Print Friendly, PDF & Email

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به‌صورت چند رسانه‌ای اقدام به بازنشر کتاب‌های تقریظی معظم‌له با عنوان «دست‌خط مقاومت» کرده است.
دست‌نوشته‌ها و بیانات مقام معظم رهبری درباره ۴۳ کتاب ادبیات دفاع مقدس(۱)

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دفاع مقدس، دوران دفاع مقدس که به پایان رسید تعدادی از نویسندگان برای بازروایی آنچه در آن دوران بر رزمندگان گذشت، کتاب هایی را به رشته تحریر در آوردند و مقام معظم رهبری نیز بر تعدادی از این کتاب ها تقریظ هایی را برای این قبیل کتاب ها نوشتند به همین خاطر دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به صورت چند رسانه ای اقدام به باز نشر کتاب های تقریظی ایشان با عنوان «دست خط مقاومت» کرده است.

بر این اساس آنچه در ادامه آمده باز نشر کتاب های تقریظی مقام معظم رهبری در حوزه دفاع مقدس است که توسط پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای منتشر شده است.

 من زنده‌ام

 نویسنده: معصومه آباد

 کتاب شرح خاطرات خانم معصومه آباد از چهار سال اسارت در  زندان‌های رژیم بعث عراق است. کتاب از دوران کودکی آغاز می‌شود و تا روزهای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و اسارت ادامه می‌یابد. خانم آباد در این کتاب با صراحت بیان و توصیف‌هایی دقیق از شکنجه‌ها و سختی‌های روزهای اسارت سخن می‌گوید و در همان مقدمه کتاب با خودش عهد می‌بندد که بدون ذره‌ای اغراق هر جا هر رخداد و حالتی داشت را به نگارش درآورد.

مقام معظم رهبری در تقریظ این کتاب عنوان می کنند:

کتاب را با احساس دوگانه‌ اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم کردن زیبایی ها و زشتی ها و رنج ها و شادی ها آفرین گفتم. گنجینه‌ یادها و خاطره‌های مجاهدان و آزادگان، ذخیره‌ عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درس ها و آموختنی‌ها را پرشمار می کند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهن ها و حافظه‌ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن.

این نیز از نوشته‌هایی است که ترجمه‌اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام می فرستم. ۹۲/۷/۵

آتش به اختیار

نویسنده: حجت ایروانی

مجموعه ۱۳ خاطره از رزمندگان دیده‌بانی است که در روزهای دفاع مقدس با مهارت خود خوش درخشیدند. کار دیده‌بانی کار حساس و خطرناکی است و یک دیده‌بان نفوذی گاه باید یک تنه تا عمق خاک دشمن پیش برود.
همین ویژگی این کتاب را هیجان انگیز و خواندنی می‌کند.

«در نوشته حجت ایروانی کوشش پرمرارت و تحمل طلب نیروهای دیدبان به خوبی تشریح شده است. نمی دانم کدام یک از شما آن کتاب مربوط به امدادگران را نوشته اید. من دیدم که این کتاب واقعاً چقدر لازم است.معلوم بود که این فرد خودش امدادگر بوده است. بدون اینکه آدم امدادگر باشد، نمی تواند مطلبی بنویسد. یا آن کس که کتاب آتش به اختیار را نوشته است، پیدا بود که قاعدتاً باید دیده بانی را … حس کرده باشد.»

اردوگاه عنبر

نویسنده: حسین فرهنگ اصلاحی، مهدی گلابی، غلامحسین کهن

در این کتاب سه خاطراه از آزادگان هوانیروز را که در بند ارتش بعثی اسیر بودند را می‌خوانیم، اسرایی که در اردوگاه‌های «عنبر» و «الرشید» در بدترین شرایط روحی و جسمی قرار داشتند. تحمل و صبر این رزمندگان آزادگان در برابر شکنجه‌های کشنده بعثی‌ها، ارتباطات اسیران با هم و با زندان‌بانان خواندنی است.

«تدوین و انتشار خاطرات آزادگان، کاری ماندنی و در شکل ‌بخشیدن به تاریخ ما در آینده دارای تأثیری مخصوص خود است. بعضی از نوشته‌‌ها از لطف و رقت هم برخوردار است (در این جزوه، قصه‌ی اول و آخر) نکته‌ جالب، همخوانی ماجراهایی است که در اردوگاه های دور از هم و بر سر آدم‌های جدا و نا آشنا با هم، آمده است و این است یکی از ثمرات حکومت ظالمانه و جابرانه‌ حزب ـ‌ و در نهایت، فرد – ی که جز به حفظ خود، به هیچ چیز دیگر ـ و از جمله به ارزش‌های انسانی‌ ـ ذره‌ای و لحظه‌ ای نمی‌اندیشد.» آبان ‌ماه ۱۳۷۰

از الوند تا قراویز

نویسنده: حسین بهزاد، گلعلی بابایی

این کتاب، کارنامه تاریخی استان همدان در انقلاب اسلامی، نبردهای کردستان و جنگ تحمیلی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۶۷ است. در بخش مهمی از این کتاب حوادث کودتای ۱۸ تیر سال ۱۳۵۹ معروف به کودتای نوژه، چگونگی شکل گیری گروهک‌های ضد انقلاب در خارج از ایران و نقش مبارزان همدان در دستگیری و خنثی کردن کودتا بیان شده است.

«به این دو برادر بلند همت آفرین می گویم و از زحمات با ارزش ایشان تقدیر می کنم و به فتوحات آینده شان دل می بندم.»

