Print Friendly, PDF & Email

 

وظیفه دانشگاه چیست؟ اگر بخواهیم مفاهیمی که از دین استخراج می شوند، جامه عمل به تن کنند و رنگ عینیت به خود بگیرند و تحقق بپذیریند، باید از کانال علم بگذرند و سامان دادن این فرایند بر عهده دانشگاه است. دانشگاه در این مسیر دو وظیفه دارد: یکی تولید علم و دیگری، ارائه برنامه. دانشگاه باید همراه تولید علوم دیگر، علم برنامه ریزی نیز تولید و توزیع کند. البته طبعا جای مصرفش در حکومت و جامعه است. اینکه ما با چه عواملی در دانشگاه روبه رو هستیم که مانع تحقق تمدن اسلامی است، بحث مفصلی را می طلبد. خلاصه این که دانشگاه باید بتواند روش و متدلوژی تاسیس کند و بر اساس آن، مفاهیم دینی و ارزشی را به میدان کاربرد بیاورد. علمی که محصول این دانشگاه است، باید راهکارهای تحقق مفاهیم دینی و ارزشی را ارائه کند. اگر احکام عمل، که محصول حوزه علمیه است، بخواهد در جامعه تحقق پیدا بکند، نیاز به راهکارهای علمی دارد. این که می گوییم علم باید با مفاهیم ارزشی و احکام عمل ارتباط بیابد، به این معنا نیست که دانشگاه فقط علم اخلاق تولید بکند و علوم تجربی و پایه را کنار بگذارد و به این معنا نیست که بگوییم فقط علم اخلاق باید با مفاهیم ارزشی ارتباط داشته باشد. نه؛ بلکه ما می خواهیم مجموعه ای را ارائه بدهیم که هم روان شناسی دارد، هم جامعه شناسی دارد و هم علوم پایه. شما نمی توانید جامعه را چند قسمت کنید و بگویید این قسمتش مربوط به علوم انسانی است و این قسمتش مربوط به صنعت و پایه. زیرا در همان قسمتی که علوم انسانی جریان پیدا می کند، علوم ریاضی هم دخیل است و می آید و حرف می زند و کار می کند و بستر می سازد. جامعه مانند پیکر انسان است که همه اجزائش باهم ارتباط دارند. همه ابعادش با هم مرتبط اند. این طور نیست که شما بتوانید اخلاق یک فرد را تغییر دهید، ولی کاری به الگوی غذایی او نداشته باشید. غذا خوردن او هم در اخلاقش اثر

[۱۲۰]

دارد، تعامل او در جامعه با افراد دیگر هم در اخلاقش اثر دارد. انسان در جامعه ابعاد مختلفی دارد و این ابعاد مرتبط با هم و در تعامل با هم هستند؛ یعنی یک سیستم درست می کنند، یک نظام می سازند. اگر جایگاه یک مفهوم ارزشی در این سیستم تغییر کند، در تک تک اجزای مجموعه اثر می گذارد. مجموعه، کلا متحول و متغیر می شود. ما هم نیاز به روان شناختی رایج داریم و هم جامعه شناختی و هم علوم انسانی و علوم تجربی و حتی فیزیک و شیمی، که شما آنها را در دانشگاه علوم پایه می خوانید. ریاضیات نیز به عنوان شاخه ای از علوم پایه، بریده از سایر علوم نیست. یک عضو از سیستم است. یک عضو برای مجموعه ای بزرگ تر است که کل مجموعه روی هم رفته یک پیام دارد. شما نمی توانید ریاضیات را از فیزیک جدا کنید، نمی توانید فیزیک را از شیمی جدا کنید؛ همان طور که نمی توانید علوم پایه را از علوم انسانی جدا کنید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی