Print Friendly, PDF & Email

 دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته برای دیدار با کیم جونگ اون وارد منطقه غیرنظامی در مرز دو کره شد. در این ملاقات مایک پمپئو، میک مولوینی، جرد کوشنر، ایوانکا ترامپ و همچنین آقای تاکر کارلسون، مجری معروف شبکه فاکس نیوز رئیس جمهور را همراهی کردند. این درحالی است که آقای جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ از این سفر کنار گذاشته شده بود.

چرا ترامپ پیش از انتخابات 2020 به دنبال توافق با ایران و «اون»‌ است؟

توماس رایت در آتلانتیک نوشت: دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته برای دیدار با کیم جونگ اون وارد منطقه غیرنظامی در مرز دو کره شد. در این ملاقات مایک پمپئو، میک مولوینی، جرد کوشنر، ایوانکا ترامپ و همچنین آقای تاکر کارلسون، مجری معروف شبکه فاکس نیوز رئیس جمهور را همراهی کردند. این درحالی است که آقای جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ از این سفر کنار گذاشته شده بود.

در ادامه این مطلب آمده است: ترامپ رهبر کره شمالی را به کاخ سفید دعوت کرد. بعد از این دیدار گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه دولت ترامپ دیگر اصراری بر خلع سلاح هسته ای این کشور ندارد و صرفا به انجماد برنامه هسته ای کره شمالی قناعت خواهد کرد. آقای بولتون در واکنش به این گزارش ها در صفحه توییتر خود نوشت: «من یا دیگر اعضای شورای امنیت ملی در مورد قانع شدن به انجماد برنامه هسته ای کره شمالی صحبت نکرده ایم. بدون شک برخی مقامات نزدیک به رئیس جمهور او را تحت فشار قرار داده اند. آن ها باید با عواقب این اقدام خود روبرو شوند». در نهایت استیفن بیگان، نماینده ویژه وزارت خارجه در امور کره شمالی بعد از بازگشت در کنفرانس خبری خود اعلام کرد که دولت ترامپ در حال بررسی سیاست انجماد کامل برنامه هسته ای کره شمالی برای آب کردن یخ روابط واشنگتن با پیونگ یانگ است.

سیاست خارجی آقای ترامپ در طول دو سال گذشته مسیر پر پیچ و خمی را دنبال کرده است. اما آقای ترامپ طی دو هفته گذشته بالاخره با عواقب سیاست های متناقض خود روبرو شد. ترامپ در طول سه دهه گذشته دو تصویر متمایز از خود در اذهان عمومی شکل داده بود: یک تصویر معامله گر بود و دیگری جنگ گرا. جان بولتون تمام تلاش خود را برای سوق دادن رئیس جمهور به سمت رویکردی جنگ طلبانه انجام داده است. اما بعد از ملاقات دیپلماتیک این هفته، آشکار شد که ترامپ گرایش بیشتری به گفت وگو و مصالحه دارد.

برای درک بهتر شرایط کنونی بهتر است نگاهی به گذشته داشته باشیم. آقای ترامپ در طول کمپین انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۶ خصوصیاتی همچون دشمنی با ائتلاف های بین المللی، تجارت آزاد و همچنین علاقه به دیکتاتورها را نمایش داده بود. اما او نمی دانست که چگونه باید این باورهای خود را در قالب سیاست های کلی کشور پیاده سازی کند. آقای ترامپ در شروع دوره ریاست جمهوری خود اعتماد به نفس کافی نداشت و به همین خاطر وظیفه پر کردن پست های مهم سیاست خارجی و امنیت ملی را به ژنرال ها و افراد با تجربه ای همچون جان کلی، جیمز متیس، گری کوهن و رکس تیلرسون واگذار کرد. مشاوران و نزدیکان آقای ترامپ تصور میکردند که باید افکار خطرناک رئیس جمهور را کنترل کنند.

رئیس جمهور همیشه به این مشاوران با تجربه خود گوش نمی داد، اما معمولا تحت فشار تسلیم می شد و از انجام اقدامات عجولانه پرهیز می کرد. ترامپ در یکی از سخنرانی های خود در مقر ناتو طی سال ۲۰۱۷ نسبت به ادامه حضور آمریکا در این پیمان دفاعی ابراز تردید کرد. اما بعد از انتقادات گسترده در نهایت حرف های خود را پس گرفت و حمایت خود را از ناتو اعلام کرد.

اما آقای ترامپ به تدریج از مشاورانش خسته شد و قصد داشت که خودش کنترل اوضاع را در دست بگیرد. در تاریخ ۱۷ ژوئیه سال ۲۰۱۷  رئیس جمهور و مشاورانش جلسه ای در مورد تایید پایبندی ایران به توافق هسته ای برجام تشکیل دادند. آمریکا مطابق با قوانین بین المللی باید هر شش ماه پایبندی تهران به تعهدات خود را مورد تایید قرار می داد. تیم ترامپ سه گزینه پیش روی او قرار دادند که هیچ کدام از آن ها شامل ترک کردن توافق نبود. ترامپ به شدت از این موضوع عصبانی شد. او بر خلاف میلش پایبندی ایران به برجام را تایید کرد، اما قول داد که آخرین بار خواهد بود. در موعد بعدی رئیس جمهور خواستار خروج آمریکا از توافق برجام شد. در همین زمان جان بولتون مقاله ای در مورد نحوه خروج از این پیمان منتشر کرد و مورد توجه ترامپ قرار گرفت.

در طول چند ماه بعد، این موضوع آشکار شد که رئیس جمهور به دنبال ایجاد تغییراتی در تیم خود است. او افرادی همچون تیلرسون، کوهن و مک مستر را با کسانی جایگزین کرد که از ابتدا وفاداری خود به آقای ترامپ را اعلام کرده بودند. همه می دانستند که مشاوران جدید رئیس جمهور افکار خطرناک او را به چالش نخواهند کشید. در نتیجه، رئیس جمهور در طول یک سال گذشته با آزادی بیشتر برنامه ها و افکار خود را دنبال کرده است. او بدون مشاوره با کابینه خود اعلام کرد که اجلاسی را با رهبر کره شمالی برگزار می کند. ترامپ سفارت آمریکا در اسرائیل را از اسرائیل به بیت المقدس منتقل کرد. رئیس جمهور آمریکا همچنین کشورش را از توافق هسته ای برجام خارج کرد. ترامپ بر روی آلومینیوم و فولاد وارداتی تعرفه اعمال کرد. او با وجود هشدار مشاورانش جنگ تجاری خطرناکی را با چین آغاز کرد. بعد از آنکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ قول داد که به زودی سربازان آمریکایی را از سوریه خارج کند، جیمز متیس نیز از پست وزارت دفاع کناره گیری کرد.

اما اقدامات رئیس جمهور همیشه بر روی اهداف کوتاه مدت متمرکز بودند و تناقض های زیادی در سیاست های او وجود داشت. رئیس جمهور استراتژی مشخصی برای دست یابی به اهداف خود تعریف نکرده است. به همین خاطر در نهایت او با عواقب تصمیمات خود روبرو شد.

دو هفته پیش حساس ترین لحظه در دوره ریاست جمهوری ترامپ به وقوع پیوست. بعد از آنکه ایران پهپاد جاسوسی آمریکا را در نزدیکی تنگه هرمز سرنگون کرد، ترامپ در ابتدا دستور حمله به برخی از مواضع ایران را صادر کرد و در نهایت از تصمیم خود منصرف شد. در این لحظه حساس، تناقض های سیاست ترامپ در قبال ایران به خوبی آشکار شدند. او از توافق هسته ای خارج شد و کمپین فشار حداکثری را علیه جمهوری اسلامی ایران شروع کرد. او همچنین به دنبال جلوگیری از جنگ دیگری در خاورمیانه بود. اما دست یابی به این دو هدف به صورت همزمان امکان پذیر نبود. شاید او تصور می کرد که ایرانی ها تحت فشار تسلیم خواهند شد یا اینکه از موضع ضعف به میز مذاکره باز خواهند گشت. اما سناریوی محتمل تر این است که او در مورد عواقب اقدامات خود فکر نکرده بود.

ظاهرا آقای ترامپ قصد دارد که پیش از انتخابات ۲۰۲۰ تصویر یک معامله گر ماهر را از خود به تصویر بکشد. اما خطرات بزرگی پیش روی آمریکا قرار دارند. ممکن است او توافق های بدی را با کشورهای دیگر امضا کند و برای همیشه سطح نفوذ آمریکا در سطح دنیا را کاهش دهد. البته شاید این استراتژی او برای کمپین انتخاباتی سال بعد جواب بدهد. ترامپ بدون شک در دوره دوم ریاست جمهوری خود تلاش بیشتری برای تحقق بخشیدن به برخی اهدافش همچون خروج آمریکا از ناتو و سازمان تجارت جهانی انجام خواهد داد.

این خبر را به اشتراک بگذارید :