Print Friendly, PDF & Email

تاریخچه شکل گیری نیروی زمینی

 

به طور کلی بررسی تاریخچه تشکیل نیروی زمینی در ایران را می‌توان از زمان شروع تاریخ مدون آن یعنی دوره مادها مورد بررسی قرار داد که افراد این نیرو به دو دسته سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می‌شدند. سپس با تشکیل حکومت هخامنشیان توسط کورش هخامنشی، این نیروها تحت فرماندهی یک نفر درآمده و شکل و سازمان منسجم‌‌تری یافتند.

در زمان داریوش هخامنشی استعداد نیروی زمینی به ۷۰۰‌‌ هزار نفر افزایش یافت و رسته‌های پیاده، سواره، اراده‌سواران، مهندسان، نفت‌اندازان، کارگزاران و سربازان جاوید شکل گرفت.

اشکانیان نیروی زمینی را به دو گروه سواران و پیادگان تقسیم کردند و اهمیت بیشتری برای رسته سواران قائل بودند. در دوره ساسانیان هم پادگان‌های همیشگی ایجاد شد و هزینه سپاهیان و مزد سربازان از سوی دولت پرداخت گردید.

پس از آمدن مسلمانان به ایران و فروپاشی حکومت ساسانیان، امیران عرب، نیروهایی نیز از ایرانیان در زیر فرمان خود داشتند که در میدان‌های جنگ پیکار می‌کردند و پس از مدتی همین نیروها علم استقلال برافراشتند و در گوشه و کنار ایران حکومت‌هایی تشکیل دادند که دارای ارتش مخصوص خود بود و در این ارتش‌ها، همان شیوه‌های جنگ نیاکان خود را به‌کار می‌بردند. صفاریان، دیلمیان، سامانیان و سایر حکومت‌های متقارن از جمله این حکومت‌ها بودند. با روی کار آمدن صفویان، ارتش دارای سازمانی متشکل و هماهنگ‌تر شد و نیروی زمینی ارتش به چهار دسته:

۱- سواران

۲- پیادگان

۳- توپچیلر (توپخانه)

۴- نسقچیلر (راهدار و راهبان سپاهیان) تقسیم گشت.

وضعیت نیروی زمینی در دوره افشاریه هم تقریباً شبیه زمان صفویه بود، اما با کشته شدن نادرشاه، آرامش و مرکزیتی که او پدید آورده بود، به یکباره از میان رفت و آشفتگی و بی‌سرو سامانی در ارتش تا نخستین دهه سیزدهم هجری و آغاز فرمانروایی محمد‌خان قاجار ادامه یافت.

در دوره قاجاریه با همت و تلاش میرزا تقی‌خان امیر کبیر که به حق مقام شامخی در تاریخ ارتش ایران دارد و سپس عباس میرزا، سازمان ارتش ایران مجدداً به صورتی منسجم و هماهنگ در آمد و ارتش ایران به “۱۰تومان” تقسیم شد که هر تومان متشکل از چهار تا ۱۱ فوج و فرمانده هر فوج یک سرتیپ بود.

به‌طور کلی نیروی زمینی ارتش این دوره را بخش‌های زیر تشکیل می‌دادند: ۱) قشون جنوب ایران، ۲) دیویزیون قزاق، ۳)بریگاد مرکزی، ۴) نظام ایالات و ولایات، ۵) قوای داوطلب شرقی، ۶) ژاندارمری، ۷) امنیه و قوای مشابه، ۸) پلیس منظم و ۹) پلیس ایالات و ولایات.

در دوره حکومت رضاخان پهلوی توجه زیادی به امر نظام و اصلاحات وسیع در ارتش می‌شد. در ضمن این اصلاحات، ایران به پنج حوزه نظامی بزرگ تقسیم شد که باید آن را مبدأ تشکیل نیروی زمینی ارتش به صورت اصولی و تقریباً به‌شکل امروزی آن دانست. این پنج حوزه شامل: لشکر مرکز، لشکر شمال غرب، لشکر شرق یا خراسان، لشکر جنوب و لشکر غرب می‌شد. سپس طی سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰، تحولات اساسی دیگری در سازمان نیروی زمینی ارتش به‌وجود آمد و این سازمان شامل پنج لشکر، چهار تیپ مستقل، دو واحد توپخانه ۱۰۵ بلند و ضد هوایی شد. در سال ۱۳۱۴ شمسی، درجات نظامی نیز تعیین و اعلام گردید.

در این زمان، مدارس مختلف نظامی مانند مدرسه دیویزیون(برای دیویزیون قزاق)، مدرسه نظام مشیر‌الدوله(برای بریگاد مرکزی)، مدارس افسیه و سوزافسیه(برای ژاندارمری و کلاس‌های بیطاری) که قبلاً در زمان قاجاریه تشکیل شده بودند، درهم آمیخته شدند و برای اولین بار مؤسسه‌ای به‌نام مدارس نظام کل قشون ایجاد شد. در ادامه، این مدارس به سه مدرسه جداگانه: ۱-مدرسه ابتدایی نظام، ۲-مدرسه متوسطه نظام و ۳-مدرسه عالی نظام تبدیل شدند که نام این سه مدرسه نیز در سال ۱۳۱۴ به‌ترتیب به دبستان نظام، دبیرستان نظام و دانشکده افسری تغییر یافت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و پیدایش تغییر و تحولات اساسی در بخش‌های مختلف کشور، از جمله ارتش؛ نیروهای انقلابی موجود در ارتش که بیشتر آنان طی سال‌های گذشته نیز هدایت افراد انقلابی و مذهبی ارتش را بر عهده داشتند، با توجه به وضعیت کشور و بروز هرج و مرج در نقاط مرزی، در زمان شروع تهاجم رژیم عراق به کشورمان که نیروهای ارتش از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نبودند، به مقابله با دشمن متجاوز شتافتند.

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، ۴۵ عملیات گسترده و مؤثر علیه نیروهای متجاوز انجام داد که بیشتر آنها منجر به آزادسازی بخش عمده‌ای از خاک اشغال شده کشورمان شد و ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکره ماشین جنگی عراق وارد گردید.

همزمان با عملیات‌های نظامی این نیرو، کارکنان فداکار و متعهد جهاد خود‌کفایی آن، دوشادوش سایر نیروهای درگیر در جنگ، ضمن بازسازی و تعمیر و تدارک وسایل و قطعات آسیب‌دیده؛ منشأ خدمات بسیار ارزشمندی برای نیروهای نظامی کشور شدند و اقدام به ساخت قطعات مورد نیاز کردند.

در زمینه امور آموزشی نیز اقدامات زیادی انجام گرفت تا نیروی زمینی ارتش به نیرویی منسجم و مبتنی بر علم روز درآید.

اکنون با گذشت ۲۵ سال از پایان جنگ تحمیلی؛ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران با گذر از دوران سازندگی و تعمیر تجهیزات و امکانات مورد استفاده خود در جنگ، با استفاده از نیروهای متخصص و مهندسان، توانسته است که تسلیحات و تجهیزات نظامی متعددی را طراحی و تولید کند و به مرحله خودکفایی برسد.

از نظر نیروی انسانی نیز، با گزینش و استخدام نیروهای متعهد، مومن و تحصیلکرده، نیروهای آماده‌ای را جهت دفاع از کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران تربیت کرده است.

نگاهی اجمالی به عملکرد نیروی زمینی ارتش در دفاع مقدس

 

تاریخ سه هزار ساله ایران زمین از حوادث گوناگونی تشکیل شده است که قسمت اعظم این حوادث را نبرد های نظامی شکل میدهد . یکی از طولانی ترین جنگ های این تاریخ پر فراز و نشیب، نبردی است که از آن به هشت سال دفاع مقدس یاد میشود هر چند به ظاهر یک طرف این نبرد کشور عراق قرار داشت ولی در حقیقت تمام توان کشورهای متخاصم با ایران در نوک پیکان حمله همسایه غربی ایران جمع شده بود تا اثری از ایران اسلامی باقی نماند. شهریور سال ۱۳۵۹ اوضاع نظامی ایران چندان مساعد نیست سپاه پاسداران تازه تاسیس یافته با تمام توان موجودش سرگرم برقراری امنیت داخلی و همراه ارتش مشغول مبارزه با ضد انقلاب در استانهای شمال غربی کشور است تنها سازمان منسجمی که می تواند تا حدودی در مقابل تهاجم دشمن ایستادگی کند ارتش جمهوری اسلامی ایران است که با فهرست بسیار طولانی از ضایعات و آسیب های اجتناب ناپذیر حوادث انقلاب روبه روست در این وضعیت نه چندان به سامان نظامی وضعیت سیاسی کشور نیز مطلوب نیست رئیس جمهوری بنی صدر مسیر خاص خودش را طی می کند و اوضاع داخلی را به شدت متشنج کرده است. سر انجام ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله سراسری هوایی و زمینی دشمن جنگ ۸ ساله آغاز می گردد.

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بارها وقوع حمله قریب الوقوع را از طرف دشمن اعلام کرده بود ولی یک اراده قوی برای انجام اقدامات سیاسی یا اعزام نیرو به مناطق مرزی وجود نداشت و تنها به تقویت ساده یگانهای سر زمینی اکتفا شد. در حالتی بین هوشیاری و غافلگیری جنگ بر ایران تحمیل گردید و واحدهای زرهی دشمن که از مدتها قبل درگیری های پراکنده زمینی را شروع کرده بودند از خطوط مرزی گذشتند و وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شدند. اهداف دشمن در این یورش سراسری به ترتیب عبارت بوده است از :

۱- سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران  ۲- تضعیف شدید نظام و ایجاد مواضعی همسو با استکبار جهانی در اندیشه های مسئولین  ۳- جدا نمودن حداقلی استان خوزستان و سرزمین های مناطق غرب کشور ۴- حاکمیت بر اروند رود  ۵- با احاطه بر مناطقی از ایران گرفتن امتیازات قابل توجه و تحمیل شرایط نا مطلوب به ایران ۶- فهرست زیادی از اهداف فرعی مانند حمایت از خلق عرب، ایجاد فرصت رهبری اعراب برای صدام حسین و….

دشمن در همان روز اول جنگ در ۳۱ شهریور ۵۹ فهمید که گام در ورطه هلاکت گذاشته است نیروهای حمله کننده به هیچ وجه فکر نمی کردند که در گام اول اینچنین متوقف شوند یگانهای عمده مستقر در مرز در منطقه جنوب ، لشکر ۹۲ زرهی اهواز و در غرب لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه با کمک یگانهای مامور و سپاه پاسداران و بسیج و مردم مقاومت نابرابر خود را در مقابل عراق به گونه ای شکل دادند که در کمتر از یک هفته پس از شروع جنگ اولین اطلاعیه صدام حسین برای آتش بس و درخواست های بین المللی برای توقف جنگ شنیده شد. راستی چه اتفاقی افتاده بود که از طرف حمله کننده درخواست آتش بس میشد آیا صدام حسین حتی به یکی از اهداف ترسیم شده جنگ دست یافته بود صدام هنوز نتوانسته بود به اروند نزدیک شود و حداکثر پیش روی نیروهایش در منطقه فکه تا کرخه بود که عمدتا از سرزمینی عبور کرده بود که نمی توانست فایده سوق الجیشی خاصی داشته باشد در تداوم نبردهای اولیه جنگ نهایتا پس از سی و چهار روز نیمی از خرمشهر در اختیار صدام قرار گرفت و عمده قوای دشمن در مواضعی نا مناسب مجبور به اتخاذ خطوط پدافندی شدند. نقش نیروی زمینی ارتش روی زمین و نیروی هوایی در فضای ایران و عراق و نیروی دریایی در خلیج فارس برای ناکام گذاشتن دشمن بسیار تعیین کننده بود بطور مثال اگر در منطقه کرخه دشمن می توانست با عبور از کرخه خود را به جاده اهواز اندیمشک رسانده و خطوط پدافندی را در جنوب یا حتی شمال شهر اندیمشک تشکیل دهد قاعدتا ما باید برای رسیدن به کرخه دهها عملیات انجام می دادیم و این مساوی بود با تحمیل هزینه های بسیار بالا و صرف زمان بیشتر اما رزمندگان نیروی زمینی ارتش نه تنها اجازه چنین فرصتی به دشمن ندادند بلکه حتی در غرب رودخانه کرخه جای پای مهمی را حفظ کردند که کمک بسیار زیادی برای انجام عملیات فتح المبین و راندن دشمن تا خطوط مرزی در فروردین سال ۶۸ ایفا کرد.

پس از تثبیت دشمن که با موفقیت کامل انجام شد از همان روزهای اول اندیشه طراحی عملیات علیه دشمن شکل گرفت انجام ۱۷۰ عملیات کوچک و بزرگ در سال اول جنگ که حدود ۱۶۰ عملیات آن آفندی و حمله ما علیه دشمن بوده است به نحوی نشان از اراده مستحکمی می دهد که حضور دشمن را در خاک ایران تحمل نمی کند سال اول جنگ سال موفقیت، پیروزی و تحمیل اراده ملی به دشمن بوده است هر چند سرزمین های زیادی در این سال آزاد نشد ولی متوقف کردن دشمن در مواضع نا مناسب پدافندی و بازداشتن او از رسیدن به اهدافی که برای خودش ترسیم کرده بود بزرگترین موفقیت به شمار می رفت ضمن این که همین اقدامات زمینه انجام عملیات های بزرگ سال دوم جنگ را فراهم کرد و در حقیقت بدون انجام اقدامات سال اول جنگ قطعا اقدامات سال دوم نیز قابل انجام نمی بود.

سال اول جنگ سال میدان داری هوانیروز در سقف پروازی کوتاه و یکه تازی نیروی هوایی ارتش در سقف پروازی بالا و عمق خاک دشمن و سیادت بی چون و چرای نیروی دریایی در آبهای خلیج فارس و حاکمیت نیروی زمینی ارتش بر میدان جنگ بوده است .

نیروی زمینی ارتش با پذیرش پدافند در ۱۰۰۰ کیلومتر خطوط مقدم نبرد راه را برای هرگونه نفوذ مجدد دشمن بست و با آماده شدن یگانهای سپاه پاسداران و انجام عملیات ثامن الائمه مقدمات بیرون راندن دشمن فراهم گردید به گونه ای که در کمتر از یک سال قسمت عمده سرزمین های اشغالی ایران آزاد شد و دشمن در خطوط مرزی استقرار یافت.

در تداوم نبرد و در مراحل ورود به خاک عراق جهت تنبیه متجاوز و ایجاد شرایط مناسب برای مذاکرات احتمالی سیاسی وتا پایان ۸ سال دفاع مقدس نیروی زمینی ارتش گسترده ترین حضور را از نظر زمانی و مکانی در دفاع مقدس داشته که به تحقیق میتوان ادعا نمود که با توجه به حضور نیروی هوایی و هوانیروز و یگانهای توپخانه در تمام صحنه های نبرد ارتش جمهوری اسلامی ایران به شکل عام و نیروی زمینی به شکل خاص در تمام عملیاتهای انجام شده ۸ سال دفاع مقدس حضور فعال و موثری داشته اند.

از نکات برجسته نقش نیروی زمینی ارتش در ۸ سال دفاع مقدس می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-     متوقف کردن دشمن در مواضع نامناسب در سال اول جنگ و رقم زدن پیروزی های استراتژیک در روزهای اولیه نبرد در ممانعت از رسیدن دشمن به اهداف ترسیم کرده.

۲-     شرکت موثر و مفید در طراحی و اجرای عملیاتهای بزرگ و کوچک بطور مستقل و مشترک با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال دوم و تداوم نبرد تا پایان ۸ سال دفاع مقدس.

۳-     حضور هوانیروز به شکل بسیار گسترده و موثر و فعال در ضربه زدن به دشمن در تمام عملیات ها که ضمن انجام عملیات های تاکتیکی، پشتیبانی های متعددی را در زمینه حمل رزمندگان، مهمات ،آذوقه و تجهیزات و تخلیه شهدا و مجروحین انجام داده است.

۴-     حمایت بسیار گسترده یگانهای توپخانه در اجرای آتش پشتیبانی در اکثر قریب به اتفاق عملیات ها فرصت هرگونه تحرک را از دشمن سلب کرده و پیشروی رزمندگان را تسهیل می کرد.

۵-     حضور یگانهای زرهی به ویژه در نبردهای منطقه جنوب تاثیر قابل توجهی در ارتقا روحیه رزمندگان می گذاشت و حمایت این یگانها در نبردهائی مانند نصر، طریق القدس و رمضان نشان از توان فوق العاده تانک و نفربر در صحنه جنگ بوده است.

۶-     احداث جاده، ایجاد موانع در مقابل مواضع خودی و بازکردن میادین مین دشمن در شبهای عملیات، برقراری پل های ارتباطی، ایجاد استحکامات، سنگر سازی و دهها اقدام دیگر در این زمینه نقش یگانهای مهندسی نیروی زمینی ارتش را بسیار موثر و پررنگ در دفاع مقدس به خوبی نشان می دهد.

۷-     انجام پشتیبانی های مختلف جبهه و جنگ مانند تهیه و توزیع مهمات، جنگ افزارها، سوخت، ترابری، تعمیرات خودروها و ادوات جنگی و مایحتاج روزانه صدها هزار سرباز نظیر آب، نان، غذا، لباس و به ویژه رساندن روزانه صدها تن یخ به خطوط مقدم نبرد در گرمای طاقت فرسای ۵۰ درجه منطقه جنوب، تخلیه مجروحین و شهدا و مداوای بیماران در منطقه و ایجاد منطقه بهداشتی برای پیشگیری از شیوع بیماری ها از اقدامات ناگفته جنگ در طول ۸ سال دفاع مقدس است که یگانهای پشتیبانی نیروی زمینی ارتش در سطحی بسیار وسیع و حجم فوق العاده ای به بهترین شکل ممکن انجام داده اند.

۸-     مسئولیت پذیرش، کنترل و نگهداری حدود ۶۰ هزار اسیر عراقی با یگان های دژبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران و یگانهای مامور نیروی زمینی در این رابطه بوده است که با تشکیل دهها اردوگاه و آماد رسانی به این اسرا و انجام اقدامات فرهنگی و برخورد انسان دوستانه با اسرا به گونه ای که صدها نفر از اسرای عراقی حاضر به ترک ایران در مبادله اسرا نشده و تداوم زندگی در ایران را خواستار شدند هم از  دیگر اقدامات خاص و چشمگیر نیروی زمینی ارتش بوده است.

مجموعه اقدامات فوق و دهها اقدام دیگر که این نوشتار مجال پرداختن به آن را ندارد عملکرد درخشان نیروی زمینی ارتش در ۸ سال دفاع مقدس را نشان میدهد که حاصل از جان گذشتگی ۴۶۰۰۰ شهید از ۴۸۰۰۰ شهید ارتشی و حدود ۱۵۰۰۰۰ جانباز و ۲۶۰۰۰ آزاده قهرمان می باشد که با حدود ۲۰۰۰۰۰۰ رزمنده وظیفه و پایور توانستند جنگ و نبرد منحصر به فردی را به کمک برادران سپاهی و بسیجی و آحاد مردم مقاوم و قهرمان ایران زمین اداره کرده و پیروزی تاریخی و ماندگاری را برای این سرزمین رقم بزنند.

 منبع: http://www.aja.ir/

 سرهنگ پیاده مجتبی جعفری

نقش سرنوشت­ ساز نیروی زمینی ارتش در هفت روز آغازین جنگ تحمیلی

 

بررسی شرایط خاصی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بویژه نیروی زمینی ارتش در آغازین روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با آن روبرو بوده است، می­تواند ما را به فهم عمیق­تر و درک کامل­تری از واقعیت­هایی برساند که شالودۀ هشت سال از بحرانی­ترین و مهم­ترین برهه­های تاریخ انقلاب اسلامی ایران را تشکیل­می­دهند. گرچه در این باب کتب فراوان نگاشته­شده و مقالات متعدّدی به­ رشتۀ­ تحریر درآمده­است، لیکن با بررسی جامعی از پیشینۀ مکتوب دفاع مقدّس و بویژه پس از مراجعه به پیشکسوتانی که روزگاری در کسوت سربازی انقلاب، فرماندهی یگان­های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را برعهده­داشته­ و تاریخ­سازان و افتخارآفرینان این برهه از تاریخ انقلاب بوده­اند، به وضوح درمی­یابیم که واقعیت­های بسیاری از این دوره یا ناگفته مانده­اند و یا کمتر به آن­ها پرداخته­شده­؛ واقعیت­هایی که شرایط امروز و سرنوشت آیندۀ این مرز و بوم لاجرم با آن­ها گره­خورده­است. در این مقاله تلاش شده­است با محور قرار دادن نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در این برهه از تاریخ کشورمان تعمّق بیشتری بنماییم.

هجوم سراسری ارتشِ کاملاً آمادۀ عراق به میهن عزیزمان در شهریور ماه ۱۳۵۹ ه. ش. زمانی صورت­گرفت که ارتش جمهوری اسلامی ایران در شرایط سخت و بدی قرار داشت. در آن زمان تنها نیروی نظامیِ سازمان­یافته و با دانش نظامی بالا و تجهیزات مناسب که انتظارمی­رفت بتواند از مردم و میهن دفاع­کند، ارتش بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهاد نوپایی بود که هنوز نمی­شد روی آن حسابی باز کرد. مجموعۀ قوای انتظامی بویژه ژاندارمری که در مرزها مستقر بود نیز توان رزمی و تجهیزات مناسبی برای دفاع در برابر حملات سنگین دشمن نداشت.

ارتش که با فرمان هوشمندانه و تیزبینانۀ حضرت امام خمینی (ره) در ۲۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ از توطئۀ بدخواهان و کوته­فکران مبنی بر «انحلال» آن رسته بود، با از دست دادن تعداد زیادی ار فرماندهان ارشد خود در جریان تصفیۀ انقلابی ارتش، اخراج ۴۰ هزار مستشار نظامی خارجی که عمدتاً آمریکایی بوده و در تمام امور نقش کلیدی داشتند، لغو قراردادهای خرید تجهیزات نظامی و ادوات مدرنِ جنگیِ در حال تحویل، تقلیل کارکنان پایور ثابت نظامی در رده­های مختلف به دلیل توقّف استخدام، کم شدن مدت خدمت وظیفۀ عمومی از دو سال به یک سال، انحلال پاره­ای از قسمت­ها و واحدهای نظامی، متوقّف شدن طرح احداث بعضی از پایگاه­های نظامی و … در حدّ قابل توجهی تضعیف­ شده­بود و با همۀ این احوال بشدّت درگیر در غائلۀ ضدانقلاب بود. نیروی زمینی ارتش که استعداد آن از حدود ۲۸۵ هزار نفر به حدود ۱۵۰ هزار نفر کاهش­ و قدرت عملیاتی آن به چهار لشگر با آمادگی رزمی پایین تقلیل یافته­بود، عملاً با دوسوم توان و استعداد خود در غائلۀ کردستان و آذربایجان غربی درگیربود.[۱] ضد انقلاب که از همان ابتدای پیروزی انقلاب با سوء استفاده از شرایط نابسامان و متزلزل موجود، با محاصره و حمله به پادگان­های نظامی و مراکز حسّاس شهرها در مناطق غرب و شمال غرب کشور و همچنین توطئه­چینی در سیستان­وبلوچستان و ترکمن­صحرا، سودای تجزیۀ ایران اسلامی و در وهلۀ اوّل ایجاد کردستان مستقل را درسرمی­پروراند، علی­رغم حمایت­های خائنانه و برنامه­ریزی­شدۀ دولت موقت و ابوالحسن بنی­صدر، رئیس جمهور مخلوع، با شدت عمل و مقاومت قهرمانانۀ ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مردمیِ انقلاب که تحت لوای سپاه پاسدارن گردهم آمده بودند، مواجه شد. بی­تردید بزرگترین نقش محوری را در غائلۀ کردستان شهید علی صیّاد شیرازی بر عهده داشته­است. به نحوی که با ابلاغ حکم نمایندگی بنی­صدر، رئیس جمهور وقت به ایشان در مسائل کردستان در مورّخۀ ۱۳۵۹/۲/۲ و آغاز عملیات­های کوبندۀ رزمندگان اسلام علیه ضدانقلاب تا اواخر شهریور ماه همان سال و با رسیدن به سردشت و آزادسازی شهرهای عمدۀ کردستان، می­رفت که بساط ضدانقلاب در کردستان برچیده­شود. متأسفانه کارشکنی از طرف لیبرال­ها و تلاش تعدادی از کوته­فکران و مشاوران نظامی بنی­صدر و مخالفان رشد سپاه پاسداران موجب این گردید که در طی دو حکم به فاصلۀ کمتر از یک ماه شهید صیاد شیرازی از کار برکنار و عملاً فعالیت­های مشترک قرارگاه­های تابعۀ آن تعطیل­گردد.

در مقابل، ارتش عراق با شروع تبلیغات سرسام­آوری به افزایش روحیۀ خصومت و ایجاد کینه در مردم و نظامیان خود نسبت به ایران اقدام کرد و با خرید تجهیزات مدرن نظامی، احداث پایگاه­های جدید در مرز، احضار متولدین ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶ به خدمت و فراخوانی نیروی ذخیرۀ ارتش، استعداد یگان های خود را فوق­العاده گسترش­داد. صدام که تا روز ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹، ۶۳۶ مورد تجاوز زمینی، هوایی، بمباران، غارت احشام مرز نشینان و … را در خاک میهن عزیزمان صورت­داده­بود و در مورّخۀ بیست­وششم همان ماه با لغو یک جانبۀ قرارداد مرزی وحسن همجواری ۱۹۷۵ الجزایر در مقابل دیدگان مجامع بین­المللی زمینه را برای آغاز جنگی تمام­عیار علیه ایران اسلامی آماده­کرده­بود، با حملۀ ۳۱ شهریورماه جبهه­ای به طول ۱۳۵۲ کیلومتر را از جنوب شرقی آبادان تا شمال قصر شیرین تشکیل­داد و بیش از ۱۴ هزار کیلومترمربع از خاک کشورمان را اشغال­نمود.

 در چنین وضعیتی که عراق ۹  لشگر را وارد کارزار نموده­بود و عملاً از پشتیبانی ۱۲  لشگر زرهی، مکانیزه، و پیاده و ۳۰ تیپ پیادۀ مستقل برخوردار بود و به جرأت می­توان گفت هیچ نقصی از نظر تجهیزات و نیروی انسانی نداشت، مقایسۀ توان رزمی عراق با ارتش ایران نسبت برتریِ هشت به یک و طبق برخی برآوردها پانزده به یک ارتش عراق بر ارتش ایران را نشان می­داد.[۲]

متأسفانه به رغم اینکه این حمله و آغاز درگیری بین ایران و عراق کاملاً قابل پیش­بینی و تهدیدهای موجود کاملاً ملموس بود، لیکن تحلیل­های نادرست و سیاست­های خائنانۀ ابوالحسن بنی­صدر، رئیس جمهور وقت ایران و اعوان و انصار وی در کابینۀ دولت موجب­شده­بود که ایران به منظور دفع این تجاوز آمادگی لازم را نداشته­باشد.

 عمده­ترین یگان­های زمینی ارتش که از همان نخستین روز نبرد با ارتش عراق درگیر شدند، لشگر ۹۲ زرهی خوزستان در منطقه جنوب و لشگر ۸۱ زرهی کرمانشاه در منطقه غرب بودند. در این روز در تبادل آتش میان طرفین، توپخانۀ نیروی زمینی مستقر در آبادان، کارخانه تولید گاز فاو در عراق را به­آتش­کشید. به علاوه مواضع دشمن در امتداد ساحل جنوبی اروندرود زیر آتش سنگین نیروهای خودی قرارگرفت.

بر خلاف انتظار ستاد کل فرماندهی ارتش عراق، یگان­های لشگر ۹۲ زرهی با استعداد رزمی خود شجاعانه در مقابل نیروهای عراقی ایستادگی­نمودند و ارتش عراق مجبورشد نیروهای بیشتری را وارد خوزستان نماید. دشمن پس از تصرف خونین پاسگاه فکه در مقابل دفاع دلاورانۀ یک گروه رزمی از تی۳۷ زرهی شیراز، به مواضع گروه رزمی۳۷ مستقر در تپه ماهورهای فکه حمله­می­کند که با آتش دقیق و مقاومت شدید دلاورمردان ارتش مواجه­می­شود و مجبور به عقب­نشینی می­گردد. در همین روز گروه­های رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران نظیر گروه ۱۳۸ پیاده از لشگر ۲۱ و یک گروه رزمی از تیپ ۸۴  خرم­آباد نیز به صفوف مدافعان ارتش اسلام می­پیوندند.

در روز یکم مهر ماه، بر اساس تدبیر شهید سرلشگر ولی­ا… فلّاحی، جانشین ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، خوزستان به سه منطقۀ عملیاتی تقسیم­گردید و قرارگاه هدایت­کنندۀ  عملیات در منطقۀ اهواز عملاً ترکیبی از شهید سرلشگر فلاحی، فرمانده لشگر ۹۲ زرهی اهواز، شهید مصطفی چمران، فرمانده سپاه پاسداران و استاندار خوزستان تعیین­گردید. توپخانه­های نیروی زمینی ارتش در منطقۀ خرمشهر و آبادان، و توپخانۀ ساحلی نیروی دریایی در آبادان بشدّت و با تمام امکانات خود، تأسیسات اقتصادی بصره و فاو را زیر آتش خود قراردادند و ضایعات زیادی به تأسیسات عراق از فاو تا بصره واردکردند. و بدین ترتیب نبرد توپخانه­ها از همان آغاز جنگ به صورت یک عنصر بسیار مهم جلوه­گر شد.

در روز دوم مهرماه، به دانشکدۀ افسری نیروی زمینی دستورداده­شد که با تشکیل گردان­های رزمی به خوزستان اعزام­شوند. بدین ترتیب تعداد ۷۳۱ نفر دانشجو، ۴۱ افسر و ۲۴ درجه­دار در ۳ گردان سازماندهی و  به جنگ­افزارهای انفرادی، تیربار و آر.پی.جی-۷ مجهز و آماده می­شوند که در تاریخ ۱۳۵۹/۷/۳ از طریق هوا به اهواز اعزام­شوند. در این روز در جبهۀ غرب، نبرد تیپ ۱ زرهی لشگر ۸۱ کرمانشاه در منطقۀ عمومی میمک بسیار چشمگیر بود. اگر چه حملۀ متقابل این تیپ به دشمن در نهایت به نتایج مطلوب ختم­نگردید، لیکن موجب­شد ارتش عراق نتیجه­گیری کند که در برآوردهای خود مرتکب اشتباه بزرگی شده­است.

در روز سوم مهر ماه، تهاجم نیروهای زمینی عراق به خرمشهر و آبادان با اجرای آتش شدید توپخانه آغازگردید. شدت آتش به حدی بود که فرمانده ایرانیِ منطقۀ نبرد گزارش­می­کند چنانچه با حملات هوایی ارتش، توپخانه دشمن خاموش­نشود، ظرف چند ساعت خرمشهر با خاک یکسان می­گردد. در حالی که وضعیت خرمشهر لحظه به لحظه وخیم­تر می­شد، گردان­های دانشجویان دانشکدۀ افسری با یک قرارگاه هدایت­کننده با ۱۲ فروند هواپیمای سی-۱۳۰به خوزستان اعزام شدند.

در ساعت ۱۲:۰۰ این روز، دشمن از سمت شمال به ۵ کیلومتری خرمشهر رسید و خرمشهر به محاصرۀ نیروهای عراقی درآمد. به علت تداوم آتش دشمن و فشار حملات نیروهای عراقی، نیروهای مدافع خرمشهر شامل گردان ۱۵۱ دژ لشگر ۹۲ زرهی، گردان تکاوران دریایی، ژاندارمری، شهربانی، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساعت ۱۴:۴۰ به داخل شهر عقب­نشینی و تلفات و ضایعات آنها ساعت به ساعت بیشتر می­شود.

به جز دانشجویان دانشکدۀ افسری که به کمک یگان­های لشگر ۹۲ زرهی به منطقه وارد شدند، در این روز یک گروه رزمی شامل گردان ۱۴۸ پیاده و یک گروهان تانک از مشهد به اهواز وارد شده و زیر امر تیپ ۱ لشگر ۹۲ قرار می­گیرد. این یگان، اولین واحد تقویتی بود که به منطقۀ اهواز-سوسنگرد اعزام گردید.

