمن از تحرکات آنها آگاه است، مواضع آنها را مورد هجوم قرار می دهند و تعداد دیگری را کشته و زخمی و عده را از جمله سرهنگ دوم صلاح احمد حسن، فرمانده گردان دوم از تیپ ۴۴۸ و چند افسر بلند پایه را به اسارت در می آورند.
با انجام این مرحله، اهداف عملیات به طور کامل حاصل می شود  وتلاش دشمن برای بازپس گیری مواضع از دست داده بی نتیجه می ماند. دشمن در اوج استیصال به سلاح شیمیایی متوسل می شود که با عکس العمل پدافند شیمیایی خنثی می شود و رزمندگان اسلام به تثبیت مواضع جدید می پردازند.
در نتیجه این عملیات نیز ۳۰ تا ۷۰ در صد از تیپهای ۴۴۸ و ۶۰۶ از لشکر ۴ پیاده عراق منهدم و تیپ ۷۶ از لشکر ۴ پیاده عراق تقریبا از بین می‌رود. در این عملیات بیش از ۲ هزار نفر از نیروهای عراقی کشته و زخمی می‌شوند و ۴۰۰ نفر از آنان به اسارت در می‌آیند.

شکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) در این عملیات در کنار لشکر ۶ ویژه وتیپ قائم وظیفه تصرف ارتفاعات شیخ محمد را برعهده داشت و با استعداد ۲ تیپ موفق به تصرف اهداف واگذاری در منطقه شد. گردان حضرت علی اکبر نیز در این عملیات با حمله به منتهی الیه منطقه واگذاری لشکر، ارتفاع شیخ محمد کوچک مشرف بر تنگه و نیز کمک به تصرف قله اصلی شیخ محمد ونیز حمله به ارتفاعات آستروک نقش بسیار مهمی در این عملیات بر عهده داشتند. از شهدای گرانقدر گردان در این عملیات می توان به شهید عزیز میثم نجفی، شهید عزیز حمید جهانبخش، شهید عزیز عبدالحسین داستان، شهید عزیز مجید سلیمی و… اشاره نمود.
********************
هنگامی‌ که‌ شهر «فاو» سقوط‌ کرد، وضعیت‌ موشک‌ باران‌ تهران‌ و شهرهای‌ ایران‌ از سوی‌ دشمن‌ فروکش‌ کرده‌ بود.
پس‌ از گذشت‌ یک‌ ماه‌ از این‌ بحران، عملیات‌ «بیت‌المقدس‌۶» در محورهای‌ کوهستانی‌ و برف‌پوش‌ شمال‌ شهر «ماووت» کردستان‌ عراق‌ و مشخصاً‌ بلندی‌های‌ «شیخ‌ محمد»، «آسوس» و «استروک» صورت‌ گرفت‌ که‌ به‌ آزادی‌ این‌ بلندی‌های‌ مشرف‌ بر سد‌ و شهر «دوکان» عراق‌ و در منطقه‌ای‌ به‌ گستردگی‌ ۶۵ کیلومترمربع‌ انجامید.

حمله‌ نهایی‌ نیروهای‌ تحت‌ امر سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ پس‌ از ساعت‌ها راهپیمایی، در روز۲۷ اردیبهشت‌۱۳۶۷ با رمز «یا امیرالمومنین علیه السلام» آغاز شد. هدف، پیشروی‌ و استقرار مناسب‌ نیروها در شمال‌ سلیمانیه، با تکمیل‌ سلسله‌ عملیات‌های‌ انجام‌ شده‌ در ماووت‌ عراق‌ بود. با انجام‌ موفقیت‌آمیز و کم‌ تلفات‌ این‌ عملیات، تمامی‌ اهداف‌ مورد نظر تصرف‌ و تأمین‌ شد.

با تصرف‌ نقاط‌ مذکور، اتصال‌ مناطق‌ تحت‌ نفوذ معارضان‌ کرد عراق‌ امکان‌پذیر شده‌ و راه‌ برای‌ خروج‌ آنان، که‌ مدتی‌ پیش‌ تحت‌ هجوم‌ ارتش‌ عراق‌ واقع‌ شده‌ بودند، فراهم‌ شد، اما بر اثر تغییر اوضاع‌ جنگ‌ در جنوب، امکان‌ بهره‌برداری‌ بیشتری‌ از این‌ موفقیت‌ ایجاد نشد. این‌ عملیات، انهدام‌۳۰ تا۷۰ درصد لشکر۴ پیاده‌ دشمن، و کشته‌ و زخمی‌ شدن‌ و اسارت‌۲۴۰۰ تن‌ از قوای‌ دشمن‌ را در پی‌ داشت.
در میان‌ تجهیزات‌ منهدم‌ شده‌ یک‌ فروند چرخبال‌ ارتش‌ عراق‌ نیز به‌ چشم‌ می‌خورد.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بیت‌ المقدس‌۶
زمان‌ اجرا : ۲۶ و ۲۷/۲/۱۳۶۷
تلفات‌ دشمن‌ :۲۴۰۰ (کشته، زخمی‌ و اسیر)
رمز عملیات: یا امیرالمؤ‌منین(ع)
مکان‌ اجرا: شمال‌ شهر ماووت‌ کردستان‌ عراق‌ و بلندی‌های‌ شیخ‌ محمد، آسوس‌ و استروک‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: پیشروی‌ و استقرار مناسب‌ نیروها در شمال‌ منطقه‌ سلیمانیه‌ عراق‌ و تکمیل‌ عملیات‌ انجام‌ شده‌ در منطقه‌ عملیاتی‌ ماووت‌ و امکان‌ خروج‌ معارضان‌ کرد عراق‌ از مناطق‌ تحت‌ هجوم‌ ارتش‌ عراق
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه
استعداد نیروهای درگیر :
ایران : ۱۳ گردان پیاده و کماندو و ۸ گردان توپخانه
عراق : ۲۶ گردان پیاده و کماندویی
توضیحات : عراق در جنوب حالت آفندی گرفته و در حال پیشروی در شلمچه و مجنون بود بنابراین این آخرین عملیاتی بود که سپاه در جبهه شمال غرب انجام داد چون باید نیروهایش را به جبهه جنوب و غرب منتقل می کرد و تجربه نشان داده بود عراق در جبهه شمال غرب دست به پیشروی جدّیی نخواهد زد .

نقشه عملیات

عملیات بیت المقدس ۷

عملیات بیت المقدس ۷ در پاسخ به یکه تازیها و تعدیهای دد منشانه ارتش بعث عراق در نخستین ساعات بامداد ۲۳/۳/۱۳۶۷ با رمز مبارک (یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام)و با هدف انهدام مواضع دشمن در منطقه شلمچه آغاز شد . این عملیات در حالی انجام شد که دشمن بعثی چند ساعت قبل از عملیات مواضع رزمندگان اسلام را بشدت زیر آتش سنگین خود گرفته بود .
پس از سقوط فاو ، نیروهای عراقی با روحیه بالا در چند جبهه دست به حمله زدند . از جمله جزایر مجنون را با استفاده گسترده از تسلیحات شیمیایی بازپس گرفته و در شلمچه خطوط جبهه را به قبل از عملیات کربلای ۵ بازگرداندند . عملیات بیت المقدس ۷ با هدف در هم شکستن این روحیه تهاجمی انجام گرفت و طی آن چندین افسر عالی رتبه ارتش عراق به هلاکت رسیدند و نیروهای ایرانی توانستند تا خطوط بعد از عملیات کربلای ۵ پیشروی کنند اما چون آمادگی برای تثبیت مواضع خود را نداشتند و احتمال به کارگیری مجدد سلاح های شیمیایی از سوی عراق زیاد بود ، به مواضع خود بازگشتند .

آخرین‌ عملیات‌ جنگ‌ در محور جنوبی‌ نبرد

پس‌ از تقویت‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌ توسط‌ حامیان‌ غربی‌ صدام‌ و هزینه‌هایی‌ که‌ کشورهای‌ عربی‌ خلیج‌ فارس، صرف‌ حمایت‌ از رژیم‌ عراق‌ در رویارویی‌ با ایران‌ می‌کردند، قوای‌ مسلح‌ این‌ کشور دست‌ به‌ تهاجماتی‌ قابل‌ توجه‌ در محورهای‌ جنوبی‌ جنگ‌ زدند.

در حالی‌ که‌ ایران‌ آماده‌ می‌شد تا قطعنامه‌۵۹۸ سازمان‌ ملل‌ را به‌ عنوان‌ معاهده‌ای‌ برای‌ پایان‌ جنگ‌۹۲ ماهه‌ تحمیلی‌ بپذیرد، نیروهای‌ دشمن‌ با پیشروی‌ در خطوط‌ ایران‌ و حتی‌ اشغال‌ برخی‌ مناطق، وضعیت‌ فوق‌العاده‌ای‌ را به‌ وجود آوردند.

این‌ در حالی‌ بود که‌ بسیج‌ عمومی‌ مردم‌ برای‌ تهاجمات‌ مجدد ارتش‌ صدام‌ در حد بالایی‌ بود و می‌بایست‌ امتیازاتی‌ را که‌ رژیم‌ عراق‌ قصد داشت‌ با قبول‌ حالت‌ نه‌ صلح، نه‌ جنگ‌ از ایران‌ بگیرد، پس‌ گرفته‌ می‌شد.

بنابراین‌ سیاست‌ و این‌ تاکتیک، عملیات‌ «بیت‌المقدس‌۷»- که‌ یک‌ عملیات‌ ویژه‌ در نوع‌ خود بود- به‌ منظور پس‌ زدن‌ دشمن‌ از این‌ سوی‌ خطوط‌ بین‌المللی‌ در منطقه‌ عمومی‌ «شلمچه» خرمشهر و در نخستین‌ ساعات‌ بامداد۲۳ خردادماه‌۱۳۶۷ با رمز «یا اباعبدالله(ع)» آغاز شد.

رزمندگان‌ اسلام‌ در قالب‌ چندین‌ گردان‌ بسیجی‌ با فرماندهی‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی، توانستند شماری‌ از یگان‌های‌ ویژه‌ و آماده‌ دشمن‌ را متلاشی‌ نمایند و علاوه‌ برکشته‌ و زخمی‌ و اسیر نمودن‌۲۰۴۰۰ تن‌ از نیروهای‌ دشمن، یک‌ فروند هواپیما را ساقط‌ و۶۰ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر زرهی،۴۰ قبضه‌ توپ،۲۰۰ دستگاه‌ خودروی‌ نظامی‌ و چندین‌ زاغه‌ مهمات‌ دشمن‌ را منهدم‌ سازند و شمار بالایی‌ از تجهیزات‌ و ادوات‌ نظامی، چند قبضه‌ توپ‌ و تعدادی‌ زاغه‌ بزرگ‌ مهمات‌ دشمن‌ را به‌ غنیمت‌ خود درآورند.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: بیت‌ المقدس‌۷
زمان‌ اجرا:  ۲۲ تا ۲۵/۳/۱۳۶۷
رمز عملیات: یا ابا عبدالله‌ الحسین(ع)
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ شلمچه‌ در شمال‌ شرقی‌ خرمشهر – محور جنوبی‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: پس‌ زدن‌ دشمن‌ از خاک‌ ایران‌ و مقابله‌ با ترفند تجاوزات‌ دوباره‌ ارتش‌ عراق‌ ، مقابله با تهاجم دشمن در محور شلمچه
نوع تک : گسترده
فرماندهی : سپاه
استعداد نیروهای درگیر :
ایران : ۶۱ گردان پیاده و زرهی و ۲۱ گردان توپخانه
عراق : ۱۱۴ گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و ۳۰ گردان توپخانه

نقشه عملیات

 عملیات پل نادری

درسی سنگین برای آینده جنگ

در نخستین روزهای هجوم سراسری ارتش عراق به خطوط مرزی ایران ، عملیات پل نادری صورت گرفت . طی این حمله محدود که در روز ۲۳ مهرماه سال ۵۹ به منظور رویارویی و عقب راندن دشمن تا پشت خط مرزی آغاز شد ، سه تیپ پیاده و یک گروهان زرهی از ارتش از غرب شهرهای دزفول و اندیمشک ، در محور جنوبی جنگ وارد عمل شدند ولی علیرغم پیش بینی فرماندهان نیروی زمینی ارتش ، این یورش پیروزی قابل توجهی به بارنیاورد .


در عملیات پل نادری پیش بینی شده بود با بیرون راندن دشمن از غرب رودخانه کرخه ، حفاظت از مرز بین المللی تامین گردد . همچنین در نظر بود با پیشروی به سوی منطقه حلفاییه و چزابه عقبه نیروهای عراقی در این مناطق و شهرهای بستان و سوسنگرد بسته شود که در نتیجه این محاصره احتمالی ، مناطق مذکور نیز از اشغال دشمن خارج شود . اما ضعف در برآورد و طراحی عملیات سبب ناکامی نیروهای خودی شد .

 

 

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : پل نادری

زمان اجرا : ۲۳/۷/۱۳۵۹

مکان اجرا : محور جنوبی جنگ در غرب شهرهای دزفول و اندیمشک

ارگان های عمل کننده : نیروی زمینی ارتش ج . ا

اهداف عملیات : بیرون راندن دشمن از غرب رودخانه کرخه و تامین مرز بین المللی

عملیات تحریرالقدس

عملیات تحریرالقدس در ۲۱ بهمن ماه ۱۳۶۲ با رمز لبیک یا خمینی در جنوب غربی مریوان و مناطق کوهستانی دربندیخان عراق و به منظور انهدام ماشین جنگی ارتش عراق، پاسخ قاطع به حملات موشکی دشمن به شهر مظلوم و بی‏دفاع دزفول، گمراه کردن عراقی‏ها از عملیات خیبر و آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه شاخ شمیران به اجرا درآمد. نبرد تحریرُالقدس در حالی انجام شد که دشمن، جنگ شهرها را شدت بخشیده بود. این نبرد برای اولین بار به عنوان عملیات مقابله به مثل از سوی جمهوری اسلامی ایران، جواب کوبنده‏ای تلقی شد که با انجام آن، اوضاع جدیدی بر مناطق علمیاتی، حاکم گردید. در این عملیات علاوه برتسلط رزمندگان اسلام به ارتفاعات منطقه، حدود ۱۱۰ کیلومترمربع از خاک عراق به تصرف ایران درآمد و مقادیر زیادی سلاح سبک و وسایل مخابراتی به غنیمت سپاه اسلام افتاد.

این عملیات در ساعت ۲۱ شب ۲۱/۱۱/۶۲ با رمز «لبیک یا خمینی» در جنوب غربی مریوان و مناطق کوهستان دربندیخان عراق آغاز می‌شود. این حمله توسط لشکر انصارالحسین همدان تحت فرماندهی سپاه هفتم قدس به منظور انهدام ماشین جنگی ارتش عراق و نیز پاسخ قاطع به حملات موشکی دشمن به شهر مظلوم دزفول و گمراه کردن عراقی‌ها از عملیات خیبر و نیز آزادسازی بخشی از ارتفاعات مهم مناطق شاخ شمیران و برددکان به اجرا در می‌آید. رزمندگان اسلام پس از عبور از موانع ایذایی دشمن، دو گروهان از گردان قطیبه لشکر ۲ عراق را تارومار می‌کنند و با حضور در ارتفاعات منطقه، بر سد دربندیجان تسلط می‌یابند. با تصرف ارتفاعات شاخ سور، شاخ شمیران، حدود ۱۱۰ کیلومتر از خاک عراق و مقادیر معتنابهی سلاح سبک از جمله کلاشینکف، آرپی‌جی، وسایل مخابراتی و… و بع غنیمت قوای اسلام در می‌آید.
در ساعت ده صبح روز عملیات، دشمن با سازمان‌دهی مجدد نیروهای پراکنده خود، اقدام به پاتک می‌کند که با مقاومت دلاورانه جان برکفان اسلام روبرو می‌شود و با تحمل خسارات و تلفات زیاد و دادن تعدادی اسیر مجبور به عقب‌نشینی می‌شود. در ادامه عملیات،‌رزمندگان لشکر انصارالحسین همدان موفق می‌شوند با پیشروی در عمق ۲۰ کیلومتری خاک عراق، ارتفاعات مهم برددکان و شمیران را از لوث وجود بعثیان پاک نمایند و تعداد دیگری از آن‌ها کشته و مجروح کنند و تعدادی را هم به اسارت بگیرند و در ۵ کیلومتری سد دربندیخان استقرار یابند. با اجرای این عملیات، اراضی آزاد شده به ۱۵۰ کیلومتر مربع می‌رسد.
نبرد تحریرالقدس در حالی انجام می‌شود که دشمن جنگ شهرها را شدت می‌بخشد و این نبرد برای اولین بار به منظور عملیات مقثابله به مثل از سوی جمهوری اسلامی ایران، جواب کوبنده‌ای تلقی می‌شود که با انجام آن اوضاع جدیدی بر مناطق عملیاتی حاکم می‌گردد.
ستاد منطقه هفت سپاه پاسداران با هدف انهدام قوای دشمن و آموزش نیروها،با سازماندهی نیروهای بسیج در گردان های تازه تاسیس قدس،عملیات تحریر القدس را طراحی کردند.طی این عملیات نیروهای خودی توانستند با حمله به یگان های دشمن در منطقه ،ضمن انهدام دشمن ،برای مدت کوتاهی در ۵ کیلومتری دریاچه دربندیخان مستقر شوند و ارتفاعات شاخ شمیران،شاخ سورمر،و چندین روستا را تصرف کنند.


پاسخی قاطع به حمله موشکی عراق به شهر دزفول و گمراه کردن دشمن از طرح عملیات خیبر:

نیروهای لشکر انصارالحسین (ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدایت قرارگاه سپاه هفتم قدس ، در ساعت ۲۱ اول بهمن ماه ۱۳۶۲ و با رمز لبیک یا خمینی از جنوب غربی شهر مرزی مریوان به سوی مناطق کوهستانی دربندیخان عراق حمله ای را انجام دادند که عملیات تحریرالقدس نام گرفت . این عملیات در منطقه ای به وسعت ۱۵۰ کیلومتر مربع به اجرا در آمد و طی آن بلندی های شیخ سومر و شاخ شمیران و نزدیک به ۱۱۰ کیلومتر مربع از خاک عراق به تصرف نیروهای ایرانی درآمد .

در ادامه با توجه به پاتک های بی رویه دشمن نیروهای لشکر انصار با پیشروی در عمق ۲۰ کیلومتری عراق بلندیهای مهم برددکان را تصرف و پاکسازی کردند ، بگونه ای که به ۵ کیلومتری سد دربندیخان عراق رسیده و همانجا استقرار یافتند . عراقی ها نیز در روند عملیات تحریرالقدس صدها کشته و زخمی از خود برجای گذاشتند . این عملیات در وضعیتی آغاز شد که بمباران شهرهای ایران توسط عراق شدت یافته و دشمن یک استراتژی وحشیانه تازه را در پیش گرفته بود . از سوی دیگر بنا بود عملیات گسترده خیبر در جبهه جنوبی صورت پذیرد . لذا علاوه بر پاسخی درخور به دشمن می بایست یک عملیات انحرافی و موفق در جبهه شمالی انجام می شد . با انجام این عملیات این دو مهم از سوی فرماندهان جنگ حاصل شد . همچنین در جریان این عملیات این نتایج برای رزمندگان ایرانی بدست آمد :

نتایج عملیات

· آزادسازی بلندی های مهم منطقه :مناطق آزاد شده: ارتفاعات مهم منطقه از جمله بردکان و شمیران و استقرار در ۵ کیلومتری سد دربندیخان عراق.
· تسلط بر راه ارتباطی سلیمانیه-بغداد و شهر و دریاچه دربندیخان عراق
· آزادسازی بلندی های سوریز و پاسگاه مرزی سید کریم عراق
· آزادسازی ۱۲ روستای عراق


آغاز عملیات مقابله به مثل در جنگ شهرها

در حالی که مردم و مسؤولان کشور خود را برای برپایی مراسم پنجمین سالگرد یوم‌الله بهمن آماده می‌کنند، صدام عفلقی زمینه را برای بمباران و موشکباران شهرهای ایران فراهم می‌کند و برای این مقصود با تبلیغات دروغین ادعا می‌کند به خاطر گلوله‌باران شهرهای مرزی عراق از سوی ایران، هفت شهر ایران مورد حمله موشکی و هوایی قرار خواهند گرفت.
در پاسخ به این تبلیغات و جنگ روانی دشمن، حضرت آیت الله خامنه‌ای (رئیس جمهوری وقت ایران) در مراسم نماز جمعه تهران اعلام می‌دارد:
«… بیایند و ببینند شهرها را تا یقین کنند که ما هیچگونه تعرضی به این شهرها نکردیم، اما اگر تهدیدی را که عراقیها کرده‌اند، دیوانگی کنند و آن تهدید را عملی کنند، من در این پایگاه مقدس نماز جمعه قاطعاً اعلام می‌کنم که ملت ما این دفعه انتقام سختی از جنایتکاران خواهد گرفت.»

تیمسار ظهیرنژاد، رئیس ستاد مشترک وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز به دنبال سخنان رئیس جمهوری و نخست وزیر می‌گوید:
«در صورت کوچکترین حرکتی از سوی رژیم عراق در بمباران شهرهای میهن  اسلامی، تمام تأسیسات و مراکز صنعتی حکومت کافر بعثی را ویران می‌کنیم.»
سرهنگ هوشنگ صدیق فرمانده نیروی هوایی وقت ارتش نیز می‌گوید:
«خلبانان شجاع اسلام آمادگی انجام هرگونه عملیات نظامی علیه دشمن انقلاب اسلامی را دارند.»
صدام حسین با عکس‌العمل مسؤولان جمهوری اسلامی ایران بر گستاخی خود می‌افزاید و تهدید می‌کند یازده شهر ایران را مورد حمله قرار خواهد داد. با این تهدیدات، خشمی مقدس ایران اسلامی را فرا می‌گیرد و از طرف مسؤولان و رزمندگان اسلام و مجلس شورای اسلامی تقاضا می‌شود که همه آحاد ملت آماده مقابله با توطئه جدید دشمن باشند تا با پشتیبانی قاطع ملت، جواب دندان شکنی به رژیم بغداد داده شود.
برای نخستین بار، رئیس جمهور اسلامی  ایران به تقاضای مردم مبنی بر انجام عملیات مقابله به مثل پاسخ می‌دهد و این اقدام با پیام مهم رئیس جمهور ایران، خطاب به مردم عراق از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام می‌شود:
پیام هشدار رئیس مجلس شورای اسلامی ایران به مردم بصره، خانقین و مندلی عراق در ۱۷ بهمن ۱۳۶۲

بسم الله الرحمن الرحیم
«اکنون بیش از چهل ماه است که شهرها و مراکز غیرنظامی ما به طور ناجوانمردانه به وسیله عوامل رژیم عراق کوبیده می‌شود و ما تاکنون فقط در میدانهای جنگ به این حملات پاسخ گفته‌ایم: اما مقابله به مثل نکرده‌ایم. اخیراً‌ صدام تهدید کرده است که چندین شهر ایران را خواهد زد و مرتباً به تهدید خود ادامه می‌دهد. من اعلام می‌کنم که ما از این به بعد مقابله به مثل خواهیم کرد و اگر این تهدیدها  عملی بشود ما شهرهای بصره، خانقین و مندلی را خواهیم زد.
من از همه مردم این شهرها عذرخواهی می‌کنم و از آنها درخواست می‌کنم سریعاً این شهرها را تخلیه کنند. برای مردم ما تحمل ۴۶۰۰ شهید و ۲۲ هزار مجروح در طول چهل ماه در بمباران شهرها رقم زیاد و غیرقابل تحملی است و مردم، بیش از این نمی‌تواند کشتارهایی را که ناجوانمردانه بر آنها تحمیل می‌شود، تحمل کنند. من مجدداً از همه برادران و خواهرانی که در سه شهر بصره، خانقین و مندلی سکونت دارند، درخواست می‌کنم که این شهرها را تخلیه کنند و در صورتی که صدام به این تهدید خود عمل کند، ما یقیناً این شهرها را خواهیم زد.»

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی:
«توپهای ما در سراسر مرز آماده‌باش هستند تا به تجاوز دشمن با گلوله باران شهرهای عراق پاسخ دهند.
نصیحتها، اخطارها و همه چیزهایی که در گذشته گفتیم به گوش صدامیان عفلقی نرفت و معلوم شد که اینها هیچ زبانی را غیر از زبان زور و تهدید که زبان خودشان است، نمی‌فهمند. بارها به دنیا گفتیم که توپهای ارتش و سپاه جمهوری اسلامی ایران در سراسر مرزها دهها شهر کوچک و بزرگ عراق را مستقیماً در تیررسی خود دارد و نمی‌زند. بارها از دنیا دعوت کردیم که بیایند و نتایج جنایتهای عفلقی‌ها را در مراکز غیرنظامی ببینند و سازمان ملل فرستادگانی فرستاد و دیدند و گزارش تهیه کردند و به دنیا هم آن مطالب را گفتند، اما هیچ ترتیب اثری ندادند.»

دکتر ولایتی وزیر امور خارجه:
«… از کشورهای جهان می‌خواهیم اتباع خود را از شهرهای مرزی عراق خارج کنند.»
سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق هم با صدور دستورالعملی خطاب به مردم عراق اعلام می‌کند:
«رژیم بعثی عراق مسؤول هرگونه تلفات مردم شهرهای بصره و خانقین و مندلی خواهد بود.»
حجه الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی طی سخنانی در نماز جمعه، پس از روشن کردن مردم از چگونگی عملیات مقابله به مثل، اعلام می‌کند که غیر از سه شهر یاد شده، (بصره، خانقین و مندلی) شهرهای زیادی از جمله العماره، علی غربی، شانه دری، سیدصادق و روستاها و قصبات فراوان در برد و آتش توپخانه ایران است.
در روز ۲۲ بهمن در حالی که مردم دزفول آماده برپایی جشن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستند، در ساعت ۲۳/۴ و ۳۰/۵ بامداد و ۰۶/۱۱ (قبل از ظهر) ۵ فروند موشک زمین به زمین دشمن در نقاط مختلف شهر منفجر می‌شود و مردم مظلوم و بی‌گناه دزفول را به خاک و خون می‌کشد. در این حمله موشکی دشمن، هشت تن به شهادت می‌رسند و بیش از ۱۰۰ نفر مجروح می‌شوند و یکصد خانه ویران و به ۴۰۰ خانه و مغازه و اتومبیل و بیمارستان و… آسیب وارد می‌شود.
به دنبال این موشک باران دشمن، حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند:
«دیوانگی صدام با علم به این بوده که بی‌جواب نمی‌ماند.»

ستاد تبلیغات جنگ نیز در اطلاعیه‌ای اظهار می‌دارد:

بسم الله الرحمن الرحیم
فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم
مردم عراق! مسلمانان جهان! آزادگان دنیا! سرانجام صدام مزدور دستور اربابان خود را اجرا نمود و انتقام شکستهای پی در پی آمریکا و صهیونیزم را در لبنان، از مردم قهرمان و مقاوم دزفول گرفت. در سپیده‌دم دیروز و در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن ۵ موشک به دزفول همیشه سرافراز پرتاب  کرد که یکی از آنها به بیمارستان اصابت کرد و گروهی از مجروحین بیمارستان و اهالی شهر را شهید و مجروح کرد.
اهالی بصره، مندلی و خانقین! اینک نوبت آن رسیده تا به صدام کافر انتقام الهی و قدرت انتقام نیروهای اسلام نشان داده بشود. ما از شما مردم شهرهای بصره، مندلی و خانقین می‌خواهیم تا همچنان به تخلیه شهر ادامه بدهید؛ زیرا تا ساعاتی دیگر پاسخ جنایات صدام داده خواهد شد.
مردم شهرهای بصره، مندلی و خانقین! اگر مزدوران بعثی عراق از خروج شما و مهاجرت به شهرهای دیگر جلوگیری می‌کنند به ایران مهاجرت کنید و بدانید از شما استقبال خواهد شد.
این اطلاعیه هشدار ماست و جمهوری اسلامی ایران تمام مسؤولیت اقدامی را که عراق آغازکننده آن بوده است، متوجه حکام بغداد می‌داند.
«ستاد تبلیغات جبهه و جنگ»

از ساعت ۸ شب ۲۲ بهمن، به منظور هشدار به مردم بصره و مندلی توپخانه‌های ایران اقدام به پرتاب گلوله‌های منور به این شهرها می‌کنند. در پی آن، از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با زبان عربی به مردم این شهرها گفته می‌شود که از ساعت ۷ بامداد به طور حتم گلوله باران بی‌وقفه آغاز و از مردم خواسته می‌شود که هرچه سریعتر شهر را تخلیه و به نواحی امن پناه ببرند.
سرانجام در ساعت ۷ صبح ۲۳ بهمن، در پاسخ به ۱۱۸ حمله موشکی و هوایی و حمله اخیر به دزفول قهرمان، آتش توپخانه‌های ایران روی شهرهای یاد شده گشوده می‌شود. مردم وحشت زده این شهرها در حالی که به شدت از فرار آنان ممانعت به عمل می‌آید، راه فرار را در پیش می‌گیرند. آتش گسترده ایران باعث اختلال شدید در نوار مرزی و سیل فراریان به هر طرف سرازیر می‌شوند.
مدارس، تجارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی تعطیل می‌شوند و شهر دچار هرج و مرج می‌گردد. ارتش بعثی که مردم بصره را دائم تشویق به ماندن می‌کردند، خود زودتر از همه، خانواده‌هایشان را به خارج از شهر انتقال می‌دهند.
ساختمان رادیو و تلویزیون بصره هدف چند گلوله قرار می‌گیرد و کار آن دچار اختلال می‌شود. با ادامه گلوله باران بصره باقیمانده مردم، برای نجات جان خود با دادن پول و جواهر به سربازان بعثی از شهر می‌گریزند و به غرب و جنوب بصره و یا اماکن متبرکه کربلا و نجف پناه می‌برند.
با ادامه گلوله باران، مقر حزب بعث، ساختمان سازمان امنیت و منازل افسران عراقی در بخش طوسیه و منطقه عشار به شدت در هم کوبیده می‌شوند و با اصابت چند گلوله به چند پمپ بنزین، آتش‌سوزی مهیبی رخ می‌دهد و دود غلیظی آسمان شهر را فرا می‌گیرد.
در حالی که بصره و حومه آن به شدت گرفتار آتش مقابله به مثل ایران است، رادیو بغداد ادعا می‌کند که اوضاع شهر عادی است. رژیم بعثی عراق نیز به دنبال جنایتهای قبلی خود، شهرهای مسجد سلیمان، اندیمشک و بهبهان را با حملات موشکی و اسلام‌آباد، گیلانغرب و ایلام را با حملات هوایی و شهرهای خرمشهر و آبادان را با توپخانه مورد تهاجم قرار می‌دهد.
در پی افزایش جنایات دشمن، جمهوری اسلامی ایران طی پیامی از مردم عراق می‌خواهد برای در امان ماندن از آتش مقابله به مثل ایران به شهرهای امن کربلا، نجف و کاظمین پناه ببرند، زیرا ایران اسلامی مجبور است برای بازداشتن عراق از جنایات خود، شهرهای دیگر عراق را مورد حمله قرار دهد.

