اینکه اسرائیلی ها تصور کنند که می خواهند از رودخانه رد شوند ولی پایشان خیس نشود تصوری کاملا اشتباه است. باید توجه داشته باشند جریان رودخانه می تواند آنها را با خود ببرد.

جولان زمان و مکان «سیلی موشکی» به اسرائیل، هوشمندانه انتخاب شد

خبرگزاری روسی اسپوتنیک یادداشتی را درباره سیلی موشکی جبهه مقاومت به اسرائیل، منتشر کرده که در پی می آید:

 

مدتها است اسرائیل تلاش دارد ایران و سوریه و جبهه مقاومت را به یک رویارویی مستقیم بکشاند تا بتواند معادلات منطقه را بر هم بریزد.

 

هدف اسرائیل از تلاش برای بر هم زدن معادلات منطقه را می توان چند نکته دانست.

 

۱ — تاثیر بر انتخابات لبنان و عراق و ایجاد ترس و واهمه میان مردم این کشورها از رای دادن به جبهه مقاومت.
۲ — برهم زدن معادلات سوریه که بر اثر شکست های پیاپی تروریست ها به وجود آمده و احتمال اینکه بزودی دولت و ارتش سوریه کنترل کل این کشور را در اختیار بگیرند.
۳ — برهم زدن هرگونه تفاهمی میان ایران و اروپا برای مقابله با تک روی های آقای ترامپ.

۴ — کشاندن مجدد پای ایالات متحده به جنگی دیگر در منطقه.
شاید بهتر باشد تحلیل خودمان را از نکته چهارم شروع کنیم.

 

به قول آقای ترامپ ایالات متحده حدود هفت هزار ملیارد دلار در جنگ های خود در منطقه خاورمیانه خرج کرده و کمتر از صفر دریافت کرده.
تصمیمات جناب آقای ترامپ کاسب کار بر اساس معیار های سود و ضرر و زیان مالی بنا شده و اگر بر همان مبنا بخواهیم حساب کنیم بله ایالات متحده این خرج ها و شاید بیشتر را هم کرده اما سودی که مد نظرش بود را به دست نیاورده و امروز احساس می کند بقای نیروهایش در منطقه بی فایده می باشد.

 

البته باید توجه داشت که مبنای محاسبات آقای ترامپ سود و درآمد لحظه ای است در حالی که مبنای سیاست مداران دیگر آمریکا سود دراز مدت وپشت پرده بوده.
به این معنا که دولت داری مانند کاسب کاری نیست که شما مثلا کالایی را به مبلغی بخرید و بعد توقع داشته باشید آن کالا را با سود کلان بفروشید و درآمد کسب کنید.
گرچه آقای ترامپ در حال حاضر کالایی به نام “مترسک ایرانی” ساخته و با استفاده از آن تلاش می کند کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را سر کیسه کند اما به هر حال معیار سیاست مداران بر این اساس نمی باشد.

 

آنهایی که در تاریخ تعمق دارند می دانند دلیل اصلی شکست آلمان در جنگ جهانی دوم این بود که ماشین جنگی این کشور به سوخت نیاز داشت وبه این دلیل مجبور شد به سمت شوروی لشکر کشی کند تا بلکه بتواند به منابع نفت آن دست برد بزند و در نهایت همان لشکر کشی به شوروی منجر به شکست هیتلر شد.

 

منابع نفت در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا هم همه در اختیار متفقین بود وآلمانها بسیار تلاش کردند به این منابع نیز دسترسی پیدا کنند اما چنین نشد و در نهایت شکست خوردند.
ایالات متحده خود جزو تولید کنندگان بزرگ نفت جهان می باشد و نیازی به نفت خاورمیانه ندارد اما بخوبی می داند که رقبای اقتصادی آن چه در شرق آسیا و چه در اروپا به این نفت وابسته هستند و با تسلط بر نفت خاورمیانه می تواند همیشه اقتصاد رقبای خود را تهدید کند و این ماجرا بیش از هفت هزار ملیارد دلار برای اقتصاد آمریکا ارزش دارد، و به این دلیل بود که اسلاف آقای ترامپ اینهمه هزینه کردند تا بر منطقه خاورمیانه تسلط یابند. نه برای آزادی ملت ها و نه برای دمکراسی و نه حتی برای چشم و ابروی همپیمانان عرب.

 

نکته اصلی اینجا این است که آمریکایی ها نه فقط روی اسب غلط شرط بندی کرده اند بلکه به عواقب رفتارهای خود فکر نکردند. البته می توان گفت خوب اسب های برنده در منطقه هم حاضر نیستند برای آمریکایی ها دوندگی کنند.

 

وقتی آمریکا به عراق حمله می کند و صدها هزار نفر را می کشد و زندگی ملیون ها نفر را نابود می کند نباید توقع داشته باشند که مردم به همپیمانان آمریکا علاقه نشان دهند و بدیهی است که همپیمانان ایران قدرت را در اختیار می گیرند. همین مساله در مورد افغانستان و دیگر کشورها صدق می کند.

 

اگر احیانا مردم این کشورها به سمت ایران علاقه نشان می دهند به این دلیل است که ایران در مقابل آنها رفتار درست را از خود نشان داده، یا بهتر است بگوییم ایرانی ها آنها را بخوبی شناخته اند.
خوب الان آمریکا با شرایطی مواجه شده که دیگر نمی تواند نیروهای خود در منطقه خاورمیانه را نگاه دارد و هر قدمی بر می دارد با شکست مواجه می شود.

 

سیاست آقای ترامپ مبنی بر آن است که همپیمانان أمریکا خود نیرو تامین کنند وخون آنها ریخته شود اما همپیمانان آمریکا نیرویی ندارند تا بخواهند خون آنها را تقدیم کنند.
در واقع اهداف همپیمانان آمریکا با هم متفاوت است و به این دلیل نمی توانند نیروهای متحدی تشکیل دهند. اسرائیل اهداف خاص خود را دارد، عربستان و امارات و قطر اهداف دیگر.

 

به عنوان نمونه هم می توان به ائتلاف همپیمانان آمریکا در یمن اشاره کرد که از هم پاشیده و امروزه حتی اعضای اصلی این ائتلاف یعنی عربستان سعودی و امارات عربی متحده بر سر به قول عرب ها “غنائم” با هم درگیر هستند.

 

حال اسرائیل بخوبی می داند اگر نیروهای آمریکایی بخواهند از منطقه خارج شوند و نیروهای عربی جانشین آنها شوند اینها به لقمه چپ جبهه مقاومت تبدیل می شوند و چند صباحی بیشتر در مقابل ارتش سوریه و همپیمانانش دوام نخواهند آورد.

 

هدف حکومت اسرائیل این است که یک جنگ راه بیاندازد و آمریکا را وادار کند درگیر این جنگ شود و خون سربازان آمریکایی برای حمایت از ماجراجویی های اسرائیل ریخته شود.
متاسفانه آقای ترامپ هم امروزه ارتش آمریکا را به نوعی به یک ارتش استیجاری تبدیل کرده و به همه پیشنهاد می دهد هزینه های آن را بدهد تا برای اهداف آنها خون بریزد.

 

در مقابل ارتش سوریه و همپیمانانش به هیچ وجه در حال حاضر به دنبال باز کردن یک جبهه جدید نیستند و هدف اصلی آنها یکسره کردن کار گروه های تروریستی در سوریه می باشد.
این به این معنا نیست که اینان توان جنگ با اسرائیل را ندارد اما برای خود اولویت هایی را نیز دارد. اسرائیل هم ایران را بهانه کرده تا حمله های خود به سوریه را توجیه کند.

 

پس از حمله به پایگاه T4 اسرائیل منتظر واکنش ایران و همپیمانانش بود ویک جنگ رسانه ای در جهان برای مظلوم نمایی راه انداخت که ببینید اینها می خواهند شش ملیون یهودی را نابود کنند و به دادمان برسید که موشک های آنها به سمت اسرائیل هدفگیری شده.

 

گو اینکه همه سران کشورهای غربی بخوبی می دانند که اسرائیل انگشت در لانه زنبور کرده اما آنها به جای اینکه طبق قوانین بین المللی اسرائیل را به خاطر حمله به یک کشور مستقل محکوم کنند اسرائیل را در رفتار خود محق دانستند. همین رفتار نشان می دهد که چه قدر جامعه جهانی کثیف است.