لشگر ۹۲ زرهی در منطقه­ای بسیار وسیع از چنگوله تا آبادان گسترش داشت و در مقابلِ آن، دستِ­کم ۵ لشگر زرهی، مکانیزه و پیادۀ دشمن در محورهای مختلف درگیر بودند که با آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی هوایی پی در پی حمایت می شدند. در این روز سرهنگ غلامرضا قاسمی­لو به عنوان فرمانده لشگر ۹۲ زرهی تعیین­گردید. فرمانده جدید، یک قرارگاه فرماندهی برای غرب دزفول تشکیل­داد که اوضاع آن منطقه را سر و سامان دهد و برای هدایت این قرارگاه، معاون لشگر را که تا آن روز سرپرستی لشگر را به عهده داشت، انتخاب و معرفی­نمود.

از روز سوم مهرماه، هواپیمایی نیروی زمینی ارتش (هوانیروز) به طور فعّال در صحنۀ نبرد حضوریافت و در مناطقی مانند مهران، صالح­آباد و سرپل­ذهاب وارد عمل گردید. همچنین در منطقۀ ایلام، بسیج عشایری ملک­شاهی فعّال و وارد عمل شد. ورود این عشایرِ غیور به صحنۀ نبرد، سبب تقویت نسبی قدرت دفاعی رزمندگان و افزایش روحیۀ آنان گردید. هجوم بالگردهای رزمی هوانیروز به تانک­ها و نفربرهای عراقی، دشمن را به وحشت انداخت و از سرعت پیشروی نیروهای مهاجم به نحو قابل توجهی کاست. فرمانده پادگان سرپل­ذهاب با درایت و زیرکی، از فرصتِ بدست­آمده بخوبی بهره­گرفت و تنها با ۵ دستگاه تانکِ تعمیری چنان نمایشی را در برابر دیدگاه دشمن به اجرا گذاشت که نیروهای عراقی تصورکردند با یک موضع پدافندی قوی در محور سرآب­گرم روبرو شده­اند و همین امر سبب توقّف و عقب­نشینی عناصر دشمن­گردید.

در این بین ضدانقلاب نیز فعّالانه وارد عرصه نبرد گردیده و با حمله به اماکن و پایگاه­های نظامی در کردستان و آذربایجان غربی و انجام عملیات خائنانه در مناطق درگیر، به مشغول کردن رزمندگان ایرانی و تسهیل امور برای دشمن مهاجم مبادرت می­ورزد.

در روز چهارم مهرماه، دلاورمردان ارتش و سپاه مستقر در خرمشهر، به منظور جلوگیری از سقوط شهر در ساعت ۱۳:۴۰ با تمام توان به نیروهای دشمن در شمال شهر یورش می­برند و با آر. پی. جی-۷ ، تفنگ ۱۰۶ و سلاح­های موجود، تلفات و ضایعات سنگینی به یگان­های زرهی دشمن وارد می­کنند به نحوی که دشمن مجبور به انتقال مواضع خود به غرب جاده اهواز-خرمشهر می­شود. در این روز، توپخانۀ نیروی زمینی ارتش ضایعات سنگینی به تأسیسات اقتصادی عراق در فاو، امّ­القصر و ابوالخصیب وارد می­آورد. در روز چهارم مهر، سنگین­ترین نبرد در غرب در منطقۀ ایلام رخ­داد که نیروهای مسلح با همکاری مردم موفق شدند ۷۰ دستگاه تانک متجاوز عراقی را در ایلام و محورهای اطراف آن منهدم­نمایند.

روز پنجم، یکی از خونین­ترین روزهای نبرد در خوزستان بود. دشمن با ستون­های زرهی خود تا حوالی آب­تیمور پیش­روی­کرد، اما حضور فعال نیروهای مردمی، واردشدن قوای تازه­نفس از نیروی زمینی ارتش به اهواز و منطقۀ نبرد، فعالیت مؤثر بالگردهای هوانیروز و پشتیبانی شدید نیروی هوایی ارتش سبب­شد تا دشمن در جنوب غربی اهواز زمین­گیرشده و خط پدافندی نیروهای خودی انسجام بیشتری پیداکند. در محور بستان، پل بستان بر روی رودخانۀ کرخه به وسیلۀ مهندسی لشگر ۹۲  تخریب شد و تانک­های عراقی به صورت ستون در ۶ کیلومتری بستان متوقّف شدند. در محور فکه نیز سه گروه رزمی شامل باقی­ماندۀ گروه رزمی  تیپ ۳۷ زرهی شیراز و گروه رزمی ۱۳۸ پیاده لشگر ۲۱ (گردان ۱۳۸ و یک گروهان کامل تانک) و قسمتی از گروه رزمی ۱۴۱ پیاده لشگر ۲۱ توانستند با استفادۀ صحیح از موشک­های ضدّتانک تاو و دراگون و آر.پی.جی- ۷ و استفاده از تانک­های موجود و با استفادۀ مناسب از زمین و آتش دیده­بانی­شده، تعداد ۲۵ دستگاه تانک دشمن را کاملاً منهدم و لشکر ۱ مکانیزۀ عراق را زمین­گیر کنند. مقاومت و ایثار یگان­های لشگر ۲۱ چنان بود که سرلشگر عراقی،  وفیق السامرایی در کتاب «ویرانۀ دروازۀ شرقی»، صفحۀ ۶۴  از آن به عظمت یادمی­کند.

در مجموع با وجود مقاومت شدید رزمندگان و مردم در منطقۀ غرب، پس از ۵ روز نبرد مداوم با دشمن، شهرهای سومار، مهران، قصرشیرین و نفت­شهر به اشغال دشمن درآمد.

خرمشهر در ششمین روز نبرد، صحنۀ یک حماسۀ بزرگ بود. فشار نیروهای تقویت­شدۀ عراقی به حدی شدت­یافت که احتمال سقوط خرمشهر در همان روز قطعی به نظر می­رسید. عناصر باقی­ماندۀ لشکر ۹۲ زرهی، شامل نیروهای یک گردان تانک و گردان ۱۵۱ پیادۀ دژ، در این روز با کمک ژاندارمری در شمال خرمشهر، در حدود پلیس راه، دفاع از شمال شهر را به عهده گرفتند. سایر نیروها شامل باقی­ماندۀ گردان ۱۶۵ مکانیزه، به علاوۀ گردان تکاوران دریایی، دانشجویان دانشکدۀ افسری، رزمندگان سپاه پاسداران، و نیروهای مردمی که با مراجعه به مراکز نظامی و با گرفتن سلاح و امکانات به رزمندگان می­پیوستند، از منطقۀ غرب خرمشهر و جنوب آن عملیات تدافعی خود را برنامه­ریزی­کردند.

امیر بازنشستۀ ارتش، سرتیپ­دوم سعید پورداراب در کتاب «تقویم تاریخ دفاع مقدس»، جلد دوم، صفحۀ ۱۵۶ می­نویسد: «با تحلیلی ساده و منطقی از روند جنگ و نتایج حاصله و مقایسۀ نیروهای طرفین و پیش­روی ارتش عراق در روزهای نخستین جنگ، به درستی مشخص نیست چرا پس از ۵ روز نبرد سهمگین و انهدام بخش عظیمی از نیروهای ارتش در غرب و جنوب، دستور حرکت لشکرهای ۷۷، ۲۱ پیاده، ۱۶ زرهی، و ۸۸ زرهی به منطقه داده­نشد؟ و چرا یگان­های نیرو[ی زمینی] را به صورت گردانی که هدف بسیار مناسبی برای نابودی توسط دشمن بود، به مناطق اعزام­می­کردند؟ فقط پاسخ این سؤال و خیلی موارد مشابه را باید از زبان بنی­صدر، فرمانده کل قوای وقت و مسؤولان آن زمان شنید!»

صدام در هفتمن روز جنگ، پیشنهاد آتش­بس داد و اعلام­نمود در صورتی که دولت ایران شرایط اعلام­شده را بپذیرد، ترک مخاصمه شود. این اقدام به معنای اعتراف آشکار مهاجم به شکست استراتژی­اش در حمله به ایران بود. نبردهای ۷ روز آغازین جنگ در خرمشهر، بستان، رقابیه، عین­خوش، و دهلران که با واردکردن تلفات سنگینی به دشمن همراه­بود، ارتش عراق را حتی از رسیدن به اهداف اولیۀ خود بازداشت و دشمن مجبور به توقف در مناطق ناخواسته و نامناسب گردید. رژیم بعث عراق که با هدف تصرف سه روزۀ ایران، رویای فتح قادسیه را در سر می پروراند، ۳۴ روز تمام در پشت دروازه­های خرمشهر، کابوسی را برای خود رقم­زد که تعبیر شوم آن سال­ها بعد دامن طراحان این سناریوی پلید را گرفت. نکتۀ قابل تأمل این است که به خلاف اشتباه تاریخیِ رایج، خرمشهر هرگز سقوط نکرد، بلکه تنها قسمت مهمی از شهر در شمال رود کارون سقوط کرد، ولی زمین خرمشهر در جنوب کارون هیچگاه به قدوم مزدوران بعثی عراق آلوده­نشد.[۳]

دولت ایران در پاسخ به پیشنهاد آتش­بس صدام اعلام­کرد تا زمانی که حتی یک سرباز عراقی در قلمرو سرزمین ایران وجود دارد، حاضر به مذاکره نخواهد بود و تنها شرط قبول آتش­بس از نظر ایران این است که دولت عراق نیروهای خود را از خاک ایران بیرون ببرد. نظام دیپلماسی بین الملل به سرکردگی آمریکا که نقشه های خود را در قبال حملۀ عراق به ایران نقش برآب می­دید، در هفتمین روز نبرد، ششم مهر ماه ۱۳۵۹، قطعنامۀ ۴۷۹ را در شورای امنیت صادرنمود. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت، لیکن جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تا وقتی که نیروهای عراقی خاک ایران را ترک نکنند و به خرابکاری و اقدامات خصمانۀ خود پایان ندهند، ایران هیچ قطعنامه­ای را نخواهد­پذیرفت.


[۱] .  “اتحاد ارتش و سپاه نویدگر پیروزی­ها بود”، گفتگو با امیر سرتیپ مصطفی ارضی­فر: فرمانده لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهداء،  جمهوری اسلامی، ۱۳۸۷/۶/۳۱٫

[۲] .  “چهرۀ راستین و شکست­ناپذیر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران”، تفاهم، ۱۳۸۷/۱/۲۷٫  و  مرکز پژوهش­های دفاع مقدّس نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، زیر نظر فرهاد بهروزی، تقویم تاریخ دفاع مقدّس (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۴)، ج ۲، ص ۱۹و۱۵۴٫

[۳] .  “خرمشهر هیچگاه سقوط نکرد”، گفتگو با سرهنگ پیاده ستاد مجتبی جعفری، اعتماد ملی، ۱۳۸۷/۳/۲٫

منبع: www.aja.ir

روابط عمومی نیروی زمینی ارتش

۳۵

۳۴

۳۳

۳۲

۳۱

۳۰

۲۹

۲۸

۲۷

۲۶

۲۵

۲۴

۲۳

۲۲

۲۱

۲۰

۱۹

۱۸

۱۷

۱۶

۱۵

۱۴

۱۳

۱۲

۱۱

۱۰

۹

۸

۷

۶

۵

۴

این خبر را به اشتراک بگذارید :