رئیس جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌دارد:
«ما همانطور که شروع کنندگان جنگ را پشیمان کردیم، مقابله به مثل را در کوبیدن شهرهای عراق آنقدر ادامه خواهیم داد تا آغاز کنندگان بمباران شهرها را نیز پشیمان کنیم. ما مقابله به مثل را از سه شهر شروع کردیم، اما در این سه شهر متوقف نخواهیم شد.»
با افزایش آتش توپخانه ایران هتل شرایتون بصره که در مالکیت آمریکائیان قرار دارد، هدف قرار می‌گیرد و در پی آن در چند حمله شجاعانه برون مرزی، خلبانان شجاع نیروی هوایی موفق می‌شوند با عبور از دیوار دفاعی عراق، شهرهای بعقوبه ، العماره ، کوت والعماره را درهم کوبند. با نفوذ جنگنده‌های ایران به نقاط عمقی خاک دشمن، مردم  عراق دچار وحشت می‌شوند و برای اولین بار خود را در خط مقدم جنگ احساس می‌کنند.
رژیم بعثی عراق مثل همیشه در تبلیغات خود آسمان عراق را نفوذناپذیر اعلام می‌کند و دانسته تلاش می‌کند حمله‌ اخیر نیروی هوایی ارتش اسلام را یک حادثه معرفی کند که بلافاصله شهر علی غربی نیز هدف حمله هوایی ایران قرار می‌گیرد.
با اجرای آتش بی‌امان توپخانه‌های ایران روی شهرهای مرزی عراق، دروغگویی صدام عفلقی بیش از پیش آشکار می‌شود و همگان پی می‌برند که امنیت این شهرها نه به خاطر قدرت صدام، بلکه به دلیل خویشتنداری رزمندگان اسلام و پایبندی آنها به ارزش‌های اسلامی و انسانی است.

صدام حسین به مردم عراق قول می‌دهد که بزودی آتش ایران را خاموش و امنیت شهرها را برقرار خواهد کرد و برای اثبات این ادعای خود از حملات شدید هوایی و آتش ضدآتش(خاموش کردن توپخانه )بهره می‌گیرد که با عکس‌العمل تاکتیکی جابجایی توپخانه ایران روبرو می‌شود و در این اقدامها نه تنها توفیقی حاصل نمی‌کند، بلکه با خالی شدن شهرهای عراق – که در کنار شهرها و نواحی مسکونی پناه گرفته‌اند – هدایت شده و خسارات سنگینی به آتشبارهای بعثیان وارد شود.
زمانی که خبرنگاران خارجی از مسؤولان بعث دلایل عدم موفقیت عراق را در خاموش کردن آتش ایران، علی رغم وعده‌های داده شده، جویا می‌شوند، آنها بناچار اعتراف می‌کنند که ایران بطور دائم در حال تغییر مواضع توپخانه‌های خود است و در این راه بیشتر از توپ خودکششی بهره می‌گیرد.
صدام حسین پس از مشاهده قدرت آتش رزمندگان اسلام به چاره‌جویی می‌افتد و تلاش می‌کند به زعم خود آبرومندانه آتش خودافروخته را خاموش کند و در این باره با توسل به مسعود رجوی رئیس سازمان منافقین، ادعا می‌کند بنا به درخواست رجوی تصمیم گرفته است حملات خود را به مناطق مسکونی خاتمه بخشد.
عراق در اواخر بهمن ماه سال ۶۲، این تاکتیک را به اجرا درمی‌آورد و در مقابل آن، جمهوری اسلامی ایران هم بلافاصله گلوله باران شهرهای  عراق را متوقف می‌کند. در این میان از بصره و دیگر شهرهای عراق خبر می‌رسد که بر اثر ضربات ایران، خسارات سنگینی متوجه این شهرها شده است و بسیاری از خبرگزاریها خبر می‌دهند که ایران نشان داد که مایل به جنگ شهرها نبوده است، وگرنه می‌توانست همچون صدام از اوایل جنگ دست به این عمل بزند. رسانه‌های غربی اعلام می‌دارند که بر اثر فرار مردم شهرهای مرزی عراق، فشار سنگینی متوجه مسؤولان بعث شده و آنها را از کرده خود پشیمان کرده است و این رژیم نخواهد توانست در مقابل حرکت جدید ایران دوام آورد.
با آغاز عملیات والفجر ۶ و هجوم بی‌ امان رزمندگان اسلام، رژیم عراق بار دیگر وسوسه می‌شود که بخت خود را بیازماید و برای جلوگیری از حملات ایران در جبهه‌های نبرد، حملات خود را به مناطق مسکونی آغاز و در پی آن اعلام می‌کند که چون در ایران نیروها در حال بسیج شدن هستند، ما زدن شهرهای ایران را شروع می‌‌کنیم. در جواب عراق، مهندس میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت) اعلام می‌کند:
«اگر صدام دوباره شهرهای ما را بزند، پاسخ دندان شکنی به او خواهیم داد.»
با شروع عملیات افتخارآفرین خیبر، رژیم بعثی عراق به تلاش می‌افتد تا با تهدید، حمله ایران را متوقف کند که در این کار نافرجام می‌ماند و برای تلافی، شهرهای بروجرد و خرم‌آباد را موشک باران می‌کند. به دنبال آن شهرهای مهاباد و کوهدشت و پل دختر مورد حمله هوایی قرار می‌دهد و بدین ترتیب بار دیگر، جنگ شهرها آغاز می‌شود.
بلافاصله از طرف جمهوری اسلامی ایران به مردم عراق هشدار داده می‌شود و عملیات مقابله به مثل دوباره با قدرت و قاطعیت تمام دنبال می‌شود. همزمان با آتش توپخانه‌ها، هشت شهر عراق توسط نیروی هوایی ایران بمباران و عراق ، بار دیگر در جنگ شهرها مجبور به عقب‌نشینی می‌شود.

خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : تحریر القدس
زمان اجرا : ۱/۱۱/۱۳۶۲
رمز عملیات : لبیک یا خمینی
مکان اجرا : جنوب غربی شهر مرزی مریوان – جبهه شمالی جنگ
ارگان های عمل کننده : لشکر انصارالحسین (ع) از سپاه پاداران انقلاب اسلامی
اهداف عملیات : آزادسازی بلندیهای مهم منطقه و گمراه کردن دشمن از طرح عملیات خیبر

نقشه عملیات



عملیات تکمیلی کربلای ۵ 

جبهه : جنوب موقعیت : شلمچه
تاریخ : ۳ تا ۱۳/۱۲/۱۳۶۵
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : سپاه سازمان : سپاه
استعداد نیروهای درگیر : ایران : ۳۰ گردان پیاده
عراق : ۸۰ گردان پیاده ، زرهی ، مکانیزه و کماندویی و ۱۰ گردان توپخانه
هدف عملیات : ترمیم خطوط خودی در غرب نهر جاسم جهت تکمیل عملیات کربلای ۵
تلفات انسانی عراق : ۱۰۲۶۵ نفر
توضیحات : در شرایطی که هنوز عملیات کربلای پنج کاملاً پایان نیافته بود ، به علت خستگی و تلفات نیروهای خودی ، خط جبهه در غرب نهر جاسم کامل نشده بود ، بنابراین با سازماندهی مجدد گردان هایی که هنوز توانایی عملیاتی داشتند ، برای حمله اقدام گردید و خط مورد نظر با عقب راندن قوای عراقی تشکیل شد .در راس‌ اهداف‌ عملیات‌ تکمیلی، پنج‌ هدف‌ عمده‌ قرار داشت:
تکمیل‌ و ترمیم‌ خط‌ پدافندی‌ خودی‌ در نهر جاسم.
توسعه‌ و تثبیت‌ نهایی‌ سر پل‌ منطقه‌ غرب‌ نهر جاسم‌ و پیشروی‌ عمده‌ به‌ سوی‌ کانال‌ زوجی.
تصرف‌ مجدد سر پل‌ غرب‌ کانال‌ ماهی‌ و گرفتن‌ جناح‌ اساسی‌ از دشمن.
حضور موثر و تهدید منطقه‌ استراتژیک‌ شرق‌ کانال‌ زوجی.
انهدام‌ بخشی‌ وسیع‌ از امکانات‌ و نفرات‌ دشمن.در عملیات‌ کربلای‌۵ بیش‌ از۸۰ فروند هواپیما،۷۰۰ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر،۲۵۰ قبضه‌ توپ‌ صحرایی‌ و ضدهوایی، صدها قبضه‌ انواع‌ ادوات‌ نیمه‌ سنگین،۱۵۰۰ دستگاه‌ خودرو، دستگاه‌ انواع‌ ادوات‌ مهندسی‌- رزمی، مقدار زیادی‌ سلاح‌ سبک‌ و مهمات‌ دشمن‌ منهدم‌ شد.

همچنین‌ در این‌ عملیات‌۸۱ تیپ‌ و گردان‌ مستقل‌ دشمن‌ منهدم‌ و۳۴ تیپ‌ و گردان‌ نیز آسیب‌ کلی‌ دید. تعداد کشته‌ و زخمی‌ها و اسرای‌ عراق‌ بالغ‌ بر۴۲۷۰۰ تن‌ بود. علاوه‌ بر آن‌۲۲۰ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر،۵۰۰ دستگاه‌ خودرو،۸۵ قبضه‌ انواع‌ توپ، هزاران‌ قبضه‌ سلاحهای‌ سبک‌ و سنگین‌ و مقدار زیادی‌ مهمات‌ نیز به‌ غنیمت‌ نیروهای‌ خودی‌ درآمد.

در این‌ عملیات‌ بزرگ‌ و طولانی‌ که‌ با سنگین‌ترین‌ و بیشترین‌ پاتک‌های‌ دشمن‌ توام‌ بود، چندین‌ تن‌ از فرماندهان‌ برجسته‌ ایرانی‌ مانند «حسین‌ خرازی» فرمانده‌ لشکر۱۴ امام‌ حسین از اصفهان، «یدالله‌ کلهر» قائم‌مقام‌ لشکر۲۷ محمد رسول‌ الله از تهران، «حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ عبدالله‌ میثمی» مسؤ‌ول‌ حوزه‌ نمایندگی‌ حضرت‌ امام در قرارگاه‌ خاتم‌ الانبیأ، اسماعیل‌ دقایقی‌ فرمانده‌ لشکر۹ بدر، هاشم‌ اعتمادی‌ فرمانده‌ تیپ‌ امام‌ حسن، محمدعلی‌ شاهمرادی‌ فرمانده‌ تیپ‌۴۴ قمر بنی‌هاشم، حاج‌ قاسم‌ میرحسینی‌ قائم‌مقام‌ لشکر۴۱ ثارالله، محمد فرومندی‌ قائم‌مقام‌ لشکر۵ نصر و… به‌ شهادت‌ رسیدند.

تاریخچه

لحظه های حضور در عملیات کربلای ۵ (مرحله تکمیلی)

۶۵/۱۱/۱۶:از زمان شروع مرخصی تا امروز بچه‌های گردان جمعی به زیارت خانواده شهداء رفتند.
۶۵/۱۱/۱۸:ساعت ۱۶ گردان با سه دستگاه اتوبوس و یک وانت کاروانی به مشهد رفتند.
۶۵/۱۱/۲۰:امشب مراسم دعا در هتل در یکی از اتاقها برقرار بود و بچه‌ها یک میثاق‌نامه نوشتند و امضاء کردند که تا آخر پای امام و جنگ بایستند.
۶۵/۱۲/۶:پس از مدتی تاخیر مراحل تکمیلی عملیات کربلای ۵ شروع شده و یگانها در حال عملیات هستند و گردان در حال آموزش و سازماندهی
۶۵/۱۲/۱۱:گردان در حال آماده‌ باش است و کار توجیه نقشه فرماندهان در حال انجام است. محل مأموریت غرب کانال ماهی ابلاغ شده
-ساعت ۲۱ گردان با اتوبوس به سمت شلمچه ستون کشی نمود.
۱۲/۱۲/۶۵:بعد از نماز مغرب و عشاء نیروهای گردان فتح و دسته ویژه به سمت منطقه عملیات حرکت کردند نصر و فجر در محل آماده هستند.
-ساعت ۲۳ نیروها زیر آتش شدید و با تعدادی مجروح و شهید به محل عملیات رسیدند و عملیات آغاز شد.
۶۵/۱۲/۱۳:ساعت۲ بامداد منطقه عملیات از سه جهت زیر آتش شدید عراق است و گروهان فتح چندبار حمله کرده و درگیر است و بخشی از کانال دو جداره را تصرف کرده
-ساعت۵ بامداد دسته ویژه برای کمک وارد شده و با درگیری شدید پیشروی می‌کندعراقی‌ها به شدت مقاومت می‌کنند تعداد زیادی مجروح شده به عقب می‌روند وبخش دیگری از کانال را گردان تصرف می‌کند.
-ساعت۷ صبح عملیات به روز کشیده و برادر خسرو چپردار فرمانده دسته ویژه در محل با تعدادی بچه‌ها شهید و تعدادی در میان سیم‌خاردارها در بین محل درگیری با عراقی‌ها مجروح و باقی ماندند ولی تصرف منطقه کامل نشده
-ساعت ۸ صبح در محل کانال نیروهای گردان تقریباً در محاصره عراق هستند و مقاومت می‌کنند درگیری و آتش شدید است.
-ساعت۱۰ صبح شدت حمله عراق با وجود کشته بسیار زیادی که می‌دهد کم نشده، و مکررحمله می‌کنند در راست کانال از کشته‌های عراقی تپه درست شده
-ساعت ۱۰ صبح گروهان ادوات گردان سعی می کند با آتش خمپاره ۶۰ شدت حمله عراقی‌ها را کم کند
-ساعت ۱۲ مهمات بسیار کم شده و بچه‌ها در سنگر عراقی‌ها دنبال مهمات هستند و عراق مکرر پاتک می‌کند.
-ساعت ۱۳ عراقی‌ها پاتک شدیدی می‌کنند و همزمان از سه جهت کانال را زیر آتش دارند نیروها پاتک را جواب دادند و کشته زیادی گرفتند.
-ساعت۱۴ فرمانده گردان اعلام می‌کند از کانال دو جداره به سمت دژ اصلی عقب‌نشینی کنیم عراق روی دژ اصلی و کانال دو جداره همزمان پاتک کرده.
-ساعت۱۵ برای خروج از کانال نیروها باید از روی دژ عبور کنند. گرینوف برقی وقناسه‌های عراق به شدت روی این محل آتش دارند و تعداد زیادی از نیرو‌هاشهید و مجروح می‌شوند.
-ساعت۱۵:۳۰ تعدادی از نیروها که از کانال به دژ اصلی آمدند در دژ اصلی باعراقی‌ها درگیرند و عراق از انتهای کانال دوجداره هم پاتک کرده
-ساعت۱۶ روی دژ کمی عقب‌تر از ورودی کانال دوجداره باقی مانده گردان جمع شده وخط مقاومت تشکیل می‌دهند عراق از شمال و غرب منطقه را شدید زیر آتش دارد.
-ساعت ۱۶ به گروهانهای فجر و نصر در عقب اعلام شده خود را به خط برسانند.
-ساعت۱۶:۳۰ خط مقاومت در دژ اصلی شکل گرفته و نیروهای پراکنده جمع شدند ودرگیری شدیداً ادامه دارد دو تانک از لشکر فجر هم به کمک آمدند.
-ساعت ۱۷ همزمان با ورود ستون گروهان فجر و نصر به محل درگیری عراق با دهها تانک و نفربر و حدود هزار نیرو پاتک کرد.
-ساعت۱۷:۱۵ نیروهای فجر و نصر به محض رسیدن به خط مقاومت با سرعت و خودجوش دردشت بین دژ اصلی و کانال ماهی با عراق درگیر شدید می‌شوند.
-ساعت ۱۷:۳۰ درگیری شدید ادامه دارد و نیروهای گردان به سرعت تانکها و نفربرهای عراق را می‌زنند. عراقی‌ها شدید غافلگیر شده‌اند.
-ساعت۱۸ هوا در گرگ و میش غروب است عراقی‌ها به شدت در حال فرار هستند ونیروهای گردان در تعقیب و تیراندازی و درگیرند. دشت از تانکهای زده شدهعراق مثل روز روشن شده
-ساعت۱۸:۳۰ نیروها در حال تشکیل خط دفاعی هستند و عراق عقب نشینی کرده ولی آتشباری می‌کند فرمانده گردان شدید مجروح و به عقب منتقل می‌شود.
-ساعت ۲۰ خط پدافند تشکیل شده و گردان باسازماندهی مجدد در محل توسط جانشین گردان مأموریت پدافند گرفت.
۶۵/۱۲/۱۵:نیروهای پدافند گردان دریافتند که منطقه درگیری عملیات دقیقاً محل عملیات مرحله دوم است ولی سمت درگیری گردان و عراقی‌ها عوض شده از اینکه انتقام مرحله دوم را گرفتند خیلی خوشحالند و آن را عنایت خدا می‌دانند.
۶۵/۱۲/۱۸:مأموریت پدافندی گردان پایان یافته، به کوثر بر می‌گردند و به مرخصی می روند.

مشخصات عملیات کربلای ۵:
نام‌ عملیات: کربلای‌۵ و عملیات‌ تکمیلی
زمان‌ اجرا: ۱۰/۱۹ /۱۳۶۵
مدت‌ اجرا:۷۰ روز
تلفات‌ دشمن‌: ۴۲۷۰۰ (کشته، زخمی‌ و اسیر)
رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ شرق‌ بصره‌ -سراسر محور جنوبی‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات:انهدام‌ ماشین‌ جنگی‌ دشمن، گشودن‌ راه‌ برای‌ سرنوشت‌ جنگ‌ طولانی‌ و پاسخ‌ به‌ انتظارات‌ مردم‌ و تهدید شهر بصره‌.

نقشه عملیات

نام عملیات : توکل
زمان اجرا : ۲۰ / ۱۰ / ۱۳۵۹
مکان اجرا : جاده ماهشهر – آبادان و غرب رود کارون
ارگان های عمل کننده : نیروی زمینی ارتش ، سپاه پاسداران ، ستاد جنگ های نا منظم
اهداف عملیات : شکست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و باز پس گیری ساحل شرقی رود کارون
فرمانده عملیات : ستاد اروند
هدف عملیات : آزادسازی سرپل اشغالی دشمن در شرق کارون، آزاد کردن جاده ماهشهر-آبادان و شکست حصر آبادان و در نهایت پاکسازی دشمن از شرق کارون و رسیدن به مرزهای بین المللی
فرماندهان:
تیمسار ظهیر نژاد
آیت الله خامنه ای نماینده رهبری در شواری عالی دفاع
سرهنگ حسینی فرمانده عملیات نیروی زمینی
استعداد رزمی ایران:
در حدود ۸۰۰۰ نفر
تیپ ۳۷ زرهی شیراز
تیپ ۲ پیاده از لشکر ۷۷ پیاده
گردان ۱۴۴ پیاده از لشکر ۲۱ پیاده
گردان ۲۴۶ تانک از لشکر ۷۷ پیاده
گردان ۲۰۱ ژاندارمری
نیروهای سپاه آبادان، نیروهای مردمی
تلفات:شهید و مفقود الاثر ۳۷۰-مجروح ۳۰۰-تانک ۲۴ دستگاه-نفربر ۷ دستگاه-خودرو۱ دستگاه-موشک انداز تاو ۱ دستگاهشرح
پس از اجرای ناموفق عملیات بزرگ ۳/۸/۵۹ در منطقه عمومی آبادان، عملیات توکل با فرماندهی ستاد اروند و زیرنظر ستاد مشترک ارتش، طرح ریزی و اجرا شد. طبق طرح، مقرر شده بود که یگان های خودی در این عملیات در چند مرحله از شمال شرقی آبادان تا مرز شلمچه پیشروی کنند. مرحله اول عملیات از سه محور آغاز شد. در دو محور قوای زرهی و در یک محور نیروهای پیاده وارد عمل شدند. در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که یگان های پیاده تک می کردند، خط نیروهای دشمن شکسته شد و تعدادی از آنها به اسارت درآمدند. لیکن نیروهای پیروز این محور – که شامل یگانی از ارتش و شماری از نیروهای سپاه، ستاد مشترک جنگ های نامنظم و فداییان اسلام بودند – به سبب پیشروی نکردن دو محور دیگر، نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار عقب نشینی کردند. به این ترتیب عملیات در مرحله اول متوقف گردید. با ناکامی در مرحله اول مراحل بعدی نیز متوقف گردید. این آخرین عملیات در سطح گسترده بود و تا پس از عزل ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا و تغییر استراتژی جنگ، عملیات بزرگی روی نداد.
دو ماه پیش از عملیات توکل در منطقه عمومی آبادان ، عملیات دیگری در همین منطقه به شکست انجامیده بود . فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا برای شکست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پس گیری منطقه شرق رود کارون و پس راندن دشمن تا مرز بین المللی شلمچه و رود خین عملیات توکل را طرح ریزی کنند و با بهره گبری از یگانهای پیاده و زرهی ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان ، آبادان – خرمشهر و غرب کارون ، آن را به اجرا درآورند .

سرانجام در ۲۰ دی ماه ۱۳۵۹ عملیات توکل توسط یگان هایی از ارتش ، شماری از نیروهای سپاه و ستاد جنگ های نا منظم آغاز شد . قوای زرهی از ذو محور و نیروهای پیاده از محور سوم وارد عمل شدند . در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که نیروهای پیاده تک کرده بودند ، خط نیروهای عراقی در هم شکست و شماری از آن ها اسیر شدند . اما به سبب عدم پیشروی در دو محور دیگر ، این نیروها نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار دست به عقب نشینی زدند . به این ترتیب عملیات توکل ، که در مرحله نخست موفقیت چندانی در پی نداشت ، در مراحل بعدی نیز با توقف حمله رو به رو گردید و ناکامی مرحله نخست سبب شد تا انجام این گونه عملیات های گسترده تا زمان عزل بنی صدر از مقام فرماندهی کل قوای مسلح منتفی شود .
پس از عملیات سه راهی آبادان ستاد فرماندهی عملیات اروند ،که از ۲۷ مهر ۱۳۵۹، در ماهشهر تشکیل شده بود، طرح دیگری را برای شکستن حلقه محاصره آبادان آماده کرد. به منظور عقب راندن نیروهای دشمن از شرق کارون، شکستن محاصره آبادان، آزادسازی خرمشهر و ترمیم خط مرزی، طرح عملیاتی توکل تهیه شد و در دستور کار قرارگرفت.طرح مانور

عملیات توکل در چهار مرحله برنامه ریزی شده بود. در مرحله اول جاده آبادان ماهشهر، در مرحله دوم جاده آبادان اهواز و شرق کارون آزاد می شدند. قرار بود تا در مرحله سوم نیروهای عملیاتی با عبور از پلهای کارون تا نوار مرزی حرکت کرده و خرمشهر را محاصره کنند  و در صورت امکان به سمت بصره پیشروی کنند. با وجود این طرح بلند پروازانه برای چنین طرح عظیمی نیروهای اندکی اختصاص داده شده بود نیروهای عملیاتی ایران در عملیات توکل عبارت بودند از یک تیپ و یک گردان زرهی، یک تیپ و دو گردان پیاده، یک گردان از ژاندارمری و گروه هایی از نیروهای مردمی و سپاه. خط دفاعی عراق از ۲ تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و یک تیپ پیاده تشکیل شده بود.
محور اصلی تک خودی حمله زرهی از کیلومتر ۱۰ جاده آبادان-ماهشهر به سمت آبادان بود. همزمان با این تک باید نیروهای مستقر در آبادان از سه راهی آبادان بر روی جاده آبادان-ماهشهر به سمت شرق پیشروی می کردند تا با نیروهای زرهی تک اصلی الحاق کنند. یک محور عملیاتی دیگر حرکت نیروهای پیاده از سه راهی آبادان بر روی جاده آبادان- اهواز بود. محور عملیاتی دیگر یک تک زرهی از سمت سلمانیه به سمت پلهای کارون بود تا با قطع کردن عقبه نیروهای عراقی راه عقب نشینی آنها را ببندد و مدافعین عراقی را در تله بیاندازد.

آغاز عملیات

عملیات توکل در ساعات اولیه بامداد ۲۰/۱۰/۵۹ آغاز شد. در محور اصلی تیپ ۳۷ زرهی شیراز قبل از رسیدن به خط پدافندی دشمن در اثر آتش ضدزره دشمن از حرکت بازماند. تک گردان ۲۴۶ زرهی لشکر ۷۷ پیاده از سمت سلمانیه نیز از حجم آتش دشمن بر روی تیپ ۳۷ کم نکرد و در نهایت این تیپ زرهی زمین گیر شد. در محورهای سه راهی آبادان نیروهای مختلط ارتش، سپاه و بسیج تحت فرماندهی تیپ ۲ لشکر ۷۷ پیاده توانستند خط دشمن را بشکنند اما چون نتوانستند با تیپ ۳۷ زرهی الحاق کنند به دشمن جناح دادند و پاتک عراق آنها را وادار به عقب نشینی کرد.

پس از نبرد

عملیات توکل آخرین تلاش زرهی ایران در طی جنگ ایران وعراق بود. تقریبا تمامی اشکالاتی را که به عملیات نصر می توان وارد دانست در مورد عملیات توکل نیز صادق هستند. عدم توجه به شناسایی مواضع دشمن، استفاده از نیروهای زرهی اندک، زمین نامناسب برای مانور زرهی، عدم مقابله با آتش ضدزرهی دشمن، نبود پشتیبانی هوایی کافی و ناهماهنگی بین نیروی های ارتش و سپاه سبب شد تا این عملیات نیز با شکست مواجه شود.

البته طرح ریزی مانور با دقت خوبی انجام شده بود و همین طرح مانور با اندکی تغییرات در عملیات ثامن الائمه دوباره بکارگرفته شد و با موفقیت توانست به حصر آبادان پایان دهد. البته موفقیت در عملیات ثامن الائمه با نیرویی به مراتب بیشتر و هماهنگی کامل بین ارتش و سپاه پاسداران بوجود آمد.

اما بزرگترین تأثیری که شکست در این دو عملیات (نصر و توکل) در ذهن فرماندهان نظامی وقت (سپاه و ارتش) گذاشتند این بود که تک زرهی به تنهایی برای شکستن خطوط دفاعی دشمن کافی نیست. همین ذهنیت سبب شد تا اندیشه جنگ زرهی از روی میز نقشه کشی ارتش برداشته شود و زرهی تبدیل به توپخانه پشتیبانی پیاده نظام شد. استفاده از زرهی در نقش فرعی توپخانه متحرک و عدم استفاده از توانایی های بالقوه تک زرهی بعدها هزینه زیادی بر نیروهای نظامی ایران تحمیل کردند. در موارد زیادی که خطوط اول دشمن توسط تک پیاده نظام شکسته می شد و فرصتی برای رخنه عمیق زرهی در پشت جبهه دشمن بوجود می آمد چون اصولا اعتقادی به تک زرهی در فرماندهان نبود از این فرصتها استفاده ای نمی شد و این گونه فرصت سوزیها حتی پیروزی های اولیه در طی نبرد را هم به باد می دادند. بزرگترین نمونه این فرصتها پیروزی اولیه تک ایران در طی عملیات رمضان بود. در طی مرحله اول عملیات رمضان قرارگاه فتح توانست تا از زیر مثلثی های عراق رد شده و خود را تا نهر کتائب برساند. اگر یک نیروی ذخیره زرهی در اختیار این قرارگاه بود می توانست از رخنه ای که بین کانال ماهی و مثلثی ها بوجود آمده بود استفاده کند و عقبه دشمن را مورد حمله قرار دهد. هرچه که بود، عملیات توکل میخی بود بر تابوت جنگ زرهی در طی ۸ سال جنگ ایران و عراق.

عملیات ثامن الائمه

عملیات ثامن الائمه+نماهنگ عملیات ثامن الائمه

شکست حصر آبادان

در نخستین ماه های سال ۱۳۶۰ شهید یوسف کلاهدوز قائم مقام وقت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، طرح شکست حصر آبادان را که توسط شهید حسن باقری طراحی شده بود ، به شورای عالی دفاع ارائه داد . پس از تصویب طرح و هماهنگی با نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و نیروهای تحت امر سپاه پاسداران ، چگونگی انسجام و نحوه ادغام نیروها ، همچنین نام حمله ، روز و ساعت آن مشخص شد .

موقعیت جغرافیایی زمین و طرز گسترش و آرایش یگان های ارتش عراق درمنطقه به گونه ای بود که با یک حمله غافلگیرانه و محاصره برق آسا ، می توانست ضربه کمر شکنی به دشمن وارد سازد . فراتر از همه انگیزه هایی که برای عمل در شرق رود کارون و پاکسازی دشمن در آن منطقه به لحاظ سیاسی و نظامی وجود داشت ، نظر صریح فرمانده کل قوا ، یعنی امام خمینی مبنی بر این بود که حصر آبادان باید شکسته شود .

این فرمان پس از گذشت یک سال از آغاز جنگ و محاصره شهر ساحلی آبادان همچنان به صورت یک مسئولیت بر دوش فرماندهان و بویژه ارتشیان لشکر ۷۷ خراسان که در آن منطقه مستقر بودند ، سنگینی می کرد . سر انجام در ساعت ۱ بامداد پنجم مهرماه ۱۳۶۰ ، نخستین عملیات گسترده و مشترک ارتش و سپاه با نام ثامن الائمه و با رمز نصر من الله و فتح قریب به منظور تصرف پل های روی کارون و قطع حلقه ارتباطی نیروهای محاصره کننده آبادان آغاز شد .

