Print Friendly, PDF & Email

در کتابى خوانده ‏ام که جناب آصف علیه السلام به اسم مبارک «یا حى یا قیوم» تخت بلقیس را به طرفه العین از یمن به شام نزد حضرت سلیمان نبیّ صلوات الله علیه حاضر کرده است، از نکته ۴۷۹ هزار و یک نکته دانسته مى ‏شود که «یا حىّ یا قیوم» اسم اعظم الهى است. ولکن باید توجه داشت که به قول حافظ:
گر انگشت سلیمانى نباشد             چه خاصیت دهد نقش نگینى‏
از افادات جناب استاد عزیز ما علامه بزرگوار حاج میرزا ابو الحسن شعرانى به قلم مبارکش در این مقام این‏که:
اسم اعظم لفظ نیست بلکه سایر اسماء نیز، و آنچه ما بر زبان مى ‏آوریم اسم الاسم است به روایت کافى. و دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعى در اسم فانى شود، و چون فانى در آن شد خاصیّت اسم در او ظاهر گردد و دعا مستجاب گردد. و در دعاى سمات است: «باسمک الذى اذا دعیت به على مغالق ابواب السماء للفتح بالرحمه انفحت» الى غیر ذلک. و اسم اعظم داراى خاصیت همه اسماء است که أئمه- علیهم السلام- وقتى بدان اسم خدا را مى‏ خواندند و بدان متحقق مى ‏شدند هر معجزه اظهار مى‏ کردند از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت، و همان مى‏ شد که مى‏ خواستند، و آن از اسرار امامت بود که کیفیت آن بر ما مجهول است و إنیّت آن معلوم، زیرا که ما نسبت به حقیقت ولایت چنانیم که عامى نسبت به معنى اجتهاد، و همچنان که تعریف اجتهاد براى عوام ممکن نیست ولایت براى ما همچنان است. انتهى کلامه قدّس سرّه الشریف.
بدان که سخن در کمال تأثیر است وگرنه هریک از اسماء لفظى و کتبى و ذهنى را که مرآت و حاکى خارجى ‏اند در عالم خودش و در حدّ خودش احکامى خاص و تأثیراتى است به تفصیلى که در نثر الدّرارى على نظم اللآلى (ص ۹۳- ۱۰۳ ط ۱)، و در انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه بیان کرده ‏ایم.

برگرفته شده از tajaliazam.blog.ir

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی