Print Friendly, PDF & Email
بررسی تطبیقی قطعنامه‌های شورای امنیت در قبال جنگ تحمیلی

مقدمه:

تجاوز و حمله سراسری عراق به جمهوری اسلامی ایران که به‌طور رسمی و همه جانبه در ۳۱/۶/۱۳۵۹ آغاز شد، یکی از بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین نبردهای دوران اخیر را به‌دنبال داشت. در این نبرد، تنها ایران در سال‌های اولیه به‌دلیل برتری نسبی نظامی عراق مورد بی‌مهری و کم‌توجهی قرار گرفت، اما در ادامه جنگ به‌دلیل چرخش برتری نظامی به‌سود ایران، تلاش‌های گسترده‌ای جهت توقف جنگ، نجات عراق و اعمال فشارهای روزافزون سیاسی بر ایران شکل گرفت.

بررسی چگونگی صدور قطعنامه‌های متعدد شورای امنیت و محتوای آن به‌خوبی نشان می‌دهد که سازمان ملل تمایل چندانی برای پایان جنگ به‌نفع جمهوری اسلامی ایران نداشته است، اما مسیر جنگ در سال پایانی به شکلی رقم خود که قطعنامه ۵۹۸ که در شرایط برتری نظامی ایران صادر شده(وظاهراً از سوی عراق پذیرفته شده) بود، یک سال بعد، در زمان برتری نسبی عراق از طرف ایران نیز پذیرفته و اجرا شد.

۱ – بیانیه ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۰ شورای امنیت:

در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (روز حمله سراسری عراق به جمهوری اسلامی ایران) دبیر کل سازمان ملل متحد به دولت‌های ایران و عراق پیشنهاد کرد که مساعی جمیله خود را جهت کمک به حل مسالمت‌آمیز برخورد میان دو کشور به‌کار ببندند.

روز بعد (۲۳ سپتامبر) دبیرکل  بر اساس ماده ۹۹ منشور، از شورای امنیت خواست که با توجه به خطر محتمل افزایش مخاصمه میان ایران و عراق برای صلح و امنیت جهانی فوراً تشکیل جلسه دهد. همان روز شورای امنیت تشکیل جلسه داد و اولین موضع‌گیری خود را در قبال جنگ تحمیلی اعلام کرد. در روزهای ۲۶ و ۲۷ سپتامبر، مکزیک طرح قطعنامه‌ای را به شورا ارائه داد که در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰، ششم مهرماه ۱۳۵۹ به اتفاق آرا به تصویب رسید و به‌عنوان قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت در خصوص ایران و عراق مشهور شد. در مورد این بیانیه ذکر نکات زیر لازم است:

۱- در قیاس با شدت جنگ، حق بود که شورا نظر خود را به‌صورت قطعنامه صادر می‌کرد، نه بیانیه؛

۲-در بیانیه شورا هیچ‌گونه‌ اشاره‌ای به مواد منشور نشده بود؛

۳- شورا هیچ وظیفه به‌خصوصی به دبیرکل محول نکرده بود؛

۴- درخواست از طرفین مبنی بر دست برداشتن از کلیه اقدامات مسلحانه و حل‌اختلافات از طرق صلح‌آمیز به‌قدری ضعیف است که نه «بانگرانی عمیق شورا» مطابقت دارد و نه با شدت جنگ؛

۵-به‌علاوه، برای اجرای همین‌نظر نیز هیچ سازوکار مشخصی پیشنهاد و پیش‌بینی نشده بود؛

۶-شورا با آنکه به‌خطر گسترش فزاینده برخورد توجه داشته، اما اقدامی درخور آن انجام نداده است.