پیروزی در این عملیات به معنای ورود به مرحله تازه ای از جنگ و گشودن گره کور جنگ محسوب می شد . نزدیک به ۱۳ کیلومتر از کناره رود کارون و همین میزان از کارون تا جنوب جاده ماهشهر – آبادان در اشغال دشمن بود ، به گونه ای که دو جاده اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان در منطقه اشغال شده قرار داشت و قسمت هایی از آن نیز در تصرف دشمن بود .

استحکامات مهمی که عراق برای پدافند در این منطقه به وجود آورده بود ، به اندازه ای به آنها قوت قلب می بخشید که تمام منطقه را با آرامش خاطر ، از دو پل قصبه و حفار و گاهی هم با یک پل دیگر تدارک و پشتیبانی می کردند .

با این وجود ، ساعت ۱۴ روز پنجم مهرماه ؛ یعنی به فاصله ۱۳ ساعت از آغاز عملیات اعلام شد که دومین پل ارتباطی دشمن با غرب کارون نیز به تصرف نیروهای رزمنده ایران در آمده است و پیشروی از همین نقطه ادامه دارد .

عراق با استعداد سه تیپ از لشگر های زرهی ۳ و ۱۱۱ ، و چهار گردان پیاده و پنج گردان توپخانه در منطقه حضور داشت . از جمله خسارات و تلفات دشمن در این عملیات ، انهدام ۹۰ دستگاه تانک و نفربر ، ۱۰۰ دستگاه خودرو ، دو پل پی . ام . پی و کشته و زخمی شدن و اسارت بیش از ۳۸۰۰ تن از نیروهای عراقی بود .

همچنین مقدار قابل توجهی تجهیزات پیشرفته از آنها به غنیمت گرفته شد که عبارت بودند از :

۱۶۰ دستگاه تانک و نفربر

۱۵۰ خودروی نظامی

۳۰ دستگاه بولدوزر

۵ قبضه توپ ۱۵۲ میلیمتری دور برد

۲ قبضه موشک انداز کاتیوشا

مقداری اسلحه سبک و سنگین و مهمات

تلفات و خسارات زیاد دشمن در طی دو روز عملیات ، به واسطه حمله سریع و شیوه تهاجم نیروهای ایرانی بود . فرماندهان ایرانی در این نبرد به سه هدف مهم دست یافتند که نشان می داد با ابتکار می توان دست به یک عملیات موفق و گسترده زد . این سه هدف عبارتند از:

۱- انهدام نیروهای دشمن

۲- آزادسازی نیروهای خودی از حلقه محاصره دشمن

۳- آماده شدن برای حمله تعیین کننده نهایی

پس از انجام موفق عملیات موفق ثامن الائمه و اعلام تبریک خبر شکست حصر آبادان به امام ، هواپیمای سی – ۱۳۰ حامل شماری از فرماندهان جنگ هنگام بازگشت به تهران سقوط کرد . در این سانحه که روز هفتم مهرماه اتفاق افتاد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر ، جواد فکوری فرمانده نیروی هوایی ارتش ، یوسف کلاهدوز قائم مقام فرماندهی سپاه پاسداران ، ولی الله فلاحی رئیس ستاد مشترک ارتش و موسی نامجو وزیر دفاع و نماینده امام در شورای عالی دفاع که همگی در طراحی و اجرای عملیات شکست حصر آبادان شرکت داشتند ، به همراه تنی چند از افسران و همراهان به شهادت رسیدند .

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : ثامن الائمه

زمان اجرا : ۵/۷/۱۳۶۰

مدت اجرا : ۲ روز

مکان اجرا : شرق رود کارون – آبادان

رمز عملیات : نصر من الله و فتح قریب

تلفات دشمن : ۳۸۰۰ کشته ، اسیر و زخمی

ارگان های عمل کننده : سپاه و ارتش

اهداف عملیات : اجرای فرمان امام مبنی بر شکست حصر آبادان با تصرف ۳ پل کارون و قطع حلقه ارتباطی نیروهای دشمن با یکدیگر به امید گشودن گره کور جنگ و آزاد سازی نیروهای خودی از حلقه محاصره عراقی ها

نماهنگ عملیات ثامن الائمه

عملیات ثارالله

عملیات ثار الله

عملیات ثار الله با همکاری ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز شد . عملیات ثار الله درمنطقه عملیاتی قصرشیرین انجام گرفت و هدف از اجرای آن آزاد سازی ارتفاعات منطقه قصر شیرین بودکه با موفقّیت به پایان رسید .عملیات ثارالله، آغازی دوباره بر عملیات محدود
پس از عملیات رمضان و پی بردن فرماندهان ایران به تغییر شیوه استحکامات و خطوط پدافندی عراق می بایست تاکتیک مناسب و تازه ای برای ادامه نبرد با دشمن در پیش گرفته می شد عملیات محدود ‹‹ ثارالله ›› در محور میانی – قصر شیرین – به اجرا درآمد .
هدف آزادسازی ارتفاعات مهم مشرف بر منطقه تامین کامل جاده قصر شیرین سر پل ذهاب و تهدید جاده تدارکاتی دشمن درمحور ‹‹ پیروزخان ›› به تنگه بشیرخان در خاک عراق بود. این حمله در نیمه مرداد ماه ۱۳۶۱ آغاز شد و طی آن دو ارتفاع مورد نظر آزاد و نیروهای ایرانی علاوه بر رسیدن به این اهداف ده ها دستگاه تانک و نفربر زرهی و شماری مهمات و سلاح سنگین و نیمه سنگین دشمن را منهدم و ۲۹۰ تن از آنها را کشته و یا زخمی کردند این عملیات محدود و موفق با همکاری یگان های ارتش و سپاه به اجرا درآمد.

شرح عملیات

این عملیات با هدف تصرف مناطقی از غرب کشور آغاز شد.
جاده تدارکاتی دشمن را در خاک عراق ‏نهدیدکنند و جاده قصر شیرین و سرپل ذهاب را نیز تأمین نمایند.نتایج عملیات
مناطق و تأسیسات آزاده شده
ارتفاع مهم مشرف به قصرشیرین.
تأمین کامل جاده قصرشیرین – سرپل ذهاب.
تهدید جاده تدارکاتی دشمن در محور پیروزخان به تنگه بشیرکان در خاک عراق.
۲۰۰ نفراز نیروهای دشمن در این عملیات کشته یا مجروح شدند.

مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب “هویزه ،آخرین گامهای اشغالگر”از مجموعه کتابهای “روزشمار جنگ ایران وعراق”حوادث این روز را اینگونه بیان می کند:
جمعه ١۵ مرداد ١٣۶١ ١۶ شوال ١۴٠٢ ۶ اوت ١٩٨٢

سحرگاه امروز نیروهای خودی عملیاتی را برای آزادسازی چند ارتفاع استراتژیک در محور قصرشیرین در حوالی پاسگاههای ” پیروزخان” و ” قلعه سفید” عراق آغاز کردند.این عملیات در ساعت ۳۰ : ۴ بامداد انجام شد و در آن، دو گردان از تیپهای ” حمزه” و ” المهدی” سپاه پاسداران با پشتیبانی یک گردان تانک از تیپ ۲ زرهی سرپلذهاب شرکت داشتند. در این عملیات که با هدف تأمین جاده قصرشیرین به سرپلذهاب منطقه ” قلعه بدرلی” تا ” پیروزخان” و از ۵ محور صورت گرفت، دو ارتفاع مهم و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران از اشغال نیروهای عراقی آزاد شد و جاده قصرشیرین  سرپل ذهاب نیز از زیر دید و تیر دشمن بیرون آمد و امنیت آن کاملاً تأمین گردید. علاوه بر آن، جاده تدارکاتی دشمن از پیروزخان به ” تنگ بیشکان” در زیر دید و تیر مستقیم نیروهای خودی قرار گرفت.
در این عملیات نیروهای پیادۀ خودی ابتدا به کمک آتش تانک به دشمن یورش بردند و توانستند شش تپه را از اشغال ارتش عراق خارج سازند، لیکن براثر فشار سنگین و انبوه آتش دشمن، از چهار تپه عقب نشستند و در ۲ تپه دیگر مستقر شدند.خسارتهای دشمن در این عملیات عبارت بود از: ۲۰۰ تن کشته یا زخمی؛ انهدام یک دستگاه تانک، ۳ دستگاه خودرو و یک انبار مهمات. از نیروهای خودی نیز ۷۷ تن شهید، ۳۰۰ تن مجروح  که اکثر آنان زخمهای سطحی دارند  و ۳ تن اسیر شدند. فرماندهیکل نیروهای مسلح عراق در اطلاعیه شماره ۸۰۲ خود ضمن اعتراف به حمله ایران، آن را ناموفق خواند و مدعی شد که در این عملیات، ۱۳۴ تن از نیروهای ایرانی کشته و تعدادی نیز مجروح و اسیر شدهاند. این اطلاعیه همچنین ادعا کردهاست که ۵ دستگاه تانک، ۵ دستگاه خودرو  که ۲ دستگاه آن حامل نیرو بودهاست  و یک انبار مهمات نیروهای ایران در این درگیریها منهدم شدهاند.

خلاصه گزارش عملیات

نام عملیات : ثارالله
تلفات دشمن (کشته ، مجروح ، اسیر ) : ۲۹۰
مکان اجرا : ارتفاعات مهم مشرف به قصر شیرین جبهه میانی
ارگانهای عمل کننده : ارگانهایی از ارتش و سپاه مجهوری اسلامی ایران
اهداف عملیات : آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه ، تامین جاده قصر شیرین ، سر پل ذهاب
تهدید جاده تدارکاتی دشمن در محور پیروز خان بهتنگه بشیرخان عراق
محدوده زمانی: ۱۵/۵/۱۳۶۱

نقشه عملیات

عملیات طریق القدس

عملیات طریق‌القدس از عملیات‌های مشترک سپاه و ارتش در طی جنگ ایران و عراق بود.

هجوم نیروهای عراق پس از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ سبب به‌تصرف‌درآمدن بخش وسیعی از خوزستان شد. در تاریخ ۳۱/۲/۶۰ ارتفاعات «الله اکبر» پس از ۷ ماه به دست ایرانیان افتاد و نیروهای عراق با دادن تلفات، تا ۱۲ کیلومتری بستان عقب‌نشینی کردند و سرانجام در ظهر یکشنبه ۸ آذر ۶۰ شهر بستان و ۷۰ روستای تابعهٔ آن به تصرف نیروهای ایرانی درآمدند و تا ۲۲/۹/۶۰ منطقهٔ عملیاتی طریق‌القدس به طور کامل از وجود عراقیان پاکسازی شد و پس از ۱۴ روز عملیات باموفقیت پایان یافت.

اهداف و نتایج
:

تصرف تنگه چزابه و دسترسی به هورالهویزه
قطع ارتباط دشمن از شمال به جنوب و قطع ارتباط راه شمالی و جنوبی که مورد استفاده ارتش عراق بود
آزادسازی شهر بستان
آزادسازی ۷۰ روستا و ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر از عشایر محلی
رسیدن به مرز بین‌المللی در حد فاصل هورالعظیم
آزادسازی منطقه‌ای با وسعت ۳۰۰–۳۵۰ کیلومتر مربع

نتیجه: آزادسازی بستان و ۷۰ روستای منطقه و ۵ پاسگاه مرزی، قطع ارتباط بین نیروهای دشمن در شمال غربی و جنوب غربی خوزستان (جاده فکه – جفیر)، تصرف تنگ چزابه و دسترسی به هورالهویزه، پاکسازی ۸۰۰ کیلومتر مربع از وجود عراقیان

تجهیزات منهدم‌شده عراق:
۱۸۰ تانک و نفربر
۲۰۰ خودرو
۱۳ هواپیما
۴ هلی‌کوپتر

توضیحات کامل در مورد عملیات


نقشه عملیات

عملیات ضربت ذوالفقار

اولین عملیات پیروزمندانه رزمندگان

عملیات ضربت ذوالفقار در تاریخ ۱۹ دی ماه تا ۲۰ بهمن ۱۳۵۹ با هدف بازپس گیری  ارتفاعات میمک در غرب صالح آباد انجام شد.
ارتفاعات میمک در غرب صالح آباد ، از جمله نقاط مورد اختلاف ایران و عراق در قرارداد الجزایر بود . چون عراق به تعهدات خود عمل نمی کرد ، ایران هم خود را ملزم به حل مسئله ارتفاعات میمک نمی دانست . در ۱۵ شهریور ماه ۱۳۵۹ ، پیش از آغاز هجوم سراسری ، عراق ارتفاعات میمک را اشغال کرد . عملیات ضربت ذوالفقار با هدف بازپس گیری این ارتفاعات انجام شده و با موفقیت پایان یافت .
فتح میمک به عنوان اولین عملیات پیروزی آفرین رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی شناخته شده است
عملیات آزادسازی میمک از افتخارات سپاه اسلام و عشایر و ایلات غیور و بویژه ایل بزرگ خزل است که در اوایل جنگ تحمیلی صورت گرفت.این عملیات در سطح کشور کمتر معرفی شده است و جا دارد نسبت به معرفی چگونگی و ابعاد این عملیات غرور آفرین جهت هموطنان عزیز و نسل جوان اقدامات بیشتری صورت گیرد.
اولین عملیات غرور آفرین رزمندگان اسلام با بازپس گیری ارتفاعات میمک در سال ۱۳۵۹ در ایلام انجام شد.
پس از اشغال ارتفاعات استراتژیک میمک در جنوب ایلام توسط دشمن متجاوز، ایلات غیور، شجاع و پایبند به اهداف عالیه امام (ره)، انقلاب و رهبری، به عنوان صف شکنان در یک عملیات تهاجمی این ارتفاعات را آزاد کردند.
حماسه بزرگ فتح میمک که در نوزدهم دی ماه ۱۳۵۹ در راستای دفاع از دستاوردهای انقلاب به وقوع پیوست، نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی است.
به استناد تاریخ و اعتراف صریح دشمن، عملیات آزادسازی میمک سرنوشت جنگ را تعیین و اولین روزنه پیروزی در جبهه ها را آشکار ساخت.
با کسب این پیروزی، پیروزی های بزرگ و بزرگتر به رزمندگان اسلام نوید داده شد و طلسم شکست ناپذیری ارتش عراق درهم شکست.
دلیر مردان عشایر و ایلات بخصوص سلحشور مردان ایل خزل با نیروی انسانی و تجهیزات به مراتب کمتر از دشمن اما با اراده ای پولادین و تنها با توکل بر خداوند، با یاری رزمندگان سپاه و ارتش جمهوری اسلامی، شجاعانه به دشمن یورش برده و این منطقه استراتژیک را آزاد کردند.
« میمک » ارتفاعاتی در غرب ایران که دلیر مردان زیادی رفتند تا این تکه از موطن ایران ایستاده بماند و یادگاری باشد از روزگار شجاعت و انسانیت. منطقه میمک به دلیل بر خورداری از موقعیت با اهمیت نظامی، همواره مورد توجه عراقی ها بوده است. آنها از دیرباز با طرح ادعاهای واهی،حاکمیت بر منطقه میمک را خواستار بودند. در زمان رژیم طاغوت نیز این منطقه بارها شاهد درگیری های مرزی بین دو کشور ایران و عراق بوده است؛ دقیقاً به همین دلیل بود که این منطقه جزو اولین مناطقی قرار گرفت که مورد هجوم و اشغال نیروهای ارتش عراق واقع شد.
● میمک
ارتفاع لوبیایی شکل «میمک» در غرب استان ایلام واقع شده است و به دلیل نزدیکی اش با مرز ایران و عراق، یکی از نقاط سوق الجیشی و با اهمیت نظامی به شمار می رود. این ارتفاعات از دید و تیررس خوبی بر خوردار است و تسلط قابل توجهی بر بخش وسیعی از خاک عراق و مناطق مرزی دارد. منطقه میمک، از مناطق گرمسیری استان ایلام است و چندان درختی در آنجا نمی روید. پوشش گیاهی آن را علف ، بوته های گون،درختچه هایی با نام محلی «خلف»، وایم، خوشک، شور وغیر آن تشکیل می دهند و یکی از مکان های مهم برای قشلاق دامداران محسوب می شود. میمک دارای شیارها و پستی و بلندی های گوناگون بوده و خاک برخی مناطق آن رسی و یا رملی است.
تنگه استراتژیک «بینا» در شمال غرب میمک و در بین ارتفاع بسیار مهم «چکر» واقع شده است. طول این تنگه بیش از ۵ کیلومتر به موازات تنگه «بینا» و درغرب آن واقع شده است و جاده مواصلاتی حلاله گنجوان از این تنگه می گذرد.
● اشغال میمک
اوایل شهریورماه۱۳۵۹ تجمع انبوه نظامیان عراق، نوع آرایش و صف آرایی آنان در مقابل بخش شمالی و میانی استان ایلام، حکایت از هجوم گسترده به این استان داشت. دوازده روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، در تاریخ ۱۹ شهریور۱۳۵۹ نیروهای بعثی عراق وارد استان ایلام شدند و به منطقه میمک حمله کردند. آنها ابتدا پاسگاه مرزی «حلاله» و «نی خزر» را که از میمک محافظت می کردند به اشغال درآورده، اما برای تصرف ارتفاعات میمک با مقاومت نیروهای ایرانی مستقر در منطقه یک هفته معطل شدند.
عملیات آزادسازی میمک از افتخارات مردم ایلام بویژه ایل بزرگ خزل است که در اوایل جنگ تحمیلی صورت گرفت.این عملیات در سطح کشور کمتر معرفی شده است و جا دارد نسبت به معرفی چگونگی و ابعاد این عملیات غرور آفرین جهت هموطنان عزیز و نسل جوان اقدامات بیشتری صورت گیرد.
پس از تصرف میمک و پاسگاه های حومه مهران و دهلران وزیر دفاع صدام به طور رسمی اعلام کرد: نیروهای مسلح عراق به مرزهای بین المللی رسیده اند و اختلافات ارضی خود را با ایران عملاً حل کردند.»
با اشغال این منطقه معبر وصولی «صالح آباد سرنی» به طرف خط مرزی مورد تهدید نیروهای عراقی قرار گرفت و در نتیجه محور ایلام، صالح آباد و مهران به طور جدی نا امن شد.
هنگامی که ارتش عراق با نیرویی به استعداد یک تیپ پیاده، به منطقه میمک حمله کرد، نیروهای مدافع ایران را در آن ارتفاعات فقط یک گروهان مکانیزه و یک گروهان تانک تشکیل می داد که به صورت دسته و گروه، برای تقویت پاسگاه مرزی به کار گرفته شده بودند به عبارت دیگر استعداد رزمی نیروهای خودی کمتر از یک گروهان رزمی بود به همین سبب، عراقی ها موفق شدند ارتفاعات میمک را اشغال کنند و معابر وصولی به آن را که از شمال به جنوب، شامل تنگه بیجار، بینا و معبر اصلی صالح آباد سرنی بود، سد کنند.
بلافاصله بعد از آگاهی از اشغال میمک به لشکر۸۱ زرهی کرمانشاه دستور داده شد به هر نحو مقدور، معابر وصولی از میمک به طرف داخل سرزمین ایران بویژه سرنی صالح آباد را تأمین کنند. همچنین قوای انقلابی متشکل از نیروهای عشایر، سپاه و بسیج به فرماندهی سپاه منطقه۷ و تیم هایی از هوانیروز ارتش که در مناطق مختلفی از این جبهه مستقر شده بودند کوشیدند تا آرایش خطوط را کامل کنند و از ادامه پیشروی نیروهای دشمن از دشت «لیک» به طرف شرق جلوگیری شود.
لشکر۸۱ اجرای عملیات محوله را به تیپ زرهی خود سپرد؛ اما قبل از آغاز حمله تهاجم عمومی ارتش عراق در ۳۰ شهریور۵۹ آغاز شد.
● اولین ضدحمله سربازان اسلام به میمک
اولین پاتک نیروهای ایرانی در ساعت پنج و پنجاه دقیقه دوم مهرماه سال۵۹ در منطقه میمک به اجرا درآمد. در آن شرایط عدم موفقیت این عملیات اجتناب ناپذیر بود. با این وجود نیروهای ایرانی توانستند ۲۵نفر از افراد دشمن را به اسارت بگیرند و تلفاتی نیز به آنان وارد سازند. مهمتر این که حضور خود را در معابر نفوذی شرق میمک به دشمن نشان دهند و آمادگی خود را برای دفاع از این منطقه اعلام کنند.
بی تردید یکی از عواملی که باعث شد پیشروی ارتش عراق در منطقه میمک متوقف شود تلاش های بی وقفه خلبانان هوانیروز بود. آنها شجاعانه در میان ارتفاعات پرواز می کردند و نفرات و تجهیزات بعثی ها را یکی پس از دیگری به آتش می کشیدند.
● شهادت احمد کشوری
آنچه نام هوانیروز را برای همیشه با منطقه میمک همراه ساخت، شهادت سرلشکر خلبان احمد کشوری بود. او که پس از پیروزی انقلاب و در غائله کردستان، همراه با علی اکبر شیرودی حماسه آفرید و با آغاز جنگ تحمیلی نامی آشنا برای آسمان های مرزی کشور بود، بالاخره در تاریخ ۱۵ آذر۵۹ از منطقه میمک به آسمان پرواز کرد: «ساعت۹ صبح از طریق رادیو اعلام کردند دو فروند هواپیمای عراقی از نوع میگ ۲۱ و ۲۳ در منطقه و در مسیر پرواز، مشغول عملیات هستند و از ما خواستند هر چه سریعتر خود را پنهان کرده و تا اطلاع ثانوی موتور هلیکوپترها را خاموش کنیم؛ اما برای انجام این دستور زمانی نداشتیم زیرا هواپیماهای عراقی بالای سرمان مشغول پرواز بودند.
بلافاصله احمد [کشوری] از هلیکوپترهای دیگر خواست تا منطقه را ترک کنند و به من گفت تا مواظب هواپیماهای دشمن باشیم. قصدش این بود تا با سرگرم کردن خلبان های عراقی فرصت فرار را برای هلیکوپترهای دیگر مهیا سازد و در همان حال به من گفت: کار سختی در پیش داریم یا آنها را منهدم می کنیم یا به شهادت می رسیم، با تعداد سه فروند راکت و مقدار فشنگ باقی مانده جواب حملات هواپیما را دادیم، اما هر دو می دانستیم با کمبود مهمات قادر به ادامه دفاع یا حمله نیستیم. احمد هم خیلی خونسرد عمل می کرد و در هر دور گردش می خواست تا با شلیک توپ ها به سوی هواپیماها آنها را به سوی خودمان بکشاند راکت های پرتاب شده آنها در اطرافمان به زمین می خورد که ناگهان یکی از هواپیماها به سویمان حمله ور شد. انگشتم را به روی سوییچ توپ ها گذاشتم و آماده شلیک شدم که هلیکوپتر تکان شدیدی خورد و دیگر چیزی نفهمیدم.
کلاه پرواز را از روی سرم برداشتم. درد سنگینی سرم را فرا گرفت. چشم هایم باز نمی شدند. آفتاب صورتم را گرفته بود و می سوزاند. صدای انفجارها و موج آنها نشان می داد هنوز زیرا آتش سنگین عراقی ها هستیم. تلاش کردم و کورکورانه به دنبال مسیر خروج از هلیکوپتر بیرون آمدم. قبل از خروج چندبار احمد را صدا کرد اما جوابی نداد وقتی چشم هایم را داخل بیمارستان کرمانشاه باز کردم شیرودی را بالای سرم دیدم. صورتم کاملاً باند پیچی شده و دست راستم هنوز درد می کرد. حسی درون پای راستم نداشتم. از او سراغ کشوری را گرفتم. سرش را نزدیک صورتم آورد و بدون جواب به سؤالم با چشمان گریان گفت: «الآن تو را می برند تهران نگران نباش.»
روز اول نبرد میمک در حالی به پایان رسید که در قسمت شمالی جبهه موقعیت نیروها بسیار خوب بود و یگان های عمل کننده موفق شده بودند قسمت بیشتر ارتفاعات میمک را از اشغال دشمن آزاد سازند.
در روز دوم نبرد میمک توپخانه دشمن به شدت فعال شد و منطقه نبرد را زیر آتش گرفت.
در این روز، برای نخستین بار، آثاری از استعمال گلوله های گاز سمی شیمیایی به وسیله نیروهای عراقی در منطقه سد کنجان چم مشاهده شد.
وقتی در بیمارستان تهران چشم باز کردم مادر کشوری و همسرش را دیدم هر دو دلداری ام می دادند. وقتی پرسیدم احمد کجاست؟ تنها شنیدم که مادرش گفت: «احمد به دیدار خدا رفت.»
● ۱۹دی ماه ۵۹عملیات ضربت ذوالفقار
اولین طرح عملیاتی لشکر ۸۱ زرهی در نهم آذر تهیه و آماده اجرا شد. در این طرح مسئولیت عملیات قسمت جنوبی منطقه لشکر ۸۱ از سد «کنجان چم» در شمال مهران تا جنوب سومار، به تیپ یک زرهی لشکر واگذار شد که شامل منطقه اشغال شده «میمک» هم می شد. در این منطقه نیروهای متجاوز عراق در ارتفاعات «میمک» و شمال آن تا سومار حدود پانزده کیلومتر در داخل خاک ایران پیشروی کرده و در سلسله ارتفاعات صعب العبور شمال و شرق دشت «لیک» متوقف شده بودند، اما در قسمت جنوبی منطقه قسمتی از ارتفاعات مرزی در حوالی پاسگاه های «کانی سخت»، «شور شیرین» در دست نیروهای ایرانی باقی مانده بود، در قسمت جنوبی نیز نیروهای عراقی، دشت مهران وارتفاعات غربی سد کنجان چم را اشغال کرده بودند. با توجه به برآوردهایی که توسط فرماندهان صورت گرفت «میمک» به عنوان هدف اصلی تیپ یک لشکر ۸۱ زرهی انتخاب شد.
به این ترتیب مرحله طرح ریزی برای اجرای عملیات در منطقه غرب صالح آباد و شمال مهران در ۲۲ آذر۵۹ پایان یافت. نیروهای تیپ، ضمن اجرای مأموریت پدافندی اقدامات آمادگی را برای اجرای عملیات آغاز کردند از جمله این اقدامات، سازماندهی اجرای تمرینات عملی در مناطق مشابه منطقه حمله بود.
این تمرینات به صورت جدی، حدود یک ماه در حوالی آبادی «گنجوان» صورت گرفت تا این که زمان حمله برای ساعت شش و بیست دقیقه ۱۹ دی ۵۹ تعیین شد.
در تاریخ مقرر، عملیات ضربت ذوالفقار با کلمه رمز «یا الله» آغاز شد. در ساعت اولیه حمله، پیشروی نیروهای ایرانی خوب بود و شواهد نشان از غافلگیری دشمن می داد.
پیش از شروع عملیات و شب قبل از آن حرکت از «سرنی» آغاز شد. رزمندگان از نقاط مختلف خود را به ارتفاعات «میمک» رساندند. آنها با پشت سر گذاشتن مشکلات فراوان و راهپیمایی طاقت فرسا توانستند در محل پیش بینی شده مستقر شوند. در ساعت اولیه بعدازظهر حملات هوایی و هلیکوپترهای دشمن و آتش توپخانه آنها خیلی شدید شد. در آن روز برتری هوایی با دشمن بود و هواپیماهای ایرانی نتوانستند مانع ورود هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن به منطقه نبرد شوند.
شب اما به گونه ای دیگر بود. سکوتی وحشتناک همه جا را فرا گرفته بود. فقط هر از چند گاهی صدای شلیک گلوله ای سکوت را درهم می شکست. نیروهای خودی به دو دسته عمده تقسیم شدند. بیشتر نیروها در جنوب «میمک» و گروه دیگر در شمال آن مستقر شدند که فاصله نسبتاً زیادی با هم داشتند.
قبل از حرکت نیروهای اسلام به ارتفاعات میمک ساعت حمله شش صبح تعیین شد، آن لحظه تاریخی نزدیک می شد. نیروهایی که در شمال میمک مستقر شده بودند در اثر یک اشتباه زمان حمله را پنج بامداد تلقی کرده و عملیات را شروع کردند.
آنان باشعار الله اکبر و شعارهای محلی عملیات را شروع کردند و در همان لحظات اولیه ضربات سهمگینی را بر پیکر دشمن وارد آوردند. اما عراقی ها با داشتن بیشترین تجهیزات جنگی شکست اولیه را جبران کرده و نیروهای خودی را به عقب راندند.
در حالی که عملیات تیپ یک، در شرف موفقیت نهایی بود و تمام گردان ها به منطقه هدف خود رسیده بودند، فشار دشمن در شمال منطقه نبرد، یکی از گردان ها را مجبور به عقب نشینی کرد.
سرانجام با تلاش فراوان نیروهای ایرانی، دشمن در قسمت عمده این منطقه منهدم یا به سمت غرب عقب نشست. با آغاز تاریکی شب به یگان های تیپ دستور داده شد در مناطق آزاد شده پدافند کنند و اقدامات لازم را برای تحکیم مواضع انجام دهند.
روز اول نبرد میمک در حالی به پایان رسید که در قسمت شمالی جبهه موقعیت نیروها بسیار خوب بود و یگان های عمل کننده موفق شده بودند قسمت بیشتر ارتفاعات میمک را از اشغال دشمن آزاد سازند.
در روز دوم نبرد میمک توپخانه دشمن به شدت فعال شد و منطقه نبرد را زیر آتش گرفت.
در این روز، برای نخستین بار، آثاری از استعمال گلوله های گاز سمی شیمیایی به وسیله نیروهای عراقی در منطقه سد کنجان چم مشاهده شد.
در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار، در گزارش این عملیات در مورد استفاده دشمن از سلاح های شیمیایی چنین آمده است:
«با شروع جنگ تحمیلی و تهاجم سراسری رژیم بعث به مرزهای آبی، خاکی و اعمال انواع جنایت ها و ظلم و وحشیگری که چهره سیاه و ننگین صدام و جنایتکاران سیاسی و نظامی عراق را سیاهتر و ننگین تر کرد، رژیم بعث عراق با مشورت و نظارت کارشناسان عالی رتبه دولت های استکباری در تاریخ ۵۹ /۱۰ /۲۳ مبادرت به کاربرد آزمایشی و سنجشی تأثیر آنها بر رزمندگان در محورهای حلاله و منطقه عمومی میمک کرد.»
در ادامه نبرد رزمندگان تلاش کردند تمام منطقه هدف تعیین شده را از وجود دشمن پاک کنند و حداقل پاسگاه های حلاله و نی خزر را در غرب ارتفاعات میمک تأمین کنند. منطقه میمک برای ارتش عراق از جنبه های مختلف حائزاهمیت ویژه بود.
اصولاً یکی از بهانه های عمده عراق برای آغاز جنگ تحمیلی، اشغال این منطقه بود.
عراقی ها این منطقه را «سیف سعد» نامیده و به لحاظ اهمیت موضوع، یک گردان مستقل تانک را نیز به نام سیف سعد نامگذاری کرده بودند. برای همین حکومت عراق از دست دادن این منطقه را شکستی خفت بار برای خود می دانست.
برای تصرف مجدد میمک در روز سوم نیروهای عراقی از جناح شمال غربی پاتک دیگری را اجرا کردند. در این روز نیروهای دوطرف، سنگر به سنگر با هم جنگیدند. دشمن تلاش کرد از سمت چپ وارد ارتفاعات میمک شود. نیروهای عراقی علاوه بر این حمله، جبهه ای را در جناح شمالی میمک در حومه رودخانه تلخاب و تنگه بیجار گشودند.
فشار دشمن هر لحظه شدیدتر می شد و آتش سنگین توپخانه، عرصه را بر رزمندگان تنگ کرده بود؛ با این حال فرمانده گردان۱۹۵ گزارش داد: «پرچم ایران بر فراز بلندترین قله میمک برافراشته شد.»
اما دشمن برای بازپس گرفتن میمک تردید نداشت. برای همین با وجود عقب نشینی، آتش توپخانه خود را برسر واحدهای پیاده ریخت؛ اما این تلاش نیز راه به جایی نبرد و آخرین تلاش های دشمن با شکست مواجه شد و بالاخره پس از چند روز نبرد سنگین، در روز ۲۲ دی ۵۹ حالت پدافندی در منطقه برقرار شد.
عملیات میمک گرچه در مقیاس جنگ تحمیلی بین دو ارتش و در طول جبهه ای به عرض بیش از هزار کیلومتر عملیات محدودی بود و منطقه ای که از مناطق اشغال شده منطقه ای کوچک محسوب می شد اما اثرات روانی این پیروزی بیشتر از جنبه های ارضی آن بود. زیرا این عملیات نخستین حمله موفقیت آمیز نیروهای ایرانی در یکی از حساس ترین مناطق نبرد از نظر حکومت عراق صورت گرفته بود.

