Print Friendly, PDF & Email

تاریخچه شکل گیری نیروی دریایی

 

در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، نیروی دریایی ایران به طور رسمی مجدداً تاسیس گردید دانشجویانی در سال ۱۳۰۶ جهت تحصیل علوم دریایی به ایتالیا اعزام گردیدند و چند فروند ناو جهت ساخت به ایتالیا سفارش گردید.در سال ۱۳۱۱ ناوهای اول ببر، پلنگ، سیمرغ و کرکس تحت فرماندهی ناخدا بایندر از طریق کانال سوئز، دریای سرخ، اقیانوس هند و دریای عمان عازم خلیج فارس شدند ودر ۱۴ آبان ۱۳۱۱ در بوشهر لنگر انداختند و با خرید یک حوض شناور ۶۰۰۰ تنی جهت تعمیرات زیرآبی و ایجاد آموزشگاه درجه داری و پایگاه‌های دریایی، نیروی دریایی یگان‌های خود را در دریای مازندران توسعه داد.

تا قبل از جنگ دوم جهانی، نیروی دریایی در شمال دارای تعمیرگاه و ناوچه‌های بابلسر، سفید رود، گرگان، نهنگ، رامسر، نوشهر و شهسوار و قایق‌های کوچک آتش نشانی بود ودر جنوب دارای ستاد فرماندهی، آموزشگاه مهناوی، کشتی یدک بر، حوض شناور، تعمیرگاه ثابت و متحرک، دو فروند نفت کش، بنگاه فانوس‌های دریایی، مرکز تدارکات بنادر و اداره بندری بندر شاهپور سابق و ناوهای ببر، پلنگ، شهباز، سیمرغ، کرکس، شاهرخ، دو گروهان نیروی آبخاکی، ناوچه‌های شاهین، چلچله، کارون، کهف و ناوچه‌های راهنما و ناوچه‌های شماره ۱ الی ۱۰ بود.

در سوم شهریور ۱۳۲۰ در یورش متفقین به ایران، نیروی دریایی مقاومت قهرمانانه‌ای ازخود نشان داد که منجر به غرق شدن ناوهای ببر و پلنگ وتعدادی از ناوچه‌ها وشهادت دریابان بایندر فرمانده نیروی دریایی و ۶۰۰ نفر از افسران، درجه داران و ناویان گردید.

در سال ۱۳۲۵ بعد از جنگ جهانی دوم و ملاقات سران متفقین در تهران و شناسایی ایران به عنوان پل پیروزی، دو فروند ناو به منظور غرامت ببر و پلنگ به ایران داده شد ونیروی دریایی ایران با داشتن ناوهای شاهرخ،شهباز، سیمرغ، کرکس و چند فروند یدک کش به همراه باقی مانده کارکنان مجدداً پا گرفت. با افزایش درآمدهای نفتی ایران و عضو شدن ایران در پیمان سنتور، پاسداری از خلیج فارس و دریای عمان وشمال اقیانوس هند به ایران سپرده شد. نیروی دریایی به سرعت توسعه یافت و دانشجویان دریایی به اقصی نقاط دنیا اعزام گردیدند.

در دهه های ۴۰ و ۵۰ نیروی دریایی ایران دارای سه فروند ناوشکن سنگین موشک انداز، هوادریا متشکل از بالگردهای ضد سطحی، ضد زیر دریایی، مین روب و هواناوهای پیشرفته، ناوهای مین روب، دوازده فروند ناوچه موشک انداز، ناوگان عظیم آبخاکی و لجستیکی و پایگاه‌های عمده در بندرعباس، بوشهر، خارک، چابهار و خرمشهر شده و به تشکیل یگان‌های تفنگدار و تکاور دریایی اقدام و مراکز آموزشی در سواحل دریای مازندران ایجاد و بزرگترین مرکز کارخانجات و تعمیرات کشتی با حوض‌های خشک وشناور در بندر عباس ایجاد گردید.