بابانظر

نویسنده: سید حسین بیضایی
کتاب خاطرات بابانظر، حاصل ۳۶ ساعت گفت‌وگوی سیدحسین بیضایی با محمدحسن نظرنژاد است. مصاحبه‌هایی که سال ۱۳۷۴ انجام شد و مصطفی رحیمی چند سال بعد آن را در هجده فصل تدوین کرده است. شخصیت بابانظر واجد ویژگی‌های جالبی است که با حفظ لحن بابانظر جذابیت بیشتری یافته است.

«بابانظر که یک جوان کم سوادی بوده رفته جنگ، فرماندهی کرده و سال‌ها در جنگ بوده و بعد هم جانباز شده و شهید شده است، شرح حال را خودش گفته؛ این کتاب شد. یک داستان مفصل شد.»

پا به پای باران

نویسنده: هدایت الله بهبودی، مرتضی سرهنگی

کتاب مشتمل بر دو گزارش مشترک از شهر خرمشهر در سال‌هاى ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ و پاره‌ای رخدادهای جنگ ایران و عراق‏ است. نویسندگان به شرح حضور خود در مناطق جنگى و جنگ زده‏ خرمشهر، اهواز، شلمچه، دهلاویه، آبادان و کوى ذوالفقارى پرداخته‏ و از خاطرات عملیات‌هاى فتح ‏المبین و بیت‏ المقدس مواردى را نقل‏ کرده و از شهدایى چون جهان‏ آرا، محسن صفوى، بهروز مرادى… ودکتر چمران یاد نموده ‏اند.

این هر دو نوشته، گویا، پر سوز، دردمندانه و هنرمندانه است. دست این عزیزان درد نکند که درد دل غریبانهٔ یک شهر، ‌ بلکه یک ملت را چنین پرمهر و دلسوز، ‌ روایت می‌‌کنند ـ‌ تاریخ ما بعد‌ها نه فقط خرمشهر و جوان‌ها و پدر و مادرهای مقاوم آن را، که این دل‌ها و وجدانهای بیدار و حقجو و حقگو را نیز، ستایش خواهد کرد که نگذاشتند قصّهٔ جهادی به آن عظمت در لابه لای یاوه‌گوئی‌ها و هرزه درائیهای زمانه گم شود. درود بر بهبودی‌ها و سرهنگی‌ها..
سوم رمضان ۱۴۱۲
۱۸ اسفند ۷۰

پایی که جا ماند

نویسنده: سید ناصر حسینی‌پور

سید ناصر حسینی‌پور کتاب «پایی که جا ماند» را به ولید فرحان، شکنجه‌گری که از هیچ فرصتی برای آزار و اذیت او غافل نمی‌ماند تقدیم کرده است. شکنجه‌گری که او را مجبور به دویدن بر روی یک پا می‌کند، او را مجبور به ساعت‌ها خیره شدن به آفتاب می‌کند و برای بیرون کشیدن اطلاعات از ناصر با کابل به جان او می‌افتد.

بسمه‌تعالی

تا کنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمانِ بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایتِ استثنائی از حوادث تکان‌دهنده‌ئی است که از سوئی صبر و پایداری و عظمت روحیِ جوانمردانِ ما را، و از سوئی دیگر پَستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده میگذارد و او را مبهوت میکند . . احساس خواننده، از یک سو: شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سوی دیگر: غم و خشم و نفرت. ۹۱/۶/۲

کارهای لازم:

– ترجمه‌ سلیس به زبان های عربی و انگلیسی.

– درود و سلام به خانواده‌ مجاهد و مقاوم حسینی

پرواز شماره ۲۲

نویسنده: عصام عبدالوهاب الزبیدی
اولین کتاب خاطرات از یک خلبان عراقی به نام «عصام عبدالوهاب الزبیدی» است که در دوران اسارتش به نگارش درآورده است. این کتاب را «محمدحسین زوار کعبه» به فارسی برگردانده و انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برای نخستین بار در سال ۱۳۷۰ آن را چاپ کرده است. خلبان عراقی دزفول را با العماره اشتباه می‌گیرد و ماجراهایی که بعد از آن بوجود می‌آید.


بسم الله الرحمن الرحیم
در ۷۱/۳/۲۷ مطالعه شد. این کتاب از جهت ارائهٔ اطلاعاتی دربارهٔ نیروی هوائی عراق و برخی مسائل جنبی خالی از فایده نیست. اشتباه گرفتن دزفول بجای العماره نقطهٔ شیرین و جالب داستان است.

پیشانی شیشه‌ای

نویسنده: محمد طیب

مجموعه چهار داستان کوتاه در ارتباط با جنگ است .که یکی از آنها «خط خطا» نام دارد. پزشکی که در یکی از بیمارستان‌ها مشغول کار است روزی با جوانی روبه‌رو می‌شود که بر اثر سانحه تصادف به بیمارستان منتقل شده است .پزشک درمی‌یابد که او یکی از دانشجویان سابقش به نام حمید است . او به یاد می‌آورد که حمید از او خواسته بود که وساطت کرده تا برای بازدید جبهه‌ها برود .اما مادر راضی نمی‌شود .اکنون، پس از گذشت چندی از آن واقعه…


بسم الله الرحمن الرحیم
در ۶۹/۱۱/۹ مطالعه شد.
یکی دو نوشته‌ آن بسیار خوب و همه مجموعاً یکی از آثار خوب است.

تپه‌های لاله سرخ

این کتاب را «حجت ایروانی، شهید سید محمدرضا فیض و غلامرضا نباتی» از سوی سوره مهر منتشر کردند.حجت ایروانی از دیده بانان توپخانه در سال های جنگ بوده که خاطرات خود را در کتاب های؛ «تپه های لاله سرخ»، «آلواتان»، «آتش به اختیار» و «دیده بان» روایت کرده است.