خلاصه گزارش عملیات

جبهه : غرب موقعیت : غرب صالح آباد

تاریخ : ۱۹/۱۰ تا ۲۰/۱۱/۱۳۵۹
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : ۶ گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : ۹ گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات میمک
تلفات انسانی عراق : ۲۱۶۴ نفر

نقشه عملیات

عملیات شیخ فضل الله نوری

عملیات شیخ فضل الله نوری
این عملیات با شیوه غیرکلاسیک در شمال آبادان با تلاش مشترک ارتش و سپاه در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ و با هدف انهدام توان دشمن انجام شد.این عملیات منجر به ۲ کیلومتر پیشروی و تسخیر تپه های مدن در محور شهید موذنی در شمال آبادان – که دشمن از آن برای دیده بانی بهره می برد – گردید . در این حمله سپاه و ارتش به میزان نیروی برابر ، شرکت کردند و موفق به انهدام و غنیمت گرفت ۱۵ دستگاه تانک و هلاکت واسارت ۱۷۰ تن از قوای دشمن شدند .
******
عملیات‌های  متعددی برای شکست حصر آبادان از تاریخ ۹ مهر ۱۳۵۹ با عملیات کوی ذوالفقاری آغاز شد و تا پایان عملیات ثامن الائمه(ع) در  ۶ مهر ۱۳۶۰ که منجر به شکست محاصره آبادان شد، انجام گرفت. عملیات شیخ فصل الله نوری که در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ با هدف آزادسازی تپه‌های مدن صورت گرفت ، یکی از این عملیات هاست. این عملیات که بیشتر با نام عملیات تپه های مدن شناخته می شود نیز با نام فاتح تپه ها، شهید رضا مۆذنی نام برده شده است.

تپه های مدن

روستای مدن در شمال شرقی آبادان واقع شده است. در شمال این روستا میدان تیر آبادان قرار داشت که قبل از جنگ، بر اثر دو عارضه مصنوعی با ارتفاع چندمتری از سطح مناطق مجاور ایجاد شده بود و به صورت تپه هایی در دشت هموار منطقه شمال بهمنشیر مشاهده می شد، یکی از واقعیته های ارزشی جنگ در آبادان است که تا حدود زیادی از یاد رفته است.

دو تپه ای که طول هر کدام بیش از ۲۰۰ متر نبود، محل دیده بانی و پیشانی خط پدافندی تیپ و لشگرهایی بود که نیروهای پیاده و زرهی دشمن را به همراه داشت و با خط دشمن نزدیک ۲ کیلومتر فاصله داشت.

این عملیات به شیوه غیرکلاسیک در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ با هدف انهدام توان دشمن در محور شهید موذنی صورت گرفت، منجر به ۲ کیلومتر پیشروی و تسخیر تپه های مدن در محور شهید موذنی، شمال آبادان شد، دشمن از آن برای دیده بانی بهره می برد. در این حمله سپاه و ارتش به میزان نیروی برابر ، شرکت کردند و موفق به انهدام و غنیمت گرفتن ۱۵ دستگاه تانک و هلاکت واسارت ۱۷۰ تن از قوای دشمن شدند.

***********
رزمندگان پس از اینکه در عملیات ذوالفقاری (۹/۸/۵۹)، عراقی ها را تا پشت جاده قفاص عقب راندند، حدود ۱۰ روز بعد با حمله دیگری دشمن را ناچار به عقب نشینی تا تپه های مدن کردند. عراقی ها با استقرار در این تپه ها علاوه بر اینکه جاده قفاص را کنترل می کردند، بر شهر آبادان دید داشتند و آن را دقیق زیر آتش قرار می دادند. در تاریخ ۲۵/۲/۱۳۶۰، در عملیاتی شیخ فض الله نوری با فرماندهی سپاه پاسداران آبادان این تپه ها آزاد شد و در پی آن رزمندگان مواضع پدافندی خود را به شمال سه راهی آبادان منتقل کردند.

طرح این عملیات با همکاری برادران سپاه ارتش و جهاد برای به تصرف درآوردن تپه های دیده بانی « مدن » که در مقابل رودخانه بهمن شیر (نهر مدن ) قرار داشت تهیه شد. زیرا دشمن توسط گروهان های کماندویی خود از این تپه ها نه تنها برای دیده بانی استفاده می کرد بلکه توانسته بود راه تدارکاتی نیروهای ما را به صورت شبانه روزی قطع و ناامن کند قبل ازشروع عملیات به طور رسمی برادران جهادسازندگی با انجام یک سری فعالیت های مهندسی زمینه را برای انجام عملیات نهایی آمده کردند.
راس ساعت ۵ صبح دشمن با ۵۰ دستگاه تانک و نفربر ضدحمله خود را شروع کرد و به سرعت راه تپه ها را پیش گرفت اما ناگهان در روبه روی خود دیوار خاکی جدیدی مشاهده کرد و مجبور به توقف شد

احداث ۳ کیلومتر خاکریزی برای محاسبه تپه های مدن، ساخت ۱ دهنه پل شبکه ای بر روی رودخانه بهمن شیر، تدارکات موردنیاز واحدهای عمل کننده، ۵۰۰ متر جاده در سمت شمال آبادان ۲ کیلومتر جاده در شرق بهمن شیر که با امکانات و تجهیزات ناچیزی آماده شد از جمله آن فعالیت هاست .

سرانجام پس از تکمیل سازه ها، عملیات در تاریخ بیست وپنجم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۰ ساعت ۹ شب به فرماندهی شهیدرضا موذنی آغاز شد . در این عملیات نیروهای سپاه و ارتش به طور هماهنگ و در کنار یکدیگر عمل می کردند و قرار بر این بود که به محض تصرف نخستین تپه فریاد « الله اکبر » به عنوان رمز پیروزی بلند شود تا برادران سنگرساز بی سنگر جهادسازندگی بار دیگر وارد صحنه کارزار شوند.

حدود نیم ساعت پس از آغاز عملیات صدا اولین تکبیر به عنوان فتح نخستین تپه بلند شد و این سبب شد تا جهادگران عملیات خود را آغاز کنند . آنان توانستند تا ساعت ۴ ونیم صبح، زیر رگبار و آتش دشمن ۴ کیلومتر خاکریز با ارتفاع ۳ متر بسازند و به خاکریزهای نیروهای خودی وصل کنند .

راس ساعت ۵ صبح دشمن با ۵۰ دستگاه تانک و نفربر ضدحمله خود را شروع کرد و به سرعت راه تپه ها را پیش گرفت اما ناگهان در روبه روی خود دیوار خاکی جدیدی مشاهده کرد و مجبور به توقف شد.

رزمندگان اسلام که آرپی جی به دست در پشت خاکریز کمین کرده و آماده مقابله با ضدحمله دشمن بودند از فاصله ی ۱۰ متری تعدادی از تانک های دشمن را منهدم ساختند و بقیه نیروهای مهاجم را هم مجبور به فرار کردند.

به این ترتیب دشمن به علت از دست دادن تپه های دیده بانی مدن مجبور شد به جاده ی ماهشهر ـ آبادان عقب نشینی کند.
دشمن توسط گروهان های کماندویی خود از این تپه ها نه تنها برای دیده بانی استفاده می کرد بلکه توانسته بود راه تدارکاتی نیروهای ما را به صورت شبانه روزی قطع و ناامن کند

شهید موذنی، فاتح تپه های مدن

رضا مۆذنی در سال ۱۳۳۵ در یک خانواده مذهبی در شهر آبادان به دنیا آمد.او اصالتا خمینی شهری بود که به دلیل انتقال کار پدر به آبادان در این شهر به دنیا آمد. ایام کودکی را در کوچه‌های آباد و پر رونق شهر سپری کرد و پس از مدتی به همراه خانواده به وطن اصلی خود خمینی شهر مراجعت کرد اما تصویر کوچه‌ها، خانه‌ها و خیابان های آنجا را به خاطر سپرد تا روزی با تقدیر الهی باز گردد. رضا سال های تحصیل را پشت سر گذاشت و موفق به اخذ مدرک فوق دیپلم شد. در سال ۱۳۵۶ به خدمت سربازی اعزام و با شروع جنگ تحمیلی از آنجایی که با منطقه جنوب آشنا بود به جبهه شتافت و در خرمشهر بر اثر اصابت ترکشی به دستش مجروح شد و با همان دست گچ گرفته در جبهه ذوالفقاریه حاضر شد، به عنوان فرمانده عملیات سپاه در آن منطقه حماسه‌ای جاوید را رقم زد. با طرح او تپه‌های «مدن» که محل دیده‌بانی دشمن بر جاده آبادان بود تصرف شد و دشمن پس از عملیات به وسیله تیربار مستقر بر روی تپه‌ای رزمندگان را هدف قرار ‌داد و رضا با شجاعت درصدد انهدام آن برآمد اما خود نیز هدف تک تیرانداز قرار گرفت و در تاریخ ۲۵/۲/۱۳۶۰ صدای اذان شهادت را از مأذنه خاک خونین رنگ جبهه ذوالفقاریه شنید و اذن لقای یار را دریافت کرد.

تپه های مدن پس از افتخار آفرینی شهید موذنی  به نام این شهید بزرگوار تغییر نام یافت.

خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : شیخ فضل الله نوری
زمان اجرا : ۲۵/۲/۱۳۶۰
مکان اجرا : جبهه جنوبی جنگ – تپه های مدن و شهید موذنی در شمال منطقه آبادان
تلفات دشمن : ۱۷۰ کشته ، اسیر و زخمی
ارگان های عمل کننده : سپاه و ارتش
اهداف عملیات : انهدام توان دشمن در محور شهید موذنی


نقشه عملیات

عملیات شهید مدنی

عملیات شهید مدنی

عملیات شهید مدنی در بیست و هفتم شهریور ماه ۱۳۶۰ ، به منظور انهدام توان رزمی دشمن در منطقه عمومی سوسنگرد ، به صورت محدود صورت گرفت .پیشروی به سوی سوسنگرد :
در این یورش کوتاه مدت ، نیروهای سپاه و ارتش توانستند با یاری یکدیگر ، ضمن ۲ کیلومتر پیشروی و جلوبردن مواضع خودی ، ۵۰ دستگاه تانک دشمن را منهدم و ۱۶۹۰ تن از نیروهای دشمن را کشته ، زخمی و اسیر نمایند .
عملیات شهید مدنی از جمله عملیاتهای محدود جنگ ایران و عراق می‌باشد که توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران و در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۶۰ و در منطقه شرق کرخه و محور سوسنگرد-اهواز به اجرا درآمد.هدف عملیات

هدف از این عملیات تحقق کامل اهداف از پیش تعیین‌شده عملیات طراح بوده که محقق نشده بود. به دلیل آنکه پیشروی عناصر لشکر زرهی ارتش در عملیات طراح ناقص بوده و این نقصان باعث شده بود که قسمتی از جناح جنوبی لشکر ۹۲ زرهی ایران زیر آتش دیده‌بانی عراق قرار بگیرد، قدرت هرگونه تحرک از این نیرو گرفته شده‌بود و هر روزه موجبات تلفات سنگینی به نفرات و تجهیزات تیپ۳ این لشکر را فراهم آورده بود. در همین راستا فرمانده لشکر ۹۲ از قرارگاه مقدم که مرکز فرماندهی عملیاتهای ارتش در جبهه جنوبی بود درخواست کرد تا دستوری به لشکر ۱۶ زرهی نیروی زمینی ابلاغ شود و آن لشکر در کرانه جنوبی کرخه تا پل سابله پیشروی و با از بین بردن مواضع عراق، جناح جنوبی لشکر ۹۲ را از دید و تیر مستقیم ارتش عراق دور نگهدارد.

این عملیات آخرین اقدام محوری ایران در سال اول جنگ به شمار می‌رفت که هدف از آن تثبیت مواضع نیروهای عراقی در غرب کرخه و جلوگیری از پیشروی بیشتر آنها بود.

شرح عملیات

علی‌رغم مخالفت لشکر۱۶ زرهی با این درخواست، قرارگاه مقدم دستور اکید و لازم‌الاجرایی را مبنی بر اجرای عملیات در سریعترین زمان ممکن صادر کرد. لذا عملیات شهید مدنی در دو مرحله و طی سه روز طراحی و درنهایت اجرا شد.

فرمانده لشکر ۱۶ زرهی دلیل مخالفت خود را کمبود شدید مهمّات و نبود آتش توپخانه بیان کرده‌بود.

بررسی مشترک
در تاریخ ۲۴ شهریور ماه ۱۳۶۰ طرح عملیاتی شهید مدنی مورد بررسی مشترک فرمانده لشکر ۱۶ زرهی و فرمانده سپاه پاسداران منطقه قرار گرفت و با توجه به مشکلات موجود و پیشنهاد لشکر ۱۶ زرهی، زمان عملیات شهید مدنی ۲۷ شهریور ماه تعیین شد.

در این زمان فشار دشمن در جبهه کرخه کور افزایش یافته بود و توپخانه های دشمن با زیر آتش گرفتن مواضع تیپ ۳ لشکر ۱۶ زرهی تلفاتی به آن وارد می کردند، نیروهای عراقی تلاش می کردند تا در سازمان برای رزم و گسترش نیروهای ایرانی اختلال به وجود آورند و زمان تک را به تاخیر اندازند.

در روز ۲۷ شهریور ماه تک تیپ ۵۵ هوابرد در شرق دهلاویه آغاز شد. دشمن نیز متقابلا به مواضع تیپ یک لشکر ۱۶ زرهی که در جنوب مواضع تیپ ۵۵ پیاده گسترش یافته بود تک کرد و تک لشکر ۱۶ زرهی را مختل کرد و در منطقه تیپ، ۵۵ پیاده احتیاط خود را وارد عمل کرد. در طول روز نیز چندین بار به مواضع لشکر ۱۶ هجوم آورد که به توسط یگان های خودی رفع شد.

در بعدازظهر همان روز دشمن با تمام توان خود به جناح چپ تیپ یک زرهی تک زد و تا ساعت ۱۹ هجوم دشمن به شدت ادامه داشت و نیروهای عراقی موفق شدند تا به منطقه گردان ۱۷۶ مکانیزه رخنه کنند. لشکر ۱۶ زرهی در تلاش برای سد کردن رخنه ایجاد شده و ترمیم خط پدافندی، نیروی احتیاط لشکر را که فقط ۶ دستگاه تانک داشت را وارد عمل کرد.

لشکر ۱۶ زرهی ضمن گزارش این وقایع به قرارگاه مقدم نیروی زمینی در جنوب تلاش کرد تا بااستفاده از تیپ یک زرهی و گردان ۲۰۲ سوار زرهی و ۱۷۶ مکانیزه و رزمندگان گروه جنگ های نامنظم شهید چمران مواضع از دست رفته را از دشمن باز پس گیرد و خط پدافندی را ترمیم کند.

تلفات و ضایعات

در یکم مهر ماه ۱۳۶۰ آخرین تلاش برای باز پس گیری مواضع از دست رفته توسط تیپ یک لشکر ۱۶ زرهی و رزمندگان از ژاندارمری و سپاه و گروه جنگهای نامنظم شهید چمران، به عمل آمد در این عملیات تلفات و ضایعات زیادی به نیروهای دشمن وارد شد و حدود ۱۹۰ نفر از آنان به اسارت رزمندگان دلیر اسلام درآمدند.

دستاوردها

از مهمترین دستاوردهای عملیات غرب سوسنگرد درگیر شدن نیروی دشمن در این جبهه و کاهش فشار و توجه او به منطقه عملیاتی شرق کارون بود این امر موجب تسهیل در اجرای عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه که موجب شکسته شدن حصر آبادان شد.

بعد از عملیات شهید مدنی، خطوط پدافندی منطقه عملیاتی حمیدیه، سوسنگرد و تپه الله اکبر تا زمان اجرای عملیات طریق القدس که دو ماه بعد و در اوایل آذر ماه ۱۳۶۰ اجرا شد بدون تغییر باقی ماند و نبردهای پراکنده تغییری در این جبهه به وجود نیاورد.

خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : شهید مدنی
زمان اجرا : ۲۷/۶/۱۳۶۰
مکان اجرا : منطقه عملیاتی سوسنگرد
تلفات دشمن : ۱۶۹۰ کشته ، زخمی و اسیر
ارگان های عمل کننده : نیروهای زمینی ارتش و سپاه
اهداف عملیات : انهدام توان رزمی و نیروهای دشمن

نقشه عملیات

عملیات شهید غیور اصلی

روز هشتم مهر ماه سال ۱۳۵۹ مصادف با ۲۰ ذیقعده سال ۱۴۰۰ و برابر با نهمین روز آغاز رسمی تجاوز رژیم بعثی عراق به خاک ایران اسلامی ، در جبهه قوای خودی حادثه ای منحصربفرد و تعیین کننده اتفاق افتاد. در این روز وضعیت رقت بار و بسیار خطرناک نیروهای ایرانی کماکان ادامه یافت. خرمشهر همچنان در خطر سقوط قرار داشت و آبادان و اهواز زیر آتش سنگین ارتش بعث عراق بر خود می لرزید. نیروی زمینی عراق با یک خیز بلند موفق شده بود خود را به اهواز نزدیک کرده و محور سوسنگرد-حمیدیه را در خطر سقوط قرار دهد. با از دست رفتن این محور ، کار اهواز تمام بود و باید خوزستان را تحویل متجاوزین می گردید.فضایی از یاس و اضطراب در سراسر شهر و میان نیروهای خودی سایه افکنده بود. در همین اوضاع، انبار مهمات لشکر۹۲زرهی اهواز به طرز مرموزی منفجر شد. صدای هولناک انفجار و به دنبال آن پرتاب گلوله‌های توپ، موشکهای کاتیوشا و … به داخل شهر، این شایعه را ایجاد کرد که نیروهای عراقی وارد اهواز شده‌اند و شهر در آستانه سقوط است. این مساله با توجه با توجه به نزدیک شدن قوای عراقی به اهواز، بسیار جدی تقلی می‌شد و به طوریکه جو شهر را کاملا متشنج کرده و واوضاع را بهم ریخته بود. این در حالی بود که انفجارها و صدای آن، ضایعاتی از جمله چندین سقط جنین را سبب شد. خلاصه اوضاع به قدری نگران کننده بود که از امام کسب تکلیف شد. ایشان در جواب فرموده بودند: «گر جوانان اهواز مرده‌اند؟!» سخن تگان دهنده امام به گوش مسئولین سپاه خوزستان رسید و به دنبال آن برادرانی که حضور داشتند و یا امکان دسترسی به آنها بود، در محل سپاه اهواز (نزدیک فلکه چهار شیر) گرد آمدند. بچه‌ها که تعدادشان از ۲۳ نفر تجاوز نمی‌کرد، در دو ستون به خط شده و فرمانده سپاه خوزستان (برادر شمخانی) شروع صحبت کرد: «مرگ رسیده است، از چه می‌ترسید؟ ما سالیانی بود که خطاب به امام حسین (ع) می‌گفتیم: «یا لیتنا کنامعک» و «فافوز فوزا عظیما» این جملات که قرنها از سوی پدران ما و سپس توسط ما به عنوان یک آرزو تکرار شده است، امروز امکان جامه عمل پوشاندن به آن فرا رسیده است. ما به امام حسین (ع) تاسی می‌کنیم، هر کس می‌خواهد بماند و هر کس می‌خواهد برود. ما برای مقابله با دشمن جز اسلحه کلاش و چند آر پی جی، چیز دیگری نداریم…» در پایان صحبت، به دلیل روشنایی روز مفهومی نداشت که هچون شب عاشورا چراغها خاموش شود، به همین خاطر گفته شد برای پنج دقیقه چشمانمان را می‌بندیم تا هر کس می‌خواهد برود خجالت نکشد، وقتی چشمها گشوده شد همه مشاهده کردند که هیچکس حاضر به رفتن نشده است. با فرا رسیدن شب و اضافه شدن چند نفر دیگر از بچه‌ها، در مجموع ۲۸ نفر به فرماندهی برادر غیور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند. بچه‌ها تا سه راه حمیدیه را با ماشین رفتند و با پیاده شدن در کنار نخلستان، پیاده طی مسیر کردند و با رسیدن به نزدیکی دشمن، بچه‌ها دو نفر، دو نفر و با فاصله ۱۰۰ متر از یکدیگر، در غرب جاده سوسنگرد اهواز مستقر شدند در حالیکه یک تیپ از لشکر ۹ زرهی در شرق جاده مستقر بود. زمین شرق جاده مزرعه و غرب آن باغستان بود. بچه‌ها در غرب جاده مسلح به آرپی‌جی ۷ در کمین نشستند در حالیکه هیچگونه سنگر و موضع قابل اعتماد وجود نداشت. خط خودی از سه راه حمیدیه تا گل بهار ادامه داشت و طول آن به حدود ۱۴۰۰ متر می‌رسید. در ابتدای خط یک بی‌سیم و در انتهای آن بی‌سیم دیگری بود. به بچه‌ها گفته شد تا قبل از دستور، هیچگونه عکس‌العملی نشان ندهند. ساعت ۴ بامداد از ابتدا و انتهای خط اجرای آتش به سوی دشمن شروع شد و در پی آن تمام بچه‌ها شلیک به سوی تنکهای عراقی را آغاز کردند. طولی نکشید که نیروهای عراقی شروع به فرار کردند. آنها حتی تعدادی از تانکهای سالم خود را رها کرده و به عقب‌نشینی پرداختند و بچه‌ها تا گل بهار به تعقیب آنها پرداختند. با توجه به هماهنگی قبلی با هوانیروز، از گل بهار نقش عمده را هوا نیروز به عهده گرفت و تعقیب دشمن را ادامه داد. بخشی از تیپ ۳ لشکر ۹۲ ارتش که در پادگان حمیدیه مستقر بود نیز به همراهی بچه‌ها به تعقیب نیروهای فراری ادامه داده و وارد سوسنگرد شدند. در سوسنگرد افراد گروهک خلق عرب دستگیر شده و بخشدار و فرمانداری که توسط عراقیها منصوب شده بودند دستگیر و توسط آیه‌ا… خلخالی به اعدام محکوم شدند رزمندگان در ادامه تعقیب دشمن وارد بستان شده و این شهر نیز آزاد شد و در مجموع نیروهای عراقی در این محور حدود ۹۰ کیلومتر عقب‌نشینی کردند. طی شبیخون ابتدای این عملیات و حمله نخستی که ضربه اصلی را به دشمن وارد کرد، هیچ یک از بچه‌ها آسیبی ندیدند ولی در ادامه عملیات ۴ نفر به شهادت رسیدند از جمله برادر مراد اسکندری، از بچه‌های منطقه فقیر نشین حصیر آباد که به دلیل سبک بستن قطارهای فشنگ به سینه و پشت، به زاپاتا معروف شده بود، هنگامی که قصد آوردن یک تانک به گل نشسته عراقی را داشت، به محض ورود به تنک با تله‌ای که نیروهای دشمن در آن کار گذاشته بودند، شهید شد. فرمانده عملیات، برادر غیور اصلی، نیز هنگام بازگشت به سوی اهواز به شهادت رسید. شهید غیور اصلی مسئولیت آموزش سپاه اهواز را به عهده داشت و در پادگانی که پس از شهداتش، پادگان شهید غیور اصلی نامیده شد، بچه‌های سپاه را آموزش می‌داد. پایان این عملیات را باید آغازی برای سپاه به شمار آورد.۱۸ ماه بعد و زمانی که فرماندهان جوان سپاه در حال به دست گرفتن سرنوشت جنگ بودند با الگوگیری از «عملیات شهید غیور اصلی» تاکتیک رزمی سپاه را بنیان نهادند. تاکتیکی که تقریبا تا پایان جنگ ۸ ساله، اصلی ترین عامل عملیاتی ایران محسوب می شد.به این ترتیب باید شهید علی غیور اصلی» را بنیانگذاز روش رزم سپاه دانست. پیکر پاک این سردار گمنام پس از شهادتش به تهران منتقل شد و در قطعه ۲۴ بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.روحش با امیرالمومنین محشور باد.

عملیات سوسنگرد
عملیات سوسنگرد
آغاز عملیات    ۲۶/۸/۱۳۵۹
پایان عملیات    ۲۶/۸/۱۳۵۹
جبهه    جنوبی
مکان عملیات    سوسنگرد
نوع تک نیمه گسترده
فرماندهی    مشترک
سازمان عمل‌کننده    مشترک (ارتش – سپاه – ستاد نیروهای نامنظم)
ایران : ۶ گردان پیاده و زرهی
عراق : ۸ گردان پیاده و زرهی
تلفات انسانی عراق : ۷۹۵ نفرعملیات سوسنگرد از عملیات جنگی ایران در جریان جنگ ایران و عراق بود. این عملیات در محور سوسنگرد به صورت نیمه گسترده در تاریخ ۱۳۵۹/۸/۲۶ به فرماندهی مشترک انجام شد.
این عملیات قرار بود با مشارکت پاسداران وتیپ ۲ لشکر ۹۲ زرهی خوزستان ونیروهای ستاد جنگهای نامنظم انجام شود . کلیه هماهنگی ها برای انجام عملیات و نجات مدافعان توسط حضرت آیت الله خامنه ای-شهید چمران انجام گرفته بود وقرار بود فردا صبح نیروی اصلی عملیات که همان تیپ ۲ زرهی ۹۲ بود حمله خود را به سوسنگرد آغاز کنند که شب ساعت حدود ۱۲ شب فرمانده لشکر ۹۲ زرهی امیر سرتیپ غلامرضا قاسمی نو در تماس تلفنی با حضرت ایت الله خامنه ای اظهار داشت که فرمانده نیروی زمینی ارتش تیمسار ظهیر نژاد اظهار داشته که تیپ ۲ نباید در عملیات شرکت کند وچون احتمال انهدام تیپ وجود دارد به دستور بنی صدر از شرکت در این عملیات خوداری کند. با این دستور عملا عملیات لغو می شد وسوسنگرد نیز سوقوط می کرد وتمام مدافعان به شهادت می رسیدند.بلافاصله حضرت آقا در تماس تلفنی این مساله را باحضرت امام در میان می گذارند وامام هم می فرمایند تیپ باید شرکت کند ونیازی به اجازه بنی صدر نیست حضرت آقا هم  فورا نامه ای به فرماندهی لشکر۲زرهی می نویسند که تیپ باید در عملیات شرکت کند وهرکس از این دستور سرپیچی کند مسوول است شهید چمران تیز در زیرنامه متنی را اضافه میکند با این مضمون که اگر تیپ فردا عمل نکند ۵۰۰نفر از مدافعان فردا به شهادت می رسند واگر من زنده باشم با مسوول متخلف برخورد خواهم کرد  ((منظور بنی صدر می باشد))ازآن طرف فرماندهی متعهد لشگر ۲ هم که علاقه خاصی به رهبر معظم انقلاب داشتند تیپ رادر حالت آماده باش قرار می دهند وفردا صبح عملیات به فرماندهی شهید چمران وامیر قاسمی نو در مورخه ۲۶/۸/۵۹ اغاز می شود وباحمایت چند فروند بالگرد توپدار کبری محاصره سوسنگرد شکسته می شود.
در این عملیات که شهید چمران در خط مقدم شرکت داشتند از ناحیه پا به شدت مجروح می شوند و یکی از محافظانش هم به شهادت می رسد ولی شهید چمران با کشتن راننده یک کامیون عراقی وبه همراه دیگر محافظش با کامیون به عقب برمی گردندوشهید چمران را برای مداوا به تهرانمنتقل می نمایند. این عملیات با فرماندهی مستقیم حضرت اقا وشهید چمران با موفقیت به پایان میرسد و سوسنگرد برای همیشه آزاد می گردد مناطق مرزی بستان وچزابه در اشغال دشمن باقی می ماند تا این که عملیات طریق القدس در نیمه شب دی ماه سال ۶۰ به فرماندهی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی به اجرا درآمد و۶۵۰کیلومتر مربع از سرزمین های جمهوری اسلامی ایران و مناطق بستان وچزابه آزاد گردید وبرای اولین بار نیرو های جمهوری اسلامی ایران به مرزهای بین المللی رسیدند.خلبانان شهید نیروی هوایی در عملیات آزادسازی سوسنگرد
در عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد در ۲۶ آبان‌ماه سال ۱۳۵۹ که به شکست حصر سوسنگرد منجر شد، ۲۴ خلبان نیروی هوایی شرکت داشتند که از این تعداد « هوشنگ کیان‌آرا»، «سید محمدتقی حسینی»، «محمد کام‌بخش ضیایی»، «نعمت‌الله اکبری سامانی»، « یونس خوش‌بین» و « ابراهیم‌ امیدبخش» به شهادت رسیدند.
هم‌چنین «استوار دوم شهید حسین سلمان‌زاده»، «گروهبان یکم شهید ابراهیم قهوه‌چی‌زاده»، «استوار دوم شهید غلامعلی حلاج قدوی»، «سروان فنی شهید عبدالله عیسی‌پور»، «ستوان دو شهید سیدعلی اکبر حیدری» نیز از دیگر شهدای نیروی هوایی در جریان عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد می باشند.
لیست خلبانان هواپیمای F5 شرکت‌کننده در عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد به شرح زیر اعلام گردید: «داود صادقی»، «محمود نعیمی»، «شیرافکن همتی»، «جلال آرام»، «پرویز نصری»، «بهنام غنامیان»، «احمد مهرنیا»،‌ «سید اسماعیل موسوی»، «سیاوش مشیری» «حبیب‌الله بقایی» ،«داوود سلمان»، «قاسم محمدامینی»، «ایرج عصاره»، «اکبر توانگریان» و همچنین خلبانان «محمد مسبوق»، «رضا رمضانی»، «فضل‌الله جاوید‌نیا» و «داوود عسگری» با هواپیمای F14 درجریان عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد شرکت داشتند .

موقعیت منطقه

هدف عملیات : نجات سوسنگرد از خطر سقوط حتمی

توضیحات :
بعد از شکست نخستین تلاش دشمن در اوایل مهرماه جهت اشغال سوسنگرد ، بعد از سقوط خرمشهر در اواسط آبان ، دشمن یک بار دیگر برای تصرف شهر اقدام و آن را محاصره نمود . در شرایطی که مدافعان شهر آخرین مقاومت ها را انجام می دادند ، ۲ گردان زرهی از ارتش با همراهی نیروهای سپاه ، بسیج و ستاد جنگهای نامنظم دکتر چمران ، در امتداد جاده سوسنگرد-حمیدیه دست به حمله زده و ضمن شکستن خط محاصره ، عراقی ها را از داخل شهر عقب راندند

عملیات رمضان

عملیات رمضان

با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی در محور شرق بصره به صورت گسترده در تاریخ ۷/۵/۱۳۶۱ به فرماندهی مشترک انجام شد.نخستین عملیات نظامی پس از آزادسازی خرمشهر در سوم تیرماه ۱۳۶۱ عملیات رمضان در وسعتی حدود ۱۵۰۰ کیلومتر مربع برای تصرف نهایی بصره انجام شد و با شکست مواجه گردید.

گفته می‌شود که عملیات رمضان بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم بوده‌است. در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. عراق به سادگی از توپخانه برای قتل عام ۳۰۰۰۰ سرباز ایرانی استفاده کرد. عملیاتی که درواقع هیچ دستاوردی برای ایران نداشت.

فتوای امام خمینی در خصوص اعزام جوانان «بالغ» (۱۵ سال قمری) به جبهه‌ها در همین راستا بود. که چنین فتوا می‌داد: «مادامی که جبهه‌ها نیاز به نیرو دارد، رفتن به جبهه به بالغین واجب کفایی است»

ورود به خاک عراق
صدام پس از اشغال خرمشهر و به بهانه حمله سراسری اسرائیل به جنوب لبنان ، قصد داشت جنگ را خاتمه داده و امتیاز خرمشهر را برای خود نگه دارد . از سوی دیگر فرماندهان ایرانی با اطلاع از این قصد بر آن شدند تا با فتح منطقه ای از خاک عراق و گرفتن امتیاز ارضی ، پایان عادلانه ای به جنگ دهند .

به این ترتیب عملیات رمضان در چهار محور و پنج مرحله از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران طراحی و اجرا گردید ، تا با عبور از خط مرز بین المللی ، یک زمین مثلث شکل به وسعت ۱۶۰۰ کیلومتر مربع تصرف شود . این منطقه از شمال به کوشک و طلاییه و پاسگاه های مرزی در جنوب هویزه و حاشیه جنوبی هور الهویزه و از غرب به رودخانه اروند ( در نقطه تلاقی دجله و فرات به نام القرنه ) تا شلمچه در غرب خرمشهر ، و از شرق به خط مرزی شمالی – جنوبی و از کوشک تا شلمچه منتهی می شد .

مهندسین عراق در منطقه شمال غربی بصره و تنومه خطوط پدافندی عراق را با ساخت یک کانال به طول ۳۰ و عرض یک کیلومتر ( که مختص پرورش ماهی بود ) با پمپاژ آب و احداث موانع و کمین و سنگرهای تیربار به عنوان مانع اساسی و بازدارنده از حملات احتمالی نیروهای ایرانی به سوی بصره تدارک دیده بودند . همچنین در قسمت جنوبی منطقه ( رو به روی شلمچه ) آب رها شده بود تا از هرگونه تردد نیروهای زرهی و پیاده ، عملا ممانعت به عمل آید .

سرانجام عملیات رمضان در شب ۲۱ رمضان و سالروز شهادت امام علی (ع) در ساعات ۲۱ و ۳۰ دقیقه شامگاه ۲۳ تیر ماه ۱۳۶۱ با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی در منطقه عملیاتی شلمچه و شرق بصره آغاز شد . در این حمله ۸ لشگر پیاده از سپاه و دو لشگر زرهی از ارتش به عنوان نیروی اصلی و همچنین یک تیپ پیاده ازسپاه و یک لشگر زرهی از ارتش به عنوان نیروی ذخیره حضور داشتند که تحت امر چهار قرارگاه عملیاتی کار می کردند .

در مرحله نخست – در سه محور – به علت موانع و استحکامات مثلثی شکل و میادین مین فراوان ، نیروهای ایرانی نتوانستند با سرعت عمل به تمامی اهداف مورد نظر دست یابند ، لذا با روشن شدن هوان از ادامه پیشروی خودداری شد . اما در محور جنوبی – جنوب پاسگاه زید – چهار تیپ از سپاه و دو تیپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگیری همه مواضع دشمن را در هم کوبیده و تا عمق ۳۰ کیلومتری مواضع عراقی ها رسیده و خود را به نهر کتیبان در شرق اروند و کانال ماهیگیری برسانند ، به گونه ای که به قرارگاه فرماندهی لشگر ۹ زرهی عراق دست یافته و علاوه بر غنیمت گرفتن خودرو تویوتا فرماندهی ، قرارگاه را منهدم می کنند . علی رغم این موفقیت ، جناح راست نیروها بازمانده بود و با روشن شدن هوا عراقی ها با یک لشگر زرهی فشار اصلی را معطوف این منطقه کرده و از پیشروی نیروهای ایرانی ممانعت به عمل آوردند .

در این مرحله از عملیات ۸۵ دستگاه تانک و نفربر و ۱۲ توپ دشمن منهدم و ۷۱ دستگاه تانک و نفربر نیز به غنیمت گرفته شد .

مرحله دوم نیز در محور میانی – جنوب پاسگاه زید – و با همان یگان ها و تقویت دو تیپ دیگر در تاریخ ۲۵ مرداد ماه ۱۳۶۱ صورت گرفت که چندان موفقیت آمیز نبود و تنها مقداری خسارت به دشمن وارد آمد و شماری از آنان کشته و زخمی و اسیر شدند .

در مرحله سوم احتمال می رفت که دشمن با تجمع نیروهای زرهی قصد پاتک دارد ، لذا در تاریخ ۳۰ مرداد ماه ۱۳۶۱ از شرکت نیروهای زرهی خودی صرف نظر شد تا نیروهای پیاده بتوانند به انهدام تانک ها و نفربر ها بپردازند . بنابراین عملیات مرحله سوم از جنوب پاسگاه زید آغاز شد و نیروهای ایرانی به طور خیره کننده ای به در هم شکستن و تصرف مواضع دشمن پرداختند . رزمندگان اسلام توانستند در این مرحله مهم ، در زمینی به وسعت ۱۸۰ کیلومتر مربع ، نزدیک به ۷۰۰ دستگاه تانک و نفربر را منهدم و ۱۴ دستگاه تانک و نفربر دشمن را که ۴ دستگاه از نوع پیشرفته تی – ۷۲ بود به غنیمت بگیرند .

مرحله چهارم عملیات در یکم شهریور ماه ۱۳۶۱ از محور جنوبی منطقه عملیاتی شلمچه شروع شد اما به دلیل آمادگی و هوشیاری عراقی ها و استحکامات و مواضعی که تعبیه شده بود ، راهی از خط نخست دشمن ، به روی رزمندگان اسلام باز نشد .

مرحله پنجم و پایانی که تلاش نهایی و اصلی این عملیات سیاسی – نظامی بود ، در ۶ شهریور ماه ۱۳۶۱ از شمال پاسگاه زید و در حد فاصل دژ مرزی عراق و خاکریزهای مثلثی آغاز شد . در آغاز درگیری و نبرد ، همه چیز طبق طرح فرماندهان ایرانی پیش رفت و نیروهای ارتش و سپاه توانستند گذشته از پاکسازی و الحاق ، خاکریزی مناسب و دو جداره در جناح شمالی دشمن بسازند . ولی از آنجا که دقت کافی در ساخت آن به کار نرفت ، دشمن توانست ۵ کیلومتر در آن رخنه کند . در این مرحله ۱۳۰ دستگاه تانک و نفربر منهدم و ۱۱ دستگاه نیز به غنیمت گرفته شد و همچنین ۸۰۰ تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند .

بنابراین در این عملیات ۱۰۹۷ دستگاه تانک و نفربر منهدم شده و ۵۰ دستگاه تانک و نفربر به غنیمت نیروهای ایرانی درآمد . همچنین ۸۷۱۵ تن از نیروهای بعثی عراقی نیز کشته و زخمی و اسیر شدند .

جمهوری اسلامی ایران با اجرای این عملیات سیاسی – نظامی نشان داد که در نفوذ به خاک عراق و ادامه نبرد ، تنها به دنبال خواسته های به حق مردم مظلوم خود است ؛ هر چند که تنها محدوده پاسگاه زید عراق به وسعت ۴۰۰ کیلومتر مربع تصرف و لشگر ۹ زرهی عراق به طور کامل منهدم شد و هدف اصلی تامین نگشت ، اما این عملیات یک اقدام مثبت تلقی گردید .

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : رمضان
زمان اجرا : ۲۳/۴/۱۳۶۱
مکان اجرا : منطقه عملیاتی شلمچه ( شمال غربی خرمشهر و شرق بصره )
رمز عملیات : یا صاحب الزمان ادرکنی
تلفات دشمن : ۸۷۱۵ نفر کشته ، زخمی و اسیر
ارگان های عمل کننده : سپاه و ارتش
اهداف عملیات : فتح منطقه ای از خاک عراق و گرفتن امتیاز ارضی برای پایان عادلانه به جنگ دو ساله در طی ۵ مرحله

نقشه عملیات

عملیات رجایی و باهنر
عملیات رجایی و باهنر
عملیات رجایی و باهنر در محور سر پل ذهاب – قراویز به صورت نیمه گسترده در تاریخ ۱۱/۶/۱۳۶۰ به فرماندهی مشترک انجام شد.
این عملیات به منظور تکمیل اهداف عملیات شهید چمران و آزاد سازی کامل شمال کرخه کور به همت سپاه پاسداران، ارتش و گروه جنگهای نامنظم آغاز شد.
پس از عملیات شهید چمران ، نیروهای خودی به منظور تثبیت موقعیت خود ، در پشت خاکریزی که از دشمن در شمال کرخه کور تصرف شده بود . ایجاد موضع نمودند. این خاکریز که به فاصله ۳ کیلومتری از شمال کرخه کور احداث شده بود و به طول ۵ کیلومتر و به موازات این رودخانه امتداد داشت. عامل تعیین کننده ای برای حفظ مواضع تصرف شده در عملیات شهید چمران محسوب می گردید. از سوی دیگر قوای دشمن که به طور پراکنده در شمال و جنوب کرخه کور مستقر بودند ، جهت حفظ و تحکیم مواضع خود در تاریخ ۱۷/۵/۱۳۶۰ خاکریزی در شمال این رودخانه به طول ۱۲۰۰ متر به فاصله حدود۳۰۰ متری رودخانه احداث نمودند و با استقرار در پشت آن ، به تقویت استحکاما ت خود مشغول شدند.شرح عملیات :
پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری ، سپاه و ارتش با همکاری یکدیگر برای اجرای چند عملیات بزرگ جهت بیرون راندن عراق از خاک ایران آماده می شدند . اما انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر (رئیس جمهور و نخست وزیر وقت) موجی از شادی در جبهه دشمن به همراه داشت و فرماندهان جهت جلوگیری از تضعیف روحیه نیروهای ایران مصمم به اتخاذ هرچه سریعتر شیوه تهاجم شدند . در همین راستا دو عملیات به طور همزمان در جنوب سوسنگرد و غرب سرپل ذهاب با نام شهیدان رجایی و باهنر اجرا گردید .
عملیاتی که در جنوب سوسنگرد اجرا شد هرچند محدود بود ، موقعیت استراتژیک خوبی برای نیروهای ایران در جبهه کرخه کور فراهم کرد . اما عملیات غرب سرپل ذهاب با هدف تکمیل اهداف عملیات بازی دراز و همچنین آزادسازی ارتفاعات کوره موش و قراویز در شمالغرب سرپل ذهاب اجرا گردید که با وجود موفقیت اولیه با مقاومت عراق و اجرای پاتک های سنگین حفظ ارتفاعات آزاد شده میسر نگردید .خلاصه گزارش عملیات

دستاوردها: این عملیات با آزادسازی منطقه‌ای به وسعت ۱۵ کیلومتر مربع و انهدام ۱۵ تانک، ۱ خودرو، ۱ هلیکوپتر، ۱ موشک انداز کاتیوشا به پایان رسید.
تاریخ عملیات : ۱۱ تا ۱۶ شهریورماه ماه ۱۳۵۹
محل نبرد : غرب سرپل ذهاب
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : ۷ گردان پیاده و زرهی
عراق : ۹ گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : تصرف ارتفاعات قراویز و کوره موش در شمال دشت ذهاب
تلفات انسانی عراق : ۲۱۳۰ نفر
توضیحات : با وجود شش روز نبرد بی امان در منطقه عملیاتی ، فشار دشمن باعث شد تا نیروهای ایرانی در نهایت به مواضع اولیه عقب نشینی نمایند . این عملیات تنها چند روز بعد از شهادت رجایی و باهنر انجام گردید .

نقشه عملیات

عملیات خیبر

عملیات خیبر+نماهنگ عملیات

پس از فتح خرمشهر و عقب نشینی سراسر ارتش عراق، دشمن برای دست یابی به پدافند مطمئن تدابیری به کار بست؛ به گونه ای که در مناطق کوهستانی، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشت؛ و در مناطق پست، با به کارگیری موانع مصنوعی موقعیت خود را تحکیم بخشید. در عین حال، دشمن از موانع طبیعی نیز به منظور ایجاد اطمینان بیشتر بهره می گرفت. در این میان، رودخانه عریض اروند و منطقه وسیع هورالعظیم از نگرانی دشمن نسبت به تهاجم قوای ایران کاسته بود. این موضوع در منطقه هورالعظیم بیشتر مشهود بود، به طوری که دشمن هیچ گونه مانعی را برای ایجاد پدافند در غرب این منطقه در نظر نگرفته بود. عراق هرگز نمی پنداشت آب گرفتگی وسیع هورالعظیم برای نیروهای پیاده ایران قابل عبور باشد؛ و نیز گمان نمی کرد قوای مسلح ایران تلاش اصلی خود را در این منطقه قرار دهند.

هم چنین عراق در سال های سوم و چهارم جنگ تاکتیک های جدیدی اتخاذ کرد، که طبعا نیازمند به کارگیری تاکتیک ها و تدابیر جدید بود. به منظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی و به دست گرفتن ابتکار عمل، منطقه هور با سه ویژگی انتخاب گردید:

ضعف و ناتوانی دشمن در عملیات آبی خاکی،سرعت عمل،غافلگیری.

منطقه هور با توجه به تجارب به دست آمده از عملیات رمضان تا والفجر ۴ و با در نظر گرفتن توان خودی و دشمن، و نیز نقش زمین و تاثیر گذاری آن، انتخاب شد. نظر به راکد بودن نسبی آب هور و وسعت بیش از اندازه آن، که طبعاً منجر به طولانی شدن عقبه های نیروهای خودی می شد و نیز فقدان زمین مناسب جهت قدرتمندی و قابلیت های نیروهای خود (پس از عملیات رمضان تا قبل از خیبر)، از جمله شرایط و عواملی بود که موجب می شد دشمن تصور عملیات گسترده را از طرف هور نداشته باشد و همین تصور باعث گردید که عراق، از جزایر مجنون شمالی و جنوبی و شرقی دجله تنها با چند گردان پدافند نماید.

در این میان، اجرای عملیات والفجر مقدماتی در منطقه شمال هور، به رغم نتایج غیرمطلوب آن، نتیجه ای بزرگ – هر چند غیر مستقیم – بر جای گذارد. عملیات در منطقه چزابه، شناسایی موقعیت ضعیف دشمن در منطقه هور را در پی داشت.

فرماندهان سپاه پاسداران که به مناسبت عملیات والفجر مقدماتی در آن منطقه حضور یافته بودند، با مشاهده نقاط ضعف دشمن، سریعاً به طراحی عملیات خیبر پرداختند و با استفاده از تجربه حاصل از عملیات والفجر مقدماتی، ضریب امنیت را شدت بخشیده و رعایت حفاظت اطلاعات را اصل قرار دادند. مضافاً به این که دو نکته مهم دیگر در دستور کار قرار گرفت. نکته اول، فعالیت های شناسایی بود که با توجه به رعایت اصل حفاظت، به نیروهای بومی سپاه خوزستان واگذار شد.

نکته دوم، تغییر در سازمان رزم سپاه پاسداران و ایجاد قابلیت عملیات آبی – خاکی بود که باید متحقق می شد ، بر همین اساس، یگان دریایی سپاه (قرارگاه نوح) تشکیل شد. در عین حال، برای جلوگیری از هوشیاری دشمن، قرارگاه دریایی سپاه در بوشهر فعال گردید تا به این وسیله تلاش جدید به منظور افزایش فعالیت در خلیج فارس تلقی گردد.

اهداف عملیات

هدف از عملیات خیبر عبارت بود از انهدام نیروهای سپاه سوم عراق، تامین جزایر مجنون شمالی و جنوبی، ادامه تک از جزایر و محور طلائیه به سمت نشوه و الحاق به نیروهایی که از محور زید به دشمن حمله می کردند. در نظر بود که خشکی شرق دجله از طریق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقویت کند.

منطقه عملیات

منطقه عملیاتی که در شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه واقع شده است، از شمال به العزیر و از جنوب به القرنه – طلائیه محدود می گردد.

این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: هور و خشکی. قسمت خشکی، که حداقل عرض آن ۸ کیلومتر و حداکثر ۱۰ کیلومتر است، توسط دو هور بزرگ – هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب آن – احاطه شده است.

هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی – غربی تقسیم می شود که ۳/۴ آن در شرق رودخانه قرار دارد. جاده مواصلاتی عماره – بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.

در داخل منطقه مزبور جزایر شمالی و جنوبی مجنون واقع است. هم چنین تاسیسات دیگری وجود دارد که عبارتند از: دکل های برق، دکل های تقویتی رادیو و تلویزیون، تاسیسات و کارخانجات کاغذ سازی، چاه های نفت و …

هور منطقه ای است هم سطح دریا که در بعضی مناطق سطح آب آن ۲ تا ۳ متر بالاتر از آب دریاست و به طور کلی نسبت به مناطق هم جوار گود می باشد و در مسیر رودخانه های قدیمی و دایمی به وجود می آید و دارای روییدنی هایی به شرح زیر است:

نی با ارتفاع ۲ تا ۷ متر که عمدتاً در جاهای عمیق می روید.

بردی(۱) که معمولاً ارتفاع آن بین ۱ تا ۲ متر است.

چولان(۲) که در جاهای کم عمق می روید و ارتفاع آن کمتر از ۵۰ سانتی متر است.

به علت پوشش فشرده سطح هور از نی، بردی و چولان، تردد در آن تنها از معابری خاص (آبراه ها، نهر ها و یا محل عبور حیوانات وحشی) امکان پذیر است.

علت انتخاب هور

علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، علت انتخاب هور به لحاظ عوامل زیر بود:

پرهیز از تک جبهه ای (حمله رویاروی و مستقیم به دشمن را تک جبهه ای می گویند).

حمله به جناح دشمن؛ شکل حضور دشمن در منطقه شرق بصره به گونه ای بود که الحاق نیروهای خودی در طلائیه و سپس رسیدن به عقبه دشمن در نشوه، جناحی عمده از دشمن به تصرف در می آمد که تزلزل خطوط دشمن را در پی داشت.

عدم تصور دشمن نسبت به انجام عملیات در هور.

بکر بودن منطقه.

غیرممکن بودن مانور زرهی برای دشمن.

استعداد دشمن

منطقه مورد نظر برای عملیات در حوزه استحفاظی سپاه سوم عراق قرار داشت و در جریان عملیات یگان های زیردر این منطقه حضور یافتند:

الف -یگان های پیاده :

تیپ های ۳، ۵، ۱۱، ۱۸، ۶۰۵، ۷۰۲، ۷۰۴، ۹۳، ۹۵، ۹۶، ۷۰۱، ۵۰۱، ۳۵، ۴۱۹، ۱۰۸، ۱۱۳، ۴۲۷، ۳۶، ۲۲، ۲۳، ۲۸، ۴۱۸، ۴۲۲، ۱۹ پیاده.

ب – یگان های رزهی:

تیپ های ۳۰، ۱۶، ۶، ۵۶، ۱۴، ۲۶ و ۳۷ زرهی و تیپ ۵۵ مختلط.

ج -یگان های مکانیزه:

تیپ های ۲۵، ۸، ۲۷، ۱۵ و ۲۰ مکانیزه.

د -گارد مرزی و گارد ریاست جمهوری:

تیپ های ۵، ۸ و ۱۱ گارد مرزی و یک تیپ از گارد ریاست جمهوری.

ه- نیروی مخصوص:

تیپ ۶۵٫

و -جیش الشعبی و کماندو:

بیش از ۱۰ گردان.

ز – توپخانه:

حدود ۳۰ گردان.

قوای خودی

هدایت و فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم بود. دو قرارگاه اصلی (کربلا و نجف) و پنج قرارگاه فرعی (نصر، حنین، بدر، حدید و فتح) تحت امر قرارگاه مرکزی بودند. یگان های عملیاتی نیز به شرح ذیل بود:

الف – سپاه پاسداران:

لشکرهای ۵ نصر، ۸ نجف اشرف، ۳۱ عاشورا، ۱۹ فجر، ۴۱ ثارالله، ۱۷ علی ابن ابی طالب علیه السلام، ۱۴امام حسین علیه السلام، ۲۷ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و ۷ ولی عصر(عج).

تیپ های مستقل ۱۵ امام حسن علیه السلام، ۱۰ سید الشهداعلیه السلام، ۴۴ قمر بنی هاشمعلیه السلام، ۳۳ المهدی (عج)، ۱۸ الغدیر و ۲۱ امام رضاعلیه السلام.

تیپ های مستقل زرهی ۷۲ محرم، ۲۰ رمضان و ۲۸ صفر.

یگان دریایی (قرارگاه نوح).

در مجموع، سپاه پاسداران ۲۲۰ گردان عملیاتی در اختیار داشت و استعداد توپخانه آن نیز ۷ گردان بود.

ب – ارتش جمهوری اسلامی:

لشکر های پیاده ۷۷، ۲۱، ۲۸ و ۵۵٫

لشکرهای زرهی ۸۱، ۱۶ و ۹۲٫

قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم به عنوان قرارگاه مرکزی:

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم فرماندهی قرارگاه های فرعی را به عهده داشت:

قرارگاه نصرهدایت لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۵ امام حسنعلیه السلام را به عهده داشت.

قرارگاه حدید هدایت تیپ ۴۴ قمر بنی هاشم و تیپ ۲۱ امام رضا علیه السلام را به عهده داشت.

قرارگاه فتح هدایت لشکر ۲۷ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و تیپ ۳۳ المهدی (عج)+ تیپ ۱۸ الغدیر را به عده داشت.

قرارگاه حنین هدایت لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب علیه السلام و لشکر ۴۱ ثارالله و تیپ ۱۰ سیدالشهداعلیه السلام را برعده داشت.

قرارگاه بدر هدایت لشکر ۸ نجف، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۱۹ فجر را به عهده داشت.

قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عده داشت.

از ارتش لشکرهای ۷۷، ۲۱ و ۲۸ پیاده و لشکر ۸ زرهی.

از سپاه لشکر ۱۴ امام حسین علیه السلام، ۷ ولی عصر (عج) و تیپ زرهی ۷۲ محرم.

لازم به ذکر است که لشکر ۱۶ و ۹۲ زرهی ارتش در حین عملیات به کار گرفته شدند.

طرح عملیات

دو قرارگاه کربلا و نجف ماموریت داشتند ضمن تامین اهداف محوله، روی پل دوعیجی در شمال نشوه (غرب نهر کتیبان) الحاق کرده و سپس به سوی بصره ادامه عملیات دهند.

قرارگاه کربلا می بایست با عمل ازمحور زید و چسبیدن به نهر کتیبان جهت مسدود کردن منطقه ورودی دشمن در دو عیجی اقدام می کرد. قرارگاه نجف نیز پس از دستیابی به العزیر و القرنه و تصرف جزایر مجنون و الحاق به طلاییه، جهت بازکردن جاده طلاییه – نشوه که تنها امید برای ادامه عملیات و انتقال نیرو و مهمات بود، اقدام نماید. یگان های تحت امر این قرارگاه می باید با عبور از طلاییه به سمت نشوه و تامین آن در پل دوعیجی به قرارگاه کربلا(نیروهای ارتش)ملحق می شدند. قرارگاه نجف برای تصرف اهداف خود به تشکیل پنج قرارگاه فرعی (نصر، بدر، حنین، حدید، فتح) مبادرت می ورزید.

قرارگاه دیگری با نام نوحعلیه السلام وظیفه ترابری دریایی و پشتیبانی یگان های عمل کننده را برعهده داشت.

شرح عملیات

نکته قابل توجه قبل از آغاز تک، حضور گسترده نیروهای مانور قدس در مناطق عملیاتی، پس از انجام مانور در مراکز مختلف شهرستان ها بود. علاوه بر این، با توجه به مانور قدس و تهدید و اقدامات جنون آمیز دشمن و حمله موشکی به دزفول و بمباران شهرهای کرمانشاه، ایلام، رامهرمز و …، جو کلی جنگ در کشور، شکل خاصی به خود گرفته بود.

عملیات در ساعت ۲۱:۳۰ روز ۳/۱۲/۱۳۶۲ با رمز یا رسول الله آغاز شد. در مرحله اول نیروهای قرارگاه نجف با تهاجم سراسری در مناطقی همچون تنگه و شهر القرنه، جاده بصره – العماره و نیز جزایر شمالی و جنوبی مجنون استقرار یافتند. در این میان، قرارگاه کربلا که در محور زید وارد عمل شده بود، با به دست آوردن کمترین موفقیت موجب بازگشت یگان های ارتش به مواضع قبلی خود شد.

در مرحله دوم عملیات، دو تلاش اصلی در محور جزایر مجنون و طلاییه به منظور الحاق و سپس پیشروی به سمت نشوه در نظر گرفته شد؛ بنا به عللی پیشروی انجام نشد. در مقابل، دشمن به تدریج خود را بازیافته و پس از کشف اهداف عملیات و محورهای اصلی تک، تلاش اصلی خود را ابتدا روی پاکسازی حوالی جاده بصره – العماره گذارد و سپس روی طلاییه متمرکز شد.

در ادامه عملیات، پس از آن که محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، لشکر ۱۴ سپاه پاسداران که تحت امر قرارگاه کربلا (ارتش) بود، آزاد شده و به همراه لشکر ۲۷ ماموریت طلاییه را به عهده گرفت. در آن شب نبردی سخت درگرفت که تا صبح به طول انجامید . در این میان، فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن که محور جاده طلاییه – به طول ۶ کیلومتر– در اختیار نیروهای خودی بود، لیکن وسعت کم منطقه مانور از یک سو و آتش انبوه و بسیار زیاد دشمن از سوی دیگر، امکان پیشروی الحاق با محور جزایر مجنون را ناممکن ساخته بود. به همین خاطر از ادامه عملیات در طلاییه صرف نظر شد و به این ترتیب اهداف عملیات خیبر به حفظ جزایر مجنون محدود شد.

بر همین اساس و با توجه به فشارهای دشمن، مرحله سوم عملیات به منظور تثبیت موفقیت خودی در جزایر انجام شد. دشمن که هر گونه حضور نیروهای ایرانی در هور را خطری برای جاده بصره – العماره می دانست با اجرای آتش شدید و توان پیاده وزرهی می کوشید جزایر مجنون را بازپس گیرد. این در حالی بود که نیروهای خودی خسته از چند روز جنگ، نداشتن عقبه نزدیک و نیز عدم حمایت آتش توپخانه، به مقاومت خود ادامه می دادند. متقابلاً، دشمن با تمرکز صدها قبضه توپ روی جزایر و بمباران مداوم آن ها با هواپیما و نیز در اختیار داشتن عقبه خشکی با واحدهای زرهی خود فشارهای متعدد و طاقت فرسایی را وارد می ساخت.

به رغم وضعیت یاد شده، نیروهای خودی می کوشیدند به هر صورت ممکن جزایر را حفظ نمایند. براین اساس، سپاه پاسداران با تمام استعداد خود جهت دفع تهاجم دشمن و حفظ جزایر در آن جا استقرار یافت.

نهایتاً دشمن که در مقابل خود مقاومتی غیر قابل تصور و پیش بینی مشاهده می کرد، به تدریج از بازپس گیری جزایر ناامید شد و به تحکیم مواضع پدافندی خود مبادرت ورزید.

نتایج عملیات

عملیات خیبر که به آزاد سازی منطقه ای به وسعت ۱۰۰۰ کیلومتر مربع در هور، ۱۴۰ کیلومتر مربع در جزایر مجنون و ۴۰ کیلومتر مربع در طلاییه انجامید، موجب افزایش عزم بین المللی در جهت کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق گردید؛ به گونه ای که از تاریخ ۳/۱۲/۱۳۶۲ (زمان آغاز عملیات خیبر) تا تاریخ ۳۰/۷/۱۳۶۳ تعداد ۴۷۴ طرح صلح از سوی ۵۴ کشور مختلف جهان ارایه شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ ۱۱/۳/۱۳۶۳ قطع نامه ۵۵۲ خود را در خصوص پایان دادن به جنگ ایران و عراق تصویب نمود. این در حالی بود که هیچ یک از قطع نامه و طرح های مذکور نظر ایران را تامین نمی کرد.

هم چنین، در این عملیات فرماندهان جنگ به اهمیت تاثیر تجهیزات دریایی و آبی – خاکی برای کسب نتایج مهم و حیاتی پی بردند و نیز سپاه پاسداران به یکی از ضرورت های حساس و حیاتی در تکمیل و توسعه سازمان خود آگاه گردید و آن لزوم ایجاد تقویت و توسعه یگان های دریایی برای انجام عملیات های آبی – خاکی بود. این رهیافت، قابلیت سپاه در انجام عملیات عبور از هور و رودخانه های بزرگ را توسعه داد و هسته اصلی عملیات های بدر، والفجر۸، کربلا۳، ۴ و ۵ و نیز زمینه ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران گردید.

تلفات و ضایعات عراق در این عملیات به شرح ذیل می باشد:

کشته و زخمی شدن حدود ۱۵۰۰۰ نفر.

به اسارت درآمدن ۱۱۴۰ نفر .

انهدام ۱۵۰ تانک و نفربر و ۲۰۰ خودرو.

به غنیمت در آمدن ۱۰ تانک و ۶۰ کامیون.

انهدام ۲۱ تیپ به میزان ۲۰ تا ۱۰۰ درصد

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: خیبر

زمان‌ اجرا: سوم اسفندماه ۱۳۶۲

تلفات‌ دشمن‌ : ۱۶۱۴۰ کشته زخمی

رمز عملیات: یا رسول‌ الله (ص)

مکان‌ اجرا: هورالهویزه‌ – جبهه‌ جنوبی‌ جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌کننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در جزایر مجنون‌ و هورالهویزه و ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در پاسگاه‌ زید

اهداف‌ عملیات: ادامه‌ تاکتیک‌ تعقیب‌ متجاوز، ضربه‌ زدن‌ به‌ ماشین‌ جنگی‌ دشمن‌ و به‌ کارگیری‌ ابتکار عمل‌ و تهدید جاده‌ بغداد – بصره‌ و تصرف‌ و تأمین‌ جزایر مجنون‌ و بخشی‌ از هورالهویزه‌



نقشه عملیات


نماهنگ عملیات خیبر

عملیات حسین بن علی
عملیات حسین بن علی
گرفتن زهر چشم از دشمنعملیات محدود حسین بن علی روز ۲۶ شهریور ماه ۱۳۶۱ در جبهه میانی و منطقه عملیاتی میمک توسط نیروهای سپاه پاسداران و پشتیبانی ارتش ، با هدف انهدام نیروهای عراقی و کاهش روحیه و توان رزمی آنان صورت گرفت . نقش عشایر در هجوم به دشمن چشمگیر بود که در نتیجه آن ، شماری خودرو زرهی و سلاح سنگین و نیمه سنگین دشمن منهدم و بیش از ۱۰۰۰ تن از نیروهای عراق کشته و زخمی شدند .
در این عملیات محدود که با رمز یا جواد الائمه آغاز شده بود ، دشمن در اضطراب فرو رفت و بیم حمله دوباره را در خود احساس کرد .خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : حسین بن علی ( ع )
زمان اجرا : ۲۶/۶/۱۳۶۱
مکان اجرا : منطقه عملیاتی میمک در جبهه میانی
رمز عملیات : یا جواد الائمه (ع)
تلفات دشمن : ۱۰۰۰ نفر کشته ، زخمی و اسیر
ارگان های عمل کننده : نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ همراه‌ عشایر منطقه‌
عملیات حسین بن علی (ع) با تلاش مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران و عشایر انجام شد.
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ نیروهای‌ عراق‌ و کاهش‌ روحیه‌ و توان‌ رزمی‌ آنان‌
تاریخ عملیات: ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۶۱
نوع نبرد: محدود

نقشه عملیات

عملیات ضربت ذوالفقار

اولین عملیات پیروزمندانه رزمندگان

عملیات ضربت ذوالفقار در تاریخ ۱۹ دی ماه تا ۲۰ بهمن ۱۳۵۹ با هدف بازپس گیری  ارتفاعات میمک در غرب صالح آباد انجام شد.
ارتفاعات میمک در غرب صالح آباد ، از جمله نقاط مورد اختلاف ایران و عراق در قرارداد الجزایر بود . چون عراق به تعهدات خود عمل نمی کرد ، ایران هم خود را ملزم به حل مسئله ارتفاعات میمک نمی دانست . در ۱۵ شهریور ماه ۱۳۵۹ ، پیش از آغاز هجوم سراسری ، عراق ارتفاعات میمک را اشغال کرد . عملیات ضربت ذوالفقار با هدف بازپس گیری این ارتفاعات انجام شده و با موفقیت پایان یافت .
فتح میمک به عنوان اولین عملیات پیروزی آفرین رزمندگان اسلام در جنگ تحمیلی شناخته شده است
عملیات آزادسازی میمک از افتخارات سپاه اسلام و عشایر و ایلات غیور و بویژه ایل بزرگ خزل است که در اوایل جنگ تحمیلی صورت گرفت.این عملیات در سطح کشور کمتر معرفی شده است و جا دارد نسبت به معرفی چگونگی و ابعاد این عملیات غرور آفرین جهت هموطنان عزیز و نسل جوان اقدامات بیشتری صورت گیرد.
اولین عملیات غرور آفرین رزمندگان اسلام با بازپس گیری ارتفاعات میمک در سال ۱۳۵۹ در ایلام انجام شد.
پس از اشغال ارتفاعات استراتژیک میمک در جنوب ایلام توسط دشمن متجاوز، ایلات غیور، شجاع و پایبند به اهداف عالیه امام (ره)، انقلاب و رهبری، به عنوان صف شکنان در یک عملیات تهاجمی این ارتفاعات را آزاد کردند.
حماسه بزرگ فتح میمک که در نوزدهم دی ماه ۱۳۵۹ در راستای دفاع از دستاوردهای انقلاب به وقوع پیوست، نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی است.
به استناد تاریخ و اعتراف صریح دشمن، عملیات آزادسازی میمک سرنوشت جنگ را تعیین و اولین روزنه پیروزی در جبهه ها را آشکار ساخت.
با کسب این پیروزی، پیروزی های بزرگ و بزرگتر به رزمندگان اسلام نوید داده شد و طلسم شکست ناپذیری ارتش عراق درهم شکست.
دلیر مردان عشایر و ایلات بخصوص سلحشور مردان ایل خزل با نیروی انسانی و تجهیزات به مراتب کمتر از دشمن اما با اراده ای پولادین و تنها با توکل بر خداوند، با یاری رزمندگان سپاه و ارتش جمهوری اسلامی، شجاعانه به دشمن یورش برده و این منطقه استراتژیک را آزاد کردند.
« میمک » ارتفاعاتی در غرب ایران که دلیر مردان زیادی رفتند تا این تکه از موطن ایران ایستاده بماند و یادگاری باشد از روزگار شجاعت و انسانیت. منطقه میمک به دلیل بر خورداری از موقعیت با اهمیت نظامی، همواره مورد توجه عراقی ها بوده است. آنها از دیرباز با طرح ادعاهای واهی،حاکمیت بر منطقه میمک را خواستار بودند. در زمان رژیم طاغوت نیز این منطقه بارها شاهد درگیری های مرزی بین دو کشور ایران و عراق بوده است؛ دقیقاً به همین دلیل بود که این منطقه جزو اولین مناطقی قرار گرفت که مورد هجوم و اشغال نیروهای ارتش عراق واقع شد.
● میمک
ارتفاع لوبیایی شکل «میمک» در غرب استان ایلام واقع شده است و به دلیل نزدیکی اش با مرز ایران و عراق، یکی از نقاط سوق الجیشی و با اهمیت نظامی به شمار می رود. این ارتفاعات از دید و تیررس خوبی بر خوردار است و تسلط قابل توجهی بر بخش وسیعی از خاک عراق و مناطق مرزی دارد. منطقه میمک، از مناطق گرمسیری استان ایلام است و چندان درختی در آنجا نمی روید. پوشش گیاهی آن را علف ، بوته های گون،درختچه هایی با نام محلی «خلف»، وایم، خوشک، شور وغیر آن تشکیل می دهند و یکی از مکان های مهم برای قشلاق دامداران محسوب می شود. میمک دارای شیارها و پستی و بلندی های گوناگون بوده و خاک برخی مناطق آن رسی و یا رملی است.
تنگه استراتژیک «بینا» در شمال غرب میمک و در بین ارتفاع بسیار مهم «چکر» واقع شده است. طول این تنگه بیش از ۵ کیلومتر به موازات تنگه «بینا» و درغرب آن واقع شده است و جاده مواصلاتی حلاله گنجوان از این تنگه می گذرد.
● اشغال میمک
اوایل شهریورماه۱۳۵۹ تجمع انبوه نظامیان عراق، نوع آرایش و صف آرایی آنان در مقابل بخش شمالی و میانی استان ایلام، حکایت از هجوم گسترده به این استان داشت. دوازده روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، در تاریخ ۱۹ شهریور۱۳۵۹ نیروهای بعثی عراق وارد استان ایلام شدند و به منطقه میمک حمله کردند. آنها ابتدا پاسگاه مرزی «حلاله» و «نی خزر» را که از میمک محافظت می کردند به اشغال درآورده، اما برای تصرف ارتفاعات میمک با مقاومت نیروهای ایرانی مستقر در منطقه یک هفته معطل شدند.
عملیات آزادسازی میمک از افتخارات مردم ایلام بویژه ایل بزرگ خزل است که در اوایل جنگ تحمیلی صورت گرفت.این عملیات در سطح کشور کمتر معرفی شده است و جا دارد نسبت به معرفی چگونگی و ابعاد این عملیات غرور آفرین جهت هموطنان عزیز و نسل جوان اقدامات بیشتری صورت گیرد.
پس از تصرف میمک و پاسگاه های حومه مهران و دهلران وزیر دفاع صدام به طور رسمی اعلام کرد: نیروهای مسلح عراق به مرزهای بین المللی رسیده اند و اختلافات ارضی خود را با ایران عملاً حل کردند.»
با اشغال این منطقه معبر وصولی «صالح آباد سرنی» به طرف خط مرزی مورد تهدید نیروهای عراقی قرار گرفت و در نتیجه محور ایلام، صالح آباد و مهران به طور جدی نا امن شد.
هنگامی که ارتش عراق با نیرویی به استعداد یک تیپ پیاده، به منطقه میمک حمله کرد، نیروهای مدافع ایران را در آن ارتفاعات فقط یک گروهان مکانیزه و یک گروهان تانک تشکیل می داد که به صورت دسته و گروه، برای تقویت پاسگاه مرزی به کار گرفته شده بودند به عبارت دیگر استعداد رزمی نیروهای خودی کمتر از یک گروهان رزمی بود به همین سبب، عراقی ها موفق شدند ارتفاعات میمک را اشغال کنند و معابر وصولی به آن را که از شمال به جنوب، شامل تنگه بیجار، بینا و معبر اصلی صالح آباد سرنی بود، سد کنند.
بلافاصله بعد از آگاهی از اشغال میمک به لشکر۸۱ زرهی کرمانشاه دستور داده شد به هر نحو مقدور، معابر وصولی از میمک به طرف داخل سرزمین ایران بویژه سرنی صالح آباد را تأمین کنند. همچنین قوای انقلابی متشکل از نیروهای عشایر، سپاه و بسیج به فرماندهی سپاه منطقه۷ و تیم هایی از هوانیروز ارتش که در مناطق مختلفی از این جبهه مستقر شده بودند کوشیدند تا آرایش خطوط را کامل کنند و از ادامه پیشروی نیروهای دشمن از دشت «لیک» به طرف شرق جلوگیری شود.
لشکر۸۱ اجرای عملیات محوله را به تیپ زرهی خود سپرد؛ اما قبل از آغاز حمله تهاجم عمومی ارتش عراق در ۳۰ شهریور۵۹ آغاز شد.
● اولین ضدحمله سربازان اسلام به میمک
اولین پاتک نیروهای ایرانی در ساعت پنج و پنجاه دقیقه دوم مهرماه سال۵۹ در منطقه میمک به اجرا درآمد. در آن شرایط عدم موفقیت این عملیات اجتناب ناپذیر بود. با این وجود نیروهای ایرانی توانستند ۲۵نفر از افراد دشمن را به اسارت بگیرند و تلفاتی نیز به آنان وارد سازند. مهمتر این که حضور خود را در معابر نفوذی شرق میمک به دشمن نشان دهند و آمادگی خود را برای دفاع از این منطقه اعلام کنند.
بی تردید یکی از عواملی که باعث شد پیشروی ارتش عراق در منطقه میمک متوقف شود تلاش های بی وقفه خلبانان هوانیروز بود. آنها شجاعانه در میان ارتفاعات پرواز می کردند و نفرات و تجهیزات بعثی ها را یکی پس از دیگری به آتش می کشیدند.
● شهادت احمد کشوری
آنچه نام هوانیروز را برای همیشه با منطقه میمک همراه ساخت، شهادت سرلشکر خلبان احمد کشوری بود. او که پس از پیروزی انقلاب و در غائله کردستان، همراه با علی اکبر شیرودی حماسه آفرید و با آغاز جنگ تحمیلی نامی آشنا برای آسمان های مرزی کشور بود، بالاخره در تاریخ ۱۵ آذر۵۹ از منطقه میمک به آسمان پرواز کرد: «ساعت۹ صبح از طریق رادیو اعلام کردند دو فروند هواپیمای عراقی از نوع میگ ۲۱ و ۲۳ در منطقه و در مسیر پرواز، مشغول عملیات هستند و از ما خواستند هر چه سریعتر خود را پنهان کرده و تا اطلاع ثانوی موتور هلیکوپترها را خاموش کنیم؛ اما برای انجام این دستور زمانی نداشتیم زیرا هواپیماهای عراقی بالای سرمان مشغول پرواز بودند.
بلافاصله احمد [کشوری] از هلیکوپترهای دیگر خواست تا منطقه را ترک کنند و به من گفت تا مواظب هواپیماهای دشمن باشیم. قصدش این بود تا با سرگرم کردن خلبان های عراقی فرصت فرار را برای هلیکوپترهای دیگر مهیا سازد و در همان حال به من گفت: کار سختی در پیش داریم یا آنها را منهدم می کنیم یا به شهادت می رسیم، با تعداد سه فروند راکت و مقدار فشنگ باقی مانده جواب حملات هواپیما را دادیم، اما هر دو می دانستیم با کمبود مهمات قادر به ادامه دفاع یا حمله نیستیم. احمد هم خیلی خونسرد عمل می کرد و در هر دور گردش می خواست تا با شلیک توپ ها به سوی هواپیماها آنها را به سوی خودمان بکشاند راکت های پرتاب شده آنها در اطرافمان به زمین می خورد که ناگهان یکی از هواپیماها به سویمان حمله ور شد. انگشتم را به روی سوییچ توپ ها گذاشتم و آماده شلیک شدم که هلیکوپتر تکان شدیدی خورد و دیگر چیزی نفهمیدم.
کلاه پرواز را از روی سرم برداشتم. درد سنگینی سرم را فرا گرفت. چشم هایم باز نمی شدند. آفتاب صورتم را گرفته بود و می سوزاند. صدای انفجارها و موج آنها نشان می داد هنوز زیرا آتش سنگین عراقی ها هستیم. تلاش کردم و کورکورانه به دنبال مسیر خروج از هلیکوپتر بیرون آمدم. قبل از خروج چندبار احمد را صدا کرد اما جوابی نداد وقتی چشم هایم را داخل بیمارستان کرمانشاه باز کردم شیرودی را بالای سرم دیدم. صورتم کاملاً باند پیچی شده و دست راستم هنوز درد می کرد. حسی درون پای راستم نداشتم. از او سراغ کشوری را گرفتم. سرش را نزدیک صورتم آورد و بدون جواب به سؤالم با چشمان گریان گفت: «الآن تو را می برند تهران نگران نباش.»
روز اول نبرد میمک در حالی به پایان رسید که در قسمت شمالی جبهه موقعیت نیروها بسیار خوب بود و یگان های عمل کننده موفق شده بودند قسمت بیشتر ارتفاعات میمک را از اشغال دشمن آزاد سازند.
در روز دوم نبرد میمک توپخانه دشمن به شدت فعال شد و منطقه نبرد را زیر آتش گرفت.
در این روز، برای نخستین بار، آثاری از استعمال گلوله های گاز سمی شیمیایی به وسیله نیروهای عراقی در منطقه سد کنجان چم مشاهده شد.
وقتی در بیمارستان تهران چشم باز کردم مادر کشوری و همسرش را دیدم هر دو دلداری ام می دادند. وقتی پرسیدم احمد کجاست؟ تنها شنیدم که مادرش گفت: «احمد به دیدار خدا رفت.»
● ۱۹دی ماه ۵۹عملیات ضربت ذوالفقار
اولین طرح عملیاتی لشکر ۸۱ زرهی در نهم آذر تهیه و آماده اجرا شد. در این طرح مسئولیت عملیات قسمت جنوبی منطقه لشکر ۸۱ از سد «کنجان چم» در شمال مهران تا جنوب سومار، به تیپ یک زرهی لشکر واگذار شد که شامل منطقه اشغال شده «میمک» هم می شد. در این منطقه نیروهای متجاوز عراق در ارتفاعات «میمک» و شمال آن تا سومار حدود پانزده کیلومتر در داخل خاک ایران پیشروی کرده و در سلسله ارتفاعات صعب العبور شمال و شرق دشت «لیک» متوقف شده بودند، اما در قسمت جنوبی منطقه قسمتی از ارتفاعات مرزی در حوالی پاسگاه های «کانی سخت»، «شور شیرین» در دست نیروهای ایرانی باقی مانده بود، در قسمت جنوبی نیز نیروهای عراقی، دشت مهران وارتفاعات غربی سد کنجان چم را اشغال کرده بودند. با توجه به برآوردهایی که توسط فرماندهان صورت گرفت «میمک» به عنوان هدف اصلی تیپ یک لشکر ۸۱ زرهی انتخاب شد.
به این ترتیب مرحله طرح ریزی برای اجرای عملیات در منطقه غرب صالح آباد و شمال مهران در ۲۲ آذر۵۹ پایان یافت. نیروهای تیپ، ضمن اجرای مأموریت پدافندی اقدامات آمادگی را برای اجرای عملیات آغاز کردند از جمله این اقدامات، سازماندهی اجرای تمرینات عملی در مناطق مشابه منطقه حمله بود.
این تمرینات به صورت جدی، حدود یک ماه در حوالی آبادی «گنجوان» صورت گرفت تا این که زمان حمله برای ساعت شش و بیست دقیقه ۱۹ دی ۵۹ تعیین شد.
در تاریخ مقرر، عملیات ضربت ذوالفقار با کلمه رمز «یا الله» آغاز شد. در ساعت اولیه حمله، پیشروی نیروهای ایرانی خوب بود و شواهد نشان از غافلگیری دشمن می داد.
پیش از شروع عملیات و شب قبل از آن حرکت از «سرنی» آغاز شد. رزمندگان از نقاط مختلف خود را به ارتفاعات «میمک» رساندند. آنها با پشت سر گذاشتن مشکلات فراوان و راهپیمایی طاقت فرسا توانستند در محل پیش بینی شده مستقر شوند. در ساعت اولیه بعدازظهر حملات هوایی و هلیکوپترهای دشمن و آتش توپخانه آنها خیلی شدید شد. در آن روز برتری هوایی با دشمن بود و هواپیماهای ایرانی نتوانستند مانع ورود هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن به منطقه نبرد شوند.
شب اما به گونه ای دیگر بود. سکوتی وحشتناک همه جا را فرا گرفته بود. فقط هر از چند گاهی صدای شلیک گلوله ای سکوت را درهم می شکست. نیروهای خودی به دو دسته عمده تقسیم شدند. بیشتر نیروها در جنوب «میمک» و گروه دیگر در شمال آن مستقر شدند که فاصله نسبتاً زیادی با هم داشتند.
قبل از حرکت نیروهای اسلام به ارتفاعات میمک ساعت حمله شش صبح تعیین شد، آن لحظه تاریخی نزدیک می شد. نیروهایی که در شمال میمک مستقر شده بودند در اثر یک اشتباه زمان حمله را پنج بامداد تلقی کرده و عملیات را شروع کردند.
آنان باشعار الله اکبر و شعارهای محلی عملیات را شروع کردند و در همان لحظات اولیه ضربات سهمگینی را بر پیکر دشمن وارد آوردند. اما عراقی ها با داشتن بیشترین تجهیزات جنگی شکست اولیه را جبران کرده و نیروهای خودی را به عقب راندند.
در حالی که عملیات تیپ یک، در شرف موفقیت نهایی بود و تمام گردان ها به منطقه هدف خود رسیده بودند، فشار دشمن در شمال منطقه نبرد، یکی از گردان ها را مجبور به عقب نشینی کرد.
سرانجام با تلاش فراوان نیروهای ایرانی، دشمن در قسمت عمده این منطقه منهدم یا به سمت غرب عقب نشست. با آغاز تاریکی شب به یگان های تیپ دستور داده شد در مناطق آزاد شده پدافند کنند و اقدامات لازم را برای تحکیم مواضع انجام دهند.
روز اول نبرد میمک در حالی به پایان رسید که در قسمت شمالی جبهه موقعیت نیروها بسیار خوب بود و یگان های عمل کننده موفق شده بودند قسمت بیشتر ارتفاعات میمک را از اشغال دشمن آزاد سازند.
در روز دوم نبرد میمک توپخانه دشمن به شدت فعال شد و منطقه نبرد را زیر آتش گرفت.
در این روز، برای نخستین بار، آثاری از استعمال گلوله های گاز سمی شیمیایی به وسیله نیروهای عراقی در منطقه سد کنجان چم مشاهده شد.
در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار، در گزارش این عملیات در مورد استفاده دشمن از سلاح های شیمیایی چنین آمده است:
«با شروع جنگ تحمیلی و تهاجم سراسری رژیم بعث به مرزهای آبی، خاکی و اعمال انواع جنایت ها و ظلم و وحشیگری که چهره سیاه و ننگین صدام و جنایتکاران سیاسی و نظامی عراق را سیاهتر و ننگین تر کرد، رژیم بعث عراق با مشورت و نظارت کارشناسان عالی رتبه دولت های استکباری در تاریخ ۵۹ /۱۰ /۲۳ مبادرت به کاربرد آزمایشی و سنجشی تأثیر آنها بر رزمندگان در محورهای حلاله و منطقه عمومی میمک کرد.»
در ادامه نبرد رزمندگان تلاش کردند تمام منطقه هدف تعیین شده را از وجود دشمن پاک کنند و حداقل پاسگاه های حلاله و نی خزر را در غرب ارتفاعات میمک تأمین کنند. منطقه میمک برای ارتش عراق از جنبه های مختلف حائزاهمیت ویژه بود.
اصولاً یکی از بهانه های عمده عراق برای آغاز جنگ تحمیلی، اشغال این منطقه بود.
عراقی ها این منطقه را «سیف سعد» نامیده و به لحاظ اهمیت موضوع، یک گردان مستقل تانک را نیز به نام سیف سعد نامگذاری کرده بودند. برای همین حکومت عراق از دست دادن این منطقه را شکستی خفت بار برای خود می دانست.
برای تصرف مجدد میمک در روز سوم نیروهای عراقی از جناح شمال غربی پاتک دیگری را اجرا کردند. در این روز نیروهای دوطرف، سنگر به سنگر با هم جنگیدند. دشمن تلاش کرد از سمت چپ وارد ارتفاعات میمک شود. نیروهای عراقی علاوه بر این حمله، جبهه ای را در جناح شمالی میمک در حومه رودخانه تلخاب و تنگه بیجار گشودند.
فشار دشمن هر لحظه شدیدتر می شد و آتش سنگین توپخانه، عرصه را بر رزمندگان تنگ کرده بود؛ با این حال فرمانده گردان۱۹۵ گزارش داد: «پرچم ایران بر فراز بلندترین قله میمک برافراشته شد.»
اما دشمن برای بازپس گرفتن میمک تردید نداشت. برای همین با وجود عقب نشینی، آتش توپخانه خود را برسر واحدهای پیاده ریخت؛ اما این تلاش نیز راه به جایی نبرد و آخرین تلاش های دشمن با شکست مواجه شد و بالاخره پس از چند روز نبرد سنگین، در روز ۲۲ دی ۵۹ حالت پدافندی در منطقه برقرار شد.
عملیات میمک گرچه در مقیاس جنگ تحمیلی بین دو ارتش و در طول جبهه ای به عرض بیش از هزار کیلومتر عملیات محدودی بود و منطقه ای که از مناطق اشغال شده منطقه ای کوچک محسوب می شد اما اثرات روانی این پیروزی بیشتر از جنبه های ارضی آن بود. زیرا این عملیات نخستین حمله موفقیت آمیز نیروهای ایرانی در یکی از حساس ترین مناطق نبرد از نظر حکومت عراق صورت گرفته بود.

خلاصه گزارش عملیات

جبهه : غرب موقعیت : غرب صالح آباد

تاریخ : ۱۹/۱۰ تا ۲۰/۱۱/۱۳۵۹
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : ارتش سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر : ایران : ۶ گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
عراق : ۹ گردان پیاده ، زرهی و مکانیزه
هدف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات میمک
تلفات انسانی عراق : ۲۱۶۴ نفر

نقشه عملیات

ظفر۱(ایذایی)

عملیات ایذایی ظفر ۱
این عملیات یک روزه در جزایر مجنون با هدف انهدام بخشی از نیروهای دشمن در منطقه اروند رود در هفتم خرداد ۶۴ انجام شد.

خلاصه گزارش عملیات

نام عملیات : ظفر ۱
زمان اجرا : ۷/۳/۱۳۶۴
مدت اجرا : ۱ روز
مکان اجرا : جزیره مینو
ارگانهای عمل کننده : تکاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران
اهداف عملیات : انهدام بخشی از نیروهای دشمن در منطقه اروند رود نقشه عملیات

ظفر۱(نامنظم)

عملیات‌ ظفر ۱ (نامنظم)

آزادی‌ شهر «کانی‌ ماسی» در منطقه عمومی کردستان عراق

یکی‌ دیگر از عملیات‌های‌ نامنظم‌ در سال‌۱۳۶۶ که‌ توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و با هدایت‌ و فرماندهی‌ قرارگاه‌ «رمضان» و همکاری‌ معارضان‌ کرد عراقی‌ به‌ اجرا درآمد، عملیات‌ «ظفر۱» در منطقه‌ عملیاتی‌ استان‌ «دهوک» و استان‌ «سلیمانیه» کردستان‌ عراق‌ بود. این‌ عملیات‌ در روز۲۷ شهریور ماه‌۱۳۶۶ در گستره‌ای‌ به‌ وسعت‌۳۰ کیلومتر مربع‌ و در عمق‌۲۰۰ کیلومتری‌ خاک‌ عراق‌ انجام‌ شد.

نیروهای‌ خودی‌ ضمن‌ انهدام‌ مراکز نظامی‌ دشمن، شهر «کانی‌ ماسی» از توابع‌ فرمانداری‌ «عمادیه» را آزاد کرده‌ و۶۰ پایگاه‌ حفاظتی‌ دشمن‌ در اطراف‌ این‌ شهر و محور ارتباطی‌ «باتوفه» و «زاخو» را از میان‌ بردند. همچنین‌ مراکز گردان‌ مستقر در منطقه‌ از تیپ‌ «بیگاره» ارتش‌ دشمن، پایگاه‌های‌ حفاظتی‌ دشمن‌ در منطقه‌ «گیله‌ زرده» سلیمانیه‌ و مقر گردان‌۱۹ خفیفه‌ متلاشی‌ شده‌ و ده‌ها دستگاه‌ تانک‌ و نفربر، شماری‌ خودرو، انواع‌ سلاح‌ سبک‌ و نیمه‌ سنگین‌ و چندین‌ انبار مهمات‌ نابود گردید. شمار کشته، زخمی‌ و اسرای‌ دشمن‌ در این‌ عملیات‌۱۵۰۰ نفر گزارش‌ شده‌ است.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر ۱ (نامنظم)

زمان‌ اجرا: ۲۷/۶/۱۳۶۶

تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر) : ۱۵۰۰

مکان‌ اجرا: منطقه‌ عملیاتی‌ دهوک‌ در استان‌ سلیمانیه‌ عراق‌ – محور شمالی‌ جنگ‌

ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزی‌ رمضان‌ و معارضان‌ کرد عراق‌

اهداف‌ عملیات: انهدام‌ مراکز نظامی‌ دشمن‌ در شهر کانی‌ماسی‌ از توابع‌ فرمانداری‌ عمادیه‌ عراق‌

نقشه عملیات

ظفر۲(نامنظم)

عملیات ظفر ۲ (نامنظم)
این عملیات در تاریخ ۶۶/۷/۱۲ با رمز مبارک «لبیک یا حسین(ع)» در منطقه عملیاتی شهر کفری از استان کرکوک،‌ به منظور پاسخ‌گویی به شرارت‌های رژیم بعث در بمباران شیمیایی و ویران ساختن روستاهای کردنشین استان‌های شمالی عراق و نیز با هدف انهدام تأسیسات نظامی و اقتصادی عراق آغاز شد.رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشکل از نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و لشکر ۹ ، در نخستین ساعات عملیات، سلسله ارتفاعات مهم کفری داغ را پس از انهدام نیروهای دشمن تحت کنترل وتصرف خود درمی‌آورند.

رزمندگان لشکر ۹ بدر با یک مانور پرتحرک، پس از وارد آوردن تلفات و خسارات سنگین، قرارگاه‌های دشمن را به تصرف درمی‌آورند و مقدار قابل توجهی از وسایل جنگی را به غنیمت می‌گیرند که بدین ترتیب مقدمه انهدام تأسیسات شهر کفری فراهم می‌شود.

دشمن پس از متحمل شدن ۳۰۰ کشته و زخمی، تلاش می‌کند تا از ادامه پیشروی قوای اسلام پیش‌گیری به عمل آورد که با حمله نیروهای اسلام این تلاش‌ها ناکام می‌ماند و پایگاه‌های پلیس و دژبانی اطراف شهر کفری نیز به کنترل رزمندگان مسلمان درمی‌آیند.

رزمندگان اسلام در ادامه عملیات، جاده‌های مهم کفری ـ بغداد و کرکوک خانقین ـ تکریت را به کنترل کامل خود در‌می‌آورند که زمینه ورود آن‌ها به شهر فراهم می‌شود. با درهم کوبیدن نیروهای باقی‌مانده دشمن، تأسیسات نظامی و اقتصادی شهر،‌ از جمله ساختمان سازمان امنیت،‌ ساختمان حزب بعث عراق و نیروگاه برق به آتش کشیده می‌شوند و ساختمان فرمانداری پس از نبردی تن به تن منهدم می‌شود و فرماندار این شهر نیز به هلاکت می‌رسد. با تداوم عملیات و پاک‌‌سازی مراکز مهم شهر، تعدادی از نیروهای نظامی و امنیتی شهر کشته و مجروح می‌شوند و تعدادی نیز از مهلکه می‌گریزند.

نتایج عملیات

تأسیسات منهدم شده دشمن:

کلیه پایگاه‌های دشمن در ارتفاعات کفری داغ.
ساختمان‌های سازمان امنیت،‌ فرمانداری، حزب بعث، شهرداری، پست و تلگراف، شعبه بانک رافدین،‌ نیروگاه برق،‌ یک کارخانه، پادگان نیروی جیش‌الشعبی و پمپ بنزین شهر کفری عراق.

تجهیزات منهدم شده دشمن:

ده‌ها دستگاه تانک و نفربر.
تعدادی خودرو نظامی.
ده‌ها قبضه سلاح نیمه سنگین.

غنایم:
تعداد زیادی سلاح سبک و نیمه‌سنگین.


دوازدهم مهرماه آغاز عملیات ظفر ۲ با رمز لبیک یاحسین

درچنین روزی در سال۱۳۶۶هجری شمسی عملیات ظفر ۲ از جمله عملیات های برون مرزی در استان کرکوک عراق انجام گرفت .
این عملیات با رمز { لبیک یا حسین } در استان کرکوک- منطقه عملیاتی شهر کفری وبا فرماندهی قرارگاه رمضان آغاز گردید.
این عملیات از نوع ایذایی وبه منظور پاسخگویی به شرارتهای رژیم بعث عراق در بمباران شیمیائی و ویران ساختن روستاهای کردنشین استانهای شمالی عراق و نیز با هدف انهدام تاسیسات نظامی و اقتصادی دشمن صورت گرفت .

در این عملیات که با شرکت نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ولشکر ۹ سپاه بدر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق اجرا شد در نخستین ساعات ، ارتفاعات کفری داغ که حد فاصل استان های کرکوک و سلیمانیه و دیاله واقع است به تصرف نیروهای ما در آمد. در ادامه ، جاده های مهم کفری – بغداد و کرکوک – خانقین – تکریت در کنترل کامل نیروهای خودی در آمد .
در این عملیات خسارات سنگینی به ساختمان ها و تاسیسات مهم دشمن وارد آمد ازجمله : انهدام ساختمان های سازمان امنیت ، ارگان حزب بعث ، فرمانداری ، شهرداری و اداره پست و تلگراف شهر کفری ، ، شعبه بانک رافدین و … .
همچنین در این عملیات نیروگاه برق شهر کفری و پمپ بنزین شهر به آتش کشیده شد و پادگان جیش الشعبی به تصرف نیروهای خودی در آمد .در این عملیات پیروز ده ها تانک و نفربر و تعداد زیادی خودرو و ده ها قبضه سلاح سبک و سنگین منهدم شد و همچنین قریب ۵۰۰ نفر از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند .

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر۲ (نامنظم)
زمان‌ اجرا: ۱۲/۷/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر): ۵۰۰
رمز عملیات: لبیک‌ یا حسین (ع)
مکان‌ اجرا: شهر کفری‌ داغ‌ در استان‌ کرکوک‌ عراق‌ – عقبه‌ جبهه‌ شمالی‌ دشمن‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در قرارگاه‌ رمضان‌ و معارضان‌ کرد عراق‌
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ مراکز استراتژیک‌ و توان‌ رزمی‌ و پشتیبانی‌ نظامی‌ دشمن

نقشه عملیات

ظفر۳

عملیات ظفر۳

عملیات ظفر ۳ به دو طریق نامنظم و ایذایی انجام شد:عملیات نامنظم ظفر ۳
همکاری‌ بزرگ‌ با معارضان‌ کرد عراقی‌قرارگاه‌ «رمضان» نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در تاریخ‌۲۵ آبان‌ ماه‌ سال‌۶۶ عملیات‌ نامنظم‌ ظفر۳ را به‌ منظور انهدام‌ مراکز نظامی‌ و تأسیسات‌ اقتصادی‌ دشمن‌ در عمق‌ جبهه‌ شمالی‌ دشمن‌ طرح‌ریزی‌ و اجرا کرد. این‌ عملیات‌ در منطقه‌ عملیاتی‌ «دربندیخان» واقع‌ در جنوب‌ استان‌ «سلیمانیه» و بخش‌ «سنگاو» از استان‌ کرکوک‌ و با رمز «یا رسول‌ الله» آغاز شد.

طی‌ این‌ عملیات، شماری‌ از پایگاه‌ها و تأسیسات‌ و سلاح‌هاو ادوات‌ دشمن‌ به‌ این‌ شرح‌ در منطقه‌ منهدم‌ گردید:

– مرکز پشتیبانی‌ و مقر فرماندهی‌ لشکر۳۶ پیاده.
– تأسیسات‌ نیروگاه‌ سد دربندیخان.
– پایگاه‌ حفاظتی‌ دشمن‌ در اطراف‌ دربندیخان.
– کنترل‌ موقت‌ جاده‌ سلیمانیه‌
– بغداد در منطقه‌ «بانی‌ خلال».
– ۱۰۵ دستگاه‌ انواع‌ خودرو نظامی‌
– یک‌ فروند چرخبال.
– چندین‌ دستگاه‌ تانک‌ و نفربر.

همچنین‌ تعداد۷۵۰ تن‌ از نیروهای‌ دشمن‌ کشته، زخمی‌ و اسیر شدند.

در عملیات‌ ظفر۳ که‌ با همکاری‌ معارضان‌ کرد عراقی‌ به‌ انجام‌ رسید، مقدار فراوانی‌ سلاح‌ و مهمات‌ به‌ غنیمت‌ نیروهای‌ خودی‌ درآمد.

یورش دلاورانه به ستون های دشمن

یکی از عملیات های نامنظم دوران دفاع مقدس که با همکاری معارضان کرد عراقی صورت گرفت، عملیات ظفر ۳ در ۲۵ آبان سال ۶۶ بوده است.

این عملیات هر چند به صورت نامنظم ( کوچک و غیر گسترده) در منطقه ای به وسعت دربندیخان در جنوب استان سلیمانیه اجرا شد اما دستاوردهای بزرگی برای کشور در بر داشته است.

این عملیات را قرارگاه ˈرمضانˈ نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر عهده داشت و هدف از آن نیز انهدام مراکز نظامی و تأسیسات اقتصادی دشمن در عمق جبهه شمالی دشمن بود.

این عملیات در منطقه عملیاتی ˈدربندیخانˈ واقع در جنوب استان ˈسلیمانیهˈو بخش ˈسنگاوˈ از استان کرکوک و با رمز ˈیا رسول اللهˈ آغاز شد.

طی این عملیات، مرکز پشتیبانی و مقر فرماندهی لشکر ۳۶ پیاده، تأسیسات نیروگاه سد در بندیخان، پایگاه حفاظتی دشمن در اطراف دربندیخان و منطقه ˈبانی خلالˈ در بغداد منهدم شد.

در این عملیات ۱۰۵ دستگاه انواع خودرو نظامی ، یک فروند چرخبال و چندین دستگاه تانک و نفربر به غنیمت نیروهای خودی در آمد.

در این عملیات ضمن کنترل موقت جاده سلیمانیه تعداد ۷۵۰ تن از نیروهای دشمن کشته، زخمی و اسیر شدند. دستاوردهای این عملیات روحیه مضاعفی به نیروهای ایرانی برای استمرار عملیات ها در جبهه ها بخشید.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر ۳ (نامنظم)

زمان‌ اجرا: ۲۵/۸/۱۳۶۶

تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر):۷۵۰

رمز عملیات: (یا رسول‌ الله)

مکان‌ اجرا: منطقه‌ عملیاتی‌ دربندیخان‌ در جنوب‌ استان‌ سلیمانیه‌ عراق‌

ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزی‌ رمضان‌ و معارضان‌ کرد عراق‌

اهداف‌ عملیات: حمله‌ به‌ مراکز نظامی‌ و تأسیسات‌ اقتصادی‌ دشمن

نقشه عملیات

عملیات ایذایی ظفر۳

ضربه به بخشی از نیروهای دشمن

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در ساعت ۱ بامداد ۷ تیرماه ۱۳۶۴ بمنظور ضربه زدن به بخشی از نیروهای دشمن در شمال غربی خط خودی – جبهه شمالی جنگ عملیات محدود و ضربتی ظفر ۳ را به اجرا گذاشت . در این یورش ۲۰ دستگاه خودرو ، ۱۲ زاغه مهمات و شماری از سنگرهای انفرادی و اجتماعی دشمن منهدم شد .

خلاصه گزارش عملیات :

نام عملیات : ظفر ۳ (ایذایی)
زمان اجرا : ۷/۴/۱۳۶۴
مکان اجرا : شمال غربی خط خودی – جبهه شمالی جنگ
ارگان های عمل کننده : نیروی‌ زمینی‌ ارتش جمهوری اسلامی ایران
اهداف عملیات : ضربه زدن به بخشی از نیروهای دشمن به صورت ضربتی و محدود

نقشه عملیات

ظفر۴

عملیات‌ ظفر ۴ (نامنظم)
قرارگاه‌ عملیاتی‌ و برون‌ مرزی‌ «رمضان» نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با همکاری‌ معارضان‌ کرد عراقی، در روز ۲۸ آبان‌ ماه ‌۱۳۶۶ عملیات‌ نامنظم‌ «ظفر۴» را در استان‌ «دهوک» کردستان‌ عراق‌ ترتیب‌ داد.در این‌ عملیات‌ که‌ در شمار سلسله‌ عملیات‌های‌ نامنظم‌ ظفر و در عمق‌ منتهی‌ الیه‌ جبهه‌ شمالی‌ دشمن‌ و با هدف‌ انهدام‌ تأسیسات‌ نظامی‌- اقتصادی‌ عراق‌ صورت‌ گرفت، نیروهای‌ خودی‌ با رمز «یا رسول‌ الله(ص)» به‌ مقر لشکر۱۱۹ پیاده‌ ارتش‌ عراق‌ مستقر در شهر دهوک‌ حمله‌ برده‌ و ضمن‌ انهدام‌ آن، به‌ تخریب‌ تأسیسات‌ انتقال‌ برق‌ سد این‌ شهر به‌ میزان‌۶۰ درصد و مرکز پست‌ و تلگراف، پمپ‌ بنزین، مقر پلیس‌ و مخابرات‌ به‌ میزان‌۴۰ درصد پرداختند.

همچنین‌ نیروهای‌ عمل‌ کننده‌ توانستند بامسدود کردن‌ موقت‌ راه‌ ترانزیتی‌ عراق‌- ترکیه،۱۰ پایگاه‌ حفاظتی‌ این‌ مسیر را منهدم‌ ساخته‌ و۴۰۰ کشته‌ و زخمی‌ از دشمن‌ بر جای‌ گذارند.

شرح عملیات :

عملیّات ظفر۴ در تاریخ ۲۸/۸/۶۶، با رمز مبارک «یا‌رسول‌الله(ص)» به تلافی شرارتهای رژیم عراق در بمباران مناطق غیرنظامی بویژه بیمارستان شهر دهوک و با هدف انهدام تأسیسات اقتصادی و نظامی دشمن در منطقه عملیّاتی استان دهوک آغاز می‌شود.

رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشکل از تکاوران گردان ویژه شهادت و مبارزین حزب دمکرات کردستان و پشتیبانی آتشباری پرحجم در عمق ۲۵۰ کیلومتری خاک عراق به مواضع نیروهای بعث یورش می‌برند و مقر تیپ ۱۱۹ پیاده مستقر در شهر دهوک که حفاظت و هدایت پایگاههای اطراف شهر را به عهده داشت، پس از کشته و زخمی ‌کردن ۳۰۰ نفر از دشمن به کلی منهدم می‌کنند. رزمندگان پس از ورود به شهر دهوک ساختمان پلیس و مرکز مخابرات آن را به میزان ۴۰ درصد منهدم می‌کنند. چهار کارخانه نیز که مایحتاج بعثیان را تأمین می‌کردند، دچار خسارات عمده می‌شوند. در جریان این عملیّات تأسیسات انتقال برق در ۶ کیلومتری شمال غربی شهر و یک پارک موتوری دشمن هدف قرار می‌گیرد و به آتش کشیده می‌شود. رزمندگان با مسدود کردن جاده ترانزیتی دهوک به ترکیه (به مدت ۹ ساعت) کامیونهای حامل سوخت را به آتش می‌کشند. با ادامه عملیّات، مرکز گردان حفاظت جاده بغداد ـ ترکیه گلوله‌باران و بر اثر آن ده پایگاه منهدم می‌شود و ۷۰ تن به هلاکت می‌رسند. مراکز اقتصادی شهر سهیل نیز از حملات رزمندگان مصون نمی‌دانند و متحمل خسارات زیادی می‌شوند.

نتایج عملیّات

انهدام مقر تیپ ۱۱۹ پیاده عراق مستقر در دهوک.
انهدام تأسیسات انتقال برق سدّ دهوک به میزان ۶۰ درصد.
انهدام ۱۰ پایگاه حفاظتی جادۀ بغداد ـ ترکیه.
انهدام مرکز پست و تلگراف، یک پمپ بنزین، مقر پلیس و مخابرات به میزان ۴۰ درصد.
مسدود کردن موقت جاده ترانزیتی عراق ـ ترکیه.
تعداد کشته و زخمی دشمن:بیش از ۴۰۰ نفر.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر ۴ (نامنظم)
زمان‌ اجرا: ۲۸/۸/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌ (کشته‌ و زخمی):۴۰۰
رمز عملیات: یا رسول‌ الله (ص)
مکان‌ اجرا: استان‌ دهوک‌ عراق، ‌۲۵۰ کیلومتری‌ محور شمالی‌ جبهه‌ دشمن‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در قرارگاه‌ برون‌ مرزی‌ رمضان‌ و معارضان‌ کرد عراق‌
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ تأسیسات‌ نظامی‌ – اقتصادی‌ و تأسیسات‌ سد شهر کرکوک‌
دستاوردها: عملیات ظفر با انهدام تاسیسات نظامی و تاسیسات انتقال برق سددهوک و چند مرکز دولتی عراق به پایان رسید.

نقشه عملیات


عملیات‌ ظفر ۵ (نامنظم)
عملیّات ظفر ۵ در تاریخ ۲۲/۱۰/۶۶ با رمز مقدس «یا‌زهرا(س)» در عمق ۲۰۰ کیلومتری خاک عراق (استانهای کرکوک، دهوک و دیاله) با هدف انهدام مراکز نظامی دشمن شروع می‌شود.رزمندگان اسلام متشکل از تیپ مالک اشتر و گردان شهادت ـ که از مدتها قبل نزدیک مرز ترکیه و در میان کوهستان آماده حمله بودند ـ با همکاری حزب دمکرات کردستان عراق در نخستین ساعات بامداد از سه محور (عمادیّه دیرلوک، دیرلوک ـ شیلادیزه وکلاتی ـ دیرلوک) به مواضع دشمن یورش می‌برند.

رزمندگان اسلام در محور اول با هجوم به پایگاههای مستقر در اطراف شهر دیرلوک، واقع در استان دهوک، ضربات سهمگینی به دشمن وارد می‌آورند و کلیه راههای ارتباطی از جمله جاده مهم عمادیه ـ دیرلوک را قطع و هرگونه عکس‌العمل را از بعثیان سلب‌می‌کنند و پس از قلع و قمع ارتش عراق، پیروزمندانه وارد شهر دیرلوک می‌شوند. مراکز دولتی، نظامی، ساختمان استخبارات مرکز حزب بعث و بخشداری این شهر به آتش کشیده می‌شود و رزمندگان با حمله به پایگاههای مستقر بر کوههای مشرف به دیرلوک ۴ مقر گردان را تصرف می‌کنند و علاوه بر کشته و زخمی ‌کردن بیش از ۵۰۰ نفر از دشمن، تعداد ۲۶۰ تن از آنها را به اسارت در‌می‌آورند. همچنین ۳۶ پایگاه حفاظتی مشرف بر شهر را منهدم می‌کنند و تعداد ۷ دستگاه خودرو نظامی، یک دستگاه نفربر زرهی صدها قبضه سلاح سبک و نیمه‌سنگین را به غنیمت می‌گیرند.

رزمندگان عمل‌کننده در محور دوم، پایگاه مندلیه در ۷ کیلومتری شهر کرکوک در ۱۵۰ کیلومتری عمق خاک عراق را مورد حمله بی‌امان خود قرار‌«ی‌دهند و ضربات سختی در این محور به دشمن وارد می‌آورند. تکاوران تیپ ۷۵ ظفر و نیروهای حزب دمکرات کردستان عراق، در محور دوّم به گردان ۱۶ از تیپ ۲۲ حمله می‌کنند وعلاوه برکشته و مجروح کردن ۲۰۰ نفر از دشمن، ۸۰ نفر از آنها را نیز به اسارت می‌گیرند. همچنین چندین دستگاه تانک و نفربر، ۲۰ دستگاه کامیون و دیگر ادوات نظامی دشمن را در این محور منهدم می‌کنند.
نیروهای تحت امر قرارگاه رمضان در محور سوّم، همزمان با محور اوّل، مراکز فرماندهی، ستاد، ترابری مهندسی، مخابرات و دیگر مراکز لشکر ۲۱ عراق را واقع در منطقه «میدان» (استان دیاله) به میزان ۴۰ درصد منهدم می‌کنند. تعداد ۷ دستگاه لودر، ۲۶ دستگاه خودرو‌نظامی و یک انبار مهمات به آتش کشیده‌می‌شود و بیش از ۱۵۰ تن از افراد بعث به هلاکت می‌رسند.
تکاوران تیپ ۷۵ ظفر سپاه‌پاسداران و نیروهای حزب دمکرات کردستان (شاخه سلیمانیه)، در جریان یک کمین در محور سلیمانیه ـ کرکوک، ۳۰ تن دیگر را به هلاکت می‌رسانند و ۸ تن را به اسارت می‌گیرند.

مرحله‌ دوّم عملیّات ظفر ۵

مرحله دوم این عملیّات، در نخستین ساعات بامداد مورخ ۲۳/۱۰/۶۶ آغاز می‌شود و قوای اسلام باشنیدن رمز مبارک «یازهرا(س)» اقدام به پیشروی در محورهای دیرلوک ـ شیلادیزه و دیرلوک ـ عمادیّه می‌کنند. رزمندگان تحت امر قرارگاه در زیر بارش شدید برف، هجمه خود را در خطوط منتهی به شهر عمادیّه (در ۳۰ کیلومتری شهر دیرلوک) گسترش می‌دهند و خسارات و تلفات جدیدی را بر دشمن شکست خورده وارد می‌آورند و یک پل مواصلاتی را در این محور منهدم می‌کنند.
رزمندگان جان‌برکف در درگیری با نیرهای کماندویی عراق، ۷۰۰ تن از آنها را کشته وزخمی می‌کنند و عده‌ای را به اسارت در‌می‌آورند و در مسیر پیشروی، کلیه پایگاهها و پاسگاههای حفاظتی دشمن را نابود می‌کنند. همچنین قلعه مستحکم موسوم به کوائی را در ۱۰ کیلومتری عمادیّه به تصرف درمی‌اورند که نفرات آن کشته، زخمی و یا اسیر می‌شوند. شهر شیلادیزه نیز در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر دیرلوک، هدف تهاجم رزمندگان اسلام قرار می‌گیرد و نیروهای مشترک، طی نبردی سنگین بیش از ۴۰ پاسگاه و پایگاه دشمن را منهدم می‌کنند و بر ارتفاعات مشرف به شهر شیلادیزه مستقر می‌شوند. نیروهای هوایی عراق درحالی که نبردی سنگین در زمین جریان دارد، اقدام به حملات پراکنده می‌کند که یک فروند سوخو ۲۲ آنان هدف آتشبار ضدهوایی قرار می‌گیرد و خلبان آن به اسارت رزمندگان اسلام در‌می‌آید.

نفوذ به‌ عمق۲۰۰ کیلومتری‌ جبهه‌ دشمن‌

در طی‌ سال‌۱۳۶۶ قرارگاه‌ «رمضان» سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با اجرای‌ چند رشته‌ عملیات‌ پی‌درپی‌ و نفوذی، دشمن‌ را در محور شمالی‌ جبهه‌ جنگ‌ مضطر نموده‌ و توان‌ بالایی‌ از فرماندهان‌ ارتش‌ عراق‌ را به‌ محورهای‌ کوهستانی‌ کردستان‌ عراق‌ معطوف‌ کرد.

در این‌ میان، نقش‌ معارضان‌ کرد عراقی‌ بخوبی‌ کارگشا بود و همکاری‌ با ایشان، پیروزی‌های‌ فراوانی‌ را برای‌ ایجاد سر در گمی‌ دشمن‌ و بهره‌برداری‌ نیروهای‌ خودی‌ در خطوط‌ پدافندی‌ جبهه‌ شمالی‌ به‌ همراه‌ داشت. عملیات‌ ظفر۵ در همین‌ راستا و به‌ صورت‌ تهاجمی‌ و با اجرای‌ آتش‌ در شامگاه‌۲۲ دی‌ ماه‌۱۳۶۶ به‌ صورت‌ محدود و نامنظم‌ آغاز شد. نیروهای‌ خودی‌ با شنیدن‌ رمز «یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)» با نفوذ به‌ عمق‌۲۰۰ کیلومتری‌ در پشت‌ مواضع‌ دشمن، واقع‌ در استان‌های‌ «دهوک»، «کرکوک» و «دیاله» به‌ انهدام‌ چندین‌ مرکز نظامی‌ ارتش‌ عراق‌ پرداختند.

طی‌ این‌ عملیات‌ نیروهای‌ عمل‌ کننده‌ موفق‌ شدند۳۶ پایگاه‌ حفاظتی‌ دشمن‌ بر بلندی‌های‌ مشرف‌ بر شهر «دیرلوک»، مرکز فرماندهی‌ و ستاد ترابری‌- مهندسی‌ و مخابراتی‌ لشکر عراق، پایگاه‌ و پاسگاه‌های‌ دشمن‌ در مسیر شهرهای‌ «شیلادیزه» و «عمادیه» و مراکز دولتی‌ و نظامی‌ دشمن‌ از جمله‌ مرکز استخبارات‌ حزب‌ بعث‌ در منطقه‌ را منهدم‌ ساخته‌ و تعدادی‌ از تجهیزات‌ و ادوات‌ دشمن‌  را نابود سازند.

همچنین‌ در این‌ عملیات ‌۴ گردان‌ حفاظتی‌ شهر دیرلوک‌ عراق‌ متلاشی‌ شده‌ و ۲۰۰۰ تن‌ از نیروهای‌ دشمن‌ کشته‌ و زخمی‌ و اسیر شدند . ۳ دستگاه‌ نفربر زرهی، یک‌ قبضه‌ ضدهوایی، دو قبضه‌ خمپاره‌انداز، صدها قبضه‌ سلاح‌ سبک‌ و مقدار فراوانی‌ مهمات‌ دشمن‌ نیز به‌ دست‌ نیروهای‌ خودی‌ افتاد.

*******************

نزدیک صبح به یک پایگاه در کوه های قره داغ رسیدیم تعدادی از نیروهایمان از قبل در آنجا مستقر بودند با رسیدن ما چند ساعت بعد نیز مسئول منطقه برادر رجائی از مقر فرماندهی مالبند ۱ آمده بودند . گوئی در بعضی مسائل سیاسی اختلافی با رهبران کرد خصوصا با یه کتیها پیش آمده بود و بدین دلیل آنجا را تخلیه کرده بودند و به این پایگاه روی کوه های قره داغ آمده بودند کمی پایین تر از مقر ما مقر فرماندهی یکی از رهبران کرد منطقه ( فکر می کنم کاک احمد نام داشت ) که نام اصلی ایشان رضایی بود و بعد ها از فرماندهان ارشد حفاظت اطلاعات سپاه شدند .

در پایگاه تجهیزات رفاهی بسیار ناچیزی بود  . شب را کنار صخره ها خوابیدیم شال کمر کردی که چند متر بود و پارچه اش هم ضخیم بود زیر و رویم انداختم و به دلیل خستگی و کوفتگی بدنم خیلی سریع به خواب عمیق فرو رفتم . روز بعد کمی منطقه را وارسی کردم کوههای اطراف و موقعیت خودمان و مقداری نیز با بچه ها آشنا شدم و صحبت کردم همانطور که گفتم اکثرا بچه های مازنداران بودند تعدادی نیز از بچه های تهران و لرستان بین آنها بود .

روز بعد نزد برادر رجائی (رضا البته این نام مستعار بود ) رفتم . اولین برخوردمان جالب و خنده دار بود و تاکنون نیز هر وقت یادم می آید خنده ام می گیرد .ایشان جلوی اتاقک سنگی کوچکی که مقر فرماندهی بود ایستاده بود  و با برادر نوروزی از بچه های محله آذری تهران صحبت می کرد من که نزدیک شدم و می خواستم صحبت کنم یکباره ایشان با پارچها شروع به زدنم کرد . خصوصا روی شانه و پشت و تا حدی هم محکم می زد من خیلی گیج شدم خدایا یعنی چه این دیگر چه خوشامدگویی و رفتاری است  من خیلی شوخ بودم ولی کسی را که اصلا نشناسم و برای اولین بار اینطور جدی نمی زنم . این کار یک دقیقه ای ادامه داشت و بعد رتیل بزرگی به اندازه کف دست روی  زمین افتاد . تازه آنوقت متو.جه قضیه شدم روی بازوی من رتیل بزرگ و خطرناکی بوده و من متوجه نشته بودم . به محض مراجعه جهت صحبت برادر رجائی آن را دیده و نخواست به من هم بگوید که وحشت کنم و با لباسش آن را روی لباسهایم انداخت .

بعد از این ماجرا و کمی خوش و بش و احوالپرسی نامه حاج آقا مقدم را تحویل ایشان دادم ایشان مطالعه کرد و کمی مکث کرد و بعد جواب داد : شخصی که شما باید با او هماهنگ و همکاری کنید . فردا یا پس فردا به اینجا می آید باید صبر کنید ایشان بیاید و با ایشان هماهنگ کنید . یکی دو روز به استراحت و آشنایی با دوستان آنجا گذشت . بچه های مخلص و شجاعی بودند . چند نفرشان بچه روستا بودند و روحیه ای پاک و باصفا داشتند سعی کردم از هرکدام مطلبی یاد بگیرم خصوصا تخریب چی ها و بچه های اطلاعات  . درد پایم نیز کمی آرام گرفت . شب ها تا بالای ارتفاع می آمدم  و منظره شهرک هواپیما ( این اسمی بود که بچه ها روی آن گذاشته بودند  چون شب که چراغ های شهرک روشن می شد شبیه یک هواپیما بود ) را نگاه می کردم و تردد نیروهای عراقی را زیر نظر داشتم .
( در مناطق کوهستانی غرب و شما غرب عقرب رو رتیل و مار فراوان وجود داشت و برای نیروهای چریکی که شب در کوه و روی زمین می خوابیدند ، این یک مشکل جدی بود . )

توجیه منطقه

چند روز بعد بالاخره مسئول اطلاعات داخل آمد . نامش برادر حمزه بود . از اهالی شمال بود . شخصی حدودا ۳۰ الی ۳۵ ساله با قدی بلند و چار شانه آدم محتاط و با تجربه ای بود . بعد ها فهمیدم که قبلا مسئول اطلاعات منطقه مریوان بوده است . جوانی خوشرو و شاد به نام صالح همراه او بود . اهل اصفهان بود و با لجهه غلیظ صحبت می کرد . بعد ها با هر دویشان خیلی صمیمی شدم . بعد از صحبت با برادر رضا رجایی و مطالعه نامه حاج آقا مقدم ایشان کمی با من صحبت کرد و قرار شد از روزهای آینده همراه برادر حمزه توجیه منطقه و اهداف را شروع کنیم . اینطور که مشخص شده بود  قرار بود به زودی نیروهایی که از ایران آمده بودند همراه نیروهای حزب سوسیالیست کردستان عراق شاخه سلیمانیه ( نیروهای حاج محمود) عملیات مشترکی انجام دهند و قرار بود اهداف عمده ای که در منطقه وجود داشت بطور همزمان توسط توپهای دوربرد گلوله باران شوند و اهداف در دسترس مرزی نیز از داخل ایران توسط توپ ۱۳۰ م م و کاتیوشا مورد هدف قرار گیرند . من باید تا آماده شدن مقدمات به آشنایی اهداف و توجیه منطقه و راهها می پرداختم از روز بعد همراه برادر حمزه ( اسم مستعارشان بود ) و صالح و راهنمای  کرد به منطقه دشت شهرزور رفتیم این دشت از نظر جغرافیایی در جنوب شرقی سلیمانیه واقع است و شامل منطقه وسیعی می شود که شهر حلبچه نیز در داخل همین دشت واقع می شد . اهدافی که باید روی آنها کار می کردم حدودا هفت موقعیت و پادگان مختلف بود که هر کدام دارای حساسیتهایی بود .