نیروی دریایی ایران پس از انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تحول عظیمی در نیروی دریایی ایجاد و در راستای خود کفایی آموزشی، اعزام دانشجو به صورت همگانی به خارج از کشور متوقف و دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) با چهار دانشکده ناوبری و فرماندهی کشتی، مهندسی برق و الکترونیک و مخابرات دریایی، مهندسی مکانیک دریایی و رشته مدیرت و کمیسر دریایی تاسیس گردید.مراکز آموزش‌های تخصصی در انزلی و رشت توسعه یافتند و دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی دریای پا گرفت.

با شروع جنگ تحمیلی،‌ نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هرگز در مقابل تهاجم نیروهای عراق غافلگیر نگردید بلکه در هفتم آذر ماه ۱۳۵۹ با عملیات بزرگ شناور رزمی عراق و انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه و محاصره کامل دریایی بنادر بصره، فاو و ام القصر و محروم نمودن کامل و تا پایان جنگ به نبرد با هواپیما و بالگردهای دشمن در دریا پرداخت و در مدت هشت سال جنگ تحمیلی، نیروی دریایی ده هزار فروند کشتی تجاری را به بنادر ایران اسکورت نمود که در این بین تنها چند صد فروند آن‌ها مورد اصابت موشک‌های هواپیمای دشمن قرار گرفتند که کارنامه بسیار درخشانی در جنگ‌های دریایی قلمداد می‌گردد و از سویی امنیت خطوط مواصلات دریایی خلیج فارس، دریای عمان و شمال اقیانوس هند را همواره برقرار نمود.

در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷، ناوگان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در نبردی نابرابر با نیروهای دریایی و هوایی آمریکا در خلیج فارس شرکت نمود که هر چند به غرق شدن ناوشکن سهند و ناوچه جوشن انجامید ولی ضرباتی که نیروی دریایی آمریکا متحمل گردید(از جمله اصابت مین به ناوشکن ساموئل بی رابرتز، غرق شدن یک فروند کشتی لجستیکی و سرنگونی یک فروند بالگرد آمریکایی) در نبردهای منطقه‌ای کم سابقه بوده است.

خاطره ای خواندنی از هفتم آذر ۱۳۵۹

 

موج انفجار دوباره مرا به زیر آب کشاند. حباب‌های هوا را می‌دیدم. فشار آب گوش‌هایم را اذیت می‌کرد. قبل از پریدن توی دریا کفش‌هایم را بیرون آورده بودم. سعی کردم پاهایم را تکان دهم و نفسم را حبس کنم تا به سطح آب باز گردم.

وقتی سرم را از آب بیرون آوردم، اطرافم دود غلیظی بود و نمی‌توانستم وضعیت پیش آمده را ببینم. ناگهان انفجار مهیبی نگاهم را به سمتی کشاند. توپ پاشنه‌ی ناوچه منفجر شد. به سمت ناوچه شنا کردم. علی اصغر نوروزی ( شهید) بی‌حرکت زیر قایق نجات نشسته بود و به دریا زل زده بود. از او خواستم که قایق را به دریا بیندازد. بیم آن می‌رفت که ناوچه به کلی غرق شود. نوروزی نگاهی به من انداخت و آرام آرام ضامن قایق را باز کرد تا قایق بر سطح دریا قرار گرفت.

در سمت دیگر، مهناوی محمدرضا نجاری در حال بالا رفتن از ناوچه بود که متوجه من شد. به او گفتم: دفرا را به آب بیانداز.

مهناوی نجاری با تلاش زیاد، خود را به دکِ آزاد ناوچه رساند و طناب دفرا را باز کرد و آن را روی آب شناور کرد و سپس خودش به دریا پرید. شناکنان به طرف دفرا رفتم. طناب را به نوروزی دادم. او اصلا حرف نمی‌زد. دهانش را باز کرد و من طناب را میان دندان‌هایش قرار دادم.

از این که مدتی خود را روی آب نگه داشته بودم، خسته شدم. به سختی به قایق نجات رسیدم. ترکش انفجار چند جای آن را سوراخ کرده بود، ولی شکرش باقی بود و ما می‌توانستیم تا مدت کمی از آن استفاده کنیم. کم‌کم بقیه بچه‌ها هم با زحمت به دور قایق جمع شدند. قایق دیگری که چند نفر در آن بودند فاصله‌هایشان را با ما کم کردند تا بتوانیم به هم کمک کنیم.