از این کتاب، آخرین نوشته یعنی تپه‌های لاله سرخ از همه شیرین‌تر و دقیق‌تر است. نوشتهٔ شهید هم که طلوع دوباره نام گرفته، عطر شهادت و اخلاصش محسوس است.. و هر سه نوشته یادبودهای باارزش از جنگ و ایثار هشت ساله است. در نوشتهٔ حجت ایروانی کوشش پرمرارت و تحمّل‌طلب نیروهای دیده‌بان بخوبی تشریح شده است. خدایا بهترین پاداش خود به صالحان را به این جوانان پاک عطا کن.. و ما را نیز از آن عشق و اخلاص سهمی عنایت فرما آمین
۷۰/۱۲/۱۴

تیپ ۸۳

نویسنده: سید محمد علی دیباجی

تیپ مستقل ۸۳ امام جعفر صادق (علیه السلام) تیپ رزمی روحانیون بود. رزمنده‌هایی که علاوه بر امور رزمی میدان نبرد، کار تبلیغی را در جبهه‌‌ رها نکرده بودند. این کتاب در سال ۱۳۷۰ که به بازار آمد، دومین مجموعه خاطرات روحانیون رزمنده بود که براساس راویت روحانیون رزمنده‌های نگاشته شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
ـ شرح خاطرات طلاّب رزمندهٔ جوان که ضمناً‌ شرح گوشه‌هائی ـ هرچند کوتاه ـ از مجاهدات معصومانهٔ آنان نیز هست، در این کتاب با قلمی و تقریری شیوا به نگارش آمده است. این شیوهٔ نوی است که روایت از کسی و تقریر از کس دیگری باشد. این قلم اگر پخته‌تر شود بسی شیوا‌تر خواهد شد. خیلی از خواندن این کتاب محظوظ شدم، چون روحانی در این کتاب درس دین و معرفت را در خطرناک‌ترین جا‌ها می‌دهد و در آزمایش‌های دشوار زندگی با مردم شریک می‌گردد. این طلبه‌های جوان و خوش روحیه‌اند که اگر مدارج تحصیل را طی کنند رهبران برجستهٔ باب انقلاب و جمهوری اسلامی خواهند شد و روحانیون پرچمدار دین زندگیساز.. حوزهٔ علمیه بیشک از پرورش چنین طلاّب و روحانیونی به خود می‌بالد و احساس رضایت از انجام وظیفهٔ تاریخی خود ـ که همواره بحمدالله بدان موفق بوده است ـ می‌کند. تصادف جالبی بود که توفیق مطالعه‌ این کتاب در ایام ۱۵شعبان و مابعد آنکه به زیارت قم رفته بودم، دست داد.

جدال در زیویه

نویسندگان: محمدتقی مشکوری، عباس پارسیا ـ‌ ولی صابری و حمید حسینی

کتاب‌ در چهار بخش تنظیم شده است. دنیای تخریبچیی ها، نحوه‌ حرکت‌ مین‌‌گذارها، شجاعتشان‌، ملاقات‌ مجروحی با امام‌ زمان‌ و شهید شدنشان در میدان های مین‌، جبهه‌های کردستان‌، آزادسازی بانه‌ و سردشت‌ از دست‌ کومله‌ و نبرد زیویه‌ است‌. فتح‌ شلمچه‌ و عملیات‌ کربلای چهار و شناسایی مناطق‌ اطراف‌ شلمچه‌ از دیگر بخش‌های کتاب است‌.


بسم الله الرحمن الرحیم
ـ چند ساعتی از شب و روزهای ایام مبارک شهرالله به خواندن این خاطرات گذشت. بااینکه آدم‌های متفاوت، از جا‌ها و قضایای متفاوت و در زمانهای متفاوت، و همه بیخبر از یکدیگر گفته و نوشته‌اند، محصول همهٔ این خاطرات یک چیز است: همه از عظمت حادثهٔ هشت سالهٔ دفاع مقدّس و تحوّل شگرفی که در دل و جان و فکر و عمل جوانان این کشور پدید آورده بود، خبر می‌دهند و ابعاد بی‌‌‌نهایت این معجزهٔ الهی تاریخ را ـ بتقریب ـ نشان می‌دهند.. دریغ از آن روزهای فراموش نشدنی، دریغ از آن ماجرای معجزنشان، دریغ از آن تجربهٔ درس‌آموز و جان های پاکی که آن را شکل دادند.. و دریغ از آن جویبار رحمت و فضل خدا که کسانی چه زیرکانه و هوشمندانه از آن نوشیدند.. خوشا بحال آنان و افسوس بر جانهای محرومی که در سرنوشتشان بهره از آن لطف بیحساب رقم نخورده بود. آنان که بهره‌مند شدند، به گذشت و مجاهدت و موقع‌شناسی ـ و البته بتوفیق حق ـ‌ این نعمت را یافتند.. وما.. آیا نباید با هوشمندی و زیرکی جویبار رحمت را که هرگز منقطع نیست ـ و هرگاه به‌گونه‌ئی و در مجرائی ـ بشناسیم و با گذشت و مجاهدت، توفیق الهی را جلب و خود را از آن سیراب سازیم؟.. در میان این چند نوشته، نوشتهٔ شهید از همه معطّر‌تر و معنوی‌تر و مؤثر‌تر است و نوشتهٔ «ولی صابری» از همه زیبا‌تر و هنرمندانه‌تر ۷۰/۱۲/۲۳

جشن حنابندان

«جشن حنابندان» شامل دو گزارش از دو عملیات در مناطق جنوب و غرب کشور است که محمدحسین قدمی این گزارش‌ها را از میان خاطرات رزمندگان «لشگر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص)» گردآوری نموده است. گزارش اول کتاب در طول عملیات کربلای ۵ نوشته شده و گزارش دوم آن که مربوط به عملیات بیت‌المقدس۴ است، به سفارش شهید سید مرتضی آوینی و برای مجموعه‌ی روایت فتح نوشته شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفّا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده‌ی خود عطا می‌کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر

آن قطره‌ی عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و یکتا بر صفحه‌ی تاریخ معاصر پدید آورده

و صحنه‌هائی که افسانه‌وار از ذهن و چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل

از ملت ایران نقش زده است.. له الحمد حمد الحامدین ابد الآبدین . بیشتر فضیلت‌هائی که تاریخ انسان را زیور بخشیده و آرایش داده و مشعل و راهنمای افراد بشر شده است محصول لحظه‌ی پرباری از زندگی یک یا چند انسان است، صبر، زهد، امتناع، گذشت، شجاعت، صدق، ایثار،..و همه‌ی فضائل بشر که در سرگذشت او می بینیم از این قبیل است . هزاران لحظه‌ی پربار در هر روز و شب حماسه‌ی هشت ساله‌ی ملت ایران مکنون است و هر که با نگاهی هنرمندانه آن‌ها را ببیند و با قلمی هنرمندانه آن را ثبت و ماندگار کند و پیش از اینها، با توفیقی الهی به این همه دست یافته باشد، مشعل رهروان معراج انسانی را جانمایه و فروغ بخشیده است، و این کتاب و نویسنده‌اش در آن زمره‌اند.۷۰/۱۱/۶

جنگ پابرهنه

نویسنده: رحیم مخدومی

رحیم مخدومی در «جنگ پا برهنه» ۲۴ خاطره از مقاطع مختلف جنگ از جمله عملیات‌های والفجر ۸ و کربلای ۵ است. کتاب به زیبایی دشواری‌های زندگی رزمندگان در دوران دفاع مقدس را بیان کرده است. هر خاطره با آیه‌ای از قرآن آغاز می‌شود. آیه‌ای که ارتباط و همبستگی معنایی با خاطره دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

 این انعکاسی از رنج های مردم پابرهنه است که بخصوص در مقایسه‌ با فداکاری همین مردم،‌ بسی جانکاه و تلخ و ناپذیرفتنی می نماید. و وقتی روح لطیف و حساسی منظره‌ این هر دو را به چشم دیده بلکه با آن زیسته باشد، با زبانی به همان تلخی آن را روایت می کند. و البته توسن خیال اهل هنر همیشه و در همه‌ میدان ها از واقعیت پیشی می گیرد. در روایت های دیگر از همین جبهه و همان خط و در مقابله با همان دشمن،‌ چیزی از همه برجسته‌تر است و شیرین‌تر،‌ و آن،‌ تواضع و چندان ندیدن کار خود در مقابل کار دیگرانی که ـ باری ـ آنان نیز در جبهه‌هائی دیگر اما باز در برابر همان دشمن و به عشق همان خدا، تلاشی کرده و عرقی ریخته‌اند، اگرچه خطر در همه‌ میدان ها یکسان نیست و همه‌ کسانی را که فیض آن جبهه را نبرده‌اند، اهل دنیا و دلبسته به تعلّقات آن ندانستن، و زحمت و مرارتی را که خود برای خدا برده‌اند بر سر دیگران خرد نکردن.. و این صفت پاکان و پارسایان است.. این خصوصیت در این نوشته که از جهات بسیار: زبان، تصویر، پردازش، و بخصوص استفاده‌ خوب از آیات قرآن، خیلی خوب است، به چشم نمی خورد.. و افسوس دیگر آنکه فرق است میان اینکه کسی از بسته شدن دروازه‌ جهاد و شهادت غمگین شود و حسرت بخورد امّا با اینحال از عمل به وظیفه‌ای که مصلحت اسلام و مسلمین بر دوش همه نهاده خرسند باشد، و اینکه کسی اصل را بر تشخیص خود ـ اگر نگوئیم میل خود ـ نهاده و قبول ختم جنگ را خیانت و کار شیطان و توطئه‌ دشمن بداند.. و حتی به اشاره‌ ای امام و خاصان او را هم مستثنی نکند. در این کتاب شق اوّل دیده نمی شود. شب جمعه ۷۰/۱۲/۹

جنگ خیابانی

نویسنده: سید نظام مولا هویزه

این کتاب در مورد قیام شیعیان عراق پس از جنگ نفت است و واقعه از زبان پناهندگان عراقی به کشورهای همسایه نگارش یافته است. «جنگ خیابانی» در۷۸ صفحه قیام مردم عراق و مصیبت‌هایی که پس از پیروزی‌های موقت تحمل کرده‌اند را به تصویر می کشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

تلخ است و شیرین. اینکه ملت مظلوم عراق ـ‌ و اینبار نیز مثل بیشتر دفعات قبل، شیعیان ـ قیام کرده و شهامت ورزیده و بر دشمن ضربه وارد کرده‌اند، شیرین است. اما اینکه اینبار هم دست خباثت سلطه گران بین‌المللی، بر تخت قدرت نشستگان را از انقلابیون برای خود مفیدتر یافته و بنحوی ـ ولو غیر مستقیم ـ به آنان برای سرکوب اینان کمک رسانده‌اند، تلخ است. تلخ است خواندن و شنیدن و حسّ کردن نومیدی ملتی پس از امیدی نزدیک.. و آنگاه مصیبتی که در مظلومیت و مغلوبیّت می کشند..رجب۱۴۱۲

خاک‌های نرم کوشک

نویسنده: سعید عاکف

کتاب منتخبی از خاطرات خانواده و همرزمان شهید عبدالحسین برونسی در مورد ویژگی‌ها و خصوصیات شهید است. کتاب با ارائه یک زندگینامه فشرده و مختصر از شهید برونسی هفتاد روایت کوتاه و خواندنی از ابعاد شخصیتی و زندگانی این فرمانده نقل می‌شود. هر خاطره نقل شده در مورد شهید با یک عکس از شهید همراه است.