از جمله اینکه اهداف پادگان بزرگی که مقر لجستیک و پشتیبانی سپاه یکم عراق بود در شمال اربت و پادگانهای کانی پانکه و چناق چیان که یک مرکز مخابراتی عظیم بود . بزرگترین مرکز مخابراتی و شنود در جبهه شمال ) که تردد عناصر منافقین ( پاترولهای سفید رنگ که عموما منافقین در داخل آن عراق با آن تردد می کردند ( جهت شنود در آنجا مشاهده می شد .
کانی پنکه نام روستایی بود که این پادگان در نزدیکی آن واقع بود. کانی که در کردی نام چشمه است و نام بسیاری از کوهها و مناطق و ترکیب با این کلمه حاصل می شوند مانند کانی مانگا – (چشمه گاو)
طبق اطلاعات واصله مستشاران روسی در آن مشغول به کار بودند و گفته می شد چندین طبقه زیر زمین بود در اطراف این مرکز چهار دکل بزرگ مخابراتی بود و اطراف پادگان نیز مقرهای نگهبانی بود . این مقر مورد محافظت شدید بود . روستاهای اطراف آن را نیز از سکنه تخلیه کرده بودند و خودروهای گشتی در اطراف پادگان گشت می زدند . یک پادگان بزرگ نیز در شمال غربی شهر اربت بود که تعداد بسیار زیادی نیروی عراقی آنجا حضور داشتند .

شناسایی اهداف

چند روز بعد برادر حمزه و صالح جهت کاری جدا شدند و من نیز همراه راهنمای کرد کاک عطا که آدم جالب و خونسرد و دنیا دیده ای بود و چهار نفر محافظ به دیدن منطقه و تردد در منطقه مشغول شدم . شبها در پایگاه های مربوط به کردها یا در پایگاه قره داغ می خوابیدم . در پایگاه های کردها نیز برخوردهای جالبی می دیدم . می دیدم چطور از سادگی و پایین بودن  سواد مردم مستضعف کردستان سوء استفاده شده است و می دیدم که همه گروه ها دارند با این مردم بازی می کنند .  چه دولت عراق که بلایی نبود که سر کردها نیاورد و چه حامیان کرد ، کمونیست ها ( شیوعی ها ) و یا سوسیالیست ها و یه کتی ها و دموکرات ها می دیدم که رهبران آزادیخواه کردها خود چیزی غیر از خان و خانزاده ها نبودند که بر سر قدرت دعوا داشتند .

سالی ۱۱ ماه رادر خارج از کشور و کشورهای اروپایی و آمریکا به سر می بردند و آنجا برای خودشان بساطی داشتند در حالی که مردم روستاهای کرد نشین داخل عراق مردمی مهربان و خونگرم و مهمان نواز بودند، مردمی که در کمال رنج و مشقت و با کمترین امکانات زندگی می کردند و در تحریم عراق به سر می بردند . خانه و کاشانه شان تخریب شده بود . در روستایی شاهد بودم کمونیست ها در مسجد روستا پایگاه زده بودند و عکس لنین و مارکس و علامت داس و چکش آویزان کرده بودند و جوانی را دیدم که آنجا نماز می خواند اهل تسنن بود . بعد از نماز چند لحظه ای با او صحبت می کردم . از او پرسیدم جزو کدام حزب است گفت حزب کمونیست ها (شیوعی ها ) تعجب کردم . گفتم : می دانی شیوعی ها چه میگویند و چه می خواهند . گفت : کمونیست یعنی مبارزه با صدام و آزادی کردستان و تشکیل کردستان ( گوره) بزرگ . گفتم  می دانی در مورد اسلام و پیامبر چه می گویند ؟ گفت نه . مگر چه می گویند ؟ کمی که برایش توضیح دادم باور نکرد گفت اشتباه می کنی اینطور نیست . بعد از کمی صحبت در کمال تعجب از او دور شدم می دیدم که چقدر از سادگی و سطح پایین سواد سوء استفاده کرده اند .

نمونه این بر خورد را چندین بار با اعضاء حزب سوسیالیت کردستان مشاهده کرده بودم بدون هیچ آشنایی با سوسیالیست عضو حزب بودند . تنها در یکی از پایگاهها که در دامنه شمالی قره داغ بود با دو نفر برخورد کردم که از تئوریسین های حزب بودند و چند ساعتی با آنها بحث کردم که البته کل بحث آنها این بود که ما بخاطر خلق و آنچه خلق می خواهد مبارزه می کنیم . و هر چه خلق بخواهند ما در آینده نیز همان را انجام خواهیم داد .
یک هفته ای به توجیه منطقه گذشت . بعد دوباره به پایگاه قره داغ برگشتم برادر رجایی جهت اموری برای چند روز از پایگاه رفت و یکی از برادران بنام برادر قاسمی که از اهالی بهشهر بود را به جای خود گذاشت چند روز بعد گروهی از برادران حزب الدعوه عراق که از بغداد آمده بودند . در مقر مهمان ما شدند . گویی از نیروهای اطلاعاتی این حزب بودند چون من قبلا مدت زیادی با برادران عرب زبان عراق هم سنگر بودم خیلی زود با آنها گرم شدم . من مدتی در جزایر شمالی مجنون و منطقه دریاچه ام النعاج ( بحیره ام النعاج ) با برادران اطلاعات شناسایی  لشکر ۹ بدر که عمدتا شامل مجاهدین عراقی بودند ؛ همسنگر بودم و بین آنها دوستان بسیار صمیمی داشتم و مقداری نیز زبان عربی با لهجه عراقی یاد گرفتم . بعد ها بعضی از آن دوستان از جمله ابومصطفی شهید شد و با بعضی شان نیز تا مدت ها مراوده داشتم . از جمله (ابوباقرازرقی) به هر حال مدتی با این دوستان صحبت کردم روز بعد نیز اتفاق جالبی افتاد . نیروهای ما پدر و پسر ایرانی عرب زبانی که از زندان بعثی ها در بصره فرار کرده بودند را در کوهها پیدا کردند و به پایگاه آوردند . ماجرای جالبی داشتند روز بعد که کمی استراحت کردند چگونگی فرار خود را توضیح دادند .

این پدر و پسر در جریان تجاوز عراق در اوایل جنگ به خرمشهر اسیر شده بوندند و در زندانی در شهر بصره زندانی بودند . به دلیل اینکه در بصره اقوام داشته اند و عرب زبان نیز بوده اند توانسته اند با خارج از زندان ارتباط برقرار کنند و به وسیله مخفی شدن در یک تانکر آبرسانی از زندان فرار کرده بودند . به کمک اقوامشان به بغداد آمده بودند و از آنجا به کرکوک و بعد طبق آدرسی که داشته اند به امام جماعت مسجدی در کرکوک مراجعه کرده و جریان را گفته بودند و از او جهت انتقال به ایران کمک خواسته بودند . او نیز به طور مخفیانه با یک قاچاقچی تماس می گیرد و ارتباطی بین این دو نفر و آن قاچاقچی بر قرار می کند که در مقابل گرفتن مقداری پول آنها را به ایران منتقل کند . آنها نیز پولی را که در بصره توسط اقوامشان تهیه شده بود به او می دهند . ولی قاچاقچی بی انصاف پول را می گیرد . و بعد از ساعتها پیاده روی آنها را در کوه های قره داغ داخل عراق رها می سازد و یکی از شهرک های عراق را نشان می دهد و می گوید آنجا ایران است بقیه راه را خودتان بروید .

خوشبختانه این اشخاص به نیروهای ما برخورده بودند و به مقر منتقل شدند پدر که پیرمردی با سن بالای ۶۰ سال بود و خیلی نحیف و لاغر شده بود ، به سختی راه می رفت . روزهای بعد چند نفر دیگر از مجاهدین عراقی نیز به مقر ما آمدند و من اکثر روزها استراحت می کردم و شبها را به شناسایی و گشت زنی در منطقه می پرداختم .
چند روز بعد نیز تعداد نیروهایمان که در مقر مالبند ۱ مستقر بودند به ما ملحق شذدند و آنجا  را تخلیه کردند . تعداد افراد در پایگاه داشت زیاد می شد و این مسئله مشکلاتی را از نظر تدارکات و برخوردهای شخصی ایجاد می کرد . کمی اختلاف بین بچه ها و مسئولین داشت بروز می کرد که البته از عوارض وضعیت روحبی و کمبود امکانات و شرایط سخت بود . دوری از خانواده و کشور و شرایط دشوار ایزوله و عدم تحرک باعث شده بود نیروها ناراضی و بهانه جو شوند . بین برادر قاسمی و نیروها داشت اختلاف جدی رخ می داد . چند روز بعد برادر رجایی نیز برگشت و مقداری اوضاع را آرام کرد .

شروع عملیات
رفت و آمد و صحبتهایی بین مسئولین با یکی از رهبران کرد که مقرش نزدیک مقر ما بود انجام می شد و نشان از نزدیک شدن عملیات مورد نظر نیروها بود . این عملیات ها از نوع ایذایی بود که هر چند مدت در منطقه انجام می شد . تا امنیت را از نیروهای عراقی بگیرد و روحیه ای نیز به مبارزان کرد بدهد . در این مورد خاص این عملیات همزمان با تهاجم آتش باری توپخانه دور برد ما به اهداف مورد نظر انجام می شد . قرار بر این شده بود که ابتدا قبل از عملیات مجاهدین عراقی عرب و سایر نیروهای غیر عملیاتی از منطقه خارج شدند و به ایران منتقل گردند . تعدادی از نیروها و مجاهدین عراقی و نیروهای اطلاعات از پایگاه قره داغ راه افتادیم و به طرف پایگاه اولیه در دشت حرکت کردیم در بین راه با یکی از نیروهای قرارگاه که از اهالی مشهد بود و مسئول تدارکات نیروها بود آشنا شدم و همچنین با برادر کریمی از اهالی شمال آشنا شدم . البته اکثر اوقات را با برادر حمزه و صالح می گذراندم .

برادر حمزه که متوجه زخم انگشتان پاهایم شده بود لطف زیادی به من نمود و در بین راه در یکی از روستاها یک جفت کفش مناسب ورزشی قهوه ای خیلی راحت برایم خریداری نمود . کم کم به پیاده روی عادت کرده بودم و مانند روزهای اول اذیت نمی شدم . در بین راه دوست مشهدی ام که مسئول تدارکات بود شکلات جنگی و سایر تدارکات را بین گروه تقسیم نمود .و من شکلاتهایم را به برادر کریمی که پشت سرم حرکت می کرد تعارف کردم و متوجه شدم به من بیشتر از سایرین شکلات داده است که به او تذکر دادم .
آنجا به سایر نیروهای خودمان و نیروهای کرد برخورد کردیم که داشتند آماده عملیات می شدند  تیم نیروهای اطلاعاتی نیز مشغول شناسایی اهداف و راهها و نیز بررسی میادین مین اطراف اهداف بودند یکی از برادران (برادرحسن ) مسئول تخریب و بررسی میادین مین بود . یک شب قرار شد نیروها آماده انتقال شوند پاسی از شب گذشته بود و دوستان که قرار بود به ایران بروند حرکت کردند . یک ساعتی از حرکت آنها نگذشته بود که دیدیم با وضع بسیار پریشانی برگشتند تقریبا همه شان چند ترکش خورده بودند . یکی از برادران مجاهد عراقی را دیدم که نیمی از بازویش با ترکش رفته بود و مقداری نیز از گوشت دست او آویزانبود .
کمی گذشت و سایرین نیز آمدند موضوع را پرسیدم گویی اینکه در هنگام عبور از کنار یکی از پایگاه های نیروهای دشمن اشتباها وارد میدان جدیدی شده بودند و چند مین والمر منفجر شده بود و اکثرا ترکش خورده بودند و من متوجه عدم حضور برادر کریمی شدم و از سایر اعضاء گروه پرسیدم کس دیگری همره شما بوده است که جا مانده باشد .آنها گفتند : آری دو نفر در میدان مین مانده اند یک نفر راهنمای اصلی کرد و دیگری یکی از نیروهای ما . یک نفر از افراد کرد و برادر حسن که اهل شمال بود همراه چند نفر دیگر آماده شدند و به محل انفجار رفتند . متاسفانه دشمن به دلیل انفجار مین حساس شده بود و تیر اندازی های پراکنده ای را شروع کرده بود و کار برادران را سخت کرده بود به زحمت توانسته بودند برادر کریمی که شدیدا زخمی شده بود را بوسیله یک نردبان کوچک به روستا منتقل کنند ولی پیکر راهنمای کرد که شهید شده بود در میدان مین ماند . برادر علی کریمی را به داخل اتاق منتقل کردند .

من و تعدادی از دوستان اطلاعات شروع کردیم  به بستن زخم ها وجای ترکش ها ابتدا با چای زخم را می شستیم و بعد با پارچه و باند روی زخم ها را می بستیم . تعداد زخم ها بسیار زیائ بود چون گویی مین که از نوع والمر جهنده بود تقریبا در ارتفاع یک متری زمین درست جلوی برادر کریمی منفجر شده بود از نوک پاها تا شانه و صورت او همه پر از ترکش بود زخم ها را می بستیم ولی یک زخم عمیق روی سینه نزدیک قلب داشت که ما را نا امید کرد . برادر کریمی که نیز درد شدیدی داشت . چون ما هیچ مسکنی نداشتیم . دائما ناله می کرد و آب می خواست . به دلیل زخمها و خونریزی به او آب نمی دادیم با لهجه مازندرانی برادر جمال را صدا کرد و درخواست آب کرد و نیز کمی صحبت کرد و بعد کم کم آرام شد . مدت زیادی نگذشت که یکی از برادران اطلاعات آئینه ای جلوی دهان برادر کریمی گذاشت و بعد درنور چراغ به آن آئینه نگاه کرد . اثری ا ز باز دم نفس روی آئینه نبود . بعد با اندوه از ما خواست برادر کریمی را به سوی قبله بخوابانیم .

با اینکه چند روزی از ماجرای دوستیمان بیشتر نمی گذشت و تا به حال نیز دوستان زیادی بر زانوی من شهید شده بودند ولی نمی دانم باز چرا شهادت این عزیرزان برایم سخت بود . روز بعد توسط کردها مذاکراتی با مسئولین محلی در خصوص تحویل جنازه پیرمرد راهنما انجام شد و قرار شد جنازه را تحویل دهند . کردها به دلایل قومی و ناسیونالیستی حتی کردهایی که با رژیم عراق همکاری داشتند باز هم هوای سایر کردها را داشتند و اکثرا در خیلی از موارد به آنها کمک می کردند . پیکر شهید کریمی نیز چند روزی ماند و بعد باقاطر به ایران منتقل شد . روزهای بعد بنا به دلایلی در تعقیب و گریز بودیم . نیروهای عراقی با امکانات و سلاح به روستاهای مجاور و روستایی که در آن بودیم هجوم آورد ه و ما نیز مجبور بودیم همراه سایر نیروها مکان را تخلیه کنیم و در جنگل ها به سر بریم چند تیم مختلف تشکیل شد من همراه سایر برادران اطلاعات بودم برادر مسعود ضیایی و رحمانی و حمزه و سایرین نیز با تیم ما بودند خود برادر رجایی نیز همراه تیم ما بود چند گوسفند در مقر داشتیم که آنها را هم با  خودمان بردیم روز بعد در کنار یک جنگل اطراق کردیم . یکی از برادران اطلاعات که از جبهه های کمیته ( لشکر ۲۸ روح ال.. ) بود بنام مجید عرب حلوایی که اهل شهر ری بود گوسفندها را ذبح کرد و غذایی درست کردیم .

در این روزها بنا به دلیل ضعف جسمی شدید مریض شده بودم و به سختی راه می رفتم و از طرفی به دلیل راهپیمایی طولانی مجددا پاهام زخم شده بود و خون به بیرون جوراب و کفش می زد با عنایت و توجه برادر رجایی و رسیدن به وضع غذایی ام حالم بهتر شد و. چند روز بعد در آستانه شروع عملیات قرار گرفتیم من همراه برادر حمزه و صالح و یکی دیگر از برادران اطلاعات جدا شدیم و به روستایی رفتیم و آنجا چند تن از اکراد از جمله کاک عطا به ما ملحق شدند . شناسایی قبلا انجام شده بود و اهداف را می شناختیم ولی به دلیل اینکه هنوز حالم کاملا خوب نشده بود سرحال بودم و دقت کاریم کم بود . بعد برادر حمزه و صالح جدا شدند من با کردها تنها ماندم .

 نتایج عملیّات
تأسیسات منهدم شده دشمن:
مراکز دولتی و نظامی از جمله مرکز استخبارات حزب بعث
۳۶ پایگاه حفاظتی دشمن در ارتفاعات مشرف بر شهر دیرلوک.
مرکز فرماندهی و ستاد ترابری مهندسی و مخابراتی لشکر ۲۱ عراق.
پایگاهها و پاسگاههای دشمن در مسیر شهر شیلادیزه و عمادیّه.
یگانهای منهدم‌شده دشمن:
۴ گردان حفاظتی شهر دیرلوک.
تجهیزات منهدم‌شده دشمن:
یک فروند هواپیما.
۴۶ دستگاه خودرو سبک و سنگین.
۷ دستگاه لودر و بولدوزر.
یک انبار مهمات.
غنایم:
۳ دستگاه نفربر زرهی.
یک قبضه ضدهوایی.
دو قبضه خمپاره‌انداز.
صدها قبضه سلاح سبک.
مقدار زیادی مهمات.
تعداد کشته و زخمی دشمن:
بیش از ۱۵۰۰ نفر.
تعداد اسرا:۵۰۰ نفر

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر ۵ (محدود و نامنظم)
زمان‌ اجرا: ۲۲/۱۰/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌: ۲۰۰۰ (کشته، زخمی‌ و اسیر)
رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)
مکان‌ اجرا: عمق‌۲۰۰ کیلومتری‌ در پشت‌ مواضع‌ دشمن‌ در استانهای‌ شمالی‌ خاک‌ عراق‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزی‌ رمضان‌ و معارضان‌ کرد عراق‌
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ چندین‌ مرکز نظامی‌ ارتش‌ عراق‌

نقشه عملیات

ظفر۶

عملیات‌ ظفر۶(نامنظم)
عملیّات ظفر ۶ در تاریخ ۵/۱۲/۶۶ در منطقه شرق سنگاو (واقع در استان کرکوک) و با هدف آزادسازی ارتفاعات منطقه، در سه محور انجام می‌گیرد.رزمندگان تحت امر قرارگاه رمضان، متشکل از معارضین عراقی و سپاه پاسداران، به نیروهای دشمن یورش می‌برند و پس از نبردی سنگین ارتفاعات گرده ناصر، گرده مقبره، گرده قالی، گرده سو و ارتفاع ۶۰۶ را متصرف می‌شوند. در این مرحله، بیش از ۲۲۰ نفر از نیروهای عراق کشته و زخمی می‌شوند و کلیه پایگاههای دشمن در این محور منهدم می‌شود.

قوای اسلام، مواضع نیروهای بعث را در محور چمباصره مورد حمله قرار می‌دهند و پس از تسلط بر پل مهم باصره، سه پایگاه دیگر دشمن را از جمله پادگان گردان مستقل پیاده مکانیزه از سپاه یکم را به تصرف خود در می‌آورند و تعداد ۱۰۰ تن از آنها را کشته و ۲۰نفر را به اسارت می‌گیرند.

در محور شرق سنگاو نیز پایگاهها و مواضع دشمن مورد تهاجم و ضربات سنگین ارتش اسلام قرار می‌گیرد که علاوه بر تعداد ۱۰۰ کشته، ۱۵ نفر از دشمن به اسارت در می‌آیند.
دشمن شکست‌خورده با روشن شدن هوا اقدام به پاتک می‌کند که با کمین کوبنده و سنگین رزمندگان اسلام در جاده سنگاو ـ چمچال مواجه و پس از تحمل ۱۵۰ نفر کشته و تعدادی اسیر، از مهلکه می‌گریزد.
ارتش عراق، روز دوّم عملیات با بهره‌گیری از شش گردان نیروهای پیاده و مکانیکی؛ مزدوران محلی، دهها تانک و زره‌پوش و حمایت آتش توپخانه و نیروی هوایی، در حدفاصل چمچال ـ جیبافره اقدام به پاتک سنگین می‌کند و دست به پیشروی می‌زند. این پاتک دشمن با عکس‌العمل بموقع و شایسته رزمندگان اسلام سرکوب و دشمن با تحمل شکست سنگین به عقب رانده می‌شود.
رژیم عراق در جنجال تبلیغاتی خود مثل همیشه در بوق می‌کند که عملیّات ظفر ۶ از سوی ایران با شکست مواجه شده‌است، امّا این قبیل ادعاهای پوشالی عراق، حتی برای طرفداران خودش هم تازگی ندارد، به‌طوری که رسانه‌های خارجیِ طرفدار عراق هم این ادعا را تکذیب می‌کنند.
روزنامه تایمز مالی چاپ لندن، پیشروی نیروهای مسلمان کرد را در شمال عراق به استناد تصاویر ماهواره اطلاعاتی مورد تأیید قرار می‌دهد و با اشاره به عملیّات ظفر ۶ می‌نویسد:
«نیروهای حزب دمکرات کردستان در پیشروی ماه گذشته خود در منطقه ماووت شکست سختی بر نیروهای عراق وارد آوردند.»

حمله‌ای‌ غافلگیرانه‌ به‌ پشت‌ خطوط‌ دشمن‌

عملیات‌ ظفر۶ در ۵ اسفند ماه ‌۱۳۶۶ با هدف‌ آزادسازی‌ بلندی‌های‌ منطقه‌ عمومی‌ «سنگاو» در شرق‌ استان‌ «کرکوک» کردستان‌ عراق‌ در عمق‌ جبهه‌ شمالی‌ دشمن‌ و در اوج‌ سرما و برف‌ زمستان‌ کوهستان‌ به‌ انجام‌ رسید. طی‌ این‌ حمله‌ غافلگیرانه ‌تعدادی‌ از بلندی‌های‌ مهم‌ و تأسیسات‌ کاربردی‌ از دست‌ دشمن‌ بیرون‌ آمد که‌ عبارت‌ بود از:

– بلندی‌های‌ «گرده‌ناصر»، «گرده‌مقبره»، «گرده‌سو»، «گرده‌قالی» و بلندی۶۰۶

– پل‌ مهم‌ شهر «باصره» و چندین‌ روستای‌ منطقه.

همچنین‌ رزمندگان‌ اسلام‌ بر راه‌های‌ ارتباطی‌ و مهم‌ شهرهای‌ سنگاو- چمچال‌- کرکوک‌ وسنگاو- قادرکرم‌ – قره‌داغ‌- سلیمانیه‌ و همچنین‌ راه‌ فرعی‌ سنگاو دربندیخان‌ مسلط‌ شدند.

علاوه‌ بر آن، پادگان‌ گردان‌ مستقل‌ پیاده‌ مکانیزه‌ از سپاه‌ یکم، پادگان‌ محل‌ استقرار گردان‌۱۳۵ و گردان‌۲۵ خفیه‌ و۱۴ پایگاه‌ دشمن‌ در منطقه‌ منهدم‌ و تعداد۵۷۰ نفر از قوای‌ بعثی‌ عراق‌ کشته‌ و زخمی‌ شده‌ و یا به‌ اسارت‌ رزمندگان‌ در آمدند.

در پی‌ این‌ پیروزی‌ها، شماری‌ از تجهیزات‌ ارتش‌ دشمن‌ به‌ این شرح‌‌ منهدم‌ گردید: ۶دستگاه‌ تانک‌ و نفربر. ۲قبضه‌ توپ‌ ضدهوایی. ۸قبضه‌ خمپاره‌ انداز۸۲ میلیمتری. چندین‌ قبضه‌ تیربار.ده‌ها انبار مهمات.

عملیات‌ ظفر۶ با به‌ غنیمت‌ گرفتن‌۲ دستگاه‌ نفربر زرهی‌ ،۶۰ دستگاه‌ انواع‌ بی‌سیم، چندین‌ قبضه‌ خمپاره‌ انداز و شماری‌ سلاح‌ انفرادی‌ ازدشمن‌ به‌ پایان‌ رسید.

این‌ عملیات‌ را قرارگاه‌ «رمضان» نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ طراحی‌ و با همکاری‌ معارضان‌ کرد عراق‌ به‌ اجرا گذاشت.

نتایج عملیّات

مناطق و تأسیسات آزاد‌‌شده:
ارتفاعات گرده ناصر، مقبره، گرده‌سو،‌گرده قالی و ارتفاع ۶۰۶٫
پل مهم باصره و چندین روستای منطقه.
تسلط بر جاده‌های اصلی سنگاو ـ چمچال، کرکوک ـ سنگاو، قادرکرم ـ کرکوک، سنگاو ـ قره داغ ـ سلیمانیه و همچنین جاده‌های فرعی سنگاو ـ دربندیخان.
پایگاههای منهدم‌شده دشمن:
پادگان گردان مستقل پیاده مکانیزه از سپاه یکم.
پادگان محل استقرار گردان ۱۳۵ خفیفه و مقرگردان ۲۵ خفیفه.
۱۴ پایگاه دشمن در منطقه.
تجهیزات منهدم شده دشمن:
۶ دستگاه تانک و نفربر.
۲ قبضه توپ ضدهوایی.
۸ قبضه خمپاره‌انداز ۸۲ میلیمتری.
چندین قبضه تیربار.
دهها انبار مهمات.
غنایم:
۲ دستگاه نفربر زرهی.
۶۰ دستگاه انواع بی‌سیم.
چندین قبضه خمپاره‌انداز و تعدادی سلاح انفرادی.
تعداد کشته و زخمی دشمن:
۵۰۰ نفر.
تعداد اسرا: بیش از ۷۰ نفر.

خلاصه گزارش عملیات :

نام‌ عملیات: ظفر ۶ (نامنظم)
زمان‌ اجرا: ۵/۱۲/۱۳۶۶
تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر) : ۵۷۰
مکان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ سنگاو در شرق‌ استان‌ کرکوک‌ عراق‌ – عمق‌ جبهه‌ شمالی‌ دشمن‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: قرارگاه‌ رمضان‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و معارضان‌ کرد عراق‌
اهداف‌ عملیات: آزادسازی‌ بلندی‌های‌ منطقه‌ سنگاو و انهدام‌ توان‌ رزمی‌ دشمن


نقشه عملیات

عملیات ظفر ۷

عملیات ظفر ۷ (نامنظم)
گامی دیگر تا شروع عملیات بزرگ والفجر ۱۰
نیروهای قرارگاه «رمضان» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری معارضان کرد عراقی، در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۶۶ عملیاتی را با نام «ظفر۷» با رمز «یا محمد رسول الله(ص)» در منطقه شرق استان «سلیمانیه» مرکز کردستان عراق – عقبه شمالی جبهه دشمن – به انجام رساندند.
این یورش که در منطقه ای به گستردگی ۴۰ کیلومتر مربع صورت گرفت، با هدف آزادسازی بلندی های منطقه شهر «خرمال» و انهدام نیروی دشمن پیگیری شد. در این عملیات ۱۴ ارتفاع مهم منطقه و ۷ روستا در حدفاصل نوار مرزی و شهر خرمال آزاد و به همراه آن ۱۵ دستگاه تانک و نفربر زرهی، ۲۰ دستگاه خودرو، ده ها قبضه خمپاره انداز و شماری سلاح سبک و نیمه سنگین دشمن منهدم و یگان های تیپ ۴۲۴،۴۳۲ و گردان مستقل حفاظت ارتش عراق متلاشی شد.
عراق در این حمله ۵۵۰ تن کشته و زخمی و اسیر بر جای گذاشت. همچنین ۱۰ دستگاه تانک،۲۳ دستگاه خودرو نظامی، صدها قبضه آر.پی.جی۷ و شماری قبضه های خمپاره انداز دشمن به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد.شهادت سردار کریمی: سردار سرتیپ پاسدار شهید عباس کریمی، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) در روز پنجشنبه ۲۳ اسفند سال ۱۳۶۳ در حالی که آخرین دستور ابلاغی از جانب قرارگاه را در عملیات بدر (منطقه شرق دجله و شمال القرنه) اجرا می کرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سرش مجروح شد و جان را به معشوق تسلیم کرد.
نیروهای قرارگاه رمضان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری معرضان کرد عراقی در روز ۲۳ اسفندماه ۱۳۶۶ ، عملیاتی را با نام ظفر ۷ با رمز یا محمد رسول الله (ص) در منطقه شرق استان «سلیمانیه» مرکز کردستان عراق – عقبه شمالی جبهه دشمن – به انجام رساندند . این یورش که در منطقه ای به گستردگی ۴۰ کیلومتر مربع صورت گرفت ، با هدف آزادسازی بلندی های منطقه شهر «خرمال» و انهدام نیروی دشمن پیگیری شد . در این عملیات ۱۴ بلندی مهم منطقه و ۷ روستا در حد فاصل نوار مرزی و شهر خرمال آزاد و به همراه آن ۱۵ دستگاه تانک و نفربر زرهی ، ۲۰ دستگاه خودرو ، ده ها قبضه خمپاره اندازه و شماری سلاح سبک و نیمه سنگین دشمن منهدم و یگانهای تیپ ۴۲۴ و ۴۳۲ و گردان مستقل ۲۴ حفاظت ارتش عراق متلاشی شد . عراق در این حمله ۵۵۰ تن کشته ، زخمی و اسیر بر جای گذاشت . همچنین ۱۰ دستگاه تانک ، ۲۳ دستگاه خودرو نظامی ، صدها قبضه آر پی جی ۷ شماری قبضه های خمپاره انداز دشمن به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد .

خلاصه گزارش عملیات :
نام عملیات : ظفر ۷ – نامنظم
زمان اجرا : ۲۳/۱۲/۱۳۶۶
رمز عملیات : یا محمد رسول الله (ص)
مکان اجرا : شرق استان سلیمانیه عراق – عقبه جبهه شمالی دشمن
تلفات دشمن : ۵۵۰ (کشته ، زخمی و اسیر)
ارگان های عمل کننده : نیروهای عملیاتی قرارگاه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری معارضان کرد عراقی
تلفات‌ دشمن: ۵۵۰‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر)
اهداف عملیات : آزادسازی بلندیهای منطقه عمومی خرمال و انهدام نیروهای دشمن

نقشه عملیات :

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی