Print Friendly, PDF & Email

?بسم الله الرحمن الرحیم

?سلام علیکم

?چرا بعضی به انقلاب اسلامی پناه نمی برند؟!!!

✍️بدون شک در جهان هستی حقایقی از قبیل روح، نفس ،منِ انسان، عالم غیب، عقل، مجردات و… وجود دارد که غالب انسانها نسبت به درک آن بی توجه اند یا اگر توجه دارند در درک و فهم و دریافت آن یکسان نمی باشند. حقایقی که کمتر کسی از عدم درک آن گله مند است!. گاهی عدم درک حقیقتی از حقایق منجر به انکار می شود. همانگونه که در برهه ای از زمان عده ای حقایق را انکار می کردند. این عده درمقابل مکتبهای متضاد قرار گرفته بودند، و از طرفی قادر به حلّ مشکلات فکری خود نبودند، ناگهان موجی از انکار و یا شک و تردید در صحّت کلیه افکار انسان در آنان پیدا شد، تا آنجا که محسوسات و بدیهیات را مورد انکار و یا شک و تردید قرار دادند.
?قهرمان این مکتب «گور گیاس» است که می‏گوید:
محال است که چیزی موجود بشود و اگر هم به فرض محال، موجود شد، قابل شناخت نیست و بر فرض شناخت، قابل توصیف نیست. اینان وجود عالم خارج از خود را انکار کرده و می گویند: هر چه ما خارج از خود می یابیم در حقیقت ساخته ی ذهن خودمان هستند. پس تنها چیزی که وجود دارد ذهن است و دیگر هیچ. گروه دیگری می گویند: من وجود دارم ؛ خارج از من نیز چیزهایی وجود دارند ؛ امّا من هیچ راهی برای فهم و درک درست آن موجودات خارج از خود ندارم ؛ بلکه من همواره حالت تغییر یافته ای از آن موجودات را درک می کنم. اینها معتقد به وجود واقع ولی منکر علم به واقع می باشند.
✍️”حکما” از این گونه طرز تفکّر با عنوان “سفسطه” یاد می کنند و قائل آن را “سفسطه گر” یا “سوفیست” یا “سوفسطایی” می نامند. البته برخی از این طیفها برای گریز از این اسم، خود را “نسبی گرا” می خوانند.
?”سفسطه” به دو معنا استعمال می شود. در کار برد نخست ، این واژه معادل واژه ی “مغالطه” به کار می رود و اسم دومی برای “مغالطه” است؛ و “مغالطه”، تعریف، تبیین یا استدلالی را گویند که ظاهراً درست می نماید ولی در حقیقت درست نیست. امّا در کاربردی دیگر ، این واژه در مقابل واژه ی « واقع گرایی » یا « رئالیسم » استعمال می شود. افرادی وجود داشته و دارند که وجود عالم خارج از خود را انکار می نمایند.
عده ای دیگراز این دسته می گویند: واقعیّت ثابت است ولی فهم ما از واقعیّت ثابت نیست؛ بلکه هر کسی واقع را متناسب با ادوات ادراکی خود می فهمد یا تفاوت شرائط اشخاص، موجب تفاوت فهم آنها می شود. پس ما هیچگاه نمی توانیم به یک فهم واحد جهان شمول از یک مطلب برسیم. این گروه اخیر در زمان ما بسیارند و با اشکال گوناگون ظهور نموده اند.
?با توجه به این نحله فکری در طول تاریخ بشر اگر عده ای به نام فلسفه و فیلسوف وجود و حقیقت انقلاب اسلامی را انکار کنند نباید از ندیدن حقیقت آشکار و روشن آنان شوکه شد!.
?تعجب این جاست که عده ای با پرچم علم و فلسفه با کمال وقاحت وقوع تحول بزرگی به نام “انقلاب اسلامی” که به نحوی به تجدید حیات دینی در سطح جهان منجر گشته و نوید “تمدن جدید اسلامی” را می دهد یا عصر انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی، و یا اینکه نظام دینی مبتنی بر ولایت فقیه بهترین نظام در عصر غیبت به شمار می رود را برنمی تابند و این ها را ادعانامه و رجزخوانی های سیاسی از سوی مدافعان آن توصیف می کنند. اگر چه اینگونه قضاوت ها توسط مدعیان علم و فلسفه که هیچ تحلیل کلان و روشمندی از اسلام و شیعه و ایران و جهان ندارند و متاسفانه به دلیل عدم تخصص در این زمینه، کمتر ازیک عامی مثل راننده تاکسی یا بقال و قصاب حقیقت انقلاب را درک می کنند، چنین دیدگاهی و اصرا برآن از این نظر که ضبغه سیاسی دارد امری طبیعی است.
?از جمله این فیلسوفان آقای “دکتر بیژن عبدالکریمی” است که در جای گله می‌کند که چرا مردم ایران فوتبالیست‌ها را مهم‌تر از من به عنوان استاد فلسفه می‌دانند و از این‌که در این کشور توجه لازم به ایشان نمی‌شود، گله‌مندند.
?این گله مندی بیانگر عدم درک و شناخت تاریخی است که در آن به سر می برد. که یک فیلسوف در درجه ول باید تاریخی که مردمش در آن زندگی می کنند را فیلسوفانه بررسی نماید و مبانی آنرا با استدلال فلسفی تبین وتحکیم و تثبیت نماید. دغدغه مورد توجه گرفتن و مشهور شدن بیشتر خواسته وآرمان شومن هایی است که چیزی به نام تاریخی که در آن به سر می برند و تاریخی که باید باشد نمی شناسند و همواره در حال به سر می برند نه یک مدعی استاد فلسفه!!!
?ادعای فیلسوفی وگله مندی از عدم کانون توجه قرار گرفتن همان تضادی است که امثال«گور گیاس» دچارآن شدند و نتوانستند برای برون رفت آن فلسفه ای بنا کنند رو به انکار حقایق آوردند.
?لطفا ادامه مطلب خوانده شود?

ایستاده ایم, [۲۱٫۰۸٫۱۷ ۱۷:۵۲]
[Forwarded from ایستاده ایم (ali.shiravi Istade_im)]
?تضاد دیگر آقای عبدالکریمی این است که انقلاب بزرگی مثل “انقلاب اسلامی” را بسط “مدرنیته” و “نیهیلیسم” می‌دانند.این ادعا علیرغم اعترافات گسترده دوست و دشمن از انقلاب اسلامی است که آن را بزرگترین انقلاب ضد امپریالستی و نظام سلطه در قرن حاضر می دانند. و ادیشمندان منصف جهان تاثیرات آن را در تحول تاریخ معجزه گر می دانند!!!. و همه می دانیم باطن نظام سلطه مدرنیته و اومانیست است که اوج تاسی به آن به نیهلیسیم منجر می شود.
و انقلاب اسلامی با عبور از “مدرنتیه” و گذز از “نیهلیسم” “اومانیست” را هم به چالش جدی کشیده است.
?بنابر این باید به ایشان عرض کرد چطور توقع داری مردم شما را به عنوان فیلسوفی توجه کنند که با انکار “انقلاب اسلامی” از حقیقت به صحنه امده غفلت نموده به “مدرنیته” و “نیهیلیسم” پناه برده ای؟!!!
?حال آنکه از ایشان باید سوال کرد در جهان و خود غرب، چه میزان از ماهیت جنبش وال استریت و اعتراضات عظیم و فراگیر و سپس خشونت های بی سابقه برای سرکوب کردن این اعتراضات در بطن “مدرنتیه” آگاهی دارید؟ چه میزان از رشد فزاینده اسلام در اروپا و امریکا و محبوبیت “امام خمینی رحمه الله علیه” و “انقلاب اسلامی” در بین نومسلمانان و اظهار نگرانی رهبران غرب از این پدیده آگاهی دارید؟!! آقای عبدالکریمی ایراد گرفته اند که چطورمدافعان “انقلاب اسلامی” هیچ التفاتی به بسط “سکولاریسم” و “نیهیلیسم” و بی متافیزیک شدن اخلاق در جامعه ایران، عالم اسلام و به تبع آن، جامعه جهانی ندارند و گرایشات ایدئولوژیک، چندان بر چشمانشان حجاب افکنده است که ضعف سنت تاریخی در جامعه ما را که به نهایی ترین مراحل ضعف خویش رسیده و هر روز نیز ضعیف و ضعیف تر می گردد به منزله تجدید حیات دینی در جهان تلقی کرده و متاسفانه به تمامی جنایات، زشتی ها، بحران ها، بی خانمانی ها و آوارگی هایی که ملل مسلمان را در برگرفته است، چشم فروبسته اند.
?جای تاسف دارد که “جناب عبدالکریمی” دیگران را مکرر به صدور ادعانامه و رجز خوانی سیاسی متهم کرده است، ولی خود بیش از هر کس در صدور ادعانامه و سخنان بی مبنا پیشتاز است.و دریغ از حتی یک استدلال فلسفی بر این ادعاها.
?براستی چه کسی چشمانش را به گرایش بشر به دین، مذهب، معنویت و عدالت از آموزه های ادیان آسمانی در سطح جهانی به تاسی از انقلاب اسلامی بسته است؟!!!مدافعان انقلاب اسلامی یا اقای عبد الکریمی و امثال ایشون؟!!!
☝️باید سوال کرد چه کسانی امروز به اسم واقع گرایی، تعامل با دنیا، شعار برد برد بدون استدلال فلسفی و علمی آرمان های انقلابی اسلامی ملت ایران را در سیبل دشمن قرار داده و می دهند. تا بلکه این ملت انقلابی و اسلامی زودتر و راحت تر از سوی نظام سلطه بلعیده شده ایستادگی در مقابل نظام سلطه را به سازش تبدیل نماید وملل اسلامی را که از تحقق انقلاب اسلامی متوجه هویت مسخ شده خویش شده اند را تا قرن ها از استیفای حقوق مسلم خود محروم گرداند؟

?کسانی در این سی ونه سال ضمن ساختن دیوی صد شاخ و شکست ناپذیر از غرب و امریکا، مستمرا مردم ایران را به تسلیم در برابر نظام سلطه و فراموش کردن هویت ملی و دینی خود ترغیب کرده اند!!!.کسانی به اسم مقابله با استبداد، تن دادن به شدیدترین استبداد ها از سوی ملت ایران را تئوریزه کرده و می کنند؟ این هجمه ها بیانگر تقابل سخت و به چالش کشیدن مدرنیته توسط انقلاب اسلامی و عبور از آن نیست؟!!!
☝️این گروه بدلیل عدم درک درست از حقیقت انقلاب اسلامی برای هویت بخشی خویش به غرب و نظام سلطه به جای انقلاب اسلامی پناه برده اند.
?بر خلاف شهید بزرگوار محسن ححجی که به انقلاب اسلامی پناه آورد و با سن کم تذکر تنها راه نجات بشر پناه آوردن به انقلاب اسلامی است را احیاء و سر دست گرفت.و مدعیانی را به دادگاه وجدانها به سلاخی کشید وخود ابدی شد .

ادامه دارد??????

#انقلاب_اسلامی
#مدرنیته
#نظام_سلطه
#شهید
#حقیقت
#فلسفه
#سفسطه
https://t.me/joinchat/AAAAAEP1U2xwTnCLnSg-EA

این خبر را به اشتراک بگذارید :