 

به هر حال بنا بر این نبود تا حمله به پایگاه T4 بی جواب بماند اما خوب ایران و سوریه و جبهه مقاومت اولویت های دیگری را داشتند که مهم ترین آنها گذر از انتخابات لبنان و اعلام تصمیم ترامپ در مورد برجام بود و نمی خواستند درگیری با اسرائیل این دو مساله را تحت شعاع قرار دهد. در ضمن بنا بر این نبود که بازی طبق خواسته اسرائیل پیش برود بلکه تاریخ و مکان و چگونگی پاسخ را باید جبهه مقاومت تعیین می کرد. به همین دلیل هم ایران و سوریه و جبهه مقاومت دندان روی جگر گذاشتند زمان مناسب برای پاسخ برسد.

 

پس از پیروزی حامیان جبهه مقاومت در انتخابات لبنان و اعلام نظر آقای ترامپ در مورد خروج ایالات متحده از برجام وقت پاسخ رسیده بود.
در اولین فرصت پاسخ سنگینی به نیروهای اسرائیلی در بلندی های جولان داده شد و چندین پایگاه که برای رصد و عملیات بر علیه سوریه استفاده می شد نابود شد.

 

طبق مقررات بین المللی جولان هنوز جزو خاک سوریه می باشد و این منطقه تحت اشغال اسرائیل است و به این دلیل عملیات در این منطقه برای دولت سوریه و همپیمانانش مشروع به حساب می آید.
علیرغم اینکه مقامات اسرائیلی کلی ادعا داشتند که چنین می کنند و چنان اما ملاحظه شد که در لحظه آخر عقب نشستند و از کانال های دیپلماتیک اظهار داشتند که تمایل به جنگ مستقیم ندارند و تقاضای آتش بس کردند.

 

در واقع دلیل اصلی این بود که دیدند آمریکایی ها و اروپایی ها در حال حاضر در شرایطی نیستند که بخواهند به کمک آنها بشتابند و اگر با جبهه مقاومت درگیر شوند شکست بزرگی را متحمل خواهند شد.
همچنین درگیری با نیروهای همپیمان ایران در سوریه می تواند منجر به آن شود که همه آقای ترامپ را ملامت کنند که به دلیل تصمیم به خروج از برجام منطقه را به آتش کشیده.

 

گو اینکه جبهه مقاومت هنوز تصمیمی برای باز کردن یک جبهه جنگ جدید ندارد اما حمله به مواضع اسرائیل نشان داد که بر عکس تصور ها هیچ واهمه ای از این جنگ وجود ندارد و حال که ماجرای انتخابات در لبنان تمام شده و ماجرای برجام هم به اینجا رسیده دیگر هیچ بهانه سیاسی ای وجود ندارد تا جبهه مقاومت نخواهد با اسرائیل درگیر شود.

 

اگر به شرایط سوریه نگاه کنیم می بینیم که این کشور سالهاست درگیر یک جنگ تمام عیار خانمان سوز است و اسرائیل حد اقل هفته ای یکی دو بار شهرهای مختلف آن را بمباران می کند، پس رویارویی با اسرائیل تفاوتی در شرایط مردم سوریه نخواهد داشت اما اگر این رویارویی شروع شود همه شهرهای سرزمین های اشغالی می تواند هدف قرار گیرد و برای اسرائیل خیلی فرق خواهد داشت.

 

اینکه اسرائیلی ها تصور کنند که می خواهند از رودخانه رد شوند ولی پایشان خیس نشود تصوری کاملا اشتباه است. باید توجه داشته باشند جریان رودخانه می تواند آنها را با خود ببرد.

 

حمله به مواضع اسرائیل در جولان اشغالی نشان داد که معادلات دیگر تغییر کرده و دوران بزن و دررویی پایان یافته و از این پس اگر اسرائیل بخواهد یک سیلی بزند مشت دریافت خواهد کرد، چرا که اینبار ماجرا با موشک پرانی شروع شد اما بار دیگر ممکن است ماجرا به درگیری رو در رو نیز کشیده شود و هر چه قدر هم که نیروهای اسرائیلی زبده باشند هنوز تجربه جنگی نیروهای مقاومت را ندارند و قطعا رهبران اسرائیل توان جمع کردن تلفات را نخواهند داشت.

 

۱۱۱

این خبر را به اشتراک بگذارید :