۲- قطعنامه ۵۱۴:

پس از صدور قطعنامه ۴۷۹، شورای امنیت در سکوتی سنگین فرو رفت. این امر هم‌زمان با پیشروی نیروهای عراق در خاک ایران و تحکیم مواضع آنها در مناطق تحت اشغال خود بود. در ۹ اکتبر ۱۹۸۰ (۱۷ مهرماه ۱۳۵۹) عراق با موشک‌های زمین به زمین خود به شهرهای ایران حمله کرد، اما شورا همچنان در خواب سنگین خود بود. حتی عملیات ثامن‌الائمه علیه‌السلام که منجر به شکست محاصره آبادان شد (۵/۷/۶۰) نیز نتوانست شورا را از سکوت بیرون آورد، لیکن چند عامل دیگر باعث شد که شورا بعد از ۲۲ ماه مجدداً نگران طولانی شدن مناقشه دو کشور شود.

عواملی که منجر شد قطعنامه دوم شورای امنیت، یعنی قطعنامه ۵۱۴ در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۱۹۸۲ (۱۲/۴/۱۳۶۱) صادر گردد به این شرح است:

۱-عملیات ثامن‌الائمه علیه‌السلام که به شکست حصر آبادان و عملیات طریق‌القدس که در آذرماه ۱۳۶۰ به آزادسازی بخش‌های مهمی از جنوب ایران منجر شد؛

۲-متعاقب آن پیروزی جمهوری اسلامی ایران در عملیات فتح‌المبین که از ۲/۱/۶۱ شروع شد؛

۳-عملیات بیت‌المقدس که از دهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ با پیروزی قوای ایران شروع شد و با فتح و آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه ۱۳۶۱ خاتمه یافت.

۳- قطعنامه شماره ۵۲۲:

در فاصله قطعنامه شماره ۵۱۴ تا قطعنامه بعدی (یعنی ۵۲۲)، دو عملیات عمده در جبهه‌های جنگ از طرف قوای ایران صورت گرفت: اولی عملیات رمضان که فقط دو روز پس از تصویب قطعنامه ۵۱۴ (یعنی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱) انجام شد و دیگری عملیات مسلم‌بن‌عقیل نام داشت که در منطقه سومار از تاریخ ۹/۷/۶۱ انجام پذیرفت و این امر خود عامل «توجه و نگرانی عمیق» شورای امنیت بود.

همچنین در قطعنامه ۵۱۴ فرصت سه ماهه‌ای برای تسلیم گزارش دبیرکل به شورا داده شده بود. دبیرکل، گزارش خود را که حاکی از پذیرش و استقبال عراق از قطعنامه ۵۱۴ و رد آن توسط ایران بوده در تاریخ ۱۵ ژوئیه ۱۹۸۲ به شورا تسلیم کرد.

۴- قطعنامه ۵۴۰:

در فاصله قطعنامه ۵۲۲ تا قطعنامه بعدی ۵۴۰ در جبهه‌های جنگ عملیات‌های زیر توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت:

۱- محرم (۱۰/۸/۶۱)           ۲- عملیات والفجر مقدماتی (۱۷/۱۱/۶۱)          ۳- عملیات والفجر ۱ (۲۱/۱/۶۲)

۴- عملیات والفجر ۲ (۲۹/۴/۶۲)         ۵- عملیات والفجر ۳ (۷/۵/۶۲)                       ۶- عملیات والفجر ۴ (۲۷/۷/۶۲)

طی این عملیات‌ها مناطق زیادی از کشور ایران آزاد شد

در مورد قطعنامه ۵۴۰ (مصوب ۹ آبان ۱۳۶۲ شورای امنیت) همانند قطعنامه‌های قبلی باید گفت همچنان عنوان این قطعنامه «وضعیت میان ایران و عراق» است و همانند قطعنامه‌های قبلی «توصیه» است.

این قطعنامه توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت) در خطبه نماز جمعه تهران مطرح شد و ایشان توجه دادند که اصولاً سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال شورای امنیت تغییری نکرده است.

۵- قطعنامه ۵۵۲:

فضای سیاسی بین‌المللی از زمان صدور قطعنامه ۵۴۰ یا حتی قطعنامه ۵۵۲ بسیار متغیر بود، بدین ترتیب که فراز و نشیب‌هایی که گاه ظاهر می‌شد، انتظارهای متفاوتی را بر می‌انگیخت. از جمله این تحولات، درخواست دبیرکل از رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بعثی عراق برای متوقف ساختن حملات به مناطق مسکونی، پاسخ مثبت هر دو دولت به این پیشنهاد، استقرار دو گروه کارشناسی سازمان ملل متحد در تهران و بغداد به‌منظور نظارت بر عدم حمله به مناطق مسکونی، نامه دبیرکل به ایران و عراق حاکی از درخواست خودداری از تمرکز قوای نظامی در مناطق مسکونی و عدم کاربرد سلاح شیمیایی به هردلیل را می‌توان نام برد.

در این میان روابط رسمی سیاسی عراق و امریکا نیز از اکتبر ۱۹۸۴ برقرار شد، اما مهم‌ترین اتفاق، پیشنهاد هشت ماده‌ای دبیرکل به نمایندگان ایران و عراق بود که با قید «محرمانه»، جهت اظهار نظر ارائه شد. در این پیشنهاد نکات مثبتی وجود داشت، از جمله:

۱- مصمم بودن دو کشور برای خاتمه جنگ و برقراری صلح؛

۲-هر دو طرف از مجاری محرمانه قبل از ۲۵ مارس ۱۹۸۵ به دبیرکل اطلاع خواهند داد که کلیه حملات علیه مراکز غیرنظامی و همچنین همه تهدیدها علیه هوانوردی غیر نظامی را علیه طرف دیگر قبل از ساعت ۲۳۵۹ روز ۲۶ مارس ۱۹۸۵ (به وقت گرینویچ) قطع خواهند کرد؛

۳-هر دو طرف از طریق مجاری محرمانه تعهد خود را در زمینه‌های زیر اعلام نمودند:

۴- رعایت ضوابط پروتکل ۱۹۲۵ ژنو در مورد سلاح‌های شیمیایی

۵- عدم حمله به کشتی‌های غیرمسلح تجاری با هر پرچم و هر مالکیت بین تنگه هرمز و بنادر کلیه کشورهای ساحلی

۶- همکاری با کمیته بین‌المللی صلیب سرخ برای انجام ترتیبات مبادله اسرای جنگی بر اساس کنوانسیون سوم ژنو ۱۹۴۹

۷- ارتباط مستمر با دبیرکل برای عادی‌سازی وضعیت.

۶- قطعنامه ۵۸۲:

در فاصله صدور قطعنامه ۵۴۰ تا قطعنامه ۵۸۲ عملیات‌های زیر توسط رزمندگان ایرانی صورت گرفت:

والفجر ۵ (۲۹/۱۱/۱۳۶۲)، والفجر ۶ (سال ۱۳۶۲)، خیبر (۳/۱۲/۱۳۶۲)، میمک (۲۵/۷/۱۳۶۲)، بدر (۲۰/۱۲/۱۳۶۲)، رشته عملیات‌های قدس (سال ۱۳۶۴)، رشته عملیات‌های ظفر (سال ۱۳۶۴)، رشته عملیات‌های عاشورا (سال ۱۳۶۴)، عملیات والفجر ۸ (۲۰/۱۱/۱۳۶۴)

طرح این قطعنامه در اصل توسط گروه اتحادیه عرب پیشنهاد شده بود و با تغییراتی در عبارات و کلمات آن، در تاریخ ۲۴ فوریه ۱۹۸۶ (۵/۱۲/۱۳۶۴) به اتفاق آرا در شورا تصویب شد.

در تحلیل این قطعنامه همانند قطعنامه‌های قبلی عنوان «وضعیت ما بین عراق و ایران» و همچنین حالت «توصیه» وجود دارد. نکته بارز در این قطعنامه این است که برای اولین‌بار مسئله مبادله‌ اسرای جنگی در آن مطرح می‌شود.

۷- قطعنامه ۵۸۸:

در فاصله قطعنامه ۵۸۲ تا قطعنامه ۵۸۸ عملیات‌های زیادی در جبهه‌ها صورت گرفت که مهم‌ترین آن به‌شرح زیر می‌باشد:

طرح دفاع متحرک (توسط عراق)،‌ عملیات کربلای ۱ (۱۰/۴/۱۳۶۵)، کربلای ۲ (سال ۱۳۶۵)، کربلا ۳ (۱۰/۶/۱۳۶۵)

در مقایسه با عملیات نظامی ایران و قطعنامه‌های متعاقب آن ملاحظه می‌شود که این‌بار به‌طور بی‌سابقه‌ای صدور قطعنامه ارتباط مستقیمی با عملیات نظامی ندارد. شورا به درخواست گروه هفت نفری اتحادیه عرب در آغاز اکتبر ۱۹۸۶ بحث خود را در مورد جنگ عراق و ایران مجدداً آغاز کرد. جلسات شورا منجر به صدور قطعنامه ۵۸۸ در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۶۵ و تصویب آن به اتفاق آرا شد.

در بررسی و تحلیل تطبیقی این قطعنامه نکات زیر قابل توجه است:

در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۶ پاسخ دبیرکل از طرف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران داده شد که این جواب یکی از صریح‌ترین و مستند‌ترین اعلام مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال قطعنامه‌های شورای امنیت است.

۸- قطعنامه ۵۹۸:

این قطعنامه که در ۳۰/۴/۱۳۶۶ در شورای امنیت به تصویب رسید، دارای نقاط قوت و ضعف فراوانی بود که ضمن اشاره به این نقاط، مواضع مهم طرفین و نتیجه نهایی آن نیز مورد بحث قرار می‌گیرد.

الف- نقات قوت:

۱- در این قطعنامه برای اولین‌بار با جنگ عراق و ایران برخوردی جدی و بنیانی شده و این معنا هم از روح محتوای قطعنامه و هم از مواد مختلف آن آشکار است؛

۲- سرانجام شورا این نظریه ایران را که برای حل برخورد فی‌مابین عراق و ایران باید راه حل جامع و عادلانه‌ای پیدا شود، می‌پذیرد؛

۳- چنانچه نقض صلح را در مورد جنگ ایران و عراق بپذیریم، لاجرم وظیفه شورای امنیت اقدام بر اساس مواد ۳۹ و ۴۰ منشور خواهد بود که نکته مثبتی است؛

۴- یکی از عمده‌ترین و شاخص‌ترین امتیازات قطعنامه ۵۹۸ نسبت به قطعنامه‌های قبلی و اصولاً شاخصه تغییر روش شورا، بندی است که طی آن اصل مسئولیت مخاصمه پذیرفته شده است؛

ب- نقاط ضعف:

۱- قطعنامه ۵۹۸ در اولین بند مقدماتی خود، قطعنامه ۵۸۲ را مجدداً تأیید کرده است. این قطعنامه پیش از این مورد تأیید جمهوری اسلامی ایران قرار نگرفته بود؛

۲- با وجود علم و ایمان شورای امنیت به نقض حقوق بشردوستانه بین‌المللی، از جمله کاربرد مکرر سلاح‌های شیمیایی و در مقیاسی وسیع با تأیید کارشناسان منتخب سازمان ملل‌متحد، حمله به مناطق مسکونی، حمله به هواپیماهای غیرنظامی و حمله به کشتی‌های تجاری، در قطعنامه تنها به ابراز تأسف، آن هم در قسمت مقدمه بسنده شده و از محکومیت و یا حداقل معرفی مرتکب، خودداری شده است؛

۳- با توجه به اینکه هر یک از اعمال تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز مرتکبی دارد، شورا که خود می‌تواند بر اساس همان ماده ۳۹ مرتکب را معرفی نماید و همچنین بنا به توصیه قطعنامه تعریف تجاوز، این اختیار را دارد، در این خصوص اقدامی نکرده و فقط نقض صلح را احراز نموده است؛

۴- تشکیل هیئت بی‌طرف تحقیق در باب مسئولیت منازعه، اولاً عبارت آن فاقد کلمه «شروع» منازعه است، ثانیاً سازوکار دقیقی برای آن تعیین نشده است.

ج- موضع عراق در قبال قطعنامه ۵۹۸:

در ۲۲ ژوئیه ۱۹۸۷، به دستور رئیس جمهور عراق، اجلاس مشترک شورای فرماندهی انقلاب و رهبری حزب بعث به ریاست وی برای بررسی قطعنامه ۵۹۸ تشکیل شد و طی آن قطعنامه مورد پذیرش و استقبال قرار گرفت.

د- مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال قطعنامه ۵۹۸:

مواضع ایران در ۱۸ بند ذکر گردیده است که بند اول حاکی از آن است که هدف آمریکا از به تصویب رساندن قطعنامه ۵۹۸ انحراف افکار عمومی از مسایل داخلی آمریکاست.

بند دوم مشعر بر آن است که قطعنامه بدون کسب نظر و مشورت ایران تدوین شده است.

در بند چهارم این سؤال مطرح شده است که چرا جنگی که در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ شروع شده بعد از گذشت هشت سال، ناگهان به‌صورت تهدید علیه صلح در می‌آید.

در بند پنجم اشاره شده است که دبیرکل سعی داشت خطاهای گذشته شورا را جبران کند که با این موضع‌گیری شورا بار دیگر از متجاوز حمایت کرده است.

بندهای دیگر حاکی از این مواضع است: خروج شورا از حالت بی‌طرفی- آثار قطعنامه در وخیم‌تر شدن اوضاع- تخلف آمریکا از بند ۵ قطعنامه با افزایش حضور نظامی در خلیج فارس- زمینه چینی برای تصویب قطعنامه دیگری علیه ایران توسط آمریکا، لزوم تلاش برای اعاده امنیت در خلیج فارس- اشکالاتی که به‌وسیله حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و دعوت کویت از ابرقدرت‌ها به حضور در منطقه در راه امنیت و ثبات در خلیج فارس ایجاد شده- لزوم تعهد عدم حمله به کشتی‌ها توسط طرفین جنگ و خروج نیروهای بیگانه و بی‌طرفی کشورهای ساحلی خلیج فارس- ضرورت اعلام عراق به عنوان متجاوز- ناکافی بودن محکومیت صرف نقض حقوق انسانی و لزوم پیشگیری از این امر، آمادگی ایران برای مبادله اسرا، مناسب بودن طرح هشت ماده‌ای دبیرکل برای اقدام‌های بعدی وی و ابراز اعتماد به دبیرکل.

بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ را نه رد کرد و نه قبول. مهم‌ترین منطق و دلیلی که برای اتخاذ این موضع (نه رد و نه قبول) می‌توان اقامه کرد این است که جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل موقعیت نظامی برترش در جبهه در زمان صدور قطعنامه و به‌دلیل عدم تحقق کامل نظریاتش، قطعنامه را نپذیرفت، اما به خاطر توجهی که به اصول مورد نظر ایران در قطعنامه شورا بود و به دلیل اینکه با توجه به شرایط سیاسی و بین‌المللی بیش از این امکان امتیاز گرفتن از شورا وجود نداشت و با آینده‌نگری احتیاط‌آمیز قطعنامه را رد هم نکرد.

ه- اقدم‌های بین‌المللی برای پذیرش کامل و اجرای قطعنامه ۵۹۸ از طرف ایران:

پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ و اعلام موضع «نه رد و نه قبول» از جانب ایران، فشار بین‌المللی برای قبولاندن قطعنامه شدت گرفت. از جمله این فشارها تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیمی بود که علیه ایران به‌عنوان طرفی که از پذیرش کامل قطعنامه خودداری کرده، به‌عمل می‌آمد. برای مثال وزیر اموز خارجه انگلیس، جفری هاو، در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی اظهار داشت: «اکنون شورای امنیت برای اولین‌بار به اتفاق آرا خواستار برقراری آتش بس شده و اگر این فرصت کنار زده شود نتیجه آن بسیار خطرناک خواهد بود». به گزارش رویتر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به خبرنگاران گفت: «ایران تا روز جمعه فرصت دارد پاسخ قطعی به قطعنامه شورای امنیت بدهد» وی گفت: «اگر جواب ایران منفی باشد، واشنگتن به شورای امنیت فشار خواهد آورد تا از تحریم تسلیحاتی جهت اجرای دستور آتش بس حمایت کند».

جفری هاو، وزیر خارجه انگلیس تأکید کرد که انگلستان در نظر دارد در صورت رد آتش بس درخواستی شورای امنیت در جنگ ایران و عراق، در تحریم تسلیحاتی علیه هریک از دو کشور و یا هر دو کشور شرکت نماید.

رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا با اشاره به حضور رئیس جمهور وقت ایران در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و نطق ایشان در مجمع گفت: «من از این فرصت استفاده می‌کنم و از ایشان می‌خواهم که صریحاً و بدون ابهام اعلام دارد که ایران قطعنامه مصوب شورای امنیت را که خواستار برقراری آتش بس در جنگ شده است قبول دارد یا نه، اگر پاسخ مثبت باشد، این یک گام خوشایند و یک پیشرفت عمده محسوب می‌شود و در صورت منفی بودن پاسخ ایران، شورای امنیت راهی جز اعمال مجازات علیه ایران و وادار کردن این کشور به قبول آتش بس پیش رو ندارد».

و- دلایل پذیرش کامل قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی ایران:

۱- مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) به‌عنوان رهبر و ولی‌فقیه و بر اساس اختیاری که به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسی داشت، پذیرش قطعنامه را اعلام و آن را به مصلحت نظام تشخیص دادند؛

۲- شرایط بین‌المللی نامساعد و علیه جمهوری اسلامی ایران؛

۳- شرایط جدید و پیچیده در منطقه با حضور بی‌سابقه نیروهای نظامی آمریکا و متحدینش در خلیج فارس؛

۴- جدی شدن مسئله تحریم تسلیحاتی ایران به‌عنوان طرفی که قطعنامه ۵۹۸ را قبول نکرده است؛

۵- کاربرد وسیع سلاح‌های شیمیایی توسط عراق و عکس‌العمل ضعیف مجامع بین‌المللی در این مورد؛

۶- شرایط نامساعد در جبهه‌ها که منجر به عقب‌نشینی نیروهای نظامی ایران از بسیاری از نقاط اشغالی در داخل خاک عراق و حتی از دست دادن قسمت‌هایی از خاک ایران شده بود؛

۷- یکی از مهم‌ترین دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸، علاوه بر وجود عناصر مثبت در آن، فقدان عناصری در آن است که در قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت موجود بوده و منجر به رد آن قطعنامه‌ها می‌شده است.

و سرانجام پس از اعلام رسمی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از طرف جمهوری اسلامی ایران، دبیرکل گزارشی به شماره ۲۰۰۹۳S/ به شورای امنیت تسلیم کرد که منجر به صدور قطعنامه شماره ۶۱۹ گردید.

به نقل از مجله صف تیرماه ۹۲

منابع:

۱- شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران- عباس هدایتی خمینی- وزارت امور خارجه

۲- اطلس نبردهای ماندگار، مجتبی جعفری نیروی زمینی ارتش

۳- اسناد و مدارک مرکز پژوهش‌های دفاع مقدس نیروی زمینی ارتش

این خبر را به اشتراک بگذارید :