شهید مطهری به عنوان یکی از مهمترین نظریه پردازان انقلاب اسلامی با عنایت به مباحث کلی که همواره در آثارش به عنوان مبنای حرکت ارائه می‌کرد می‌توان با اتکای به آن مسائل آینده همچون ۲۰۳۰ را تحلیل کرد.

شهید مطهری دل نگرانی‌های شهید مطهری بابت آموزش و پرورش انسانی بدون نگاه توحیدی

، این روزها موضوع امضای سند ۲۰۳۰ به بحث روز فرهنگی اجتماعی و حتی سیاسی کشور تبدیل شده است.

 

حال با توجه به این که برخی سعی دارند به این موضوع کاملا فرهنگی سیاسی برخورد سیاسی داشته باشند نظرات اشخاصی که دارای دید فرهنگی عمیق دارند و گروه‌های مختلف سیاسی در جامعه یا آنها افکار آنها را پذیرفته‌اند و یا به نوعی سعی می‌کنند آنها را  همنظر خود بنامند می‌تواند راهگشای تردیدهایی باشد که در این زمینه می‌تواند ایجاد شود، باشد.

 

نقد سند ۲۰۳۰  درارای دو بعد است؛ یک بعد درون محتوایی و بعد دیگرش نقد و بررسی آن بدون ارزیابی درونی آن است که بحث ما در قسمت دوم است و در بخش دوم نیز بحثهای گونگون سیاسی و اجتماعی ممکن است در موردش وجود داشته باشد همچون اینکه سندهای بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد و با نظارت نمایندگان مجلس شورای اسلامی اجرایی شود که این موضوع نیز اکنون موضوع بحث ما نیست.

 

موضوع بحث در اینجا و با یک نگاه کلی و از منظر فرهنگی این است که با توجه به اینکه آموزش و پرورش مسئولیت تربیت انسان را بر عهده دارد آیا تربیت انسان همچون مباحث علوم ریاضی و تجربی است که دیدگاه دینی و سکولار در مبادی آن تأثیرگذار نباشد؟

 

در این رابطه بد نیست نظر شهید مطهری را جویا شویم چرا که تمامی گروه‌های سیاسی او را به عنوان یکی از مهمترین اندیشمندان و نظریه پردازان انقلاب اسلامی قبول دارند و علاوه بر آن  شهید مطهری هم  زمان شناس خوبی بود و هم با عنایت به مباحث کلی که همواره در آثارش به عنوان مبنای حرکت ارائه می‌کرد و فرد را قادر می‌کند که آینده را تحلیل کند می‌توان نظرشان در این رابطه از لابه لای مباحث کلی که بیان کردند به دست آورد.

 

شهید مطهری به صراحت با اشاره به اینکه  ایمان به خدا نه تنها اولِ دین بلکه اول و پایه و اساس انسانیت است بیان می‌دارد:‌ بدون این ایمان و اعتقاد هیچ یک از مفاهیمی که تنها ارزش انسانی و معنوی دارد نه ارزش مادی، مثل معانی کرامت و شرافت و تقوا و عفت و عدالت و احسان و گذشت و فداکاری و حمایت از صلح و همزیستی و تنفر از جنگ و ظلم و طرفداری از حقوق بشر و اعلامیه ی حقوق بشر- چه آن که پس از انقلاب فرانسه صادر شد و چه آن که اخیراً سازمان ملل صادر کرد و اولی را تکمیل کرد- و بالاخره آنچه به نام حقوق انسانی یا اخلاق انسانی یا شئون انسانی نامیده می شود، به اصطلاح اخلاق و آداب انسان بما هو انسان ارزش نخواهد داشت، پشتوانه ی همه ی اینها خداشناسی است.

 

وی با تأکید بر اینکه‌ همانگونه که خود خداوند سرسلسله ی موجودات است و همه ی موجودات قائم به ذات او هستند، معرفت و ایمان و اعتقاد به ذات او نیز سرسلسله ی معنویات و معارف روحی و معنوی بشر است بیان می‌دارد:‌ اصول معنوی منهای خداشناسی و ایمان و اعتقاد به خدا مثل اسکناس منتشر بدون پشتوانه است، کاغذ بی اعتباری بیش نیست. خداشناسی همانا «اعتبار» و «ارزش دهنده ی» همه ی این مفاهیم است، اوست که به همه ی اینها اعتبار می‌دهد.

 

بنابراین همانگونه که اشاره شد شهید مطهری خداشناسی و توحید، را هم اول انسانیت است و هم آخر انسانیت، می‌داند حال سؤال و اشکال اینجاست صرف نظر از مباحث محتوایی سند ۲۰۳۰ ، مقصودمان در آموزش و پرورش چیست که نیاز داریم به این سند رجوع کنیم؟‌ مگر آموزش انسانیت و مفاهیمی چون عدالت، رعایت حقوق یکدیگر، صلح و همزیستی و پرورش کودکانمان هدف آموزش و پرورش نیست؟‌ شهید مطهری چنین آموزشی را که پشتوانه توحیدی به معنای حقیقی‌اش را نداشته باشد امکان‌پذیر نمی‌داند.«جلد هشتم، ج۸، ص: ۳۱۳»

 

شهید مطهری برای غیر ممکن بودن آن به ذکر مصداقی نیز می‌پردازد: بهترین دلیل برای اینکه خداشناسی مبنا و منطق و پشتوانه ی انسانیت است این است که فرانسویان اولین ملتی هستند که حقوق بشر یعنی حقوق انسانیت را به رسمیت شناختند و اعلامیه منتشر کردند. ولی چون نشر این اعلامیه از طرف آنها از قبیل نشر اسکناس بدون پشتوانه بود و روزی رسوایی به بار خواهد آورد، همه ی ما دیدیم که ناشرین این اعلامیه ی حقوق بشر و مدافعین انسانیت در جنگهای اول و دوم چه کردند و در  الجزایر چه رسواییها و اعمال ضد انسانیت که در تاریخ وحشی ترین ملل دنیا سابقه ندارد، از کشتن زنان و اطفال آنهم در حال بی خبری و در بازار جلو دکان قصابی یا در حال جستجوی یک لقمه نان، و خراب کردن آثار تمدن، آتش زدن کتابخانه، خراب کردن مؤسسات از آنها سر زد.

 

شهید مطهری در ادامه بیان می‌دارد: درست مصداق کلام خدا هستند؛ «و من الناس من یعجبک قوله فی الحیوه الدنیا و یشهد اللّه علی ما فی قلبه و هو الدّ الخصام. و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل ؛  عده ای از مردم کسانی هستند که سخنان آنان در باره زندگی دنیا تو رابه شگفت می آورد { در تفسیر المیزان وارد شده است : کلمه اعجاب به معنی خرسند کردن است} اما در باطن و پشت پرده پنهان می باشد ،اما خدا از باطن آنها با خبر است که دشمن ترین دشمنان اسلام هستند، و خدا راگواه می گیرند که سخن شان مطابق قلبشان است در حالیکه آنها سخت ترین دشمنان دین هستند و آنها خدا را شاهد می گیرند که جانب حق و مصالح خلق را رعایت می کنند و در فکر پیشرفت دین وامت هستند، اما هنگامی که باطن آنهاآشکار شود، معلوم می گردد که آنها بدترین افکار را دارند و شدیدترین دشمنان دین و راه خدا و نظام و احکام الهی وبدترین دشمنان حق هستند. « کتاب یادداشتهای شهید مطهری، جلد هشتم . ج۸، صص ۳۱۴ و ۳۱۵»

 

تسنیم

این خبر را به اشتراک بگذارید :