Print Friendly, PDF & Email

وقتی فرهنگ ابوسفیان در جامعه اسلامی حاکم شود ،مردم در امور فردی مسلمان ،و در مقیاس نظام خانواده یا سبک زندگی ،نظام اجتماعی و نظام حاکمیتی در بعد فرهنگی ،اقتصادی وسیاسی، در بستر تمدن جاهلی ابوسفیانی می باشند. و چیزی که تقویت می شود ،فرهنگ جاهلی در قالب تمدن بر محور روح ابوسفیانی است،و به تعبیر بهتر در فرهنگ مدرن ابو سفیانی ، شاخصه های جاهلیت از قبیل بت پرستی در شکل و شمایل دست سازهای انسانی به ظاهر حرفی در میان نیست. اما روح بت پرستی که انسان را برده حاکمان غیر توحیدی در برده کشی می برد، در شکل نفس پرستی و حاکمیت نفس اماره در بعد فردی اجتماعی و حاکمیتی ظهور و بروز می کند.

فرهنگ جاهلی مدرن ابوسفیانی فرهنگی است که روح سلطه گری روح اشراف گری تبختر، غرور ،برتری طلبی ،علو، خودخواهی و نفس پرستی و حاکمیت و مشروعیت بخشی به نفس اماره بشر را در باطن دارد.

در این فرهنگ انسان به ظاهر بت دست ساز خویش را نمی پرست و او دیگر دلخوش است که بت پرست نیست و از تمدن و تکنولوژی مدرنیته برخوردار است و به ظاهر نماز می خواند و حج می رود و خبر از شلاق بر جسم و جانش نیست.

اما در باطن در حاکمیت فرهنگی است که از انسانیت او فقط ظاهر عبادت به او داده شده .و نمی داند آنچه پرستش می شود نفس اماره است که دیروز تاریخ به نام “لات وعزی” پرستیده می شد.اما امروز که مدرن شده و سبک زندگی اش را فرهنگ مدرنیته فرا گرفته خودش را می پرستد.غفلت از این نکته که روح انسان با پرستش خدای قادر متعال حکیم علی الاطلاق به کمال و بی نهایت سیر خواهد کرد و در این رهگذر به لاینتاهی متصل می شود.و فرهنگ مدرن ابوسفیانی ادامه همان فرهنگ جاهلیت است که شکل و لباس عوض کرده است.

 

در ادامه این فرهنگ و حاکمیت و پرستش نفس اماره ،غفلت ازفرهنگ  تمدن ساز غدیر و کربلاء و در این عصر انقلاب اسلامی نه تنها آدمی را به ساحت قدسی انسانیت که به لسان قرآن خلیفه اللهی را در باطن دارد، به صحنه نخواهد آمد و انقطاع بین زمین آسمان را در پی خواهد داشت ، که از برکات واسطه های ربوبی و قدسی در قالب انسان کامل به عنوان امامان معصوم علیهم السلام خبری نیست یا در پرده حجاب مستور خواهد ماند.

و فلسفه فرهنگ “واقعه غدیر” ،”صحنه خونین کربلاء” و وقوع “انقلاب اسلامی” برای یاد اوری و به صحنه آوردن فرهنگی است که کرامت انسان، ارزش و جایگاه انسان در نظام تکوین و تشریع ،مبداء و معاد انسان ،ابدی و خلیفه اللهی  بودن انسان است.

در نتیجه غلفت از حقیقت و ذات انقلاب اسلامی و غفلت از اهداف انقلاب اسلامی ،غفلت از حقیقت انسان و انسانیت است وهرانسانی به اندازه ای که از عفلت و حجاب نفس اماره خارج شود شود به همان اندازه به حقیقت انقلاب که حقیقت خویش است خواهد رسید.اینجاست که آدم راه یافته به حقیقت خود که نور انقلاب اسلامی است به اندازه شناختش از انقلاب و حقیقت خویش و برون رفتش از پرستش و ظلمت نفس اماره دغدغه مند می شود و فدایی انقلاب اسلامی،و غرور ،تبختر، قدرت و فزون طلبی نفس ،

پرستی ،طلبکاری ،منت گذاری و….در قاموسش رخت بر می بندد مثل فرماندهان شهید و شهداء دفاع مقدس،هر چه بیشتر سختی می کشیدند بیشتر عاشق می شدند و بیشتر خاموش و بی ادعاء.

مردان بی ادعاء هرگز خود را ذخیره انقلاب برای چاپیدن و تبختر و غرور در برابر ملت شریف ایران و ذلت در مقابل شیطان بزرگ و اکبر نمی دانستند.

مردان بی ادعای تلاش گر بی وفقه هرگزاشرافیت در برابر فقراء و پابرهنگان را و وادادگی در مقابل استکبار خون خوارو بی رحم را با لفظ تحریمهای بیرحمانه در عوض تحریمهای ظالمانه و خائنانه را بکارنمی بردند.

مردان بی ادعاء کارتون خوابهای جامعه اسلامی را با اجبار بی توجهی به معیشت مردم ،با تضمین امنیت نفوذی های داخلی و خارجی قبر خواه نمی کردند.

. خیلی حرفهای دیگه……و در یک کلمه مردان بی ادعاء در صدد سر دست گرفتن نام خداوند متعال در سراسر گتیی بودند.نه سر دست گرفتن امریکا و انگلیس خبیث آنهم ذلیلانه و….

والسلام

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


 قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی