Print Friendly, PDF & Email
ذاکر قریب البکاء، شاگرد آیت‌الله بهاءالدینی (ره) ؛

آیت‌الله بهاءالدینی (ره)، استاد این شهید بزرگوار که خود تندیس عرفان و آیینه بصیرت و ‌سالک واصل است، او را «ذاکر قریب البکاء» نامید.آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی مکرر می‌فرمودند «آنکه اذان را بامعنا می‌گوید، اذان بگوید» و منظور ایشان جلال افشار بود. وقتی پس از شهادت او، عکسش را محضر آیت‌الله بهاءالدینی عرضه کردند، بی‌اختیار اشک از چشمانشان جاری شد، قطرات اشک روی عکس جلال افتاد، در این حین گفتند: «امام زمان (عج) از من یک سرباز خواست، من هم صاحب این عکس را معرفی کردم. اشک من، اشک شوق است. ‌ایشان جلال ” ذاکر قریب البکاء” است.»

javanenghelabi-shahid-afshar6

به گزارش پایگاه جوان انقلابی ؛ تخت فولاد اصفهان، همچون گنجینه ای است که گوهرهای نایابی را در دل خود نگه داشته است و اسرار مگو در باب این گوهرهای نایاب بسیار دارد!تخت فولاد درکنار قبرستان بقیع مدینه، ابوطالب مکه و وادی السلام نجف اشرف از مهمترین و متبرک ترین مرقدهای جهان اسلام به شمار می رود. تا آنجایی که برخی معتقدند تخت فولاد به واسطه قبور متبرک آن، دومین قبرستان جهان اسلام است؛ یکی از آسمانی ترین بخش های تخت فولاد گلستان شهدای اصفهان است که انسان های بزرگی را در دل خود جای داده است که یکی از این انسان های بزرگ، شهید جلال افشار است.

ـ
هر زمان نامی از شهدای دفاع مقدس اصفهان به میان آید، نام سردار شهید حجت‌الاسلام والمسلمین جلال افشار به خاطر می آید، کلام نافذ و تأثیرگذارش، نوای دل‌نشین دعای روح نوازش، نردبان ایمان بود و زهد  او زبانزد یاران و بیان شیرین ورسایش انیس و همدم بسیجیان آموزشی پادگان الغدیر که با آغاز جنگ تحمیلی، ‌مردم به‌ویژه جوانان را به حضور در جبهه‌های نبرد و دفاع از میهن اسلامی تشویق و ترغیب می‌کرد.

ـ

در یکى از محلّه‌های اصفهان دیده به جهان گشود. مرحوم پدرش مغازه‌دار و جلال، دوّمین پسر بزرگ خانواده بود. به دبیرستان می‌رفت که پدرش فوت کرد و برادر بزرگش که اداره خانواده هشت‌نفره را به عهده داشت در دانشگاه تهران مشغول تحصیل بود؛ به همین خاطر مسئولیت جلال بیشتر شد؛ مخارج خانواده‌اش را از راه نصب پرده کرکره و تزئینات تأمین می‌کرد و مبلغى را هم به خانواده‌های فقیر و بخشى را هم به مبارزه اختصاص می‌داد.

ـ

در خلال سال‌های ۵۳ و ۵۴ با ثبت‌نام در مدرسه علمیه حقّانى قم که به مدیریت شهید آیت‌الله قدوسى (ره) اداره می‌شد و از بهترین مدارس قم بود حال و هواى تازه‌ای یافت؛ او در ضمن تحصیل به مناطق محروم رفت و آمد داشت و در ساماندهى تظاهرات علیه رژیم غاصب پهلوى نقش فعّال بر عهده گرفت. اعلامیه‌های امام، قطعنامه‌های راهپیمایی‌ها و متن‌های دیگر را با صداى شیوا و جذابى که داشت قرائت می‌کرد؛ چنانکه توسط ساواک دستگیر شد.
ـ
پس از پیروزى انقلاب اسلامى، شهید افشار از عناصر اولیه کمیته دفاع شهرى در اصفهان بود و به طور شبانه‌روزی خدمت می‌کرد. او با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد مقدس درآمد و به عنوان معلم اخلاق در مرکز آموزش ۱۵ خرداد و غدیر مشغول تدریس شد. پس از حوادث کردستان به آن دیار اعزام گشت و در شهرهای دیواندره، بیجار، تکاب و سنندج فعالیت‌های چشمگیرى نمود و علاوه بر این، در مأموریتى هم به منظور دفع اشرار به همراه عده‌ای از برادران پاسدار به سمیرم و پادنا اعزام گردید. این مأموریت با شهادت عده‌ای از پاسداران همراه بود

ـ.

پاسدار روحانى شهید جلال افشار در پادگان غدیر اصفهان در ترویج مبانى معنوى و اعتقاد پاسداران و بسیجیان کوشید و چه سعادتی بالاتر از اینکه سرداری در میدان جنگ در هنگام گفتن اذان و زمانی که به ذکر «محمد رسول‌الله» برسد شهد شیرین شهادت بنوشد، آری سرانجام سردار روحانی جلال افشار پس از تلاش و کوشش بسیار در تحقق آیین زلال محمدی در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۶۱ در عملیات رمضان با زبان روزه و درحالی‌که ذکر اذان بر لبش بود، از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش قرار گرفت و آسمانی شد.

ـ.

آنچه که خواندید مختصری از زندگی شهید جلال افشار بود. شهید افشار از جمله شهدای شاخص، طلبه و روحانی اصفهان بود که به مقام سربازی امام زمان (عج) نائل شده بود. در ادامه به ذکر خاطراتی از این شهید بزرگوار می‌پردازیم تا مقام و جایگاه این شهید بیشتر شناخته شود:

ـ

javanenghelabi-shahid-afshar3ـ

سرباز امام زمان(عج)

آیت‌الله بهاءالدینی (ره)، استاد این شهید بزرگوار که خود تندیس عرفان و آیینه بصیرت و ‌سالک واصل است، او را «ذاکر قریب البکاء» نامید؛ آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی مکرر می‌فرمودند «آنکه اذان را بامعنا می‌گوید، اذان بگوید» و منظور ایشان جلال افشار بود.

ـ

وقتی پس از شهادت او، عکسش را محضر آیت‌الله بهاءالدینی عرضه کردند، بی‌اختیار اشک از چشمانشان جاری شد، قطرات اشک روی عکس جلال افتاد، در این حین گفتند: «امام زمان (عج) از من یک سرباز خواست، من هم صاحب این عکس را معرفی کردم. اشک من، اشک شوق است. ‌ایشان جلال ” ذاکر قریب البکاء” است.»

ـ

ـ

من جا مانده‌ام! دارم می‌سوزم!

جلال با حالتی غمگین در گوشه‌ای زانوی‌ غم بغل گرفته بود پرسیدم اتفاقی افتاده؟ گفت دیشب در پادگان مشغول قدم زدن بودم که صدای گریه‌ای در پشت یکی از این ساختمان‌‌ها شنیدم. نزدیک‌تر رفتم پیرمرد سالخورده‌ای در گوشه‌ای نشسته و زار زار می‌گریست کنارش رفتم و از او دلجویی کردم.

ـ
بی‌اختیار گریه‌ام گرفت علت ناراحتی‌اش را پرسیدم پیرمرد گفت: «امشب شب چهلم پسر شهیدم است چون مرخصی‌ها لغو شده نتوانستم در مراسمش شرکت کنم حالا که دیدم همه خواب هستند آمدم اینجا و در تنهایی برایش مراسم ختم برپا کردم».

ـ
جلال ساکت شد و بعد ادامه داد: «عظمت این صحنه مرا به یاد حبیب بن مظاهر انداخت و از اینکه قافله رفت و من جا مانده‌ام دارم می‌سوزم تا کی برای این بسیجی‌ها حرف بزنم آن‌ها بروند و شهید شوند و من جا بمانم».

ـ

ـ

ازدواج در اوج سادگی

ازدواج جلال با خانواده‌ای اهل ایمان و به‌صورت بسیار ساده شکل گرفت و حتی تولد تنها فرزندش «فائزه» نیز باعث توقف درراهی که انتخاب کرده بود نشد و چند روز پس از تولد دختر دردانه‌اش دوباره رهسپار جبهه‌ها شد.

 ـ

javanenghelabi-shahid-afshar5ـ

مبارزه با نفس

از اصفهان به قم می‌رفت؛ صدای آهنگ مبتذلی که راننده گوش می‌کرد او را آزار می‌داد. رفت و با خوش‌رویی به راننده گفت: اگر امکان دارد یا نوار را خاموش کنید یا برای خودتان پخش کنید.

ـ

راننده با تمسخر گفت: اگه ناراحتی می‌توانی پیاده شوی!

چند لحظه‌ای رفت توی فکر: هوای سرد، بیابان، تاریکی و …

این بار به راننده گفت اگر خاموش نکنی پیاده می‌شوم. راننده هم در جا پدال ترمز را فشار داد و گفت بفرما!

پیاده شد.

ـ

اتوبوس هنوز خیلی دور نشده بود که ایستاد، همین که به اتوبوس رسید راننده بهش گفت بیا بالا جوون، نوار را خاموش کردم.

ـ

ـ

ضربه فنی شیطان

موتور سوزوکی‌اش (در واقع تنها وسیله‌اش) را امانت گرفته بودم. کارم تا شب طول کشید. ماه رمضان بود. موتور را بردم در خانه جلال (همان خانه مستأجری). موتور را که دید گفت: خدایا شکر موتور را به‌موقع رساندی.

ـ

_ جریان چیه؟

_ حقیقتش امشب می‌خواستم برم گلستان شهدا، اما شیطون رفته بود تو جلدم وسوسه می‌کرد راه دوره به سحری نمی‌رسی و…ولی حالا خدا وسیله رو رسوند. ان شاالله ضربه فنی‌اش می‌کنم.

ـ

ـ

javanenghelabi-shahid-afshar4

سرلشکر صفوی در رابطه با افشار می‌گوید:

سرلشگر صفوی، در ذکر احوال این شهید والامقام می‌گوید: محبت و ارادت وافر او به اهل‌بیت عصمت و طهارت هنوز هم در خاطره‌ها هست. همچنین عشق زائدالوصف او به نائب امام عصر (عج) و ولی‌فقیه مثال‌زدنی بود، چنانکه در سفری برای زیارت حضرت امام خمینی (ره) به جماران عزیمت نمود که براثر ازدحام جمعیت توفیق ورود به حسینیه جماران را نیافت و موفق به زیارت سیمای ملکوتی حضرت امام (ره) نشده بود، با چشمانی اشک‌بار فریاد زد «السلام علیک یا روح‌الله»‌و به دوستانش گفت: «‌ما امام را با چشم دل زیارت کردیم»

ـ

ـ

فرازی از وصیت نامه شهید جلال افشار

خدایا تمام دوستانم عاشقانه به‌سوی تو پر کشیدند و من بی‌ثمر مانده‌ام!

 خجالت می‌کشم با تو سخن بگویم، اما راًفت و مهربانی تو مرا به اینجا کشانده است

آخر تو به من همه‌چیز داده‌ای و من برای تو کاری نکرده‌ام.

ـ

خدایا نمی‌دانم چگونه از بندگانت عذرخواهی کنم؟ آیا آنان عذر مرا می‌پذیرند؟

آخر آنان گمان می‌کردند من بنده صالح تو هستم و به همین منوال مرا شرمنده ساختند.

اگر حال مرا بنگرند چه می‌گویند؟

ـ

خدایا تو که ظاهرم را نیکو ساختی خباثت باطنم را اصلاح کن.

خدایا به بندگانت چه بگویم که هرکدامشان کتاب بزرگی هستند از اندرز و پند.

ـ

با این حال با زبان قاصر خود می‌گویم: ای امت بپا خواسته، قیام خود را حفظ کنید تا قاِِئم دین حق، فرزند امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حجت‌الله الاعظم (عج الله) بیاید و پرچم توحید را بر فراز قله‌های جهان به اهتزاز درآورد. به نصیحت‌ها، پندها و فریادهای نائب برحقش، این پیرمرد موحد که قلبش برای اسلام می‌تپد، گوش فرا دهید و موبه‌مو اجرا کنید تا رضایت خدا حاصل شود.

ـ

مسئولان محترم مملکت هر کس به‌تناسب با ظرفیتش به کارهای اجرایی بگمارند، به فرهنگ جامعه بیش از هر چیز توجه شود به سپاه این بازوی مسلح امام بیش از پیش برسید و بر رشد معنوی فرهنگی آن بیشتر تکیه کنید.

ـ

javanenghelabi-shahid-afshar1javanenghelabi-shahid-afsharــ

برای مطالعه بیشتر در رابطه با شهید جلال افشار می‌توانید به کتاب جلوه جلال: یادنامه سردار شهید جلال افشارمراجعه فرمایید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی