دومین روز همایش هانری کربن در سالن دکتر شهیدی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.
هانری کربن توصیه هانری کربن به تهیه مجموعه ای درباره حضرت فاطمه(س)فیض، فیلسوف و عرفان پژوه در همایش هانری کربن با ترجمه نامه این استاد فرانسوی گفت: ماسینیون از کربن خواسته تا مجموعه ای درباره حضرت فاطمه (س) تهیه کند چون این بانو می تواند حامل نور الهی باشد.

 

سیدرضا فیض، پژوهشگر عرفان اسلامی گفت: چهره سرشناس اسلام شناسی در فرانسه، ماسینیون، در سال های پایانی عمر خود نامه ای به هانری کربن شاگرد و همکارش نگاشته است.

 

او در این نامه درباره «اسلام عرفانی» از کربن که او را نزدیک ترین شخص به اندیشه خود می داند توصیه هایی دارد.

 

این نامه سه سال قبل از مرگ ماسینیون و ۱۶ سال قبل از مرگ کربن نوشته شده است. نامه او با عبارت «تقدیم به دوست و همکار عزیزم» آغاز می شود و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۹ در یکی از شهرهای ساحلی شمال فرانسه نوشته شده است.

 

فیض افزود: در این نامه ماسینیون خطاب به کربن گفته که قبل از هر چیزی و هر کسی در دنیا روی شخص او حساب می کند و معلوم است که از کتاب آخر کربن الهام گرفته و بر اساس آن می گوید که چه برنامه هایی را برای آینده دارد و چه کارهایی را می خواهد به او بسپارد.

 

این متفکر خطاب به کربن گفته شما از هر کسی به اندیشه من نزدیک تر هستید بنابراین رسالت شما به رسالت من نزدیک است. همچنین او در این نامه می افزاید «بعد از مرگ من از این دوستی مقدس دفاع کن». دلیل این جمله اش هم این است که ماسینیون و کربن در ابتدای کارشان با هم اختلافاتی داشتند مثلا اینکه ماسینیون به کربن ایراد می گرفت که چرا اینقدر به ابن عربی می پردازی.

 

این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: نکته جالب دیگر این است که ماسینیون دین نداشته و به گفته خودش بعد از اینکه وارد طاق کسری می شود و یکسری اتفاقات می افتد در برخورد با اسلام دیندار و مسیحی می شود.

 

او به کربن می گوید من با تو درباره اسلام عرفانی و اسلام شیعه حرف هایی دارم مثلا اینکه از تو می خواهم مجموعه ای راجع به حضرت فاطمه زهرا (س) توسط ایرانی های فرانسوی زبان مثل مرحوم معین، انجمن فلسفه و انیستیتو مطالعات ایرانی در پاریس تهیه کنیم چند من حدود پنج سال است که به این موضوع اندیشیده ام و اگر تو علیرغم همه کارهایت این کار را بکنی من خیلی خدا را شکر می کنم. چرا که انجام این کار وسیله قوی برای اتحاد بین شیعه و سنی و مسیحیت و اسلام است.

 

این حرف ماسینیون یعنی اینکه شخصیت حضرت زهرا (س) می تواند تسنن و تشیع و مسیحیت و اسلام را با هم جمع کند. همچنین ماسینیون از کربن خواسته پس از مرگ وی از دوستی مقدسی که خدا درباره حلاج و فاطمه (س) و سلمان و محمد (ص) به او الهام نموده، دفاع کند.

 

وی در پایان اضافه کرد: آیا ذات احدیت چیزی غیر از وحدت و عشق به وحدت است؟ وحدت عاشق و معشوق در عشق. به عقیده ماسینیون اگر حضرت مریم حامل روح القدس است حضرت زهرا (س) هم حامل نورالهی و یک شخصیت فراتاریخی است. به عقیده ماسینیون حضرت زهرا (س) یک نور ازلی و ابدی است.

 

منوچهر صدوقی سها، عرفان پژوه و فیلسوف گفت: من کربن را ندیده ام اما با او احساس همدلی و همزبانی می کنم. بسیاری از یافته های من در کلمات این شخص آمده دانشجویان فلسفه می دانند که تاریخ فلسفه در اواخر قرن ۱۸ توسط بروکر تاسیس می شود جانشین او هم از زمان آغاز تاریخ فلسفه معتقد بود که ما چیزی به نام فلسفه اسلامی نداریم و فلسفه اسلامی وجود خارجی ندارد. دلیلش هم این بود که نژاد عرب بدوی است و تفکر ندارد. حدود صد سال این حرف ها زده شد و در این مدت حرف های مختلفی در این رابطه زده شد و یکی از دلایلی که فلسفه اسلامی را فلسفه عربی می گویند همین است.

 

وی افزود: ما موقعیت کربن را نمی توانیم درک کنیم مگر اینکه ۵ ادعا را درک کنیم ادعای اول اینکه فلسفه آریایی و یونانی هم آریایی است ادعای دوم اینکه اگر هم به طریق قضیه شرطیه فلسفه اسلامی باشد همان فلسفه یونانی است که از سمت راست نوشته می شود به عبارتی فلسفه اسلامی ترجمه فلسفه یونانی است. ادعای سوم اینکه فلسفه یونانی در محدوده ارسطو است، ادعای چهارم اینگونه است که اگر فلسفه اسلامی وجود داشته باشد چون مستند به دین است دیگر فلسفه نیست بلکه کلام است. ادعای آخر هم اینکه حتی اگر فرض گرفته شود که فلسفه اسلامی هم وجود داشت این فلسفه با تشییع جنازه ابن رشد تشییع شد و از بین رفت.

 

این نویسنده و پژوهشگر در ادامه به این ادعاها پاسخ داد و گفت: ادعای اول ادعای باطلی است چون فلسفه به نژاد ربطی ندارد. در پاسخ به ادعای دیگر هم لازم است بگویم که فلسفه یونانی از طریق نو افلاطونیت وارد اسلام شد پس ربطی به ارسطو ندارد و اصلا اینگونه نیست که فلسفه اسلامی همان فلسفه یونانی باشد. مورد دیگر اینکه فلسفه رسمی که آن مدعیان از آن دم می زنند و خود را عقلی می دانند کاملا لاعقلی است چون همه دانسته ها و برهان های آنها محدود به بدیهیات و بدیهیات هم لاعقلی هستند البته گمان نکنید که هر جا اسم دین می آید عقل کنار می رود بسیاری از آیات قران صورت عقلی دارند اما در پاسخ به ادعای آخر باید بگویم که ابن رشد ربطی به اسلام ندارد و یک فیلسوف عقلی محض است او حرفی از فلسفه اسلامی نمی زند و فلسفه اسلامی با افرادی مثل سهروردی و قطب الدین کشف می شود./ خبرآنلاین

این خبر را به اشتراک بگذارید :