تصور این روز سخت برای همه دشوار بود. کسی حرف نمی‌زد، همه می‌دانستند باید انرژی‌مان را ذخیره کنیم. خلیلی – که به شدت مجروح شده بود- را به سختی در قایق خواباندیم و دست‌هایمان را به گرد او حلقه کردیم. ناوچه مقابل چشمانمان در آب فرو می‌رفت و حسرت دیدار دوباره همرزمان را هم با خود به عمق دریا می‌برد. دقیقا ساعت ۱۲:۵۸ روز هفتم آذر سال ۵۹ بود که ناوچه پیکان غرق شد و به خلیج فارس پیوست. اصلا باور کردنی نبود. یک‌باره دریا طوفانی و آسمان ظهر تبدیل به شب سیاه شد. جریان آب، قایقی را که یکی از تکاوران ناو استوار احمد علوی و اسیری به نام ستار با آن شناور بودند، از ما دور کرد.

به طرف آنان شنا کردم. حریچه‌پور و حسن تیاور به کمکم شتافتند. حریچه‌پور از ناحیه شکم مجروح شده بود، ولی با این حال می‌خواست کمکی کند که با ممانعت من، توسط تیاور به قایق بازگشت. وقتی به قایق دوم رسیدم، به علوی گفتم: سعی کنیم نوروزی که پیش دفرا است را سوار کنیم. سپس رو به اسیر عراقی کردم و با ایما و اشاره به او فهماندم که تو آزادی، می‌توانی به سمت سکو شنا کنی و به کشورت برگردی.

او که تنها بازمانده اسرای عراقی بود در حالی که گریه می‌کرد گفت ایران، ایرانی. یا علی گفتنش دل مرا لرزاند. فهمیدم شیعه است. غواص عراقی خودش را به آب زد و به طرف نوروزی رفت تا او را به قایق نجات برساند.

پارو زدن ما بی‌فایده بود. زیرا جریان آب شدت داشت و دریا همچنان مواج بود. قایق سومی را دیدم که کیوان شکوهی بر آن سوار بود و موج، او را از ما دور کرد.

به کمک اسیر عراقی، نوروزی را که از ناحیه پا مجروح شده بود به قایق منتقل کردیم. نوروزی لبخندی زد و انگار داشت وصیت می‌کرد. رحمان الفتی از بروبچه‌های تکاور هم در حالی که مجروح بود همه را دلداری می‌داد.

از فرط خستگی گوشه قایق، پاهایم را جمع کردم. از گوشم خون می‌آمد. مجبور شدم پارچه ای را در گوشم بگذارم. آب شور، سوزشی شدید را در گوشم ایجاد کرد. جزئیات عملیات را از ذهنم گذراندم.

ما ساعت ۹ شب در ضلع جنوبی اسکله البکر بودیم و اسرای عراقی را از تکاوران تحویل گرفتیم. ابراهیم همتی ( شهید) فرمانده ناوچه دستور داد تا آب و غذا به اسرا دهیم. تعدادی از آنها در درگیری با تکاوران زخمی شده بودند. در همین افکار بودم که احمد علوی گفت به چه فکر می‌کنی؟ گفتم شما فقط چهار نفر بودید، چه طور ده نفر اسیر گرفتید؟

سید گفت وقتی از هلی کوپتر به روی سکو پریدیم، اصلا فکر نمی‌کردیم که کسی روی سکو باشد، چراکه عملیات منطقه گفته بود سکو امن است. به خاطر همین، بدون ترس با هلی‌کوپتر از قسمت میانی سکو به پایین پریدیم و بلافاصله سکو را بررسی کردیم. در حال گشت زنی، متوجه یکی از عراقی‌ها شدیم، بی صدا از پشت او را دستگیر کردیم. پس از بازجویی، اسیر عراقی گفت یبست نفر دیگر در سکو هستند. سید احمد به سختی حرف می‌زد اما می‌خواست فضای حاکم را بشکند و توجه‌ام را به حرف‌هایش جلب کند.

سید ادامه داد که با هلی کوپتر تماس گرفتیم و تقاضا کردیم که بدون جلب توجه به سکو برگردد، زیرا سوغاتی خوبی برایش داشتیم. فرمانده عراقی را به هلی‌کوپتر رساندیم، ولی طولی نکشید که عراقی‌ها از حضور ما مطلع شدند .درگیری شروع شد و ما توانستیم همه آنها را بدون تلفات خودی، اسیر کنیم.

علوی با خنده می‌گفت که عراقی‌ها فکر می‌کردند ما یک گروهان هستیم. میان حرف‌هایش ناگهان متوجه صدای هلی‌کوپتر شدیم. پارچه‌ای را که در گوش فرو کرده بودم ، بیرون آوردم و دقت بیشتری کردم. درست بود هلی‌کوپتر خودی برای نجات ما آمده بود. برای خلبان دست تکان دادیم. به سمت ما آمد. اشاره کردیم تا به طرف قایق زخمی‌ها برود. سه فروند هلی‌کوپتر شجاعانه وارد منطقه جنگی شده بودند. آنان توانستند تعدادی از زخمی و پرسنل را از آب بگیرند. ناگهان از سمت سکوی العمیه به طرف هلی‌کوپتر تیراندازی شد.

خلبان مجبور شد منطقه را ترک کند. پس از رفتن هلی‌کوپترها، ناوچه موشک انداز عراقی به ما نزدیک شد، به قدری که تحرک پرسنل را می‌توانستیم ببینیم. من و علوی خود را در اسارات عراقی‌ها می‌دیدیم. ناگهان صدای غرش هواپیمای جنگنده خودی، شادی را در دل مان انداخت. تیزپروازان نیروی هوایی با مانوری بی‌نظیر ناوچه را از ما دور کردند.

ناوچه فرار را بر قرار ترجیح داد، ولی گریز از معرکه کار آسانی نبود. خلبان ایرانی با شجاعت روی سطح آب به پرواز در آمد و موشکی را به سمت ناوچه شلیک کرد. برای اینکه به ما بفهماند کار ناوچه عراقی تمام شده، بالای سر ما در ارتفاع پایین پرواز کرد. ما با دست خوشحالی خودمان را ابراز کردیم.

فهمیدیم که تنها نیستیم. چند دقیقه بعد ناوچه‌ای دیگر از سکو جدا شد و به کمک ناوچه صدمه دیده به سمت ما آمد. بار دیگر هواپیما به طرف ناوچه دشمن حمله ور شد و آن را به قعر دریا فرستاد.

این نبرد دریایی و هوایی تا ساعت ۴ بعد از ظهر طول کشید. عبور از دلهره و ترس محال بود. از این رو می‌ترسیدیم که نکند در تاریکی شب گم شویم و جریان آب، ما را به ناکجا آباد ببرد. یک ساعتی گذشت. خبری ازگروه نجات نشد. در عصر روز هفتم آذر، در قایق نجات، سرگردان بر سطح آب بودیم.

غم از دست دادن دوستان بسیار دشوار بود. چاره‌ای جز صبر نداشتیم. همین طور که به اطراف نگاه می‌کردیم یکی از هلی‌کوپترهای هوادریا را دیدیم که گویی دنبال ما می‌گردد. مشعل وسایل نجات که توی قایق بود را روشن کردم و تکان دادم. هلی‌کوپتر متوجه حضور ما شد. فورا به سمت ما آمد. از خوشحالی توی بغل احمد رفتم و همدیگر را در آغوش گرفتیم. صحنه وصف ناپذیری بود. نجات در اوج ناامیدی، فقط خدا را به یاد می‌اندازد. خلبان، ماهرانه ما را به داخل هلی‌کوپتر کشید.

به کمک خلبان گفتم چند نفر را نجات دادید گفت گمان می کنم دوازده نفر. گفتم باز هم جست وجو کنید یک قایق دیگر هم هست.

خوشبختانه در ادامه جست و جو، شکوهی هم نجات پیدا کرد. هوا رو به تاریکی میرفت و تداوم جست‌وجو امکان پذیر نبود. هلی‌کوپتر ناگزیر گردید به بوشهر مراجعه کند. وقتی هلی‌کوپتر روی باند نشست ما را با آمبولانس جهت مداوا به بیمارستان نیروگاه اتمی بردند. نوروزی از شدت جراحت در طول پرواز به شهادت رسید.

نبرد دریایی در روز ششم و هفتم آذر به نابودی سکوهای نفتی البکر و العمیه و انهدام چندین ناوچه موشک‌انداز و ناوهای نیروبر دشمن انجامید. در عملیات مروارید سی نفر از بهترین فرزندان میهن با خون خود خلیج فارس را تطهیر کردند.

 منبع: کتاب”پسرم از جنگ متنفرباش”

نیروی دریایی حافظ اقتصاد کشور در هشت سال دفاع مقدس

مقام عظمای ولایت و فرماندهی معظم کل قوا در آذرماه ۱۳۸۷ (سخنرانی ایشان در جمع افسران نداجا در مراسمی  به مناسبت سال‌روز نیروی دریایی در بیت معظم‌ٌله ) فرمودند که:

“حالا ماجرای ناوچۀ پیکان را در عملیات مروارید خیلی‌ها می‌دانند، امّا ماجرای حفاظت از کشتی‌های تجاری را خیلی‌ها نمی‌دانند، آن زمانی که اقتصاد ما بسته به صادرات نفت بود، دشمن درصدد بود تا صادرات نفت ما را قطع کند، آن‌گاه بود که نیروی دریایی جوهرۀ خود را نشان داد.”

به‌دلیل نوع ساختار جغرافیایی دریای عمان و خلیج‌فارس و همچنین طرح‌های توسعه بنادر و اسکله‌های جنوبی کشور و راه‌های زمینی منتهی به آنها در دهه ۵۰ شمسی، عمده توان کشور در امر بارگیری و تخلیه کشتی‌های تجاری و انتقال آنها به داخل کشور معطوف به بنادر امام خمینی(ره)، خرمشهر و آبادان گردیده بود. (که همگی در شمال خلیج فارس واقع شده‌اند)

با شروع جنگ تحمیلی بخش عظیمی از کشتی‌های داخل اروند رود چه در کنار اسکله‌ها و چه در لنگرگاه‌ها مورد اصابت تیرهای مستقیم نیروهای بعثی قرار گرفته و یا غرق شدند و یا در صورت آسیب‌دیدگی به گِل نشستند. با توجه به تأمین قسمت عمده نیازهای کشور که به‌طور کلّی از طریق بنادر جنوبی تأمین می‌گردید با خارج شدن بنادر حاشیۀ اروند رود، عمده فشار تأمین نیازمندی‌ها و ارزاق عمومی ضروری کشور به بندر امام خمینی(ره) منتقل شد.فاصله این بندر که در انتهای کانال خورموسی قرار دارد، با سامانه‌های آفندی نیروهای بعثی به نسبت سلاح‌ها و جنگ‌افزارهای روز در اختیار بسیار ناچیز بوده به‌طوری‌که کشتی‌های کنار اسکله، ورودی‌ها و خروجی‌ها به این خور با حملات موشکی ساحل به دریا و یا تهاجم هوایی عراق، مورد آسیب قرار می‌گرفتند. آسیب‌دیدن این کشتی‌ها صرف نظر از ایجاد محدودیت در تردد به این کانال بسیار مهم و راهبردی، می‌توانست خطر قطع خطوط مواصلاتی خودی و شروع بحران کمبود نیازمندی‌های داخلی را در پی‌داشته باشد. مأموریت اسکورت کاروان‌ها که از روزهای آغازین جنگ تحمیلی شروع و تا پایان جنگ ادامه داشت به نوعی کلیه یگان‌های شناور، پروازی، تفنگدار و… نداجا را در برگرفت. اهمیت اقتصادی مقابله با تدابیر دشمن در قطع خطوط مواصلاتی در ابعاد مختلف به‌ویژه اداره جنگ، تأمین نیازمندی‌های عمومی و حفظ امنیت ملّی کشور مهم و با ارزش بود که دشمن تمام سعی و تلاش خود را در راستای مقابله با آن صرف می‌کرد.در دوران جنگ تحمیلی در مجموع ده هزار فروند کشتی تجارتی و نفتکش توسط ناوهای نیروی دریایی اسکورت و همراهی گردیدند. در حدود سیصد میلیون تُن انواع کالا به‌وسیله این شناورها به بنادر داخلی وارد و از طریق معابر وصولی به داخل کشور انتقال یافتند.

از این تعداد شناور فقط ۲۵۹ فروند بر اثر حملات دشمن صدمه دیدند که این رقم به نسبت نزدیکی فاصله دشمن با معابر وصولی اصلی جمهوری اسلامی ایران رقم ناچیزی بوده است و همچنین در مقایسه با آسیب‌پذیری کشتی‌های تجاری در جنگ جهانی دوم (بر اثر حملات زیردریایی‌ها در اقصی نقاط بی‌حفاظ جهان به وقوع پیوست) آمار بسیار خوبی می‌باشد.

اسکورت کاروان‌ها از زمان آغاز جنگ تا خاتمه آن ادامه داشت و در حقیقت یک مأموریت کلان و مستمر محسوب می‌شد که بیش از ۱۰۰ عملیات دریایی تا پایان جنگ برای تحقق آن انجام گرفت. ولی حیف که این مجموعه عملیات همانند عُرف موجود در نیروی زمینی نام‌گذاری نگردید و شاید یکی از دلایل مهمی که افکار عمومی جامعه به اهمیت اسکورت کاروان در طول مدّت دفاع مقدس پی نبرده، عدم معرفی مناسب بوده است.با شروع جنگ تحمیلی ظرفیت بنادر خرمشهر و آبادان به‌دلیل اینکه در معرض تیر مستقیم نیروهای بعثی بود غیرقابل استفاده گردید. با غیرقابل استفاده شدن اسکله‌ها و لنگرگاه‌های بنادر حاشیه اروند رود و عدم وجود بنادر مناسب در خلیج فارس و دریای عمان، عمده تلاش تأمین مایحتاج و ارزاق عمومی و ضروری کشور و نیازمندی‌های کشور و نیازمندی‌های جبهه و جنگ در بندر امام‌خمینی(ره) متمرکز گردید.کشتی‌های ورودی و خروجی به خور‌موسی در تیررس موشک‌های ساحل به دریا و موشک‌های دریاپایه و هواپایه عراق قرار داشت آسیب دیدن و متوقف ماندن کشتی‌ها در این آب‌راه، علاوه‌بر ایجاد محدودیت تردد در این کانال راهبردی و قطع خطوط مواصلاتی دریای خودی می‌توانست در ابعاد مختلف نظامی، سیاسی و به‌ویژه در اداره امور جنگ و امنیت ملی کشور تأثیر فوق‌العاده‌ای گذارده و کشور با بحران کمبود مایحتاج عمومی گردد، این موضوع برای دشمن بعثی چنان اهمیت داشت که در طول جنگ تحمیلی همواره تمام سعی و تلاش خود را در شمال خلیج فارس به این مسأله معطوف نموده بود، به گونه‌ای که در این زمینه در طول ۸سال جنگ تحمیلی با شلیک بیش‌از ۱۱۰۰فروند موشک و استفاده از صدها فروند مین شناور در دریا سعی در ایجاد اختلال در خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران مؤید این موضوع می‌باشد.

دشمن در روزهای آغاز جنگ با به‌کارگیری موشک‌های استیکس ناوچه‌های موشک‌انداز اوزا، کشتی‌های تجاری و نفت‌کش جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرار می‌داد، لیکن پس‌از عملیات ظفرمند مروارید در هفتم آذرماه ۱۳۵۹ که موجب انهدام ۲سوّم از نیروی دریایی عراق و کسب سیادت دریایی جمهوری اسلامی ایران شد، دشمن با بهره‌گیری از ترفندهای مختلف دیگر از جمله پرتاب موشک‌های ساحل به دریای کرم ابریشم مستقر در منطقه رأس‌البیشه و موشک‌های اگزوست اهدایی غرب توسط هواپیماهای اجاره‌ای سوپر اتاندارد و بالگردهای سوپر فرلون سعی در قطع خطوط مواصلاتی دریایی و اختلال در امر صدور نفت جمهوری اسلامی ایران را داشت، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ تدابیر لازم و اجرای تاکتیک‌ها خاص و به‌کارگیری مناسب یگان‌ها شناور رزمی و تیم‌های عملیات ویژه تکاوران و غواصان و پشتیبانی هوایی جنگنده‌های نیروی هوایی قهرمان کشور و بالگردهای هوادریا در طول جنگ با اسکورت هزاران فروند کشتی  در غالب ۲۵۰ عملیات اسکورت کاروان‌های تجاری و نفت‌کش و در منطقه‌ای به وسعت ۶۱هزار کیلومتر مربع با موفقیت کامل و کم‌ترین تلفات و خسارات ممکن انجام داد و در این راستا توانست یکی از اهداف مهم جنگ دریایی که همانا باز نگه‌داشتن خطوط مواصلاتی دریایی خودی است را تحقق بخشد. سلسله عملیات اسکورت کاروان تجاری و نفت‌کش با اهداف زیر در طول جنگ با قدرت هرچه تمام‌تر به اجرا در آمد:

–       باز نگه‌داشتن خطوط مواصلاتی دریایی کشور.

–       جلوگیری از قطع صادرات و واردات کالاهای مورد نیاز کشور.

–       مقابله با افزایش نرخ بیمه کشتی‌ها در منطقه و افزایش هزینه جنگ.

–       به حداقل رساندن آسیب‌پذیری کشتی‌های تجاری و نفتکش.

در طول عملیات اسکورت کاروان‌های تجاری و نفت‌کش، حملات هوایی مکرری از سوی دشمن متجاوز شکل می‌گرفت که هوشیاری کارکنان یگان‌های شناور اسکورت کننده و تیم‌های عملیات ویژه تکاوران مستقر در کشتی‌های اسکورت  شونده و همچنین استفاده از سامانه‌های جنگ الکترونیک و انواع تاکتیک‌های دیگر فریب شامل طراحی و ساخت هدف‌های کاذب، علاوه ‌بر انهدام تعدادی از هواپیماها و شناورهای دشمن، موجب انحراف صدها فروند از موشک‌ها دشمن گردید. به‌طوری‌که  در طول این عملیات‌های گسترده و اسکورت بیش‌از ۱۰هزار کشتی تعداد ۲۵۹فروند کشتی (۲٫۶%) مورد اصابت قرار گرفت که از این تعداد ۲۰ فروند دچار صدمات جدی شده و بقیه و یا با بار سالم به بنادر مقصد هدایت گردیدند که این آمار در مقایسه با حجم تلاش‌های دشمن در وارد نمودن خسارات و لطمات به منابع حیاتی جمهوری اسلامی ایران موفقیت بسیار ناچیزی را برای رژیم بعثی به‌دنبال داشته و همانند سایر صحنه‌های نبرد برای دشمن ناکامی بزرگی به‌حساب می‌آید.

عملیات اسکورت کشتی‌ها با محموله ویژه:

سلسله عملیات اسکورت کشتی‌های با محموله ویژه  به لحاظ شکلی و حوزه جغرافیایی و نوع تهدیدات با عملیات اسکورت کاروان‌ها تجاری متفاوت بود. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با هماهنگی سازمان بنادر و دریانوردی، وزارت‌خانه‌های دفاع، بازرگانی و سایر ارگان‌های ذیربط حفاظت کشتی‌های که محموله‌های حساس و ضروری کشور و جنگ را از بنادر مبداء بارگیری می‌نمودند در برنامه‌های خود قرار می‌داد و از زمانی که این کشتی‌ها به شمال اقیانوس هند وارد می‌گردیدند، حمایت اسکورت آن‌ها را تا بند مقصد که عمدتاً بندر عباس بود با قدرت هرچه تمام‌تر انجام می‌داد.

این عملیات از زمانی که دشمن بعثی به هواپیماها و بالگردهای دارای موشک هوا به سطح پیشرفته اگزوست مجهز گردید از حساسیت و اهمیت بیش‌تری برخوردار گردید.

ناخدایکم ستاد غلامرضا طحانی

 عضو هیئت علمی و رئیس گروه دریایی دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران

این خبر را به اشتراک بگذارید :