«الان چند سالی است که کتاب هایی درباره سرداران و فرماندهان باب شده و می نویسند. بنده هم مشتری این کتاب ها هستم و می خوانم. بعضی از این ها را من خودم از نزدیک می شناختم؛ آنچه درباره شان نوشته شده، روایت های صادقانه و بسیار تکان دهنده است.این هم حالا آدم می تواند کم و بیش تشخیص بدهد کدام مبالغه آمیز است و کدام صادقانه است. آدم می بیند برخی از این شخصیت های برجسته، حتی در لباس کارگر به میدان جنگ آمده اند؛ این اوستا عبدالحسین برونسی، قبل از انقلاب یک بنّا بود و با بنده هم مرتبط بود. شرح حالش را نوشته اند. من توصیه می کنم و واقعا دوست می دارم شماها بخوانید. اسم این کتاب، خاک های نرم کوشک است؛ قشنگ هم نوشته شده است.»

خداحافظ کرخه

نویسنده: داود امیریان

خاطرات کوتاهی که داود امیریان در فصول کتاب، بدون تکلف و با قلمی روان بیان کرده، به خوبی می‌تواند ذهن خواننده را درگیر موقعیت‌های پیش آمده در آن روزها نماید.

بسم الله الرحمن الرحیم

ـ این کتاب شیرین و ساده، زندگی و احساس و جهتگیری های بسیجی را بخوبی تشریح می کند. نویسنده، که خود یک بسیجی با همه‌ بار فرهنگی این کلمه است، با بیان بعضی از جزئیات بظاهر کم اهمیّت، آن امر مهّم را تصویر و ترسیم کرده است. با اینکه جوانی کم سنّ و سال است، بسی پخته‌تر از عمر خود می نویسد و می اندیشد. گاه در نقل حوادث، تسلسل طبیعی و منطقی رعایت نشده است. باری، این یکی از کتاب های خیلی خوب در مجموعه‌ خاطره‌ها است.۷۰/۱۲/۲۰

خط فکه

نویسنده: سید محمد شکری

خاطرات و یادداشت‌های شهید سید محمد شکری از جبهه های فکه، مهران، فاو و شلمچه است. نویسنده‌ی شهید دانشجوی رشته ی پزشکی بوده و در میدان های نبرد هم امدادگری می کرده. رهبر انقلاب در مورد این کتاب نوشته اند: «این سند ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است.. این از جمله نوشته هایی است که حتما باید به زبان های دیگر ترجمه شود.»

بسم الله الرحمن الرحیم

ـ این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است. این حرفها برای مردم دنیای مادیّ و ظلمانی، قابل فهم و درک نیست، اگر چه سراسر هشت سال دفاع مقدّس از آن پر است، نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می‌افزاید، و شهید عزیز نویسنده‌ی این خاطرات با این نوشته نیز بخشی از فضای مصفّای روح بسیجی را مجسّم می‌کند.. ، رحمت خدا بر روان پاکش باد…

این از جمله‌ نوشته‌هائی است که حتماً باید به زبان‌های دیگر ترجمه‌ شود. ۷۰/۱۲/۱۹

دا

نویسنده: سیده اعظم حسینی
خاطرات دختر ۱۷ ساله‌ای است که ۲۰ روز از ۳۴ روز حماسه خرمشهر را در این شهر به عنوان نیروی مقاومت حضور داشته. بیان عمق فاجعه در این کتاب‌گاه آنقدر سنگین است که قلب انسان را جریحه‌دار می‌کند.

کتاب دا که حقاً و انصافاً کتاب بسیار خوب و قابل طرح در سطح جهانی است، مربوط به بخش کوچکی از وقایع جنگ تحمیلی است و این نشان می دهد که هشت سال دفاع مقدس دارای ظرفیت تولید هزاران کتاب به منظور انتقال فرهنگ و ارزش های اسلامی و انقلابی به جامعه و جهان است … این کتاب در گستره کشور هنوز شناخته نشده است؛ در حالی که چند صد هزار تا حالا چاب کردید. اگر «دا» شناخته شود، میلیون ها نسخه از این کتاب فروش خواهد رفت و میلیون ها نفر از محتوای این کتاب بهره خواهند برد… شما هزار کتاب«دا» می توانید تولید کنید. «دا» یک رگه ی ارزشمند است که در معدن پیدا کردید، این راه را ادامه دهید.

دسته یک

نویسنده: اصغر کاظمی

کتاب «دسته‌ یک» درباره رزمندگان نوجوانی از گردان حمزه(ع) است که قصد دارند در جاده‌‌ فاو – ام‌القصر عملیاتی انجام دهند و حوادث زیادی را از سر می‌گذرانند. نکته جالب این کتاب، شنیدن برخی از صحنه‌های جنگ از چند نگاه متفاوت و با روایات مختلف اما در نهایت یکسان است.

«من یک کتابی را اخیراً خواندم که شرح چند روز در حول و حوش یکی از حملات ماست؛ از زبان افراد باقی مانده از یک دسته، نه از یک لشکر یا یک تیپ یا از گردان یا از یک گروهان حتی. تعدادی از این دسته باقی ماندند و گزارش کردند. این نویسنده و محقق بسیار با ذوق، که حقاً و انصافاً این جور کارها بسیار با ارزش است، رفته جزء جزء مطالب را از زبان آن افراد گرفته که یک کتاب ششصد هفتصد صفحه ای شده. ما فقط می شنویم عملیات فاو. خیلی از کارهای مهمی هم که در این عملیات انجام گرفته، این ها را همین طور از رو می دانیم: از اروند عبور کردند، فاو را گرفتند، کارخانه نمک را فتح کردند، فلان کار را کردند. ما کلیات را می دانیم؛ اما اینکه ئر این قدم به قدم چه گذشته، دیگر اینها را نمی دانیم.

یک صفحه عظیم مینیاتور با نهایت استادی و زیبایی جلوی ما گذاشته اند، ما هم از دور ایستاده ایم نگاه می کنیم و می گوییم: به به. نمی رویم نزدیک تا ببینیم در هر گوشه ای از مینیاتور، چقدر هنر به کار رفته تا ساخته شده. این کارها را بعضی ها می کنند. کرده اند. حالا این نمونه ای که بنده دیده ام، یکی از کارهاست. امیدوارم این کارها ادامه پیدا کند.

کتاب دسته یک بسیار کتاب خوبی است.»

دشت شقایق ها

نویسنده: محمدرضا بایرامی

این کتاب دربردارنده یادداشت‏های یک سرباز وظیفه ‏درباره ایام حضور وی در جبهه‏های جنگ است. خاطرات وی نشان‌دهنده زندگی روزمره رزمندگان و نحوه تقابل آنها با مشکلات و سختی‏های منطقه جنگی است. بخش عمده‏ خاطرات مربوط به حضور این رزمنده در مخابرات جبهه و چگونگى‏ برقرارى ارتباط بین سنگرهاى مختلف است.


 ارتش با حجم عظیم و تلاش متنوّع‌اش، سهم بزرگی در تشکیل دفاع مقدس هشت ساله داشته است. خاطرات دیگری که خوانده‌ام همه تصویر وضع و حال سپاه و بسیج بوده است و اینک نوشته‌ئی در شرح حال واحدهای ارتشی.. سبک هنرمندانه و قلم زیبای این نویسنده، کمکی در خور تحسین کرده است به آب و رنگ بخشیدن به حوادث و وقایع خطوط ارتشی.. البته فاصله میان این و آنچه از بسیج میدانیم و خوانده‌ایم، بسی ژرف است. در اینجا وضع یگان های ارتشی را می شود بخوبی دید. کتاب را یک نفسه در روز جمعه ۷۱/۱/۷ خواندم.

زنده‌باد کمیل

نویسنده: داوود امیریان

شرح دلاوری‌های گردان کمیل در مناطق حساس جنگی از جمله مهران کرخه و شلمچه است. این کتاب توسط محسن مطلق یکی از مبارزین این گردان که از نزدیک شاهد و ناظر وقایع بوده نوشته شده است. نویسنده در این کتاب به توصیف احوال معنوی رزمندگان پرداخته و گذری به صحنه‌های رزم و شهادت آنان زده است


بسم الله الرحمن الرحیم

از این نوشته عطر اخلاص به مشام می‌رسد. وچه زیباست که روایت صحنه‌هائی که از اخلاص و ایثار سرشار است، نیز از سر اخلاص باشد. نویسنده فروتنانه خود را غالباً در پشت یاران شهیدش پنهان کرده است. خوشابحال این جوانان نورانی که در یکی از استثنائی‌ترین فرصت‌های الهی در تاریخ، بیشترین بهره را بردند و به مدد اراده و ایمان و فداکاری، به مدارج عالی انسانی رسیدند. این کتاب همچنین بخاطر شیرینی زبان روایتش و طنزی که در خیلی جاها نمک نوشته کرده است، از بعضی دیگر از خاطره‌های مکتوب، خواندنی‌تر است. باید ترجمه شود.۷۰/۱۱/۱۴

سفر به شهر زیتون

نویسنده: داوود امیریان

شرح دلاوری‌های گردان کمیل در مناطق حساس جنگی از جمله مهران کرخه و شلمچه است. این کتاب توسط محسن مطلق یکی از مبارزین این گردان که از نزدیک شاهد و ناظر وقایع بوده نوشته شده است. نویسنده در این کتاب به توصیف احوال معنوی رزمندگان پرداخته و گذری به صحنه‌های رزم و شهادت آنان زده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

از این کتاب حتی بخش اوّلش را هم نتوانستم تمام کنم. تا ماجرای کمیل و قصّه‌ی غم سنگین آن دل کوچک خواندم و دیگر تحملّم تمام شد.. در گزارش‌های جبهه، وضع به گونه‌ئی دیگر است، چه بسیار دقائقی که در برابر آن تصویرهای خونین، چهره به اشک آغشته شده است.. امّا غم در ماجراهای شهادت، سوز و گدازی شیرین با خود دارد، درست چون غم در ماجراهای عشق.. در آن احساس خسران نیست، هرچه هست شیرینی و سرخوشی است.. و حقیقتاً چیزی غریب است.. با مرگ و فنا و ویرانی هیچ نسبتی ندارد.. تبارک الله، ما ابدع سبیله و احلی التسرّع الیه.. ۷۱/۳/۲۸

مقتل

نویسنده: محمد بکایی

مقتل مجموعه ای از هفت داستان با موضوع دفاع مقدس است. نویسنده توانسته با قلمی روان و توصیف دقیق جزئیات داستان هایی را خلق کند که البته واقعی‌اند و خواننده را با متن حادثه درگیر می‌کند. کتاب ‌ماجرای محاصره‌ شدن‌ عده‌ای از رزمندگان‌، کتک ‌خوردن‌، شهادت ‌و نهایتا اسارت‌ آن‌ها ‌و مقایسه ‌آن ‌با وقایع ‌کربلاست.

«جزوه ای به نام مقتل دیدم، که آن لحظه های حساس و تعیین کننده را شکافته بود؛ نقاطی که اصلاً مفاهیم اسلامی در آنجا خودش را نشان می دهد. در لشکرکشی، به عنوان کلان کار، چیزی از مفاهیم اسلامی دیده نمی شود. همه دنیا لشکر کشی می کنند. همه دنیا می جنگند. همه دنیا یک روز می برند و یک روز می بازند. همه گریز دارند. همه هم حمله و فداکاری دارند. اما آن جایی که بخصوص تفکر و روحیه و منش اسلامی خودش را مشخص می کند، جاهای خاصی است.

آنجاها را جستن و روی آن ها تکیه کردن و آن ها را خوب بیان کردن، حقیقتاً کار بسیار برجسته و مهمی است. خوشبختانه کارهای شما از همین قبیل است.»

نجیب

نویسنده: جمعی از نویسندگان

عنوان داستانی کوتاه از محمدجواد جزینی است که در کنار داستان‌های کوتاه دیگری در یک مجموعه‌ای به همین نام منتشر شده است.در این مجموعه به غیر از داستان «نجیب» داستان‌های دیگری همچون «کپه لرزان» از م. نصرآبادی، «چوب بی‌صدا» از محمد بکایی، در یک شب خودمانی» از علی‌اکبر عسکری، «فصل گلابی‌ ـ الف» از جواد جزینی دوست، «کوچک من»از رضا بهرامی و «سرلشکر عراقی» از اسماعیل رمضانیان منتشر شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

روحیات بسیج ـ این پدیده‌ی استثنائی دوران جنگ ـ در این کتاب، خوب تصویر شده است: شجاعت، پاکدلی، روح دینی، شوخ طبعی و .. در بدخوابی شب سه‌شنبه ۷۰/۹/۱۹ مطالعه شد.

نورالدین پسر ایران

نورالدین پسر ایران» کتاب خاطرات سید نورالدین عافی است؛ پسری شانزده ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی که مانند دیگر رزمنده‌های نوجوان ایران با تلاش و زحمت فراوان رضایت والدین و مسئولین را برای اعزام به مناطق عملیاتی جلب کرد و از دی ماه ۱۳۵۹ -یعنی تنها سه ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی- به جبهه‌های نبرد با متجاوزان رفت.


بسم الله الرحمن الرحیم

این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ پُرکار و اعجاز گونه‌ هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی که از قریحه‌ ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازک‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی که عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته می ماند، از ویژگی های برجسته‌ این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید نپرداختن به نقش فداکارانه‌ همسری است که تلخی‌ها و دشواری های زندگی با رزمنده‌ ای یک دنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.

ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم والحمد لله۹۰/۱۰/۲۰

نونی صفر

نویسنده: سید حسن شکری

شرح دیده‌ها و خاطرات سید حسن شکری که از رزمنده‌های گردان حبیب بن مظاهر بوده است. چگونگی رزم در برخی عملیات‌ها مانند والفجر۸ و کربلای ۸ از موضوعات این کتاب است. از نظر رهبر انقلاب« این نیز از جمله‌ سندهای دقیق دوران دفاع مقدس است که باید از نویسنده‌ آن بسیار متشکر بود. صفا و معنویت در این کتاب موج می‌زند.»


بسم الله الرحمن الرحیم

این نیز از جمله‌ سندهای دقیق دوران دفاع مقدس است که باید از نویسنده‌ آن بسیار متشکر بود. صفا و معنویت در این کتاب موج می‌زند. ۷۰/۹/۲۱

همپای صاعقه

«همپای صاعقه» کارنامه‌ای تاریخی و مستند از شکل‌گیری لشکر۲۷ محمد رسول الله(ص) است. روایتی از یک مقطع زمانی شش ماهه از جنگ تحمیلی. از ابتدای دی ماه ۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه گرم سال ۶۱. موضوع اصلی کتاب شرح مستند مراحل آغازین تاسیس تیپ نظامی محمد رسول الله(ص) است و نقش این تیپ را در دو عملیات بزرگ فتح‌المبین، بیت‌المقدس و لبنان بیان می‌کند.

بسم الله الرحمن الرحیم

«این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می توان ده ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت های حیرت انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و با عظمت عملیاتی چون فتح المبین و بیت المقدس پدید آمده و برترین های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان میدهد. این مردان بزرگی که نام آنها بسی آسان بر زبان و دلِ غافل ما میگذرد از جنس همان اِخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام الله علیه آنها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.

در روز و شبهائی از آبان و آذر۸۶ صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»

هنگ سوم

نویسنده: مجتبی الحسینی

خاطرات یک پزشک اسیر عراقی به نام مجتبی الحسینی است. خواندن داستان جنگ و اتفاقات آن از دید یک عراقی می تواند جذاب و همچنین مفید باشد.


بسم الله الرحمن الرحیم

در روزها و شب های اوائل آبان ۷۰ این کتاب مطالعه شد. موضوع، برای ما که این سوی خطّه نبرد را دیده‌ایم، قهراً جالب است. اما نوشته از لحاظ بازسازی صحنه‌ها و ترسیم حالات و خصوصیات، ضعیف است. نویسنده البته یک نویسنده‌ حرفه‌ئی نبوده است امّا همین که فرصت کرده در گرفتاری جنگ، یادداشت هایی بردارد سپس از حافظه‌ی خود کمک بگیرد و دیده‌ها را در دوران اسارت بر روی کاغذ بیاورد، بسی موجب تقدیر است. ترجمه خوب است.

یادداشت‌های خرمشهر

نویسنده: بهروز مرادی

این کتاب مجموعه یادادشت ها و نامه های شهید بهروز مرادی است. بهروز مرادی اصالتا اصفهانی بود اما در خرمشهر بزرگ شد و هنگام آغاز جنگ با بقیه رزمندگان در دفاع از خرمشهر همراه شد. بهروز نقاش زبردستی بود. تابلوی معروف «به خرمشهر خوش آمدید. جمعیت، ۳۵ میلیون نفر» از کارهای خلاقانه اوست.


بسم الله الرحمن الرحیم

خدا غریق رحمت کند این شهید عزیز را که در سال های منتهی به ۶۴ یعنی در بحبوحه‌ شور و هیجان دفاع مقدّس و بسیج سراسری ملّت در این راه، دردمندانه، نقاط منفی را به نظر آورده و از آن نالیده و دم از غربت رهروان راه جهاد زده است ! بعضی امروز گمان می‌کنند که راه خدا غریب است، یعنی حقیقت روشن اصلی را که همان حرکت عمومی در راه خیر و صلاح است در برابر واقعیت زشت کجرویهای گاهگاهی و جابه‌جایی کم‌رنگ می‌بینند.اما این گمان همیشه بوده حتی در سال ۶۴ و پیش از آن.. و البته چنین نگرشی در جمهوری اسلامی همیشه نادرست بوده و انشاء‌الله همیشه نادرست خواهد بود. ۷۰/۱۱/۹

یادداشت‌های ناتمام

نویسنده گان: علی سمندریان، سید محمد شکری، اصغر آبخضر و کمال سپاهی

مجموعه ای است از یادداشت های دو رزمنده و دو شهید از وقایع روزها و شی های عملیات و منطقه های عملیاتی. از مهران، از شلمچه ی کربلای پنج، شهید سمندریان از زندگی در فضای جبهه و جنگ گفته است و یاداشت پایانی گزارشی است از عملیات مسلم ابن عقیل.


از این چهار نوشته، سومی را که به قلم شهید سید محمد شکری است قبلاً در جزوه‌ی مستقل خوانده بودم، از اوّلی که به قلم شیوا و سرشار از صفای شهید سمندری است ذکری در« حَنابندانِ » قدمی ـ که یکی از شیواترین نوشته‌های مربوط به جبهه است ـ رفته بود و با آن آشنائی دورا دوری داشتم. آن را خواندم و حقیقتاً محظوظ شدم. خدا این هر دو شهید را در سرادق ملکوت همنشین اولیاء فرماید. نوشته‌ی کمال سپاهی هم شیرین و خواندنی است هر چند آن جاذبه‌ی دو نوشته‌ی دیگر را ندارد. درباره‌ی نوشته‌ی آخر هم دو سه جمله در ابتدای آن نوشته‌ام. خداوند به همه‌شان جزای خیر بدهد.

شب پنجشنبه ۸ اسفند ۷۰ . شعبان ۱۴۱۲

یاد یاران

نویسنده: حمید داوود آبادی

این کتاب با روح طنز و مزاحی که هرجای آن گسترده است و بر آن شیرینی و جاذبه ویژه ای بخشیده، از بسیاری کتاب‌های جبهه جالب‌تر و گیراتر روحیه و حال و هوای بچه های بسیج را تصویر کرده و از ویژگی‌های خوب این کتاب تصویرسازی خوبش از فضا و رویدادها است.

در این نوشته صفا و صداقت زیادی موج می‌زند. نویسنده غالباً نقش خود را کمرنگ کرده و یاد یاران شهیدش را برجسته ساخته است. روحیه‌ بسیجی تقریباً با همه‌ جوانبش در اینجا منعکس است، و می‌شود فهمید که چگونه جوان هایی در کوره‌ گداخته‌ جبهه به چه جواهرهای درخشنده‌ ای تبدیل می‌شده‌اند. ذکر خصوصیات موقع‌ها و حادثه‌ها و آدم‌ها، تصویر باورنکردنی جنگ هشت ساله را تا حدود زیادی در برابر چشم آیندگان می‌گذارد. سؤال من از خودم این است که آیا این از معراج برگشتگان چقدر می‌توانند آن حال و هوا را پس از سفر من الحق الی الخلق حفظ کنند و حتی درست به یاد بیاورند؟ و برای این مقصود عالی از دست ما چه کاری ساخته است؟ و چه کرده‌ایم؟ البته قصور یا تقصیر من و امثال من، نمی‌تواند تکلیف دشوار آنها را که خدا حجّت خود را برایشان تمام کرده، از دوششان بردارد. این کتاب با روح طنز و مزاحی که در همه جای آن گسترده است و به آن شیرینی و جاذبه‌ ویژه‌ ای بخشیده، از بسیاری کتاب های جبهه جالب‌تر و گیراتر است.

آن را در شب و روزهای منتهی به بیستم ماه رمضان ۱۴۱۲(۷۱/۵/۱) خواندم.

یاور صادق

نویسنده: حسین نیری

خاطرات «محمد صادق بنایی» که یکی از بازاریان قدیمی و سرشناس بوده، در طی سال‌های‌ انقلاب و دفاع مقدس است. او قبل از انقلاب با خانواده مقام معظم رهبری به ویژه پدر بزرگوار ایشان، رابطه‌ای‌ نزدیک و دوستانه داشته است که بخشی از این کتاب هم به خاطرات این فرد از رهبر انقلاب اختصاص دارد.

«این کاری که اخیرا شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه کاری ها خاطرات میگیرند،‌این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب های شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنائی را خواندم یکی هم کتاب این حاج آقای عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات خواندم. خیلی خوب بود انصافا، مخصوصا کتاب ایشان. هم مطلب در آن زیاد بود هم آثار صفا و صداقت در آن کاملا محسوس بود و انسان میدید. خداوند ان شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

این خبر را به اشتراک بگذارید :